/هفدهمین محفل پیشکسوتان/ اهمیت حیاتی پالایشگاه نفت آبادان در زمان جنگ

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشکسوت: هفدهمين محفل انس پيشکسوتان جهاد و شهادت مثل سال های گذشته همزمان با ماه مبارک رمضان برگزار شد. آیت الله صمدی آملی اولین سخران نشست بود که در باب مکارم اخلاق صحبت کرد. بعد از آن نوبت به میزگرد رسید که محورهای آن اداره نبرد و پالایشگاه، اداره نبرد برای اداره مردم حاضر در شهر، و اداره نبرد علیه تجاوزگران به خرمشهر و دفاع از آبادان در برابر متجاوزان بعثی بودند. در این میزگرد امیر حسنی سعدی، امیر صیادی، ناخدا صمدی، سردار مرتضی قربانی، مهدی کیانی، آقایان جوادی، مدنی زادگان، بنادری و جزایری شرکت داشتند.

 

سردار قربانی به عنوان اولین سخنران یاد شهدای انقلاب و 8 سال دفاع مقدس را گرامی داشت اما اشاره کرد که به لحاظ ضبغه بحث در مورد نبرد آبادان و مدیریت جنگ بهتر است بحث را آقای مدنی زادگان شروع کنند. متن سخنرانی او را ادامه می خوانید:

پالایشگاه نفت آبادان

استعداد پالایشگاه نفت آبادان 460 هزار بشکه تصفیه در روز بود. پالایشگاه با تمام توان مشغول به کار بود که حمله، با بیش از 30 فروند هواپیما آغاز شد. انتظام پالایشگاه به هم ریخت و اولین کار این بود که پالایشگاه از نیروهای انسانی تخلیه شود و کمترین آسیب به آن وارد شود. پالایشگاهی که در جای جای آبادان مراکز مهم صنعتی و محل تجمع داشت و تخلیه نیروها کار ساده ای نبود. اولین ستاد پشتیبانی در ماهشهر تشکیل شد و نیروها به آنجا اعزام شدند. نیروهای باقی مانده سریعا ستادهای دیگری را تشکیل دادند که ستاد مرکزی تحت عنوان ستاد مرکزی پالایشگاه آبادان و خدمات و به تبع آن ستادهای دیگری مثل ستاد سوخت، برق، مخابرات فعال شدند و در جاهای مختلف شهر و در جاهایی که مربوط به شرکت بودند حضور پیدا کردند.

اولین اقدامی که در این پالایشگاه 13 کیلومتر مربعی که همه دستگاه هایش مملو از مواد نفتی بود تخلیه دستگاه ها از مواد نفتی بود. اگر این کار صورت نمی گرفت با اولین گلوله سلاح سبک برج تقطیر به آتش کشیده می شد و همه سرمایه از بین می رفت.

ستاد پدافند

ما زمان جنگ را پیش بینی نمی کردیم و دائم در این فکر بودیم که کار پالایشگاه را دوباره استارت بزنیم. اقدام بعدی ما ستاد پدافند بود؛ تمام بشکه های خالی 220 لیتری فراورده های نفتی را از شن پر کرده بودیم و دور تا دور پالایشگاه چیدیم که به برج های تقطیر آسیبی نرسد. تمام اتاق های مرکزی کنترل به وسیله داربست، نایلون و گونی های شن پوشیده شد تا به اتاق های کنترل هم آسیبی نرسد.

فاصله پالایشگاه تا اروند رود کمتر از 25 متر بود؛ همه 26 اسکله ما در کنار پالایشگاه روبروی اروند رود قرار داشتند و انبارهای ما روی اسکله ترانزیت قرار داشتند. انبارهای مرکزی پالایشگاه که مملو از کالاهای تاسیساتی وزارت نفت بود، در طول 70 سال در آنجا قرار گرفته بودند. ستاد بعدی ستاد تخلیه کالا بود. همه جعبه مهمات هایی که از جبهه برمی گشتند به پالایشگاه می آوردند و دوستان ما بر اساس کدبندی مخصوص در جعبه ها به ترتیب تعبیه می شد و به ماهشهر و آغاجری و از آنجا به منطقه امن برده می شدند. کسی از خودش نپرسید که در طول 8 سال دفاع مقدس بعد از بمباران پالایشگاه ها به چه ترتیبی و با آن سرعت بازسازی می شدند. اینها همه به خاطر سه میلیارد دلار کالاهایی بود که در زیر گلوله از پالایشگاه توسط نیروهای جان بر کف خارج می شدند. فقط در پالایشگاه آبادان 178 نفر به شهادت رسیدند. برای پدافند غیرعامل دستگاه ها، و برای تخلیه این کالاهای حیاتی تلاش بسیاری شد تا ما در طول جنگ با کمبود مواد نفتی مواجه نشویم.

تامین سوخت

تمام مخازنی که ترکش می خورد مواد نفتی در خاکریزهای حفاطتی که دور مخازن ایجاد شده بود، تجمع می کرد؛ دوستان با وجود اینکه می دانستند پالایشگاه در حال بمباران است وارد این خاکریزها می شدند. یعنی داخل بنزین و روغن می رفتند تا محل ترکش های مخازن را بگیرند و بتوانیم در مدت محاصره یکساله سوخت را تامین کنیم. نحوه تامین سوخت خودش ماجرای بسیار جالبی دارد. ستاد سوخت در جای جای جزیره مخازن را زیر خاک کاشته بودند و ما در این مدت هیچ گاه مواد سوختی را از بیرون نیاوردیم. زمانی هم که بنزین تمام شد با تماس با دوستانی که بیرون از شهر بودند و با معرفی مخازن با درصدهای تخمینی از مواد موجود در پالایشگاه، با وسایل اولیه بنزین ساخته می شد تا ماشین جنگی در داخل شهر با کمبود مواد نفتی مواجه نشود.

مهندسی جنگ

در مورد ستاد مهندسی هم باید گفت که ناگفته های بسیاری وجود دارد و هنوز آن طور که شایسته است در مورد مهندسی در جنگ سخنی گفته نشده است. ساخت سنگرهای مدور، برانکار تاشو، و انواع و اقسام وسائل مهندسی که رزم را تسهیل می کردند در این ستاد ساخته می شد.

در کارگاه مرکزی یکی از همکاران ماشین تراش را راه اندازی کرده بود و در آنجا سرعت تانک ها را با اعمال تغییراتی در صفحه کلاچ ها بالا می برد. گیرهایی که در تفنگ های 106 به وجود می آمد آنها را برطرف می کرد و همچنین سوزن های خمپاره ها را تراش می کردند. همه اینها درست در 50 متری اروند رود در کارگاه مرکزی انجام می شد.

در ستاد مخابرات ارتباط HX  و همه مواردی را که نیاز به ارتباط مخابراتی داشتند را تامین می کرد. همه هشتاد و چند مدرسه آبادان باید برقشان تامین می شد. ستاد برق با بکارگیری ژنراتور های یک تا دو مگاواتی در قسمت های مختلف شهر شبکه اصلی برق را تامین می کرد و از طریق این شبکه به تمام مدارس و محل هایی که رزمندگان مستقر بودند و حتی برای پالایشگاه هم برق را به این ترتیب تامین می کرد.

ادامه دارد...

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir