عملكرد سازمان ملل در جنگ تحميلي

نامه الکترونیک چاپ PDF

همواره سخن از برخوردِ ناعادلانه شوراي امنيت، دبيرکل (دبيرخانه) و مجمع عمومي سازمان ملل متحد در فرآيند جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي‌رود، اما جزئيات اين برخورد، کمتر مطرح شده است. از اين رو، مقاله حاضر در پي طرح جزئيات مواضع سه رکن مهم سازمان ملل متحد در قبال جنگ عراق عليه ايران است.اطلاع از اين جزئيات، تحليل صحيح‌تري را درباره چرايي اتخاذ مواضعي ناعادلانه از سوي ارکان سازمان ملل متحد در جنگ هشت ساله ايران و عراق (جنگ اول خليج فارس)، و هم جنگ دوم خليج فارس (حمله عراق به کويت و حمله آمريکا و متحدانش به عراق) به دست مي‌دهد.



مقدمه

سازمان ملل متحد در جنگ عراق عليه ايران، به زعم خويش در جهت انجام وظيفه اصلي‌اش؛ يعني محفوظ داشتن نسل‌هاي آينده از خطر و بلاي جنگ، حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و جلوگيري از تهديدات عليه صلح، به اتخاذ و اجراي تصميم‌هاي متعدد مبادرت ورزيد.2 با نگاهي به مجموعه فعاليت‌هاي سازمان ملل که در اين رابطه به عمل آورده است، به وضوح آشکار مي‌شود که شوراي امنيت، دبيرکل3 و مجمع عمومي، تلاش‌هاي زيادي مبذول داشتند.4 اگرچه تلاش‌هاي اين سه رکن سازمان ملل متحد، جدا از هم اتخاذ مي‌شد، ولي به علت پيوندهاي تشکيلاتي و يکسان بودن شرايط حاکم بر سه رکن، تفاوت چنداني در سياست‌هاي آنها ديده نمي‌شود. همچنين، اين فعاليت‌ها با تأثير از شرايط موجود منطقه‌اي و جهاني، از فراز و نشيب‌هاي فراواني برخوردار بود.5 ولي در هر صورت، زمينه‌هاي پذيرش قطعنامه از سوي دو دولت عراق و ايران، پس از هشت سال جنگ را فراهم آورد. اينک مهمترين فعاليت‌هاي اين سه رکن سازمان ملل را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي‌دهيم:

الف) شوراي امنيت سازمان ملل متحد و جنگ عراق عليه ايران

شوراي امنيت سازمان ملل متحد، يک روز پس از حمله سراسري عراق عليه ايران، اولين اقدامش را در قبال جنگ، با صدور بيانيه 23 سپتامبر 1980(1 مهر 1359) به انجام رسانيد و 5 روز بعد از آن، نخستين قطعنامه خود را صادر کرد.6 اين روند با صدور هشت قطعنامه و بيش از 15 بيانيه ديگر ادامه يافت. عمده اين قطعنامه‌ها و بيانيه‌ها، صرفاً جنبه توصيه داشت،7 ولي قطعنامه 598 يک استثنا در اين مورد است؛ زيرا اين قطعنامه، يک تصميم با پيشنهادهاي اجرايي براي پايان دادن به جنگ 2887 روزه عراق عليه ايران به شمار مي‌رود. 

جزئيات مواضع شوراي امنيت 

1ـ در پي درخواست مکتوب 23 سپتامبر 1980 

(1 مهر 1359) دبيرکل، شوراي امنيت ضمن مشورت با اعضا، اولين موضع‌گيري خود در مورد جنگ ايران و عراق را تحت عنوان بيانيه اعلام مي‌دارد و طي آن، نگراني عميق خود را از گسترش احتمالي اين برخورد8 ابراز داشته و از طرفين خواست از هرگونه اقدامي که منجر به وخيم‌تر شدن اوضاع مي‌شود، خودداري نمايند و... اختلافات خود را از طريق راه‌هاي مسالمت‌آميز حل و فصل کنند. همچنين از پيشنهاد و به کارگيري «مساعي جميله»9 که از سوي دبير کل براي پايان دادن به جنگ مطرح شده، حمايت کرد.10

شوراي امنيت به دنبال تقاضاي 25 سپتامبر 1980 (3 مهر 1359) دبيرکل، در 26 و 28 سپتامبر(4 و 6 مهر)تشکيل جلسه داد و نخستين قطعنامه خود را به اتفاق آرا و در جلسه شماره 2248، تحت عنوان قطعنامه 479 به تصويب رساند. اين قطعنامه داراي 5 ماده بود و موضوع جنگ را تحت عنوان وضعيت ميان ايران و عراق، مورد بررسي قرار داد. در اين قطعنامه، ضمن يادآوري تعهد کشورهاي عضو به حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات و عدم توسل به زور و مسئوليت شوراي امنيت در حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و با ابراز تأسف عميق از وضعيت رو به گسترش بين ايران و عراق، از طرفين خواست که از به کار بردن بيشتر زور خودداري نموده و اختلاف خود را از طريق مسالمت‌آميز حل نمايند و هم از هرگونه پيشنهاد مناسبي که مي‌تواند منجر به صلح شود، استقبال کنند.

همچنين از عموم کشورها تقاضا کرد که از هرگونه اقدامي که منجر به تشديد منازعه مي‌شود، بپرهيزند. در ضمن، از کوشش‌هاي دبيرکل و مجدداً از پيشنهادش در مورد به کارگيري «مساعي جميله» براي حل وضعيت موجود بين ايران و عراق پشتيباني کرد و از وي خواست نتايج اقدام‌هاي خود را ظرف مدت 48 ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد. در پايان جلسه، رئيس تونسي شوراي امنيت،11 منازعه بين ايران و عراق را يک تهديد واقعي براي صلح و امنيت بين‌المللي قلمداد نمود.12 در فاصله 15 تا 29 اکتبر 1980 (22 مهر تا 16 آبان 1359) شوراي امنيت 5 جلسه ديگر در مورد جنگ تشکيل داد که هيچ يک منجر به صدور قطعنامه يا بيانيه‌اي نگرديد. در جلسه 15 اکتبر، «سعدون حمادي» وزير امور خارجه عراق و در جلسه 17 اکتبر، محمدعلي رجايي، نخست‌وزير وقت ايران13، به تفصيل، نقطه نظرات دولت‌هاي خويش در مورد ريشه‌هاي جنگ ايران و عراق را مطرح نمودند.14

سرانجام، شوراي امنيت پس از بررسي‌هاي لازم در 5 نوامبر 1980 (14 آبان 1359) بيانيه‌اي صادر کرد و از تلاش‌هاي دبيرکل و پيشنهاد او مبني بر تعيين و اعزام نماينده‌اي جهت مذاکره با دو دولت ايران و عراق حمايت کرد15 و از دبير کل خواست نتيجه اقدام‌هاي خود را در اين مورد، به اطلاع شوراي امنيت برساند.

2ـ شوراي امنيت، پس از صدور بيانيه 5 نوامبر 1980 (14 آبان 1359) در يک سکوت سنگين فرو رفت تا سرانجام پس از 21 ماه و 15 روز، يعني در 12 ژوئن 1982 (21 تير 1361) در جلسه 2383 خود، قطعنامه 514 را درباره جنگ صادر کرد. 16 جلسه شورا به خواست کشور اردن و حمايت آمريکا تشکيل گرديد17 و به اتفاق آرا، قطعنامه مزبور را به تصويب رساند. در اين قطعنامه، ضمن ابراز نگراني از ادامه وضعيت ميان ايران و عراق،18 خسارات مادي و معنوي ناشي از آن، از اين جنگ به عنوان تهديدي که متوجه صلح کرده، ياد نموده است. از نکات جديدي که در اين قطعنامه آمده است، مي‌توان به يادآوري قطعنامه 479 و بيانيه5 نوامبر 1980 (14آبان 1359) شورا و توجه به کوشش‌هاي ميانجي‌گري دبيرکل، جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامي اشاره کرد و همچنين خواستار آتش‌بس و خاتمه فوري تمامي عمليات نظامي، عقب‌نشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بين‌المللي، هماهنگي بين کوشش‌هاي ميانجي‌گري تحت نظارت دبيرکل براي حصول به يک راه‌حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه متکي به اصول منشور ملل متحد و اصول روابط بين‌المللي19 قابل قبول براي طرفين و پرهيز تمامي کشورها از اقدام‌هاي تشديد کننده منازعه گرديد و تصميم خود مبني بر اعزام گروهي از ناظران سازمان ملل متحد براي تأييد، تحکيم و نظارت بر آتش بس و عقب‌نشيني نيروها را اعلام کرد. در 15 ژوئيه 1982 (24 تير 1361) رئيس شوراي امنيت به نمايندگي از اعضا، بيانيه‌اي را منتشر ساخت و در آن، نگراني شوراي امنيت از اجرا نشدن قطعنامه 514 را مطرح کرد و در ضمن، خواستار حل مسالمت‌آميز منازعه ايران و عراق شد. اين بيانيه هم مورد قبول ايران قرار نگرفت. 

متعاقب آن و براساس تقاضاي مورخ1 اکتبر 1982 (9 مهر 1361) نماينده عراق در سازمان ملل متحد، شوراي امنيت تشکيل جلسه داد20 و قطعنامه 522 را در جلسه 2399، که در4 اکتبر 1982 (12 مهر 1361) برگزار شد، به اتفاق آرا به تصويب رساند. در اين قطعنامه همانند قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاي قبلي، ابتدا به ابراز تأسف از ادامه مناقشه و خسارات سنگين انساني و تهديدي را که اين مناقشه متوجه صلح و امنيت بين‌المللي کرده و هم به تأييد و تأکيد بر قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاي گذشته و گزارش 15 جولاي 1982(24 تير1361)21 پرداخت. آن گاه، خواستار آتش‌بس فوري و خاتمه عمليات جنگي و بازگشت نيروهاي نظامي به مرزهاي شناخته شده بين‌المللي گرديد و به صورت تلويحي از اقدام عراق در پذيرش قطعنامه استقبال و از طرف ديگر؛ يعني ايران خواست که به اقدام مشابه دست زند.22 به علاوه، شورا که بر اجراي بدون تأخير تصميم خويش مبني بر اعزام گروه ناظران سازمان ملل متحد و لزوم ادامه کوشش‌هاي ميانجي گرانه تأکيد ورزيد، مجدداً از کشورها خواست از اقدام‌هايي که باعث طولاني شدن جنگ مي‌شود، پرهيز نمايند و زمينه تسهيل اجراي قطعنامه را فراهم آورند. 

همچنين، از دبيرکل تقاضا کرد که ظرف مدت 72 ساعت، گزارش خود را در اجراي اين قطعنامه تسليم شورا کند.

ادامه دارد



پاورقي‌ها:

1ـ عضو هيأت علمي پژوهشــي پژوهشـکده تحقيقات اسلامي، محقق و مدرس دانشگاه.

2ـ اشاره به مقدمه و تبصره يک ماده يک منشور ملل متحد است که وظايف خود را جزو اصلي‌ترين وظايف سازمان ملل متحد ذکر کرده است.

3ـ اصولاً با مراجعه به مواردي از منشور ملل متحد (مانند 11، 24، 99) که وظايف عمده سه رکن مزبور را بيان داشته است در مي‌يابيم که شوراي امنيت، دبيرکل و مجمع عمومي نسبت به ساير ارکان، در ارتباط بيشتر با حفظ صلح و امنيت بين‌المللي قرار دارند، و به همين جهت نقش اين سه رکن در جنگ عراق عليه ايران چشمگيرتر بود.

4ـ دبيرخانه از ارکان اصلي سازمان ملل متحد است، نه دبير کل. اما دبيرکل در رأس دبيرخانه قرار دارد و اوست که در تمام جلسات شوراي امنيت و مجمع عمومي شرکت مي‌کند و هر مأموريتي را که ازطرف ارکان مزبور به وي واگذارشود، انجام مي‌دهد.

5ـ نسرين مصفا و ديگران، تجاوز عراق به ايران و موضعگيري سازمان ملل متحد انتشارات مرکز مطالعات عالي بين‌المللي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، 1366، صص 8381.

6ـ قطعنامـه (res solution) با بيانيه (staement) متفاوت است. قطعنامه بر خلاف بيانيه، با رأي‌گيري صادر مي‌شود و از اعتبار و ضمانت اجراي بيشتري برخوردار است، و همچنين قطعنامه، تصميم رسمي تلقي مي‌شود که متعاقب جلسه رسمي صادر مي‌گردد.

7ـ همان، صص 93 91.

8ـ شوراي امنيت، جنگ ايران و عراق را تجاوز تلقي نکرد، بلکه آن را تحت عنوان برخورد و منازعه که به درگيريهاي پايين‌تر از تجاوز اطلاق مي‌شود، ياد کرد. اين رويه در قطعنامه و بيانيه‌هاي بعدي شوراي امنيت تکرار شد.

9ـ مساعي جميله يکي از راههاي حل و فصل مسالمت‌آميز اختلافات است که برخلاف ميانجيگري، به صورت پشت پرده توسط شخص يا دولت ثالث انجام مي‌گيرد.

10ـ محمدحسين جمشيدي و ديگران، سازمانهاي بين‌المللي و جنگ ايران و عراق، انتشارات دانشگاه امام حسين عليه‌السلام، تهران، 1374، صص 8988.

11ـ منوچهر پارسادوست، نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ايران، انتشارات شرکت سهامي انتشار، تهران، 1371، ص 68.

12ـ اين قطعنامه همانند ساير قطعنامه‌هاي شوراي امنيت، از سوي ايران، به خلاف عراق رد شد. ايران فقط قطعنامه 598 را ابتدائا به صورت «نه رد و نه قبول» پاسخ داد و سپس آن را پذيرفت.

13ـ طبق عرف بين‌المللي در جلسات شوراي امنيت، وزراي خارجه کشورها در صورت لزوم شرکت مي‌کنند، ولي چون در اين زمان ايران به علت اختلافات موجود بين بني‌صدر (رئيس‌جمهور) و شهيد رجايي (نخست وزير) فاقد وزير امور خارجه بود، بنابراين، نخست وزير ايران در جلسه شوراي امنيت شرکت مي‌کند. ايران بعد از اين جلسه شورا، ديگر در جلسات آن شرکت نکرد.

14ـ همان، ص 206 169.

15ـ دبير کل، اولاف پالمه نخست وزير اسبق سوئد را به عنوان نماينده خويش به ايران و عراق فرستاد، پالمه تا قبل از تصويب قطعنامه 514 شوراي امنيت، در سمت نماينده دبيرکل باقي ماند.

16ـ مهمترين علت اين عکس‌العمل جديد شوراي امنيت را پيروزي قواي ايران در عمليات بيت‌المقدس که منجر به بازپس‌گيري خرمشهر گرديد، دانسته‌اند.

17ـ محمدحسين جمشيدي و ديگران، پيشين، ص 90.

18ـ اگرچه آن چه بين ايران و عراق روي داد، جنگ بود و از ويژگي‌هاي تعريف جنگ برخوردار است، ولي چون در اين قسمت مقاله حاضر نقطه نظرات سازمان ملل متحد درباره جنگ مطرح مي‌شود، الفاظي که آنان در اين رابطه استفاده کرده‌اند، آورده مي‌شود.

19ـ پاره‌اي از اين اصول عبارتند از: احترام به حاکميت، استقلال و تماميت ارضي، عدم مداخله در امور داخلي يکديگر، حسن همجواري، تساوي کشورها و مانند آن.

20ـ منوچهر پارسادوست، پيشين، ص 90.

21ـ اين گزارش حاکي از اعلام موضع موافق عراق و موضع مخالف ايران در قبال قطعنامه 514 بوده، و علت مخالفت ايران آن بود که همواره دولت ايران بر اساس مفاد منشور سازمان ملل و قطعنامه تعريف تجاوز، خواهان تعيين متجاوز بود در حالي که تمامي قطعنامه‌هاي صادره غير از قطعنامه 598 فاقد چنين روحي است و يا حتي از تعيين مکانيسمي براي تعيين تجاوز، در آن وجود نداشت.

22ـ محمدحسين جمشيدي و ديگران، پيشين، ص 493.

منبع: روزنامه اطلاعات

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir