صفحه علی شمخانی

نامه الکترونیک چاپ PDF

توان ایران در تجهیزو آموزش ارتش عراق/ آمریکا درحال "نمایش بقا" در عراق

رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی نیروهای مسلح با بیان اینکه آموزش و تجهیز ارتش عراق از سوی ایران مبتنی بر درخواست عراقی‌هاست، گفت: ایران از نظر توانمندی تولید تجهیزات و بکارگیری تاکتیکی تجهیزات و انتقال آموزش استفاده از این تجهیزات به نیروی انسانی، توانی فراتر از توانمندی کشورهای منطقه دارد.

امیر دریابان علی شمخانی وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در گفتگو با خبرنگار مهر، درپاسخ به این پرسش که توجه به اینکه آموزش نظامی وتجهیزارتش عراق جزء توافقنامه امنیتی آمریکا و عراق است، آیا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آمادگی وتوانایی آموزش و تجهیز ارتش عراق را دارند تا بدینوسیله آمریکائیها بهانه ای برای ماندن در عراق نداشته باشند؟، گفت: طبیعتا کشوری که به عراقیها سلاح و تجهیزات نظامی می فروشد باید به ارتش این کشور آموزش استفاده از این جنگ افزارها را بدهد مثلا وقتی عراقیها هواپیمای جنگنده "اف-16" را از آمریکائیها می خرند به تبع باید آموزش استفاده از آن هم را از آمریکائیها بگیرند نه جای دیگر.

وی افزود: آمریکائیها برخلاف میل و با شدت گیری اختلافات درونی خود عراق را خالی کرده اند اما اگر آنها می خواهند نمایش بقا در عراق را اجرا کنند مشکلی نیست این کار را انجام دهند.

رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: آموزش و تجهیز ارتش عراق مبتنی بر درخواست عراقیهاست چون نمی توان کسی را وادار کرد که سلاح و تجهیزات از فروشنده خاصی بخرد با این وجود ایران از نظر توانمندی تولید تجهیزات، بکارگیری تاکتیکی تجهیزات و انتقال آموزش استفاده از این تجهیزات به نیروی انسانی توانمندی فراتر از توانمندی کشورهای منطقه دارد.

دو مقام رسمی آمریکایی محاکمه نخواهند شد

وی در ادامه در خصوص اجرایی شدن محاکمه دو تن از مقامات رسمی سابق ایالات متحده آمریکا که چندی پیش در کنگره آمریکا برخی از فرماندهان سپاه را صراحتا تهدید به ترورکردند در مجامع حقوقی بین المللی گفت: اگر فلسطینی ها توانستند از شورای امنیت سازمان ملل مصوبه یک کشور مستقل فلسطینی را بگیرند مجامع حقوقی جهانی هم به این نوع گستاخی ها پاسخ حقوقی خواهند داد.

شمخانی همچنین در بیان ارزیابی استراتژی که اخیرا فرمانده معظم کل قوا مبنی بر اعمال "تهدید در برابر تهدید" عنوان کردند، گفت: بیان این استراتژی توسط مقام معظم رهبری دلیلی بر وضع جاری دارد.

 

-----------------------------------

 

 

اختتیامیه دوازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس

علی شمخانی در مراسم اختتامیه دوازدهمين جشنواره انتخاب كتاب سال دفاع مقدس گفت: چرا ما نمی توانیم آنچه را که در 8 سال دفاع

مقدس به شکل ملموس و عینی توسط ملت ایران در قبال بزرگترین تهاجم و متمکن ترین مهاجم از نظر پشتوانه اقتصادی و سیاسی و استفاده از تجهیزات متعارف و غیر متعارف داشته ایم را که در آن تنوع موضوع و حادثه به تعداد ثانیه های دفاع مقدس بوده است در یک مسیر رو به تعالی به لحاظ کیفی عنوان کنیم و این در حالی است که ما پشتوانه غنی همچون فرمانده معظم کل قوا را نیز که فرموده اند« من می توانم حتی برای شما کتاب بفروشم» داشته ایم.

وی تاکید کرد: به طور قطع باید این علت را در درون حستجو کنیم . چرا کتاب «دا» در مدت زمان کوتاهی به 8 بار تجدید چاپ رسیده است. کتاب « دا» کتاب قطوری است که نیازمند حداقل 48 ساعت زمان مداوم برای مطالعه است .این امر نشان می دهد اگر مخاطب را خوب شناسایی کنیم مخاطبان زیادی وجود دارند.

به گفته شمخانی باید مطابق میل و سلیقه مخاطبان مطالب انعکاس پیدا کند نه با غلو و رویاپردازی . جنگ ملت ایران ابعاد مختلفی دارد که در هر بعد آن می توان کتاب های بسیاری نوشت. نه یک حادثه یا روزشمار تاریخ و شهر آزاد شده، بلکه از نظام کاشت گوجه فرنگی در جزیره مینو در هنگام اشغال خرمشهر تا آخرین بمباران شیمیایی در حلبچه می توان سناریو نوشت و آن را پرورش داد.
وی ادامه داد:افراد جنگ آدم های عادی، زمینی، خاکی و غیرملکوتی بودند اما نفس بزرگ حضرت امام از آنها آدم هایی ساخت که آن عملیات ها را شکل دادند. ما باید چاره ای بیاندیشیم و البته در ابتدا باید قبول کنیم مسیر کمی و کیفی ما کاهنده است و این کاهندگی ناشی از توطئه نیست بلکه ضعف است. باید قبول کنبم منبع بزرگی داریم.باید با این منبع طوری برخورد کنیم که از آن محصولی بیرون بیاید که نه آه رابلکه تقلید و پیروی را همراه داشته باشد.

به گفته شمخانی این امر فقط در صحنه ادبیات نیست . ما نمی توانیم زیباترین فضای روزهای آغازین نبرد را در«دا » ترسیم کنیم اما همزمان با آن در آبادان و خرمشهر نمادهای حیات را به قبل از جنگ بازنگردانیم.نماد اقتصادی، ساخت و ساز شهری و... اگر به قبل از جنگ بازنگردد برای جوانان تبدیل به نماد نفرت می شود.

وی تاکید کرد: امروز می توانيم از تحریفات جنگ کتاب قطوری در بیاوریم . تحریف حتی اگر مثبت باشد برهم زننده پایداری است و فنا را تزریق می کند. ما نیازمند غلو و کم گویی نیستیم .

شمخانی خاطرنشان کرد: حیف است 8 سال دفاع مقدس را تبدیل به فرهنگ عامه مردم نسازیم. اگر هوشیار نباشیم چیزهایی که نیستیم را به ما خواهند بست و چیزهایی که هستیم را نخواهند گفت.

اهداف و برنامه های وبسایت پیشکسوت

وبسایت پیشکسوت چند ماهی است که کار خودش را در عرصه رسانه ای آغاز کرده است. امیر دریابان علی شمخانی مدیر وبسایت در گفت و گویی به اهداف

راه اندازی پیشکسوت و جزئیات و برنامه های آن اشاره کرده است که در ادامه می خوانید.

 

مهمترین اهداف شما از راه اندازی سایت پیشکسوت چه بوده است؟

پيشكسوت در فضاي مجازي مكمل جلسات محفل انس پيشكسوتان مركزي و جلسات استاني آن است و هدف آن در همان چارچوب اهداف پيشكسوتان بايد تعريف و راهبري شود تا همان طور که امام (ره) گفتند، «نگذارد كه پيشكسوتان و شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمّره خود به فراموشي سپرده شوند» و به فرموده رهبر معظم انقلاب «مبادرت به حفظ روحيه انقلابي در زمان صلح كه سخت‌تر از زمان جنگ است»، ورزد.

به طور جزئی تر اگر بخواهید اشاره کنید، قرار است در مورد چه مسائلی کار کنید؟

قسمتي از اهدافي كه مي‌توان از مجموعه رسالت پيشكوستان براي اين تلاش در نظر گرفت به شرحی است كه می گویم و  تكميل آن با پيشنهادات خيل عظيم صاحبان اصلي آن يعني رزمندگان، ميسّر است و سايت را در مسير درست‌تر قرار خواهد داد.

فرهنگ‌سازي محوري‌ترين وظيفه سايت به حساب مي‌آيد. در اين رابطه نگاه نو، رعايت امانت و عدالت تضمين كننده ماندگاري است.

دربرگيري مباحث مرتبط با جنگ، دفاع و امنيت، پهنه انعكاس تلاش‌هاي گذشته و مرتبط امروز و آينده خواهد بود.

با توجه به نقش امام در جنگ در این مورد چه برنامه ای دارید؟

ما امام محوري در جنگ را سرلوحه کارهایمان قرار داده ایم. انعكاس روزشمار فرمايشات حضرت امام (قدس سره) در طول 8 سال دفاع مقدس شاخصي است كه تعريف كننده كل صحنه اصلي سايت در هر روز است.

همچنین انعكاس اخبار فرمايشات مقام معظم رهبري استمرار بخش و پيوند دهنده‌ ديروز و امروز ما است.

شیوه پرداخت مطالب سایت در حوزه جنگ و امور مربوط به رزمندگان چیست؟

پرهيز از نگارش ژورناليستي كه خدشه به هويت مستقل انقلابي و رزمندگي و ولايتمداري پيشكوستان مي‌زند. به صحنه آوري آلام، دردها، خوشي‌ها، توفيق‌ها و دشواري‌هاي قشر غيرقابل فراموش جامعه، يعني جانبازان (قطع نخاعي و شيميايي)، خانواده شهدا، ايثارگران، رزمندگان و خانواده‌ي رزمندگان نوع نگاهی است که ما به این مسائل داریم.

فکر می کنید چه کارهای متفاوتی می توانید در این حوزه انجام دهید؟

داشتن نگاه نو درباره عزيزان مذكور در تجزيه و تحليل آماري (صنفي، استاني، سني، جنسي، شغلي) و وصيت‌نامه‌اي و خاطره‌اي و انعكاس تلاش‌هاي صورت گرفته براي تثبيت انقلاب اسلامي در جغرافياي ايران (مثلاً كردستان و سيستان و بلوچستان)، مقابله با منافقين و ساير تلاش‌ها در پهنه ميهن اسلامي می تواند جذابیت هایی برای مخاطبین سایت داشته باشد. همچنین تلاش می کنیم به بازخواني بعضي مطالب، گفته‌ها، مصاحبه‌ها، نامه‌ها، جلسات و مصوبات مسئولين عالي‌رتبه جنگ به منظور مستندسازي و واقعي‌سازي انعكاس صحنه‌هاي نبرد بپردازیم.

و در مورد مقوله جنگ در سایر کشورها چه برنامه هایی دارید؟

قصد داریم تجارب جهاني ملت‌هاي داراي سابقه و تجرب جنگ را در سایت منعکس کنیم و از زوایای گوناگون آنها را مورد  بحث و بررسی قرار دهیم. مثل: قوانين مربوط به پيشكسوتان (كهنه سربازان)، موزه‌هاي جنگ ديگر كشورها. پارك‌هاي يادبود جنگ ديگر كشورها و نوع ارتباط مردم با آن‌ها.

در حوزه و مباحث فرهنگی مرتبط با جبهه ها و دفاع مقدس هم وارد خواهید شد؟

بله، ذكر رويدادهاي مربوط به رزمندگان (فرهنگي ـ كتاب)، پاسداشت (مراسم)، فيلم، تئاتر، تجمعات، مناسبت‌ها. (مثلاً انعكاس روزانه روزنامه‌ها واخبار مرتبط با دفاع مقدس) جزء برنامه هایمان هستند.

آیا کارها و برنامه های ویژه ای هم برای رزمندگان دارید؟

بله، فراهم‌سازي يك شبكه اجتماعي فعال مابين رزمندگان در فضاي مجازي و نيز كمك‌گيري در توليد محتواي فوق‌الذكر از اهداف ما هستند.

در انتها به دو نکته اشاره می کنم؛  حمايت مالي از سايت تنها راه حفظ استقلال آن (همچون جلسات پيشكسوتان) به حساب مي‌آيد. براساس سياست‌هاي كلي که به آنها اشاره شد-كه قابل اصلاح و تكميل نيز هستند-  سياست‌هاي اجرائي امسال (سال90) بدين شكل خواهد بود: انعكاس و مطرح‌سازي گمنامان: به عنوان يك اقدام عدالت‌ جویانه. عمليات گمنام. سازمان‌هاي گمنام (آتش‌نشاني، پالايشگاه آبادان)  افراد گمنام (مردم باقي‌مانده در خطوط مقدم جبهه، سرداران گمنام، گمنامان سردار) و مناسبت‌هاي گمنام

----------------

جنگ و نگاهي ديگر

چرا 8 سال جنگ، را دفاع مقدس می نامیم؟ و آيا اين تقدس معنايي الوهي به جنگ مي‌دهد و از اين منظر محتواي جنگ تبديل به دژ تسخيرناپذير و دست‌نيافتني مي‌گردد؟  در اين صورت دفاع مقدسي كه نقد ناپذير است، مي‌تواند عبرت‌آموز باشد؟ مي‌تواند ماندگاري را تضمين كند و تكرار‌پذيري تجارب موفق آن و اجتناب از تجارب ناموفق را درصورت وقوع معنا ببخشد؟ يا اینکه تنها به صورت كتاب مقدسي در كتابخانه‌اي فقط براي لمس و تبرك باقي مي‌ماند. و البته هم‌رزمان موافقند كه بگويم اين بهترين شيوه‌ براي ناماندگاري است. یادداشتی از امیردریابانعلی شمخانی برای پیشکسوت.

 

جنگ، دفاع مقدس است از آن جهت كه دفاع درقبال تجاوز نامشروع عليه باورها، تاريخ، هويت و جغرافياي يك ملت آزاده بود.  ملتي كه براي مقابله با آن تجاوز همه‌جانبه و نابرابر، با تاسی از تعاليم قرآني و وحياني خويش (هل تربصون بنا الا احدي‌الحسنين) و نيز سيره و روش ائمه اطهار؛  و به‌ويژه روش «هيهات من‌الذله» امام حسين(ع) و نيز تجربه انقلاب پيروزمند خويش يعني پيروزي خون بر شمشير و با قراردادن همه اين مباني در يك راستا، وارد اين معركه تحميلي نابرابر شد و سربلند از آن بيرون آمد. اين نبرد خير و شر، هشت سال به درازا كشيد و اين مدت ركورد طولاني‌ترين جنگ حتي طولاني‌تر از جنگ جهاني دوم در قرن بيستم را رقم زد. جنگي كه جغرافياي وقوع آن، گسترده و متنوع بود و در حالي كه در طول صدها كيلومتر مرز زميني رخ داد، اما محدود به زمين نبود و هوا و دريا و شهرها را هم در بر مي‌گرفت. نظامي و غيرنظامي را مورد هدف قرار مي‌داد.

به كشتي جنگي و غيرجنگي و هواپيماهاي نظامي و غيرنظامي حمله مي‌شد. هم به تيپ و لشكر و يگان‌هاي رزمي، و هم به مناطق زندگي مردم عادي در كوچه و بازار و شهرها تهاجم مي‌شد. هم رزمندگان را در خطوط مقدم مورد هدف قرار مي‌داد و هم اسراي پاي‌بند به ارزش‌هاي خويش را در زمان اسارت توسط دشمن قدّار اعدام  مي‌كرد. در بكارگيري انواع سلاح هيچ نوع محدوديتي توسط دشمن رعايت نمي‌شد.  دشمن سلاح متعارف و نامتعارف (شيمايي ـ ميكروبي) را در اختيار داشت و بدون محدديت به‌كار مي‌گرفت و در صدد تجهيز به سلاح هسته‌اي هم بود. و در مقابل آن «سازمان رسمي و مسئول» مقابله كننده با اين تهاجم، به دلايلي که هم ناشي از پيروزي انقلاب می شد، و هم ساختار و بافت و تركيب و تجهيزاتش، به تنهايي ناكارآمد بود. سازمان‌ نوپاي سپاه پاسداران درگير در مقابله با ناامن‌كنندگان انقلاب در شهرها بود و در مراحل تاسیس به‌سر مي‌برد. هر دو نهاد يعني ارتش و سپاه يكي در راه تثبيت و تكميل و تصحيح سازماني و ديگري در جهت راه‌اندازي و استقرار سازماني بودند؛ و اين امر يعني، درحين انجام مأموريتِ توقفِ تجاوز همه‌جانبه بودند.

يعني به‌طور همزمان هم مأموريت را انجام مي‌دادند و هم تكميل وتشكيل‌ تصحيح سازمان و البته در اين مسير تنها نبودند؛ آحاد مردم با حمايت و حضور خود در ميادين نبرد  به شكل مستقيم يا با حمايت غيرمستقيم روحي و مادي‌شان همراهي داشتند و تركيب اين مجموعه از تلاقي و تعامل و تركيب در بستر عملياتي عامل توليد فرهنگي به نام «فرهنگ بسيجي» شد. غلبه دادن اين فرهنگ در قدرت تعيين‌كنندگي آن به عنوان تنها راهكار ممكن، درقبال دو نظريه جنگ كلاسيك و جنگ پارتيزاني (برگرفته از آمريكاي‌ لاتين كه در جنوب لبنان قبل از انقلاب ترجمه شده بود) در مصاف چه بايد كرد؟ ، عبور ظفرمندانه‌اي را باعث شد. از اين رهگذر دشمن در دست‌يابي به نتايج نهايي جنگ، هم در نيل به اهداف رسمي تاكتيكي (تفرقه و تشتت در ميان مردم و اقوام) و هم در نيل به اهداف عملياتي و استراتژيكي در سه سطح (حداقلي لغو قرارداد 1975ـ حد مياني، تجزيه خوزستان، حداكثري براندازي نظام نوپاي برآمده از انقلاب اسلامي) خويش ناكام ماند و اين ناكامي در مقايسه با جنگ‌هاي گذشته‌ ايران ركوردي منحصر به‌فرد در از دست ندادن قطعه‌اي از خاك و سرزميني از سرزمين مادري بود.

اين موارد؛ يعني طول زمان و وسعت جغرافيا و تنوع ميدان و سازمان‌هاي سنتي غيرآماده و رو به تحول و سازمان نوپا و رو به گسترش، بكارگيري انواع تجهيزات مجاز و غيرمجاز دشمن عليه مردم و تنهايي ملت ايران و عكس آن حمايت همه‌جانبه ابرقدرت‌ها و ارتجاع منطقه‌اي از دشمن و حضور گسترده مردم و نتيجه جنگ و توليد فرهنگ در بستر (احدي‌الحسنين) قرآن، جنگ و دفاع را براي ملت ايران مقدس كرد.

مي‌توان و حتماً‌ مي‌توان بر اين موضوعات موارد كثير ديگري به فهرست افزود. بسط و توصيف موارد پيش‌گفته خود دلايل محكمي را بر اين مدعا (مقدس بودن) جنگ خواهد افزود.

اما اگر از اين مقدمه اين نتيجه را دريافت كنيم كه همه‌ اين‌ها به معناي آن است كه جنگ مقدس، نقدناپذير و مصون از نقص و خطاست، این هم خطاست. هر كس بر اين ادعا پاي بفشارد، حتي اگر از روي حسن نيت باشد، بايد بداند كه اين انديشه حتي با رفتار و عمل نقادانه رزمندگان در صحنه و بحبوحه جنگ نيز سازگار نبود  و با آن نسبتي نداشته است. ضمن اینکه، اين گرايش و نظر، بيش از آن كه در خدمت جنگ و دفاع مقدس باشد جنگ را تبديل به يك امري مقدس همپايه و همسان با شأن و مقام و عالم اوليا و ملائك مي‌كند،  نه بشر نيازمند الگو و اسوه‌پذيري. كتاب و معجزه رسولش (ص) براي هشدار نسبت به اين انحراف مي‌فرمايد (قل انما انا بشر مثلكم يوحي علي ...).   شايد فضاي روحاني و معنوي در جنگ، اين قدسي‌سازي به شكلي ناشيانه را سبب شده باشد و منجر به اين برداشت ناصواب و ناقص و واژگونه كرده است.

لذا در پاسخ به اين سؤال كه معنويت دفاع مقدس ناشي از چيست؟ قدري بايد تأمل كرد و آن را در اين حوزه دسته‌بندي كرد. فضاي معنوي جنگ چيزي غير از مقدس‌سازي جنگ است. در اين مورد زمينه‌ منتج به فضاي معنوي جنگ نكاتي را مي‌توان برشمرد که به آنها اشاره می کنم:

معنويت دفاع مقدس و علل آن:

1ـ         امام خميني(ره): قله پر نوری که ارتباط عاطفي و صميمي با رزمندگان در رده‌هاي مختلف داشت كه در هر ديداري در ايام جنگ، حاضران و غايبان صداي هق‌هق گريه رزمندگان را بر مي‌افروخت. جملات جانسوز و مشهور امام و پيرامون سپاه و بسيج و ارتش كه مي‌فرمود: «اي كاش من هم يك پاسدار بودم ـ  من يك بسيجي ام و ـ  يا ارتش هم امروز مردم است» اين ارتباط و صميميت را منعكس مي‌كند. تفسير امام از جنگ و علل آن صرفاً مادي و جهاني نبود. او جنگ را «الخير في ماوقع» تفسير مي‌كرد و اين تفسير تنها عبارتي زيبا نبود بلكه زيبايي عالمي ديگر را پيش مي‌نهاد. در اين عالم و در اين جهان تفسيري، ارتباطي استوار و راسخ ميان رهبر و رزمندگان پديدار مي‌ساخت و آن را محكم مي‌كرد. اين صميميت در ارتباط با همه اقشار جامعه نمايان بود و جنگ هم از اين تعامل صميمانه و معنوي بهره و سهم خود را مي‌برد.

2ـ         قدرت كمي و تهاجمي و پشتيباني دشمن، يك سو دشمني بود كه هر چه مي‌خواست جهان شرق و غرب سياسي با بذل و بخشش بي‌حد و ‌حساب در اختيارش مي‌گذاشت و در سوي ديگر، رزمندگاني بودند كه جز با اتصال و ارتباط با خداي خويش و استعانت از او در همت و جهادش هيچ در چنته نداشت. نه به شرق و نه به غرب، نه به روسيه، نه به آمريكا و اروپا و نه به قدرت‌هاي منطقه، به هيچ كس نمي‌توانست متوسل شود و كمك و حمايت جويد. چراکه همه در انگيزه صدام براي قلع و قم انقلاب اسلامي ايران هم‌داستان بودند و همراه. رزمندگان فقط به خدا وصل مي‌شدند و دائماً به ياد داشتند و در هر عسري (تنگي) زمزمه مي‌كردند، نداي قرآني را كه؛ «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره بأذن‌الله»  و اين نوع آيات ورد زبان آنان بود. و در به‌خاك افتادن هر اسطوره‌اي از رزمندگان آيات جهاد را بدرقه آرامش مي‌ساختند «ولاتحسبن‌الذين قتلوا في‌سبل‌الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»     «فر حين بما اتاهم الله من»*

3ـ         «الناس  علي دين ملوكهم» رهبري در جنگ قيادي بود نه سياقي، فرماندهان پيشتاز در جهاد و شهادت بودند و نه آمر و دستور دهنده صرف. اين فرهنگ از پادگان‌هاي آموزش تا خطوط مقدم نبرد مستولي بود. به همين دليل شمار فرماندهان شهيد كم نبود و بلكه پرشمار بود و گاهي هم به اين پيشتازي و شوق فرماندهان اشكال گرفته مي‌شد. اما تفوق اين فرهنگ در فرماندهان بود كه كلام آنان را نافذ مي‌كرد. زيرا صدق امر فرماندهان را رزمندگان در ميادين جنگ و پيشتازي در جهاد و شهادت در عمل آزموده بودند و گاه تا رده دسته، فرمانده حضور پيدا مي‌كرد؛ فرمانده كل تا رده‌ دسته  ، من بارها اين روحيه را ديده‌ام و تأثير آن را در روحيه دسته، آمادگي دسته، برداشت درست دسته از مأموريت و حتي اعتراض‌هاي دسته مشاهده كرده‌ام.

4ـ         فقدان تبعيض و ايدئولوژي حذف: متمردان و معترضان جنگ در سخت‌ترين شرايط حرف‌هاي خود را مي‌زدند ، شعار مي‌دادند، راهپيمايي مي‌كردند. اما بسياري از آن‌ها در ركاب موافقان جنگ و مخالفان به آن اعتراض، شهيد شدند. هيچ‌كس در جنگ حذف نمي‌شد. هركس مي‌آمد، البته همه نمي‌آمدند ولي هركس مي‌آمد، محترم بود و جا را براي هيچ‌كس تنگ نمي‌كرد. در انتخاب يگان حتي‌الامكان محصور نمي‌شد. در انتخاب محل مانور ميل و علاقه  آن‌ها تعيين كننده بود. در شركت در خط‌شكني يا پشتيباني آزاد بودند و البته اين امور در يك نظام هم‌افزا شكل مي‌گرفت. اين انعطاف و گشادي سينه و سعه‌ي صدر آن‌هم در جنگ به حدي بود كه افرادي از استان‌هاي مختلف كه اين‌ها با واحد استاني خود همخواني نداشتند ، ولي در كنار هم مي‌توانستند باري از دوش جنگ بردارند. حذف نشدند تا فرصت ابراز وجود در سختي‌ها پيدا كنند و البته متناسب با وضعيت‌شان مأموريتي به آن‌ها محول مي‌شد. همزمان، بسيجي بودن نيز تعريف ميداني و عملياتي داشت؛ از امتيازي برخوردار نبود، نه در پي كارت پايان خدمت بود و نه استخدام رسمي، نه سهميه‌ دانشگاهي. كادر فرماندهي هم نه در پي فرمانده شدن بود، نه درجه، نه مدال.

زيرا همه مي‌دانستند راه جهاد اصغر (جنگ) از جهاد اكبر (معارضه با نفس) مي‌گذرد و اين دو راه متفاوت و مستقل نيستند. آنكه در اين بزم مقرب‌تر است جام بلا بيشترش مي‌دهند. اين نمادهای فرهنگی، جنگ را متمايز و برجسته مي‌ساخت و از عالم خاكي به عالم آن جهاني ارتقاء و تعالي مي‌بخشيد.

در برپا بودن ميدان جنگ و دفاع در مقابل باطل نمی توان در حالي كه شرايط ورود و اجازه گذر از جهاد اصغر را نيافتي، راهي به جهاد اكبر بجويي. در اين جنگ ظاهر و باطن هم‌ساز بود و حاشيه و متن هم معنا و هم شكل؛ و همه اين رنج‌ها و مرارت‌ها و دشواري‌ها بود كه بستر توليد فرهنگ بسيجي را فراهم مي‌ساخت و فرهنگ‌ساز مي‌شد.

چون در سراسر جنگ، در طول و عرض آن و در جاي جاي سنگرهاي آن، اين فرهنگ و روحيه حاكم بود، جنگ توانست معادلات زميني قدرت‌هاي شرق و غرب را در صحنه‌ي نبرد برهم زند و راهي ديگر بگشايد و از آن نيز فراتر رفت. فرهنگي را كه اين جنگ توليد مي‌كرد، از خطوط مقدم عبور مي‌كرد و تا به شهرها و محله‌ها گسترش مي‌يافت. از كشور و مرزها عبور مي‌كرد تا حزب‌الله لبنان را شكل مي‌داد و لشكر بدر را در عراق از مجاهدين عراقي سامان مي‌داد و اين‌ها سازمان‌هايي مبتني بر باورهاي مشترك با رزمندگان و نه مبتني بر مصالح مادي حركت‌هاي حق‌ خواهانه‌ي خود را ایجاد كردند.

اين فرهنگ بود كه يگانگي را رقم مي‌زد و نماز و لباس و كلام و كلاه فرمانده الگو مي‌شد و در عين حال بر هر فرمانده‌اي چون احساس فقر به دانستن و نياز به دعاي خيرخواهي ديگران چيره بود تا بي‌نيازي، از رزمنده ساده روستايي و صفا و بي‌غشي او درس مي‌آموخت و خود رزمنده نو‌آموز مي‌شد. اين تعامل دوسويه، جنگ را از معركه صرف دشمن‌ستيزي و عقب راندن متجاوز به مدرسه اخلاق و ادب و درس زندگي و تفسير حيات و فلسفه آفرينش تعالي مي‌بخشيد.

ضرورت نقد جنگ

رزمندگان پايدار بر ارزش‌هاي دفاع مقدس پر از سؤال و مملو از پاسخ‌اند.

رزمندگان با رعايت اين نكته و پيشتاز در آن كه ما بشريم و مفتخر به بشر بودنيم. اما در زمان مناسب تحت رهبري امام عادلي بهترين لحظات زندگي خويش را نه به اجبار  كه به انتخاب در خدمت حضور در پيشاني دفاع و خطوط مقدم از انقلاب اسلامي نمودند. هم قادرند نسبت به علل اقدامات خويش توضيح دهند و در اين رابطه واهمه‌اي ندارند. هم به‌دنبال صيقل دادن آن تجارب و رفع نواقص و معايب آن از اين رهگذر هستند. و هم نسبت به آن شرايط و حتي مقايسه آن شرايط با شرايط پس از جنگ تا به امروز مي‌توانند سؤالاتي درخور خون شهيدان و نه به شكل تجارت سياسي و جناحي براي و در جهت پيشبرد اهداف انقلاب مطرح سازند ولي بايد اين نكته را اضافه كرد كه در انگيزه آناني كه امروز به قداست تمام‌عيار جنگ اصرار مي‌ورزند و در اين امر نيز بعضاً صادقند ولي بعضي دلايل را در ميان سطور فكري آنها‌ مي‌توان ملاحظه كرد و دلايلي برشمرد كه متعارض با تقديس جنگ است؛ در حالي‌كه فرياد مقدس بودن جنگ مي‌زنند، ازجمله ‌اينكه:

1ـ         نگاه از موضع امروز به موضوعي ديروزين؛ در اين نگاه تعريف نقش‌ها يا حذف نقش‌ها يا بزرگ و كوچك كردن نقش‌ها و حوادث با نگيزه و مقاصد امروزي صورت مي‌گيرد.

2ـ         بيان نكاتي براي جبران فاصله ميان امروزي‌هايي كه منصبي دارند و نسبت به ديروزي‌ها، در آن زمان بي‌نقش يا كم‌نقش‌تر بودند.

3ـ         تقويت و تداوم رويكرد و نگاهي كه از چاپ كتاب و تهيه سي‌دي مبتني بر ديدگاه انتظار در صدد ساختن كلاهي از اين نمد است و تعميم دادن آن به جنگ. ( ‍‍‍CD ظهور نزديك است)

4ـ         رقابت سازماني (ارتش و سپاه) در چاپ وقايع جنگ به شكل عام و يا موردي.

نتيجه اين رويكرد نسل جوان را با آميزه و تركيبي از تقديس و تناقض و گاهي تضاد و كلام غير واقع‌بينانه و غيرصادقانه مواجه كرده است كه به طور طبيعي بانگاه امروزين، رفتار امروزين مسؤلان سازمان نيروهاي مسلح را ارزيابي و سنجش مي‌كند و اين درك و فهم او را به ارزيابي از پديده‌اي به نام هشت‌سال دفاع مقدس هدايت مي‌كند. موارد فوق تشجيع‌كننده و تشويق‌كننده‌اي به سمت اين نوع نگاه خواهد بود كه با توجه به رفتار امروزين (فردي يا سازماني) و سخنان و كتب و مقدس‌سازي‌هاي ما، جنگ و دفاع مقدس را به پديده و روايتي كم‌تر قابل باور و بيشتر افسانه‌اي سوق مي‌دهد و لذا تأثيرگذاري و فرهنگ‌سازي آن ‌را مي‌تواند كم‌رمق و ابتر سازد و اين يك آفت و تهديد جدي است.

و نكته‌ ديگر اين‌كه:

با همه اين معنويت و فرهنگ متعالي در جنگ، جنگ سويه ديگري هم دارد كه به هيچ وجه نبايد آن را با اين فرهنگ معنوي خلط و هم‌تراز دانست. اين سويه، تدابير و تاكتيك‌ها و راهبردهاي جنگ است كه صرف نظر از انگيزه‌هاي طراحان و واضعان و آمران و مجريان آن، ضمن اين كه نسبتي ناگسستني با معنويت و قداست جنگ دارد، محصول و معلول انديشه و تدبير و تفكر انسان‌هاي خاكي و امكانات و ابزارهاي مادي و موقعيت‌هاي برنامه‌ريزي شده است. اين سويه جنگ هيچ مبنايي براي نقد نشدن ندارد و به مانند هر امر انساني پايندگي و ماندگاري آن در هاونگ نقد جلا و ارزش مي‌يابد. به همين دليل و به منظور پايداري درس‌ها و تجارب 8 سال دفاع مقدس، بازگذاشتن دريچه نقد جلابخش است و مانع از غبارگيري آن تجربه منحصر به فرد و درخشان تاريخ انقلاب اسلامي.  از اين زاويه بر نقد منصفانه و عادلانه تأكيد مي‌کنم:

ـ چرا كه ترديدي در اين امر ندارم عده و عُده‌هايي كه در دوران جنگ حضور فعال داشتند به‌دليل لمس شرايط و درك واقعيات و هم فرهنگ بودن هميشه‌ اين سنجه را مد نظر خويش داشته و دارند و از اين شاقول (عدل و انصاف) در بررسي مهم‌ترين موضوع تاريخ معاصر ايران عدول نمي‌كنند.

ـ اما كساني كه مي‌توانستند باشند خود تصميم گرفتند كه امروز نباشند؛ يا به‌دليل عدم آشنايي و يا به‌دليل آدرس غلط دادن براي توجيه گريز از وظيفه‌اي كه در زمان ممكن مي‌بايست بدان مي‌پرداختند. خداي ناكرده اين سنجه را دچار خطا و انحراف نمايند. و يا با نگاه جناحي و امروزي با لحاظ مقتضيات و شرايط به‌ دنبال يافتن نقطه‌اي از اين كتاب براي به نقد كشيدن حريف و رقيب غيرهمفكر خويش هستند.

ـ اما دسته سومي هستند كه غير اين‌ها هستند که يا به مقتضيات سن و شغل نتوانستند حضور يابند و از آن ميدان تصوير ملموسي ندارند و به‌دنبال پاسخ به ابهاماتي هستند كه از كليت امر ملي و مقدس بودن دفاع، دفاع نمايند و يا از دسته دوم هستند و فارغ از رقابت‌هاي سياسي به‌دنبال كشف روايت صحيح جنگ هستند بايد نقد منصفانه و عادلانه را تشويق و ترويج كرد.

در همين جا اين نكته را اضافه كنم كه در لابلاي سطور سؤالات هرساله آغاز دفاع مقدس و امروز بيشتر از سابق ديده مي‌شود:

پرسش‌هاي غيربومي كه در زمان جنگ رزمندگان به‌عنوان جنگ رواني دشمن آن‌ را تحليل مي‌كردند، امروز متأسفانه تبديل به سؤال در بعضي سايت‌هاي به شكل حساب‌شده و يا غيرحساب‌شده، گرديده است و خواسته يا ناخواسته به نوعي به دنبال انتقام‌كشي از امام هشيار در برهم‌زنندگي تصميمات مجتمع گوادلوپ، از امام زيرك در تعيين نوع تركيب شوراي انقلاب و از امام مسلط و آگاهمند در تشكيل دولت موقت (مرحوم مهندس بازرگان) امامي پذيراننده و تعالي‌بخش افراد خائن در رده‌ فرماندهي كل قوا و رئيس جمهور، امام مجري نظرات ديگران در تعيين نخست‌وزير، امام مخالف ادامه‌ جنگ بعد از فتح خرمشهر و امام بي‌اطلاع از اوضاع جنگ و به ناگاه جام زهر سر كشيده ترسيم مي‌كنند. اين امام، امامي نيست كه رزمندگان به نام خميني (قدس‌اله نفس‌الزّكيه) مي‌شناختند و امروز هم رهبر معظم انقلاب به حق مي‌فرمايند هيچ‌ كجاي دنيا اين انقلاب بي‌نام خميني شناخته نخواهد شد و در اين رابطه بايد هوشيار بود.

و در انتها و در مسير نقد منصفانه و عادلانه جنگ مواردي را به‌عنوان مثال و البته نه محدود به اين موارد به قول كاسبان حبيب‌الله (دشت كردن) مطرح مي‌كنم. علاوه بر مواردي كه هم‌اكنون مطرح است مثل چرا جنگ بعد از فتح خرمشهر ادامه پيدا كرد و ... .

1ـ         علل و شكل اختلافات در كشور پيش از آغاز جنگ تا اواخر دوره‌ اول يعني اتمام دوره‌ و عزل فرماندهي كل قواي رئيس جمهور وقت (بني‌صدر) و پيامدهاي آن بر جبهه‌هاي جنگ حتي پيش از آغاز تجاوز. (اطلاع از احتمال وقوع جنگ و اقدامات حرفه‌اي كه مي‌بايست انجام مي‌شد)

2ـ         چگونگي انتخاب مسير بسيج بكارگيري مردم در جنگ به‌عنوان يك روش غيرمأنوس و غيرتجربه‌ شده در مقايسه با جنگ كلاسيك و جنگ پارتيزاني و دشواري‌هاي آن راه و پيامده‌هاي آن.

3ـ         ارتباطات در جنگ چگونه بود؟ ارتباط سازمان‌هاي نظامي با سياسيون، ارتباط ارتش و سپاه،  سپاه و سپاه، سپاه با پشت جبهه، در درون جبهه، نسبت به منطقه عمليات، نسبت به مانور، نسبت به پيامدهاي هر عمليات (پيام حضرت امام(ره) پس از عمليات طريق‌القدس، نظر امام پس از عمليات بدر، پيام‌هاي امام در اواخر جنگ و در روزهاي آخر جنگ، پس از پايان جنگ پيرامون جنگ.

4ـ         چرايي عمليات‌هايي كه شناسايي شد، ولي انجام نشد (مثلاً بمو) يا شناسايي شد، ولي در زمان خودش انجام نشد (والفجر8) ؟

5ـ         چرايي عمليات‌هايي كه انجام شد و موفق نبود، (رمضان، والفجر و والفجر مقدماتي).

6ـ         چرايي انجام عمليات در غرب و جنوب كشور؛ چرا جنگ در آخر جنگ به منطقه غرب كشور كشيده شد؟

7ـ         استراتژي جنگ، جنگ تا يك پيروزي، و چرايي تبديل نشدن پيروزي‌هاي ميداني به دستاوردهاي سياسي.

اين‌ها را مدخلي براي اين ورود با وضو به اين بحث بپنداريم. تا درس‌هاي بي‌شماري كه در پس اين گنجينه فراتر از خاطره نهفته است. در پالايشگاه نقد و بررسي، محصولات پالايش‌شده‌اي فراتر از ميدان نبرد در ابعاد مختلف (سازمان، ابتكار، كارآفريني وحدت، صداقت، ايثار) در پهنه ايران اسلامي و فراتر از آن به پاس خون شهيدان نهادينه شود.

والسلام

نظرات بینندگان

 
#5
با سلام وتایید الهی
ژنرال وبرادر بسیجی من بعنوان یک (دزفولی) به شما افتخارمیکنم
من الله توفیق
 
 
#4
باسلام و اداء احترام خاص نسبت به حافظان اصيل و اصلي نظام مقدس جمهوري اسلامي و امنيت بخشان كشور از مقام عظماي ولاي فقيه ، واجع اعظام ، علماي دين ، شهداء ، آزادگان ، جانبازان ، رزمنگان و خانوادهاي محترمشان به استحضار مي رساند اگر كمي دقت در عرائض بنده مي شد انكاري بر زحمات چشمگير در جبهه هاي جنگ تحميلي جناب آقاي شمخاني نبود عنايت داشته باشيد كه تولي و تبري بايد هم انازه باشد يعني اينكه هرقدر ولايت پذيري داري بايد به همان اندازه تنفر از ضد ولايت داشته باشي شاهد مثال در حديث شريف قدسي زيارت عاشورا كه وقتي صد بار لعن بر دشمنان و پيروان اهلبت رسوالله (ص) فرستاده مي شود بلافاصله صد بار سلام براماشهيدمان فرستاده مي شود ملخص كلام اينكه همانقدر كه نسبت به ولايت عرض ارادت داري بايد به همان اندازه اظهار انزجار از مخالفان و همراهانشان داشته باشيي آكه اين حاصل نمي شود مگر با تقويت بصيرت و عشق به ولايت والا هماني خواهد شد كه در فتنه جمل و صفين ، تنها گذاشتن امام حسن (ع) و حادثه غمبار عاشورا و در روزگار حاضر فتنه تلخ سال 88 خواهد شد.
 
 
#3
سلام بر شمخانی ژنرال بی تکرار سالهای دفاع مقدس ؛ جوانان عزیز قدر سرداران خود را بدانید شمخانی؛ یکی از زخمی ترین سرداران پر افتخار ااین سرزمین است هنوز این بزرگواران الگوی مبارزاتی چریکهای لبنانی و فلسطینی هستند به عنوان یه رزمنده قدیمی دست همه فرماندهانم از جمله برادر شمخانی را میبوسم زیرا انان پیشکسوتان جهاد هستند . ملتی که قدر سرداران جانبرکفش را نداند تاریخ ان ملت را بی ترحم تحقیر ابدی خواهد کرد .
 
 
#2
نظریاات برادر شمخانی همچون همیشه بدیع واصیل است
 
 
#1
ازاقدام بسیارارزشمند فرمانده ورزمنده تاثیرگذارجبهه های دفاع مقدس برادرعزیر دریابان شمخانی قابل تقدیراست
 

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir