عراق جدید و استراتژی سیاسی-امنیتی ایران

نامه الکترونیک چاپ PDF

عراق جدید واجد تحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت و هویت آن باعث دگرگونی هایی در ژئوپلوتیک و رویکردهای بازیگران خاورمیانه ای شده است. حضور شیعیان و اکراد در ساخت قدرت بغداد، حذف رژیم کینه توز بعثی، تغییر رویکرد «عربی – سنی » به « عربی – شیعی – کردی » در فضای سیاسی عراق، فرصت های بوجود آمده در عراق جدید در جهت منافع ملی ایران است. حضور بازیگر فرامنطقه ای امریکا و بازیگران منطقه ای دیگر  در آمایش و روند تحولات عراق نوین باعث اتخاذ استراتژیهای سیاسی امنیتی ویژه ایران در قبال این واقعییات شده است. حضور شیعیان در راس هرم سیاسی عراق، عنصر کردی، مسائل مرزی، منافع بازیگران منطقه ای و... از جمله دغدغه هایی است که رویکرد های استراتژیک ایران در عراق را توجیه و تبیین می نماید. پژوهش ذیل در پی تحلیل رویکردهای سیاسی – امنیتی ایران در قبال تحولات عراق نوین می باشد و با بررسی فرصت ها و چالش های امنیتی ایران در این کشور، سعی در ارایه  رویکردهای بهینه استراتژیک در قبال تحولات عراق نوین در جهت افزایش و کارایی امنیت ملی ایران دارد.

نویسندگان: دکتر فرهاد درويشي* استاديار علوم سياسي، دانشگاه بين­المللي امام خميني (ره)، فتح الله پرتو -  دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه بین­المللی  امام خمینی (ره)

چکیده

عراق جدید واجد تحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت و هویت آن باعث دگرگونی هایی در ژئوپلوتیک و رویکردهای بازیگران خاورمیانه ای شده است. حضور شیعیان و اکراد در ساخت قدرت بغداد، حذف رژیم کینه توز بعثی، تغییر رویکرد «عربی – سنی » به « عربی – شیعی – کردی» در فضای سیاسی عراق، فرصت های بوجود آمده در عراق جدید در جهت منافع ملی ایران است. حضور بازیگر فرامنطقه ای امریکا و بازیگران منطقه ای دیگر  در آمایش و روند تحولات عراق نوین باعث اتخاذ استراتژیهای سیاسی امنیتی ویژه ایران در قبال این واقعییات شده است. حضور شیعیان در راس هرم سیاسی عراق، عنصر کردی، مسائل مرزی، منافع بازیگران منطقه ای و... از جمله دغدغه هایی است که رویکرد های استراتژیک ایران در عراق را توجیه و تبیین می نماید. پژوهش ذیل در پی تحلیل رویکردهای سیاسی – امنیتی ایران در قبال تحولات عراق نوین می باشد و با بررسی فرصت ها و چالش های امنیتی ایران در این کشور، سعی در ارایه  رویکردهای بهینه استراتژیک در قبال تحولات عراق نوین در جهت افزایش و کارایی امنیت ملی ایران دارد.

واژه گان کلیدی: استراتژی سیاسی امنیتی ، ایران ، عراق جدید ، بازیگران منطقه ای ، امریکا

1- طرح مسئله

اصولا عمیق ترین تحقیقات حوزه سیاست خارجی به دلیل ارتباط مستقیم با مسائل امنیت ملی و فراهم سازی زمینه های فرصت سازی، باید در حوزه ی همسایگان صورت گیرد. از این لحاظ، کشور عراق در میان همسایگان ایران دارای موقعیت ویژه ای است. ویژگیهای جغرافیایی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و مذهبی عراق به گونه است که ماهیت قدرت وسیاست در این کشور و به تبع، نوع روابط آن با همسایگانش را پیچیده کرده است .[1]

عراق در همسایگی غربی ایران بیشترین مرز مشترک جغرافیایی – حدود 1332کیلومتر – وتقریبا بالاترین اشتراکات فرهنگی رابین کشورهای همسایه با ما دارد [2]. روابط ایران و عراق همواره رابطه ای پرچالش بوده است . تاریخ تعاملات ایران با منطقه ای که در حال حاضر عراق نامیده می شود انعکاسی از پیچیدگی های گوناگون است .[3]

منطق اهمیت عراق جدید در حوزه سیاست خارجی ، شکل گیری یک سری متغییر های جدید همچون وتقویت عنصر شیعی در ساخت قدرت وحکومت عراق ، روند حرکت عراق از یک دشمن استراتژیک به یک همکار منطقه ای وبه تبع،  تعادل در سیاست ایران با  منطقه وجهان عرب ، وهمچنین جایگاه عراق در روابط بین الملل ایران و تنظیم سیاست خارجی با قدرت های بزرگ همچون امریکا وآثار بر امنیت ومنافع ملی ایران می باشد .

اما از طرف دیگر وجود یک سری  اختلافات باتوجه به تاریخ روابط خارجی دوکشور ، که هنوز بسیاری لا ینحل مانده اند، روابط وتعاملات فعلی طرفین رانیز تحت الشعاع  قرار داده است .

اختلافات مرزی ایران وعراق همانند بسیاری کشورهای دیگر جهان سوم میراث شوم دوران استعمار است .[4]

حمله امریکا به عراق در سال 2003 م وسرنگونی رژیم بعثی عراق به عنوان عامل نا امنی وبی ثباتی منطقه ،تقویت عنصرشیعی در ساخت سیاسی بغداد وکاهش تنش های موجود بین ایران وعراق، حضور بیگانگان، بالاخص دشمن استراتژیک ایران یعنی امریکا در جغرافیای فعلی عراق، رقابت ایران وسایر کشورهای منطقه در این کشور و تغییرات ژئوپلوتیک ملموس در فضای جدید منطقه ، افزایش حساسیت مسائل قومی در منطقه ازجمله کردها، فرصت های اقتصادی ، فرهنگی ،امنیتی فراروی ایران در عراق نوین ، و بسیار ی از این دست ، مسائلی است  که توامان و باهم سیاست خارجی ایران را تحت الشعاع قرار می دهد.  عراق جدید میراث دار تحولات ژرف تاریخی از حاکمان گذشته خویش می باشد ؛ و در شرایط جدید آبستن یک سری مسائلی سیاسی – امنیتی برای ایران است .در این تحقیق سعی می شود استراتزی جمهوری اسلامی ایران را در قبال این رخدادها وفضای فعلی عراق تبیین نماییم . قدرت یابی گروههای شیعی و طرفداران ایران دراین کشور ، آرام و دوستانه شدن ارتباطات طرفین ،تحولات کردها و خودمختاری کردستان عراق و تاثیرات مرزی آن ، حضور همچنان گروهک منافقین در این کشور، مسائل ارضی ومرزی ، عدم انعقاد تفاهم نامه صلح بین طرفین ، غرامت جنگی و... ازجمله مسائلی است که استراتژی وراهبردی قوی وتوانمد را ازطرف ایران در این کشور طلب می کند .

پس در این فضا چه استراتژیی مناسب تر است؟ آیا عراق امروز به علت ضعف داخلی است ، که مشکلات امنیتی  آن برای ایران برطرف شده ودر آینده نیز دولت این کشور همچنان یک تهدید است ؛وبایستی با نگاهی رئالیستی به تبیین واقعیت ها رفت ؟ یا قدرت گیری جنبش ها وگروهها ی شیعی در این کشور نوید دهنده یک فضایی آرام وصلح آمیز بوده ومهمتر اینکه عراق در جهت افزایش توان ملی ومنطقه ای ایران،  به صورت یک شریک استراتژیک در آینده عمل خواهد کرد ؟ به هر روی درقبال مسائل عراق فعلی ایران نیازمند کدامین استراتژی است؛ تا منافع ملی خویش رابه بهترین وجه تحقق بخشد ؟ این ها از جمله پرسشهایی است که این تحقیق سعی درجواب گویی آنها است .

1- اهداف تحقیق

اصولا هر تحقیق وپژوهشی به علت وجود اهدافی موجودیت می یابد وطبیعی است پژوهش ذیل نیز در پی وبه دنبال یک سری اهدافی است که شکل گیری ان راتوجیه می کند . لذادر این جهت به پاره ای از اهداف این پزوهش اشاره می رود :

1-  عراق همواره در طول تاریخ وجود ش به عنوان یک همسایه ارام ومطمئن برای ایران نبوده است . ومهمترین تهدات امنیتی ایران بالفعل وذاتا از طرف این کشور روی داده است . عراق جدید با تغییرات شگرف نسبت به گذشته دارای خصوصیاتی است که نیازمند تجدید نظر در استراتژی های  راهبردی امنیتی ایران  در قبال این کشور است وتحقیق حاضر درپی تحلیل وتبیین این موضوع است .

2- تحولات بعد از جنگ سرد ، حوادث متعددی رارقم زده است ؛ ازجمله فروریزی مرزهای ملی وحاکم شدن پارادایم جهانی شدن بر انگاره های روابط بین الملل است . بنابراین پژوهش حاضر به دنبال این واقعیت است که باتوجه به همگرایی ها وهماهنگی های ایدئولوژیکی ، مذهبی وفرهنگی ملت های ایران وعراق تاچه حد به هم در شرایط فعلی نزدیک تر شده اند ؟ وچه استراتژی ای سیاسی – امنیتی در قبال این تحولا ت لازم مینماید ؟

3- باتوجه به گذشته ، آینده وچشم انداز روابط وراهبردهای امنیتی  چگونه تبیین می شود  ؟

4- بنابراین اهداف این پژوهش در جهت شناسایی منافع سیاسی – امنیتی ایران در عراق جدید بوده ، ودر پی این وضعیت بدنبال ارائه راهبرهای بهینه ای است که مسائل فعلی راتشریح و بهترین رویکرد سیاست خارجی را ارائه کند.

2- علل انتخاب موضوع

انتخاب موضوع ذیل جهت پژوهش مسلزم عواملی چند است که اشاره می شود :

1- تاریخ پر فراز ونشیب روابط ایران وعراق ،  همواره مسیری سینوسی از نزدیکی ، تعارض ورقابت را به همراه داشته است  . این وضعیت به عنوان یک مسئله مهم در سیاست خارجی و روابط منطقه ای وبین الملل ایران  به صورت یک نیاز تشخیص داده شد والبته تحولات جدید عراق بعد از سرنگونی صدام مزید بر این عوامل جهت انتخاب این موضوع برای پژوهش شده است .

2- کنجکاوی وعلاقه مندی محقق به مسائل منطقه خاورمیانه  بالاخص عراق نوین، باعث انتخاب این موضوع شده است تا جهت ارائه راه حل هایی استراتژیک برای مسائل فعلی -  امنیتی وسیاسی - عراق نوین تلاشی شده باشد.

3- نیازمندی حوزه سیاست خارجی به این چنین تحقیقات وپژوهش هایی ، علل دیگری جهت انتخاب این عنوان  بوده است  .

4- بررسی متون وزمینه پژوهش

مطالعه مسائل عراق به علت همسایگی با ومهم بودن تاثیر آن بر مسائل استراتژیک ایران باعث به تحریر درآمدن کتاب ،مقالات ، تحقیق و پژوهش های زیاد وبرگزاری نشتها، همایشها ، میز گردهای سیاسی – امنیتی ، اقتصادی و... فراوان شده است . اما نگارنده با مطالعه چندین کتب و مقاله متوجه کاستی وکمبودی در این تحقیقات شده است . اکثر این کتب ومقالات  تمامی جوانب روابط طرفین را اعم از سیاسی – امنیتی ،اقتصادی ، فرهنگی ، ژئوپلوتیک و غیره  را با هم تحلیل کرده ا ند.  هرچند این موارد لازم است اما در این پژوهش سعی براین شده است تا فقط به مسائل  سیاسی – امنیتی واستراتژی های اتخاذ ایران در این زمینه اشاره رود . اما از جمله متون مطاله شده  سیاست خارجی کتب ایران در عراق وایران – عراق جدید از کیهان برزگر بوده که در آن عراق جدید شرح داده شده  ، چالش ها و فرصت های فراروی ایران در این کشور را یادآور شده است ؛ این کتب رویکردی ایده الیستی داشته وعدم سناریو سازی و نگاه به سایر استراتژی های رقیب ضعف انها بوده و بیشتر مسائل صرف تحلیل روابط اقتصادی شده و کمتر به مسائل امنیتی پرداخته است .کتاب های امریکا محصول موسسه ابرار معاصر چشم انداز های ایالات متحده امریکا را در عراق نوین بررسی کرده است – کتب  تعامل ایران و امریکا در عرصه عراق و عراق پس از صدام و بازیگران منطقهای از اقای اسدی و خانم احدی ومحصول مرکز تحقیقات استراتژیک بوده اند . در این کتابها هرچند از زوایای مختلف منافع رقبای منطقه ای و بین المللی تبیین شده است اما راهبردهای استراتزیک ایران در عراق نوین به درستی منقح واشکار نبوده است . فصلنامه هایی چند از تاریخ روابط خارجی -  مرکز اسناد وزارت امور خارجه-   ، سیاست خارجی عراق از ماندانا تیشه یار ، سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه از ریموند الویشس هینبوش و.. ازجمله منابع مطالعه ای دیگری بوده است ؛ که نگاهی تاریخی توصیفی به مسائل امنیتی داشته اند . مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاورمیانه مجموعه دیگری است که به استر اتژی های رقیب در عراق پرداخته است .فصلنامه هایی چند از ژئوپلوتیک ، سیاست خارجی و...مطالعه شده که بیشتر جنبه توصیفی داشته وکتاب ژئو پلوتیک از عزت الله عزتی که مطالب مهمی داشته اما بیشتری تحلیل های استراتژیک را از منظری ژئوپلوتیک ارائه داده وبه سایر مسائل فرهنگی، امنیتی وسیاسی نگاه عمیقی نداشته است .

به هر روی هرکدام از این متون ومنابع ، مزیت ها ی خاص خود راداشته؛  لیکن نگارنده این تحقیق با استفاده از این منابع که،  عمدتا نگاهی توصیفی ومبتنی برگذشته روابط  دارند استفاده؛  وسعی نموده تابا نگاهی به آینده،  استراتژی های سیاسی – امنیتی ایران را درشرائط فعلی وچشم انداز آینده تبیین نماید .

5- سئوال اصلی وپرسش پژوهش

پزوهش ذیل مبتنی بر روند وتاریخ روابط گذشته در پی تحلیل وچشم اندازی از آینده است ؛ ودر این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سئوال است که :

ایران با اتخاذ چه رویکرد سیاسی امنیتی نسبت به عراق نوین می تواند منافع ملی خود راتامین ونمونه های واقعی این راهبرد استراتژیک کدامند؟

سئوالات فرعی پژوهش :

1- گذشته روابط ایران وعراق چگونه بوده است ؟

2- ایران در عراق چه منافعی دارد ؟

3- منافع رقبای  ایران در عراق جدید چیست ؟

4- برای تامین منافع ملی ایران در عراق نوین وفعلی چه دیدگاهها یی وجود دارد ؟

5- کدام رویکرد جهت کسب منافع ملی باتوجه به روند فعلی وچشم انداز آینده ی سیاسی – امنیتی عراق برای ایران  بهینه است ؟

6- نمونه های عینی راهبردهای استراتژیک ایران کدامند ؟

6-فرضیه

نگاهی عملگرایانه وپراگماتیک به عراق جدید وپذیرش تحولات این کشور به عنوان یک واقعیت موجود ، رویکرد بهینه جهت تامین منافع ملی است . واقعیت هایی  چون عنصر شیعی ، کردی ، حضور آمریکا و سایر رقبای منطقه ای مسائل مرزی و غیره در اتخاذ چنین رویکردی جهت افزایش امنیت ملی انکار ناپذیر است .

7-  مفاهیم

هر پژوهشی مبتنی بریک سری مفاهیم وتمهیدات نظری قوام یافته وشکل می گیرد .این تحقیق هم یک سری مفاهیمی داشته که به  مهمترین مباحث مفهومی این تحقیق اشاره می رود.

استراتژی (راهبرد) : در سیاست ، بسیج همه امکانات وتغییردادن شرایط در جهت مناسب برای رسیدن به یک هدف اساسی را  و بسیج وجلب همه نیروهای اقتصادی ،اجتماعی وسیاسی برای رسیدن به هدف دراز مدت ملی ،مثلا صنعتی کردن کشور یا کشاندن سطح رفاه وقدرت ملی به مرز های نهاده شده یک استراتزی می توان نامید یک عمل استراتژیک با بسیج منابع وانسان در راستای اهداف دولت وعلیه مخالفان همراه است . ([5] )

منفعت ملی : هدف اساسی ومهمترن عامل تعیین کننده ای که تصمیم گیرندگان یک دولت را در سیاستگذاری خارجی هدایت می کند . منفعت ملی یک کشور معمولا  یک مفهوم و برداشت از عناصری است که حیاتی ترین نیازهای کشور راتشکیل می دهند وعبارتند از : صیانت ازخود ، استقلال ،تمامیت ارضی ،امنیت نظامی ورفاه اقتصادی . که معمولا همگی باهم در نظر گرفته می شوند وتعبیر منافع ملی رایج تر است .[6]

رویکرد سیاست خارجی : رویکردهای دوگانه رئالیستی وایدآلیستی : از نظر مکتب رئالیستی عامل اصلی حاکم در   کلیه روابط بین الملل قدر ت است ولذا استفاده عاقلانه وموثر دولت از قدرت برای تحقق بخشیدن به منافع ملی رکن اصلی یک سیاست موفق محسوب می شود . از طرف دیگر مکتب اید آلیستی براین باور است که سیاست های مبتنی بر اصول اخلاقی بسیار کارساز تر است ، چراکه این گونه سیاست ها روح همبستگی وهمکاری را میان کشورها افزایش می دهد واز رقابت ومنازعه می کاهد . بنا برباور های ایدآلیستی ، قدرت اخلاقی وهمکاریهای اقتصادی موثرتر وکارساز تر از قدرت فیزکی است چون  پایدار وماندنی تر است .[7] در واقع سیاست خارجی به تدوین ، اجرا وارزیابی تصمیم گیری هایی مربوط می شود که از نظر دولتمردان یک کشور جنبه برون مرزی دارد .([8] )

8- متغییرها

این پژوهش دومتغییره می باشد . عراق جدید به عنوان متغییر مستقل واستراتژی سیاسی - امنیتی  ایران در آن متغییر وابسته تحقیق است .

9- مفروضات

زیربنای تجزیه و تحلیل هر پژوهشی فرضیاتی است که نتیجه ، هدف وفرضیه تحقیق برآن قوام می یابد . در این پژوهش باتوجه به عنوان موضوع کلیت مبحث مفروضاتی به صورت ذیل ثابت شده وبدیهی فرض شده اند:

-       قدرت گیری شیعیان در عراق جدید در جهت منافع ملی ایران است .

-       عناصرشیعی وکردی نقش به سزایی در تدوین استراتژی های سیاسی – امنیتی ایران در قبال عراق جدید دارد .

-       امریکا بازیگر اصلی صحنه عراق است وطبیعتا  در تدوین سیاست خارجی ایران در عراق فعلی بایستی نوع رفتار با امریکا به درستی تبیین گردد .

-       مسائل فعلی خاورمیانه وعراق نوین قدرت مانور ایران را افزایش داده است .

-       روابط خارجی ایران وعراق در گذشته ، حال وآینده  تاثیر پذیری فراوانی از مسائل سیاسی – امنیتی دارد .

-       عراق جدید همچنان میتواند تهدیدی علیه منافع ملی ایران باشد .

10- روش تحقیق

در این تحقیق یک پیش فرض که همان استراتژی سیاسی – امنیتی ایران در عراق نوین  بوده تحلیل وتبیین شده است . یعنی با فرض یک رویکرد واستراتژی معیین درباره این مسائل مذکور سعی شده است  مصداقهایی که باعث ثابت کردن موضوع وتحقیق می گردد  تحلیل شود . بنابراین روش تحقیق در این پژوهش قیاسی است.

11  - روش جمع آوری داده ها

باتوجه به مشکلات روش های مشاهده ای وپیمایشی ، در این پژوهش که یک موضوع نظری رادر دست بررسی دارد سعی شده است از طرق کتابخانه ای واسنادی داده ها جمع اوری شده وسپس تحلیل   وتدوین شوند .بنابراین روش جمع اوری داده ها کتابخانه ای است .

12- سازماندهی تحقیق

این تحقیق همانند هرتحقیق پزوهشی دیگر دارای ساختاری شکلی به صورت مقدمه ، متن ونتیجه گیری به شرح ذیل است:

مقدمه

عراق همواره در سیا ست خارجی ایران جایگاهی خاص داشته است . طی نیم قرن گذشته  نگاه ایران وعراق به یکدیگر ، نگاهی امنیتی بوده است . در وضعیت جدید با وارد شدن عناصری تازه در حوزه سیاسی عراق ، جایگاه این کشور در سیاست خارجی ایران اهمیت بیشتری یافته است . درواقع ، گرایشها از تخاصم وتضاد به  رقابت و همکاری میل کرده است .  عراق پس از صدام واجد عناصر وتحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت وهویت ان باعث دگرگونی هایی در ژئوپلوتیک منطقه ورویکردهای بازیگران خاورمیانه ای شده است([9] ).  برای نخستین بار با حضور شیعیان در راس قدرت عراق وشکل گیری نوعی جدید از ساختار قدرت و با ترمیم وبهبود روابط با مردم ودولت جدید عراق ، ایران سیاست کلی خود را از "امنیت سازی " به "فرصت سازی"  در قبال این کشور سوق داده است .  درچنین فضایی باتوجه به همسایگی وعضویت عراق به عنوان بخشی از حوزه تمدنی وفرهنگی ایران ، تحولات آن خواسته یا ناخواسته محیط سیاسی – امنیتی ایران را متا ثر می کند . از سوی دیگر بازیگری جمهوری اسلامی ایران در عراق در تقابل با امریکا و دارای اصطکاک و یا همسویی با قدرت های منطقه ای همچون اسرائیل ، عربستان ، ترکیه و.. خواهد بود .  و استراتژی هایی می طلبد تا با امیزهایی از فرصت سازی وامنیت یابی تسلط بر اشکال و متدهای بازی را برای سیاستمداران ایرانی الزامی نماید .

طی دههای گذشته توسعه طلبی ارضی همواره وجه بارز سیاست خارجی عراق بوده است . جغرافیای سیاسی این کشور ، به حاکمان این  سرزمین اتخاذ سیاست تهاجمی را برای حفظ حیات خود دیکته می کند . فرق ندارد که نظام پادشاهی در عراق حاکم باشد ، کمونیست ها زمام امور رادر دست گیرند ویا آنکه اندیشه "بعث "با آن تمایلات ناسیونالیستی عرب گرایانه ،  برکرسی قدرت تکیه زده باشد . وهیچ تضمینی وجود ندارد که سرکار آمدن حکومتی کثرت گرا ودموکراتیک در این کشور بتواند از دغدغه های امنیتی کشور های همسایه علی الخصوص ایران بکاهد .([10] )

بنابراین ، همسایگی با عراق با توجه به فضای درونی ، تاریخی وژئوپلوتیک این سرزمین یک سری الزاماتی را بر ایران تحمیل می نماید . استلزاماتی که بیشتر در فضایی امنیتی – سیاسی تبیین وتحلیل می گردند . لذا  ایران باتوجه به اینکه بزرگترین تهدید منطقه ای خویش را همواره عراق تعریف کرده بود ، وفضای ابهام آلود کنونی نیز روندی امنیتی به ارتباطات داده است ؛ مبتنی بر تاریخ تحولات روابط گذشته این دو کشور ، نیازمند تعریف استراتژی های سیاسی – امنیتی خاص خود با توجه به فضای جدید  بین المللی، منطقه ای  وداخلی عراق است . عراقی که میزبان بزرگترین دشمن استراتژیک ایران یعنی امریکاست ، وضعیت امنیت داخلی ان وبه تبع، مرزهای آن به هم ریخته است ، گروههای طرفدار ایران همچون شیعیان وکردها قدرت را در دست دارند ، پناهگاه  بسیاری از مخالفان حکومتی ایران بوده  ، فضای بسیار مناسبی است برای چانه زنی های دیپلماتیک با آمریکا وهم پیمانانش ، ظرفیت های اقتصادی خوبی در حوزه آب ،راه ، کشاورزی دارد وبسیار جوانب دیگر .

به هر روی فضای سیاسی – امنیتی عراق  جدید که هم فرصت ساز است وهم تهدید زا ،نیازمند تدوین استراتژی های سیاسی - امنیتی مختلفی است تا اهداف ومنافع ملی کشور را در این بین ، ارضاء  نماید وبه گفته "آکسل رود"[11] باشاره به معمای زندانی می گوید: «به هرحال گریزی از مواجهه بادیگر بازیگران نیست ، چراکه نمی توان عرصه بین المللی را بدون آنها تعریف وتحدید کرد ؛ لذا تعامل ضرورتا وجود خواهد داشت . بنا براین دو راهی ای بیش در پیش روی  هر بازیگر نیست : همکاری یا دور شدن پیوسته از دیگران»( [12] )

 

 

بخش نخست :  مفاهیم و کلیات

سیاست خارجی

دولتها از زمان قدیم با یکدیگر روابط گوناگونی از نوع سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی داشته اند وامروزه شبکه روابط بین الملل بسیار گسترده تر وپیچیده تر  گردیدیده است ... ولی سیاست خارجی را باید از این انبوه روابط تمیز داد، در حالیکه روابط بین الملل شامل روابط بین حکومت ها، گروهها و افراد مختلف می باشد ، سیاست خارجی فقط ان دسته از روابط را در بر می گیرد که ابتکار آن با حکومت ها بوده واز طرف آنها تصدی شده باشد . در این معنی سیاست امری است رسمی  ،که هدایت آن به عهده حکومت هاست واز روابط گروهها وافراد غیر رسمی متمایز می گردد.( [13] )

مفهوم« سیاست خارجی » در یک کشور مربوط می شود به تدوین ، اجرا وارزیابی تصمیم گیری هایی که از دید گاه خاص همان کشور جنبه برون مرزی دارند . سیاست خارجی از دو مولفه اساسی شکل می گیرد : اهداف ملی که کشورها درصدد رسیدن به آن هستند واسباب وابزار دستیابی به آنها .   فن وهنر اداره کشوردر واقع چیزی جز ایجاد توازن وهماهنگی بین آرمانها واهداف ملی ومنابع برای دستیابی به آنها نیست .( [14] ) "هنری کسینجر " میگوید از دیدگاه سنتی سیاست خارجی در جایی آغاز می شود که سیاست داخلی پایان یافته باشد.

واین برخورد صرفا در شرایط ثبات در سیستم بین الملل ممکن  است ، زیرا تنها در این  حالت بازیگران برداشت مشابهی از قوائد بازی وادراک هماهنگی  از پدیده ها ی حق وباطل در روابط  خود دارند .([15] )

وظیفه سیاست خارجی

وظیفه سیاست خارجی یا ایدئولوژی یک دولت را  ، می توان  به عنوان  دستور العملی ماندگار ویا سنتی ناشی از یکپارچه کردن مجموع تجربیاتی دانست که از رهگذر تلفیق ومتوازن کردن عناصری همچون نیاز های اقتصادی ، ضرورت ژئو پلوتیک ، افکار عمومی داخل  وتوان وظرفیت های دولت به واسطه نخبگان حکومتی  اندیشیده می شود . نقش و وظیفه مستلزم یک هویت است وتعیین کننده جهت گیری دولت نسبت به همسایگان ، (دوست یادشمن ) قدرت های بزرگ (تهدید کننده یا حامی ) ونظام دولتها (تجدید نظر طلب یا طرفدار وضع موجود ) است . ( [16] )

عوامل تاثیر  گذار برسیاست خارجی در سه سطح تحلیل نظام جهانی ، دولت های ملی و نهادهای  فرو ملی وتصمیمات فردی می باشند . وظیفه سیاست خارجی تسهیل رسیدن به منافع ملی است . پشتوانه این موفقیت چیزی نیست جز قدرت ملی که ضمانت امنیت ملی هر کشوری است.

امنیت ملی

امنیت به معانی وپدیده های زیر اطلاق می شود :

1)حفظ تمامیت ارضی ،حفظ جان مردم ، بقاء وادامه سیستم اجتماعی وحاکمیت کشور .

2)حفظ وارتقاء منابع حیاتی کشور .

3) فقدان تهدیدی جدی از خارج نسبت  به منافع ملی وحیاتی کشور و توان سازگار کردن محیط با اهداف داخلی امنیت امری ذهنی ونسبی است . نسبی است یعنی در مقیاس با امنیت دیگران تعریف می شود . وذهنی بودن امنیت به جهت ارتباط آن با سه عامل ذیل است : الف) اعتماد یا عدم اعتماد به توانایی وقدرت نسبی کشور برای مقابله با هر تهدید جدی وحمله احتمالی .  ب)اعتماد ویا عدم اعتماد به قدرت نسبی کشور دوست یا دشمن  ج)  اعتماد یا عدم اعتماد به اینکه کشوری می تواند وضع مطلوبی رادر گرایشها وروند های سیاسی آینده حفظ کند . ( [17] )

امنیت ملی دارای ابعاد ،اجزا ومتغییرهای مختلفی است که با یکدیگر در پیوند  می باشند ودر این میان منافع استراتژیک هسته ومرکز ثقل امنیت ملی را تشکیل می دهد . تعادل یا عدم تعادل منافع استراتژیک بازیگران در گیر در یک محیط با یکدیگر سر آغاز ومنشاء پیدایی وظهور امنیت یا نا امنی در آن محیط معیین خواهد بود . ایجاد تعادل میان منافع بازیگران یکی از مهمترین اهداف امنیت ملی می باشد .([18] )

استراتژی های سیاسی امنیتی

«استراتژی کاربرد قدرت نظامی برای کسب اهداف سیاسی است . به عبارت دقیق تر،  استراتژی در تئوری وعمل استفاده وتهدید به استفاده از قدرت سازماندهی شده برای کسب اهداف ومقاصد سیاسی است .در کنار این مفهوم عبارت" استراتژی بزرگ  " قرار دارد که به معنای هدایت ومدیریت تمامی منابع یک ملت ویا گروهی از ملتها جهت کسب اهدافی سیاسی است . استراتژی یک رشته التقاطی است ودرعین حال استراتژی ماهیتا پراگماتیک و عملی است ؛ یعنی  راهنمایی برای کسب واجرای اهداف .

این حوزه با نقش قدرت نظامی سروکار دارد اما منحصر به آن نمی باشد ؛ بلکه با موضوعات مهمی چون اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست ،هنر و.. سروکار دارد . بنابراین مطالعات استراتژیک وابسته به سیاست است . این امور می توانند بازوی فکری مناسبی برای اقدام مسئولین باشد » ([19] )

بنابراین هرچند وزنه مسائل نظامی است ،  که کفه مطالعات استراتژیک را سنگین میکند ؛ اما ماهیت همه مسایل امنیتی نظامی نیست  .  بسیاری مسایل امنیتی  در روابط کشورها وسیاست خارجی دولت ها وجود دارند که ماهیتی سیاسی  ،اقتصادی ، فرهنگی وغیره داشته وطبیعی است لوازم تجزیه وتحلیل وابزار  واستراتژی برخورد با آنان  نیز از جنسی دیگر است .

بخش دوم : عراق جدید

فصل اول : عراق جدید وامنیت ملی ایران

تاریخچه روابط

سیر مناسبات دوکشور را می توان در سه دوره متمایز مورد بررسی قرار داد:

1)سالهای 1920تا1958 را در بر میگیرد که می توان به دوره همکاری های نسبی و تفاهم نامید . در این دوره در هر دوکشور نظام های پادشاهی حاکم بودند . بین دوکشور تعارض وکشمکش خاصی مشاهده نمی شد و دولت های دو کشور در مورد بسیاری از مسائل دو جانبه ، منطقه ای وحتی بین المللی با هم همکاری داشتند .

2)سالهای 1958تا1988را می توان دوره کشمکش وخصومت ورزی نامید .در این دوره پس از سرنگونی حکومت پادشاهی عراق وبه قدرت رسیدن حکومت رادیکال قاسم ، به تدریج روابط دو کشور دچار تنش شد .این روند با پیروزی انقلاب اسلامی تشدید ودر نهایت به بروز جنگ بین دوکشور منجر شد . البته بین سالهای 1975ت1979 مواردی از همکاری وتفاهم بین دوکشور مشاهده شد ولی این همکاری ها عمیق وپایدار نبوده ومحرک آن عوامل خارجی بوده است .

3)دوره بعد از 1988تا کنون را باید دوره ابهام نامید . با اینکه نیروهای عراقی از اراضی ایران عقب نشینی کرده وموافقت نامه الجزایر مورد پذیرش عراق قرار گرفته است، اما هنوز عهدنامه رسمی صلح بین دوکشور امضاء نشده است . در واقع این دوره دوره نه جنگ ونه صلح بوده وتعاملات دوطرف آمیزه ای از همکاری وخصومت بوده وهنوز فضای بی اعتمادی وسوء ظن برمناسبات دوکشور حاکم می باشد .( [20] )

اهمیت عراق در امنیت ملی ایران

چسبیدگی جغرافیایی ایران وعراق وتبارشناسی روابط امنیتی گذشته ، تاثیر فراوان عراق بر امنیت ملی ایران راتعیین میکند . عراق تنها کشور همسایه ای است که در 150سال اخیر به ایران حمله کرده است ؛ وگروههای معاند  حکومت های ایران همواره در این کشور به فعالیت مشغول بوده اند . وجود عنصر کردی ، ژئوپلوتیک عراق ، مرزهای آبی وخاکی ، جمعیت 60% اهل تشییع در این کشور ، ناامن بودن فضای داخلی این کشور بعد از حمله سال 2003، قدرت یابی نیروهای سیاسی شیعی ، نیازمندی وپتانسیل های اقتصادی – عمرانی این کشور ، حضور قدرت های بین المللی ورقابت قدرت های منطقه ای در این سرزمین ونمونه های فراوان دیگر از جمله مواردی است که اهمیت عراق را در امنیت ملی ایران برجسته کرده است . بنابراین ازچند بعد به این مهم می پردازیم .

1)نقش ژئوپلوتیکی عراق در امنیت ملی ایران

توجه به واقعیت های ژئو پلوتیکی داخلی ومنطقه ای ونیز مد نظر قرار دادن معادلات سیاسی واقتصادی حاکم بر دو سطح منطقه ای و بین المللی موجب شده تا دولتمردان عراقی  در سطح روابط با همسایگان ضمن اعلام نا خرسندی از مرزها ی موجود سیاستی تهاجمی اتخاذ نمایند .  دامن زدن  به اختلافات مرزی وارضی با همسایگان ومطرح کردن ادعاهای دیرینه که منجر به دو جنگ بزرگ با ایران وکویت شد ونیز بحث وجدال مقامات عراقی با کشور های همسایه بر سر عبور خط لوله نفت ، دست یابی به امکان بهره گیری از مسیرهای مختلف برای دسترسی به آب آزاد و بالاخره تامین آب مصرفی این کشور از طریق رودخانه های مشترک مرزی ، نمونه هایی از نحوه ارتباط این کشور با همسایگان بوده که در قالب ژئو پلوتیک عراق  تحلیل می شود .( [21] ) انعقاد قراداد 1975 با ایران وتقسیم اروند رود از منظر بسیاری از تحلیل گران سیاسی در این کشور به منزله خدشه دار شدن تمامیت ارضی کشور بوده و وقوع این مسئله را همچون تصرف سرزمینی عربی ، مانند فلسطین در خور سرزنش می دانند .([22] )   عراق کشوری است که همانند سایر همسایگانش به دریای آزاد راه ندارد . تنها راه عراق به جهان خارج از طریق شط العرب وپهنای بسیار کوچکی از خلیج فارس امکان پذیر است ، که آن هم تحت سیطره ایران قرارداشته وگلوگاه تنگه هرمز وخلیج فارس این واقعیت را تکمیل می کند . از شمال نیز با تنگنا های ترکیه مرتبط است . تفرقهای قومی عرب وعجم ،شیعه وسنی نیز درطول تاریخ این کشور به همراه محذورات  جغرافیایی آن باعث تشدید توسعه طلبی این کشور ، بالاخص نسبت به ایران شده است  .

قرار گیری اکثر شهرهای مهم این کشور ، مراکز بندری ، چاههای نفت وسایر شریانهای اقتصادی – استراتژیکی در قسمت  شرقی عراق حاکی از ژئوپلوتیک ویژه این کشور دارد ، که همواره خطرپذیری آن را بالا برده ولذا باعث اتخاذ سیاست های تهاجمی این کشور شده است . بنا براین هرچند ساختار سیاسی عراق تغییر کرده است واین کشور در شرایط ضعف وعدم استقرار سیاسی قرار دارد ؛ لیکن واقعیتهای ژئوپلوتیکی موجود واراده های معطوف به رهبری جهان عرب و توازن سازی منطقه ای در برابر  قدرت های غیر عربی همچون ایران می تواند هم چنان چشم انداز ژئوپلوتیکی عراق آینده را تبیین نماید .

2)تحولات داخلی عراق وامنیت ملی ایران

هرچند عراق جدید همانند گذشته یک تهدید نظامی نیست .اما همچنان زمینه های بالقوه هدایت تنش وناامنی به حوزه امنیت ملی ایران را دارا می باشد . مسائل امنیتی در شرایط جدید تغییر ی جدی کرده است . چالش های ناشی از رقابت گروههای مختلف قومی وسیاسی در داخل عراق وآثار زیانبار ناشی از بی ثباتی وجنگ داخلی ، افراط گرایی ، تفرقه های قومی ومذهبی ونهایتا احتمال تجزیه این کشور از جمله چالش های جدید می باشند که از زاویه داخلی عراق وارد حوزه امنیت ملی ایران می شود .  ( [23] ) خلاء قدرت ناشی از حمله متفقین در سال 2003 به این کشور به همراه ناامنی های داخلی که محل رشد گروههای تروریستی ، تجزیه طلب وتفرقه گرای مذهبی وقومی است ، امنیت ملی ایران را از ناحیه مرزهای غربی متاثر می نماید .

حضور قدرت های منطقه ای وافزایش نفوذ اسرائیل در شمال عراق وتاثیر گذاری ان بر قومیت های موزائیکی عراق، مسائل جدیدی را در حوزه امنیتی ما درباره تحولات عراق نوین باز کرده است واین خود ناشی از خلاء قدرتی توانمند درصحنه عراق است که توان ایجاد ثبات وامنیت رادر فضای داخلی این کشور دارا نیست .

3)چالش های  مذهبی

عراق محل حضور اقوام ومذاهب مختلف در صحنه اجتماع است . گوناگونی مذهبی علی الخصوص شیعه وسنی ، بافت قدرت وتحولات اجتماعی این کشور را ویژه کرده است . حضور اقلیت سنی در راس هرم قدرت در تاریخ گذشته عراق ، وفشار های شدید بر شیعیان این کشور  مهمل  اختلافاتی فراوان  با ایران بوده است . از طرفی ایران به عنوان تنها کشور شیعی منطقه که به لحاض قومی هم قرابت نژادی با سایر کشورهای خلیج فارس واعراب ندارد ، به صورت قدرتی مخالف از طرف اعراب قلمداد می شده و این موضوع در گذشته  باعث نضج گیری اندیشه های پان عربی منطقه واتحاد مذهبی اعراب سنی در قبال  ایران شده بود . این موضوع در داخل عراق هم باعث تشدید فشار بر شیعیان  شده بود  . عراق جدیدی هرچند با توجه به اکثریت شیعی  در سیستم دموکراتیک این کشور دغدغه های مذهبی ایران را کاهش داده است ؛ لیکن به دلیل شکننده بودن ساختار قدرت در این کشور همچنان این اختلافات مذهبی بالاخص با تبلیغات وسیع وهابیون در صحنه اجتماعی عراق از دغدغه های مهم ایران در عراق نوین  قلمداد می شود .

4)چالش های ناشی از هویت های قومی

مسئله ژئو پلوتیک قومی عراق وتاثیرات آن بر منافع و امنیت ملی ایران یک اصل پایدار در روابط دو کشور است . به دلیل ماهیت سه گانه هویت جمعیت عراق(شیعه ، سنی وکرد ) وحضور شهروندان در بخش های مستقل وجدا ، مسئله  ژئوپلوتیک عراق وچگونگی برخورد با آن ، یک معضل وچالش اساسی در حوزه تفکر سیاستمداران ایرانی بوده وخواهد بود .در طول سالهای پس از استقلال عراق ، حضور هویت های کاملا مستقل کرد ، سنی وشیعه در مناطق شمالی ، میانی وجنوبی این کشور وچگونگی حفظ تعادل میان آنها همواره منجر به تنش در سطح داخلی و منطقه ای بوده است . باتوجه به این ویژگی ، نگرانی از تجزیه عراق به گروههای مختلف هویتی وآثار منفی آن بر امنیت ملی ایران ، همواره محور اصلی تجزیه وتحلیل مسائل عراق در حوزه سیاست خارجی  ایران بوده است . ([24] )در چارچوب حفظ وگسترش نفوذ ایران  جهت ایجاد تعادل در صحنه عراق ، رژیم سابق ایران  تمرکز خود رابرروی اقوام کرد ودر دوران جمهوری اسلامی  تقویت نقش شیعیان در صحنه سیاسی عراق  متمرکز گردید . سقوط صدام هرچند باعث به قدرت رسیدن گروههای مذکور وکاهش  چالش های ایران در عرصه عراق شد ، اما مسئله ژئوپلوتیک عراق وچگونگی برقراری تعادل بین هویت های  متمایز در جهت حفظ تمامیت ارضی عراق ، همچنان دل مشغولی ایران باقی خواهد ماند .

5)تاثیرات  سیاسی - استراتژیک

از لحاظ سیاسی  استراتژیک  عراق جدید کارکردی دوگانه را در ظرفیت ها وپتانسیل خوش مستتر دارد .

1) عراق می تواند از حالت متعادل کننده قدرت ایران در منطقه خارج شود ودر طرح و استراتژی های سیاسی – استراتژیک در کنار ایران قرا بگیرد  . به عبارت دیگر با خروج از تعریف سنتی توازن قوا ، فرصت جدیدی برای ایران فراهم می شود تا به باز تعریف نقش منطقه ای خود به عنوان  یک بازیگر وقدرت منطقه ای بپردازد . این تعریف جدید نیازمند تقویت نخبگان وشخصیت های همگام با ایران دارد . ([25] )

2) عراق همواره مهمترین رقیب منطقه ای و استراتژیک ایران بوده وشرایط فعلی از سر ضعف است نه یک استراتژی دامنه دار وبلند مدت . اختلافات مرزی ، موقعیت ژئو پلوتیک ، رهبری جهان عرب ، هویت های واگرایانه عجم وعرب ، بنیه نظامی – اقتصادی و بسیاری عوامل دیگر ظرفیت هایی هستند که می تواند عراق جدید را پس از تثبیت واستقرار مجدد ، دوباره به عنوان مهمترین چالش امنیت ملی ایران در سطح منطقه وارد معادلات  سیاسی- استراتژیک نماید .

فصل دوم :  منافع رقبای منطقه ای وبین المللی ایران درعراق جدید

الف )  رقبای منطقه ای

عراق جدید به دلیل خلاء قدرت حاکمیتی ، برای همسایگان وقدرت های منطقه ای تهدیدات ومنافع مختلفی را پدید  آورده است  ، که در ذیل به مهمترین قدرت های رقیب منطقه ای ایران ودغدغه های آنان در عراق جدید اشاره می رود :

عربستان

کشور عراق ، تحولات درونی و رفتار منطقه ای آن ، همواره از مسائل سیاست خارجی عربستان بوده است .

دولت سازی دموکراتیک ومشارکت گروههای شیعی وکرد در عرصه قدرت ، از تغییرات مهم در عراق پس از صدام است . این تحول منجر به تغییر در نظام سیاسی و نظم منطقه ای می شود که مورد حمایت وپذیرش سعودی ها قرار ندارد . ( [26] ) محور اصلی رویکرد سعودی ها در قبال تحولات عراق پس از صدام عدم پذیرش واقعیت های جدید این کشور بویژه ساختار جدید قدرت در این کشور بوده است .تغییر ساختار قدرت در عراق وکاهش سطح قدرت اعراب سنی وحاکمیت شعیان وکردها نمود این ساختار جدید است .

عربستان سعودی با فروپاشی رژیم بعث وشکل گیری ساختار جدید قدرت قادر به پذیرش واقعیت های جدید این کشور نبوده وسران سعودی با سکوت ونفی گرایی به انکار واقعیت ها پرداختند . بیانات سران عرب واظهار نگرانی و نامناسب خواندن شرایط جدید عراق و با مخالفت با روند سیاسی ، تنها چهره مسالمت جویانه مخالف سعودی ها را نشان می داد ، در حالی که محور فعالیت عمده ، حمایت از عملیات تروریستی وشورشیان سنی برای به شکست کشاندن روند سیاسی بوده است.  سعودی ها مرکز شورشیان خارجی در عراق بوده اند و از نظر مالی نیز بیشترین کمک برای تقویت جریان شورش در عراق کرده اند . ([27] ) علا رغم دور شدن گروههای سنی از قدرت و آشوب سازی چند ساله سعودی ها در عراق  به نظر می رسد بعد ازسال 2007 سعودی ها منافع امنیتی خویش را در عراق نوین  تعریف جدیدی داده اند . در سطح داخلی بدنبال تثبیت حکومت عراق وحضور مستمر وتاثیر گذار در صحنه عراق اند ؛  چراکه غیبت آنها در نهایت سبب تضعیف بیشتر گروههای سنی می شود . در سطح منطقه ای نیز مشارکت وتعامل مثبت به عنوان رویکردی جدید برای توازن سازی در مقابل ایران است .

شیعیان عراق علارغم قومیت عربی آنان ، باتوجه به تجربه تاریخی فشار حکومت های سنی بالاخص رژیم بعث به آنان نزدیکی وسنخیت کمتری با دول عرب ایفا می نمایند . در تحولات جدید نزدیکی شیعیان به امریکا و ایران باعث تثبیت موقعیت آنان در صحنه سیاسی عراق شده است .سعودی ها ازاین وضع  نه تنها ناراضی اند بلکه سعی بر عرب وغیر عربی کردن صحنه عراق دارند تا تفکیک های مذهبی شناخته شده در فضای مردمی این کشور رنگ باخته وبار دیگر عراق را نیروی موازنه دهنده حکومت های غیر عرب منطقه از جمله ایران گرداند . تحولات دموکراتیک عراق در کنار حکومت بسته و  سلطنتی عربستان ،  به همراه تحرک شیعیان عراق وقانون فدرالیستی جدید این کشور تهدیدی دیگر در حوزه امنیت ملی وتمامیت ارضی عربستان سعودی است . لذا عربستان همچون ترکیه وایران هم از بی ثباتی عراق که با عث تشدید تجزیه طلبی می شود ، احساس تهدید دارد و هم از ثبات این کشور که باعث قدرت گیری گروههای سیاسی شیعه وکرد در صحنه معادلات منطقه ای وجهان عرب است .

 

ترکیه

به عنوان یکی دیگر از قدرت های منطقه ای است ، که  منافع ومسائل امنیتی خود در عراق نوین را  با مسئله کردها وحفظ تمامیت ارضی خویش تعریف می کند . در میان همسایگان عراق ترکیه تنها کشوری است که ادعای ارضی نسبت به عراق دارد  . این امر موجب شده است زمامداران عراق بر خلاف رویه معمول خود در مقابل ترکها سیاستی محافظه کارانه تر نسبت به همسایگان خود اتخاذ نمایند . برتری جغرافیایی ترکیه و وابستگی عراق به منابع آبی وخطوط انتقالی این کشور از یکسو وبرتری موقعیت  استراتژیکی ترکیه در بخش کوهستانی شمال عراق از سوی دیگر با عث اتخاذ چنین سیاستی تهاجمی از طرف ترکها شده است .( [28] )    حضور آمریکا وتحولات عراق باعث رشد بنیاد گرایی وترقی گروههای تروریستی ترکیه شده است . مسئله کردها ومطرح شدن موضوع فدرالیسم ، فعالیت گروه تجزیه طلب P.K.K  ، حضور اسرائیل در شمال عراق و ناامنی داخلی عراق  از مهمترین دغدغه های ترکیه در عراق جدید  است .

منافع آمریکا در عراق همپوشانی چندانی با منافع ترکیه ندارد ، ضمن آنکه حمایت ضمنی آنها از کردها نگرانی ترکیه را دوچندان کرده است . حضور امریکا مهم ترین عامل بازدارنده اقدامات یک جانبه ترکیه در شمال عراق است . در حالی که امریکا بر مبارزه با تروریسم در هر شکل آن تاکید می کند ، اما از سوی دیگر به فعالیت p.k.k  در شمال عراق بی تفاوت بوده وحتی غیر مستقیم سلاح های انها را تامین می کند .

بدلیل مخالفت منطقه ای با تشکیل دولت کردی ، چنین دولتی در پی خروج از انزوا وهم پیمانی با قدرت های بیرونی است . اسرائیل نیز که به دنبال تشکیل یک دولت غیر عرب کردی است ، بر طبق تز "ائتلاف پیرامونی " "بن گورین" با یک  دولت غیر عرب پیرامونی ائتلاف می کند . در پی تشکیل چنین دولتی در منطقه بوده و بر تهدیدات علیه ترکیه دامن می زند .( [29] ) در چنین شرایطی ترکیه می کوشد از ابزار فشار خود به عراق بیشتر بهره ببرد . ادعای ارضی ترکیه به موصل ونیز وجود اقلیت ترکمن در شمال عراق ، به همراه نیاز جغرافیایی منطقه به راههای مواصلاتی ترکیه  ، از جمله این ابزارها می باشد .( [30] ) ترکیه امیدوار بود یک دولت مقتدر متمرکز در عراق پس از صدام باعث تشدید کنترل مرزی وعبور و مرور مبارزان شورشی P.K.K شود . از این رو سیاست رسمی ترکیه مخالفت با فدرالیسم وتشکیل دولت خودمختار کردی بود . اما از طرف دیگر به طور همزمان ترکیه خواهان رعایت حقوق اقلیت  ترکمن در عراق بوده است ( [31] ) ترکیه با بین المللی کردن مسئله حقوق اقلیت ترکمن در عراق وحمایت از در خواست های انها ؛ زمینه نفوذ خود در شمال این کشور  را جهت اعمال فشار بر کردها فراهم می کند .  ( [32] )  حمایت از جبهه تر کمن عراق ، مخالفت با بر گزاری رفراندوم کرکوک ، خلع سلاح پیشمرگان کرد ، متوقف کردن روند مهاجرت کردها به کرکوک واربیل و ایجاد دو استان  ترکمن در شمال عراق از جمله خواست های ترکمنها وتر کیه می باشد.  ( [33] )همکاری ترکیه با مقامات جدید عراقی وتلاش برای باز نگه داشتن باب گفتگو میان طرفین پیرامون مسائل گوناگون نه تنها در راستای ممانعت از برهم زدن ترتیبات امنیتی ونظم نسبی موجود در عراق می باشد ، بلکه این کشور تلاش دارد از گسترش ونفوذ بیش از اندازه ایران وسوریه نیز در عراق ممانعت به عمل آورد ودر این راه مایل به نزدیک کردن ترکمن ها ، اعراب سنی وکردها در عراق به یکدیگر خواهد بود .([34] )

لذا عمده ترین دغدغه های ترکیه در عراق ثبات سیاسی این کشور وحکومتی متمر کز است تا از فدرالیسمی شدن عراق ونهایتا دغدغه هایی ازاین جنس ، نزد کردهای  ترکیه جلوگیری گردد . چراکه هر تحولی  در کردستان عراق امنیت ملی وتمامیت ارضی ترکها را به شدت متاثر می سازد .

اسرائیل

عراق جدید تفاوت جدی از منظر ساختار سیاسی وشرایط اقتصادی ، اجتماعی ، نظامی  با عراق دوره بعث دارد . وبراین اساس فرصت ها وتهدیدات جدی ای را متوجه هریک از بازیگران منطقه ای از جمله اسرائیل می کند . عراق جدید فرصت های جدیدی را فراروی اسرائیل  قرار داده است . سقوط یکی از حامیان انتفاضه ، تلاش برای عادی سازی روابط ، تقویت ایده اسکان آوارگان فلسطینی در شمال عراق ، آسودگی خاطر از تهدیدات نظامی عراق ، احتمال استفاده از فضای عراق برای حمله به ایران ، ایجاد پایگاههای امنیتی در شمال عراق – در کنار سوریه وایران و استفاده از  نفت و بازار  عراق  منافع و فرصت هایی است که اسرائیل در عراق جدید جستجو می نماید . «اسرائیل شمال عراق را مکان مناسبی برای تهدیدات ایران و پاکستان ( دارای توان  هسته ای ) می داند ، زیرا می تواند از این منطقه  ضمن در نظر گرفتن فعالیت های نظامی هردو کشور با خطر احتمالی از سوی آنان نیز مقابله کند . مخصوصاُ اینکه اسرائیل نگران افزایش نفوذ اسلا مگرایان تندرو در داخل ارتش پاکستان است ».( [35] ) و اسرائیلی ها در روند مرحله ای خود بر اساس عادی سازی روابط با عراق حداقل تا کنون موفق شدند دولت متخاصم عراق را به دولتی بی تفاوت نسبت به خویش تبدیل نمایند . ([36] )

اسرائیل از سایر کشور های خاور میانه منافع بیشتری را در عراق جدید جستجو می نماید .  از آنجا که حمله به عراق به عنوان نخستین مر حله از طرح خاور میانه بز رگ امریکا به منظور ایجاد تغییرات بنیادین در منطقه محسوب می شود ویکی از اهداف اصلی این طرح نیز تقویت امنیت اسرائیل بوده است ؛ توجه به پیامد های جنگ عراق وتحولات عراق نوین ، از این منظر نیز قابل اهمیت است . بنابراین تجزیه عراق وتبدیل آن به واحدهای سیاسی وتهدید تمامیت ارضی و رشد فعالیت های استقلال طلبانه در میان اقوام کردی جهت فشار بر ایران ، سوریه ، عراق ، ترکیه و تشکیل  حکومت کردی متحد در مقابل اعراب از جمله  راهبردهای در از مدت  اسرائیل در فضای امنیتی عراق است .

 

ب ) امریکا رقیب بین المللی

حمله سال 2003 امریکا به عراق وتحولات عراق جدید باعث تعریف دیگری از استراتژی وراهبردهای امنیتی ایران در مواجه با دو جبهه  عراق جدید وامریکای همسایه شده است . ایالت متحده با هزینه  500میلیارد دلاری نظامی و2500میلیارد  دلار هزینه های غیر مستقیم عملا باعث تقویت توان ایران در صحنه عراق شده است واین برای امریکا غیر قابل پذیرش است .  علت تداوم تنازع بین ایران امریکا در تیجه تقویت "روابط مبتنی بر تهدید متقابل " و "مبارزه برای نقش "  است . ازاین لحاظ صحنه عراق جدید یک نقطه عطف می باشد که دو طرف افزایش نقش آفرینی ، نفوذ وفرصت سازی در سطح منطقه ای را به معنای تهدید علیه منافع یکدیگر فرض کرده وسعی در جلوگیری از آن دارند .( [37] ) امریکا ایرا را به جهت برنامه هسته ای ، حضور ونفوذ در کشور های منطقه و مساله تروریسم تهدیدی برای خویش ونظام بین الملل تعریف می کند.  ولذا عراق جدید میدان اصلی تضاد نقش ها وزور آزمایی این سیاست هاست .

هم اکنون نیروهای امریکایی در طیف گسترده ای از کشور های اسلا می حضور دارند . آنان درصددند تا از طریق نیروهای نظامی خود به برتری دست یافته وموقعیت خودرا تثبیت نمایند . شرایطی رافراهم نمایند تا بر اساس آن زمینه های هژمونی بر جنوب را بدست آورند . از انجا که سیاست خارجی جمهوری اسلامی مخالف مداخله گری بین المللی است ، اینگونه مخالفت ها را افزایش می دهد ، واین امر  زمینه افزایش تعارض را فراهم می آورد .([38] )

نگرانی اصلی امریکا از تداوم وگسترش نفوذ ایران در عراق جدید ، شکل گیری نوعی ائتلاف منطقه ای میان جمهوری اسلامی ایران وحکومت آینده عراق متشکل از اکثریت شیعیان است ، که تاثیرات اجتناب ناپذیری بر جغرافیای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی منطقه خواهد داشت . از جمله این همکاری می توان به دسترسی به تمام نقاط کلیدی منطقه خاور میانه ،  وبه دنبال آن تاثیر گذاری بر بحران های منطقه ای از جمله روند صلح فلسطین – اسرائیل ، مسائل لبنان وسوریه ، دسترسی به حدود 30% از منابع نفتی جهان  وبرخورداری از یک فرهنگ پویای شیعه در قالب تقویت نوع جدیدی از دموکراسی وتاثیرات آن بر حکومت های محافظه کار منطقه  اشاره کرد . ( [39] )

تمرکز چنین ویژیگی های منحصر به فردی در یک نقطه ، به نحوی مطمئن با خواسته ها واهداف امریکا ونظام بین الملل در تضاد است . به همین دلیل عراق جدید میدان جدید مبارزه امریکا برای جلوگیری از گسترش نقش منطقه ای ایران  در عراق بوده است . به عبارت دیگر معرفی ایران به عنوان نیروی مخالف ثبات و دموکراسی سازی (در حالی که ایران برنده اصلی شکل گیری دموکراسیب در عراق است که منجر به روی کار امدن شیعیان می شو د )  تلاشی از سوی امریکا در جهت جلوگیری از افزایش نقش وموقعیت منطقه ای ایران است .

بخش سوم : راهبردهای سیاسی امنیتی ایران در عراق جدید

فصل اول : چارچوب نظری و مفهومی سطح تحلیل تنظیم سیاست خارجی ایران در عراق جدید

الف) رویکرد ایده آلیستی وهمگرایی

این رویکرد  معتقد به شرایط پیشرفت وهمگرایی بوده ومخالف این دیدگاه است که جنگ شرایط طبیعی سیاست جهانی است . علاوه بر دولت ها سازمانهای بین المللی ، شرکتهای چند ملیتی ، NGO ها ، وساختار های  غیر رسمی نیز جزء بازیگران جهانی اند.  در روابط بین دولت ها معتقد به همکاری بوده ومنافع ملی را با آن غلظت رئالیستی نفی می کنند .  نظم در سیاست جهانی از موازنه قدرت به دست نمی آید بلکه حاصل تعاملات بین توافقات دولت ها ، قوانین وحقوق (حقوق بین الملل ) .هنجارهای مورد توافق ، رژیم های بین المللی وقوائد سازمانی است . ([40] ) در این رویکرد بیشتر بر همکاری ، صلح وعدم تعارض تاکید دارد ؛ منطقه گرایی ، تشکیل اتحادیه های همکاری بیشتر اقتصادی  و نهادگرایی از جمله پیشنهادات این گفتمان نظری است . پوچالا همگرایی راچنین تعریف می کند « یک رشته فرایند ها که باعث ایجاد و تداوم یک نظام هماهنگ در سطح بین المللی می شود . به عبارت دیگر ، نوعی نظام بین المللی که درآن بازیگران همواره خودرا برای هماهنگ ساختن منافع خود، مصالحه در باره اختلافات خویش وتحصیل عواید متقابل از طریق تعاملات آماده می سازد »([41] ) درباره رویکردهای سیاست خارجی  ایران در عراق از نگاه این نظریه همکاریها وتعاملات منطقه ای وبیشتر مراودات اقتصادی مد نظر خواهد بود . قدرت گیری شیعیان و هماهنگی آنان با ایران ، توافقات وتعاملات اقتصادی ، همکاری های امنیتی و فنی ، کارکردگرایی در همکاری های طرفین وغیره از جمله ابعاد پیشنهادی این چند ظلعی نظری است که راهبردهای سیاسی – امنیتی ایران را با حکام بغداد بر اساس همکاری صرف و ایده آلیستی تبیین می کند .

لیکن با کنکاش در پارامترهای مربوط به نظریه ای همگرایی وکارکردگرایی متوجه می شویم که هیچ یک ازاین روندها ونظریه ها در منطقه ساختار شکن خاورمیانه وخرده سامانه طرفین قابل پیگیری نمی باشد .  چرا که همسان سازی وانسجام تئوری و عملی ساز وکارهای همگرا وادغام ، به دلیل وجود ساختارهای بین الاذهانی متفاوت ، نگاه برون سیستمی ، اقتصاد ، سیاست ، وفرهنگ متفاوت مردمان  این مناطق تاثیر خود را بر تعاملات میان واحدهای سیاسی برتفرق گذاشته است .([42] ) اشغال عراق ، ناتوانی حکومت این کشور در تصمیم گیرهای سیاست خارجی ، افکار عمومی متفاوت در عراق ، گروههای معارض همچون بعثیون وتبلیغات وهابی ها در میان اعراب سنی ، تاریخ روابط دو کشور وبسیاری مسائل دیگر بر روند همکاری دوکشور مطابق با این نظریات ایده الیستی سایه افکنده است . لذا است در شرایط فعلی امنیتی ،سیاسی ، اقتصادی ، قومی وفرهنگی منطقه این رویکرد کارایی و توانمندی لازم در براوردن منافع ملی را نخواهد داشت .

ب ) رویکرد رئالیستی

نظریات رئالیستی برسه محور اساسی دولت محوری ،بقاء وخود یاری تکیه دارند .براین اساس مهمترین بازیگران صحنه سیاست بین الملل دولت های ملی هستند که بر اساس حاکمیت سیاسی نظم وامنیت را در کشور برقرار می کنند ودر تنظیم روابط خود با دیگران بر اساس منافع ملی عمل می کنند . ماهیت سیاست جهانی به گونه ای است که کشورها تنها در چهار چوب منافع ملی خود عمل کرده ولذا مفاهیمی همچون دوستی ، اعتماد ، انصاف قابلیت کمتری در روابط بین الملل دارد . کشورها در روابط خود بر اساس واقعیات موجود وصرفا در چهارچوب منافع ملی خود تنظیم می کنند ودر این راستا سعی می کنند تا امنیت ومنافع ملی خود را بالا ببرند .([43] )

از منظر این دیدگاه تحولات سیاسی  جدید هیچ تاثیر عمیقی در شکل گیری عراق جدید با ماهیت و ویژه گیهای  های متفاوت نداشته است . ویژه گیهای جغرافیایی ، جمعیتی ، قومی ، هویتی و زمینه های بالقوه اقتصادی ونظامی عراق به گونه است که این کشور همواره تهدیدی علیه منافع وامنیت ملی ایران خواهد بود.  شرایط جدید تنها شکل ظاهری عراق را تغییر داده است  وهمچون گذشته پایه های قدرت و ویژه گیهای خاص عراق به گونه است که باز هم به صورت رقیب وتهدیدی برای ایران مطرح خواهد شد .

شاید دیگر نتوان باور کرد که حضور شیعیان واکراد در راس هرم سیاسی عراق وساختار دموکراتیک سیاسی این کشور  بازهم تمایلات ملی گرایانه افراطی در این کشور دامن زده شود ؛ لیکن باید توجه داشت هرچند نظام سیاسی در عراق تغییر یافته ، اما جغرافیای سیاسی آن ثابت مانده است . ([44] )

این دیدگاه متاثر از روابط گذشته دوکشور بالاخص رخداد جنگ تحمیلی و تنازعات منطقه ای رژیم گذشته عراق با منافع ملی ایران ، اگرچه بسیاری از انگاره هاشان منطبق با واقعیات است ، لیکن تحولات جدید عراق را با دیده اغماض نگاه می کند .

ج) رویکرد سازه انگاری

در برداشت سازه انگارانه از روابط بین الملل ، دولت یک کنشگر اجتماعی است . بنابراین ، هویت ومنافعش از قبل تعیین شده نیست . دولت در بستری از قوائد اجتماعی عمل می کند وهم محیط داخلی وهم محیط بین المللی مجموعه قوائدی بر آن بار می کنند که به هویت آن شکل می دهد . ومنافعش را از این طریق تعیین می کند .... در باره سیاست خارجی ایران می توان گفت که «هویت اسلامی » جمهوری اسلا می است که در اینجا تعیین کننده منافع واهداف سیاست خارجی وتعیین کننده چگونگی هدایت سیاست خارجی است .([45] )" قاعده نفی سبیل "یکی از این منابع هویتی تاثیر گذار بر سیاست خارجی است که بر اساس آن غیر مسلمانان نباید بر مسلمانان سلطه پیدانمایند که در روابط ایران وعراق جدید که میزبان اشغالگران غربی است تجلی دارد . بر اساس این گزاره فرهنگ، عدالت خواهی وهویت ها در سیاست خارجی نقش اساسی دارند . درباره عراق هم باتوجه به هویت اکثریتی جمعیت شیعه آن ومسلمان بودن این کشور برخی معتقدند اسلام مرز ندارد وروابط بایستی بر اساس مسائل هویتی تبیین شود نه منافع ملی.

براساس این نظریه  منافع ملی وموقعیت ژئوپلوتیک ومنطقه ای نیست که سیاست خارجی را هدایت می کند ، بلکه هنجارها وهویتها هستند که این موقعیت ها را می سازند وتدوین می نمایند . بنابراین هرچند این نظریه بخشی از روند ارتباطات ومنافع ملی را رقم می زند ،  لیکن بسیاری مسائل وجود خواهد داشت که روابط ایران وعراق را حتی در دوره جدید در این قالب ها نمی گنجاند . هویت ها ی موزائیکی وغیر یکپار چه فراوانی منافع دوکشور را متاثر می سازد و بازیگران متعددی فراتر از تصمیم گیران ملی  صحنه گردان این کشورند . بنابراین این گفتمان تحلیلی علی رغم فایده مندی فراوان در بخش های متعدد، ارضاء کننده برای منافع فعلی وحیاتی ایران در شرایط حساس کنونی نخواهد بود .

د) دیدگاه عملگرایانه : عراق یک واقعیت موجود

به عنوان یک واقعیت پایدار ودر نتیجه نگرش های فوق ، باید پذیرفت که کشور عراق با مجموعه ویژگیهای پایدار قومی ، فرهنگی ، سیاسی واقتصادی آن ، تعریف مشخصی در منافع ملی ایران داشته وخواهد داشت . اشتراکات وواقعیت های سیاسی موجود ، گسترش روابط دو کشور را اجتناب پذیر می سازد وسرنوشت دو کشور را در تامین امنیت منطقه ای  به هم گره می زند . جدا از این ،  واقعیت انکار ناپذیر دیگر در روابط دو کشور نیز وجود دارد که با توجه به تحولات جدید در عراق، نقش آن را  چندان کرده است ، مسئله شبعیان عراق است . در واقع ، وجود اکثریت شیعیان در عراق وسابقه 1400سال همبستگی ، سرخوردگی وهمدردی فرهنگ شیعه واتصال به ایران از طریق اماکن مقدس وحوزه های علمیه  ، عراق را در مقایسه با سایر کشور های عربی ، از نگاه ایران متمایز می کند .  تعریف جدید از روابط با توجه به حضور بارز شیعیان در راس قدرت می تواند روابط دو کشور را از سوء ظن وبی اعتمادی  با هزینه های بالا ، دور کند وانها را به دوست وهمکار منطقه ای یا حدا قل رقیب سازنده وقابل اعتماد در منطقه تبدیل  نماید .

به هرحال به دلیل مبانی وساختار قدرت ایران وعراق از جنبه های مختلف سیاسی ، فرهنگی ،مذهبی ،اقتصادی وهمچنین ماهیت متحول مسائل منطقه وجهان عرب ، در جه ای از رقابت با لقوه بین دو کشور حفظ خواهد شد که البته منطق طبیعی ساخت قدرت وسیاست در منطقه پیچیده خاورمیانه است . ([46] ) لذا رویکرد نظری صحیح این خواهد بود که عراق رابا تمام ویژگی های واقعی اش باید شناخت . هم ظرقیت های فراوان همکاری آن وهم چالشها وتعارضاتی که در بستر تاریخی این روابط نهفته است . بنابراین ، در شرایط فعلی بایستی از حداکثر ظرفیتهای  همگرایی وهمکاری بهره جست ، اما باید همچنان مراقب تحرکات وقدرت گیری این کشور نیز بود

فصل دوم : راهبرد بهینه سیاسی- امنیتی ایران در عراق نوین

الف ) عنصر شیعی

بهره گیری از نقش فرصت ساز عنصر شیعی در حوزه سیاست خارجی ایران در گذشته به دو دلیل مورد استفاده قرار نگرفت .1)عدم اعتنای رژیم سابق ایران به نقش ایدئولوژی ومذهب در حوزه ظرفیت سازی سیاست خارجی  ؛2)سیاست های سرکوبگرانه رژیم بعث واقلیت مسلط سنی در بغداد ونادیده گرفتن حضور ونقش شیعیان در ساخت قدرت وسیات عراق .

در شرایط جدید ، با تغییر ساخت قدرت وسیاست در عراق وقرار گرفتن اکثریت شیعه در راس حکومت عراق ، زمینه های فرصت سازی جدیدی برای سیاست خارجی ایران در سطوح ملی ، منطقه ای و بین المللی فراهم شده است : در سطح ملی و روابط دوجانبه ؛ حضور شیعیان در رأس قدرت ، زمینه های ایجاد روابط استراتژیک مبتنی همکاری های فرهنگی ، اقتصادی  وسیاسی – امنیتی را فراهم می سازد ...  در سطح منطقه ای ، بیش از هر چیز تقویت عنصر شیعه در عراق جدید نقش مهمی در متعادل کردن روابط ایران با با جهان عرب خواهد داشت . درسطح بین المللی نیز  تقویت نقش عنصر شیعه در عراق جدید وتاثیرات آن بر روابط بین الملل عراق می تواند زمینه های فرصت سازی زیادی را در چارچوب تنظیم رواط بین الملل ایران وحل مشکلات استراتژیک خود در منطقه و با قدرت های بزرگ جهانی همچون آمریکا فراهم سازد . ([47] )  حفظ ثبات در عراق برای امریکا دارای اهمیت حیاتی است ؛ ایران دارای ابزار های قوی وطبیعی در جهت حفظ امنیت وثبات است ؛ بنابراین امریکا برای حفظ امنیت در عراق به ایران نیاز دارد . ([48] )  این نفوذ ایران در میان گروههای مختلف عراقی  ونیازمندی امریکا به ثبات درونی این کشور مهمل مهمی برای چانه زنی های دیپلماتیک جهت حل بسیاری مسائل دیگر اختلافی  با آمریکاست . بنابراین ایران مبتنی بر عنصر شیعه ، دواستراتژی سیاسی-  امنیتی را در آینده  باید دنبال نماید :

1)ائتلاف استراتژیک   ( ایران وحکومت شیعی در عراق )

منطق ائتلاف استراتژیک از طریق عنصر شیعه به این واقعیت بر می گردد که بازی های آینده در منطقه خاورمیانه نه صرفا بر اساس ایدئولوژی بلکه بر ای تثبیت حوزه های نفوذ ونقش ها صورت می پذیرد.  حمایت ایران از گروههای همسو همچون مجلس اعلا ، حزب الدعوه وحتی گروههای کردی نه تنها بر اساس مسائل ایدئولوژیک بلکه با نوعی واقعگرایی ،  تبیین منافع ملی و استراتژیک نیز در نظر خواهد بود . از سوی دیگر ساخت قدرت وسیاست در منطقه خاور میانه به گونه ای است که همواره در جه ای از رقابت ها ، اعم از سازنده یا غیر سازنده ، در بین بازیگران اصلی منطقه ای وفرامنطقه ای وجود خواهد داشت . درچنین شرایطی به همان اندازه بر اهمیت ونقش حضور بازیگران وقدرت های اصلی منطقه همچون ایران  که دارای پایه های مستقل قدرت  ، به خصوص از جنبه های سیاسی ، فرهنگی واجتماعی هستند ، به عنوان عنصر متعادل کننده قدرت در سطح منطقه روز به روز افزوده می شود . لذا اتحاد استراتژیک ایران وعراق در کنار همدیگر بهتر ازآن خواهد بود تا اینکه ایران  با صرف هزینه های بالا وتنش زایی نا معقول ، عراق جدید را همچون گذشته ، به عنوان حفاظ عربی در مقابل خود قرار دهد  .  اتحاد استراتژیک وهمسویی دوکشور در منطقه می تواند سراغاز نوعی منطقه گرایی مثبت واینده نگر ، جهت کاهش بسیاری چالش های منطقه ای گردد .

2)ایران وهلال شیعی : ایدئولوژیک یا پراگماتیک

بحث در زمینه شکل گیری هلال شیعی برای نخستین بار توسط ملک عبد الله پادشاه اردن مطرح شد وبه طور مکرر توسط سایر رهبران و مقامات عرب از جمله حسنی مبارک رئیس جمهور مصر، که گفته بود: « شیعیان منطقه بیشتر از آنکه به کشورهاشان وفادار باشند به ایران وفادارند »([49] ) یا سعود الفیصل در بیان نگرانی سعودی ها میگوید : « ما همه با ایران جنگیدیم که نگذاریم عراق را اشغال کند ، اما حالا همه ی کشور (عراق ) را بدون دلیل به ایران تقدیم کردیم . »([50] )تکرار می گردد . نگرانی جهان عرب از شکل گیری «هلال شیعی » براین اساس است که : 1)  پررنگ شدن نقش عنصر شیعی در ساختار قدرت منطقه با ایجاد زمینه های ائتلاف بین ایران وعراق ، ساخت قدرت وسیاست در منطقه را به ضرر جوامع سنی که حکومت ها را در اختیار دارند ، به هم میزند . 2) این ائتلاف در درون سرزمین هایی شکل می گیرد ( ایران ، عراق ، سوریه ولبنان ) که حکومتها یی مخالف نظم سنتی موجود در راس قدرت قرار دارند واین اتصال استراتژیک تعادل قدرت را به هم میزند .

3) تشکیل وتقویت چنین ائتلافی با نوع نگاه متفاوت نسبت به قدرت های بزرگ ، تهدیدی برای حکومت های محافظه کار منطقه به شمار می اید . ([51] )

بی تردید ایران از جنبه داخلی ومنطقه ای کار کردن با گروهها واحزاب شیعی ، منافع زیادی را برای خود در نظر گرفته است ؛ وشکل گیری نوعی ائتلاف با این کشور وسایر کشور های همسو در منطقه را بایستی جهت افزایش فرصت ظرفیت سازی در حوزهای  مختلف سیاست خارجی  افزایش داده است . استراتژی سیاسی - امنیتی ایران  بایستی در جهت افزایش دوستان وحکومت های  همفکر منطقه فعال باشد ، تاچالش افزایی های پر هزینه باعث افزایش بی اعتمادی نشود وحجم فراوانی از تولید ناخالص ملی را صرف هرینه ها ی امنیتی ننماید . لذاست هرچند ممکن است دولت غیر ایدئولوژیک عراق ان نگاه آرمانی ما را در سیاست خارجی تامین نکند ، اما شکل گیری این هلال مذهبی می تواند علاوه بر کاهش دغدغه های امنیتی ایران بعضی همکاری های منطقه ای را در مقابل نظم سنتی حکام کمپرادور و محافظه کار منطقه  رقم زند .

صحنه سیاست خارجی عراق تلا قیگاه جنبه های ایدئولوژیک وپراگماتیک در سیاست خارجی برای نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی است .([52] ) وبه این معنی است که صرفا  نه بایستی  ازنگاه ایدئولوژیک  به استقبال این واقعیت رفت ، بلکه منافع ملی ایران ملتزم به اتخاذ چنین استراتژی های  سیاسی – امنیتی است ؛ تا از منظر حمایت از گروههای همسو در عراق ، ائتلافی منطقه راتشکیل ، تا حداقل برای ایفای نقشهای منطقه ای ایران ابزار فشار ان نیز در دسترس باشد .

ب) عنصر کردی

در گیری های بین کشورها از ناحیه گرایش های نا سیو نالیستی  و بروز در گیری های درون کشوری در جهان سوم  به علت نبود تجربه ای قوی در خصوص دولت سازی واستعمار دیرینه شان ، دلالت بر تهدید افرینی قومیت وملیت برای امنیت ملی کشورها ی جهان سومی دارد که راه حل منطقه ای را طلب می کند .( [53] )

مسئله کردستان عراق به دلیل وجود اقلیت های کرد در کشور های همسایه عراق وهمچنین حساسیت  کشور های عربی در خصوص کاهش قدرت اعراب سنی ، پذیرش فدرالیسم  توسط قانون اساسی عراق ، شرایط اقتصادی کردستان ، احزاب سیاسی کردی ومسئله  همه پرسی کرکوک  وضعیت کردهای عراق را در امنیت ملی  کشورهای دارای اقلیت کرد بالاخص ایران ویژه کرده است . – کردهای عراق نه مایل هستند ونه مصلحت خویش میدانند در چنین شرایط مناسب وفرصت مغتنمی که پیش روی ایشان قرار گرفته ، با تکرار شعارهای قدیمی" وحدت اکراد " منافع خود رادر  داخل عراق ومحیط منطقه ای وبین المللی به خطر اندازند . (.[54] ) اما همسایگان عراق همچنان نگران بوده وحمایت امریکا از خواسته های اکراد وتمایل کشور های اروپایی به بر قراری ارتباط با سران انها ، فعالیت اسرائیل در کردستان عراق ، وضعیتی جدید فراروی دول همسایه از جمله ایران قرار داده است . در خصوص موضوع کردستان رویکردهای متفاوتی وجود دارد . اما براساس رویکر مسلط   که نگرش نگارنده نیز خواهد بود ، - معتقداست  استقلال کردستان ، باتوجه به وجود اقلیت کرد در ایران با گرایش های گریز از مرکز ، تمامیت ارضی ایران را با وجود اقلیت های ترک، آذری ، عرب ،بلوج و.. به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد . واتخاذ همکاری با کشور های دیگر همچون ترکیه را برای جلوگیری از قدرت گیری وخود مختاری کردها در عراق ضروری است .  که در صورت تجزیه وتضعیف عراق ، قدرت های بزرگ  غربی به دنبال موازنه قوا در منطقه بر خواهند امد ونخواهند گذاشت ایران قوی ومتحد باقی بماند . ([55]) لذا استراتژی سیاسی _ امنیتی ایران در عراق جدید درقبال اکراد ، نقطه اتکاء وحدت ایران را کردستان دانسته وهر گونه تحولی در شمال عراق را مطمئنا تاثیر گذار بر رویکرد کردهای ایران وبه التبع سایر اقوام میداند . بنابراین بایستی بعضی اقدامات در عراق به نحو زیر پیگیری گردد:

1)مسئله کرکوک : کرکوک با تامین 10% درصدی نفت عراق شهری است با جمعیتی 1,150,000نفری( [56] )که بافت قومی آن که بعداز سال 2003 بیشتر هویتی کردی به خود گرفته است .  براین اساس کردها دنبال همه پرسی برای کرکوک جهت پیوستن به حکومت خودمختار وفدرالیستی کردستان اند . باتوجه به این موضوع که پیوستن کرکوک با افزایش توانمندی کردستان می شود ؛ و طبیعی است پیگیری استقلال و نهایتا کردستان بزرگ راحت تر می گردد . بایستی ایران در کنا ر ترکیه از تمام ظرفیت های خویش جهت عدم تحقق این خوسته تلاش نماید  .

1) حمایت از تمامیت ارضی عراق

2)حمایت از کردها جهت حضور در راس قدرت حکومت مرکزی برای جلوگیری از دغدغه های قومگرایی

3)مخالفت با حضور اسرائیل در شمال عراق

4)استفاده از اختلافات احزاب کردی جهت جلوگیری از یک اتحاد واجماع کامل  در موضوع استقلال

5)حمایت از حکومت مرکزی عراق وتلاش برای قدرتمندی ان جهت جلوگیری از تلاش های گریز از مرکز در این کشور

ج ) متغییر رقبای منطقه ای

علاوه بر ایران ،  رقبای منطقه ای  نیز در این کشور منافعی داشته که بایستی استراتژی های امنیتی ایران در عراق درچگونگی برخورد با انها  تبیین گردد . عربستان سعودی ، ترکیه واسرائیل مهمترین کشورهایی اند که در صحنه عراق بدنبال منافع و راهبردهای خویش اند . بنابراین  راهبرد جمهوری اسلامی در مقابل هرکدام ، نیاز مند ظرافت ودقت  فراوانی است تا امنیت ملی به بهترین نحو در عراق جدید تنظیم گردد.

- اسرائیل : عراق جدید برای اسرائیل فرصت هایی مثل سقوط یکی از حامیان انتفا ضه، تلاش برای عادی سازی روابط ، تقویت ایده اسکان اوارگان فلسطینی در شمال عراق ، تجزیه عراق ، نفت وبازار عراق درپی داشته است . ([57] )تهدیدهایی از قبیل تقویت جایگاه منطقه ای ایران ، رشد جریانات بنیادگرا وتشکیل جریانات ضد اسرائیلی در عراق رانیز در پی داشته است .  اسرائیل در شمال عراق به شدت به روند استقلال کردستان جهت پیدایی یک هم پیمان منطقه ای غیر عرب دامن می زند واحتمال استقرار پایگاههای نظامی و جاسوسی جهت رصد فعالیت های ایران از جمله فعالیت های هسته ای وجود دارد . تجزیه عراق راجهت فشار بر ایران وترکیه وضعیف نمودن عراق،  همچنین در جهت طرح خاورمیانه جدید وافزایش امنیت اسرائیل دامن میزند .

به هرروی ایران بایستی با انعقاد  پیمانهای امنیتی با دولت خودمختار کردستان تشدید فعالیت های اسرائیل رامحدود نماید . با حمایت از یکپارچگی عراق ، جلوگیری از استقلال کردستان ، تشدید جریانات ضد اسرائیلی در عراق ، تحریم ورود کالاهای این رژیم واغتشاش وناکامی  در فعالیت های عمرانی ، اقتصادی  وفرهنگی اسرائیل در عراق  سعی در محدو سازی رژیم صهیونیستی در عراق نماید .

ترکیه : ایران با ترکیه زمینه های مساعدی  جهت همکاری د صحنه عراق دارند  . هردوکشور نسبت به تجزیه عراق حساسیت دارند  ومخالف حضور اسرائیل در شمال عراق جهت تهییج اکراد به استقلال طلبی  می باشند . هردو خواستا ر ثبات داخلی عراق بوده وبه دنبال تقویت دولت مرکزی عراقند . نسبت به حضور امریکا واحتمال تجزیه آن در دراز مدت بدبین اند . اما ترکیه از طرف دیگر از افزایش نقش ایران در عراق ، رشد بنیادگرایی که مسبب آن را تهران میداند ، انتقال خطوط انتقال نفت از کریدور شمال عراق  به جنوب این کشو وانتقال ان از طریق ایران ، قدرت گیری شیعیان در ساخت سیاسی بغداد ، فعالیت های اقتصادی، عمرانی ایران در عراق جدید نا راضی است . لذا  ایران بایستی بادرک همه موارد ، با ترکیه بنا برتعاملی سازنده در صحنه عراق داشته باشد . ترکیه امروز به عنوان یک همسایه با بیشترین نقش تجاری در تجارت خارجی ایران(درسطح منطقه ) و معادلات سیاسی بین المللی دوست و رقیبی قابل اتکا است . بنابراین ایران بایستی بتواند از مخالفت های ترکیه با حضور اسرائیل در شمال عراق ، جهت فشار بر آن استفاده نماید . وهمکاری طرفین برای جلوگیری از استقلال کردستان ، ضعف عراق وتجزیه ی  این کشور جلوگیری گردد . و بنا در عراق بر تعامل واستفاده از حداکثر ظرفیت ها جهت تکمیل همکاری های منطقه ای باشد .

عربستان سعودی :

عربستان  یکی دیگر از رقبای منطقه ای ایران در عراق نوین است که با مخالفت با افزایش نقش ایران در عراق ونگرانی از تحولات درونی آن  وتغیر ساخت قدرت دراین کشور راهبرد خاص خود را پیگیری می کند .

مهمترین هدف مشترک امریکا وعربستان در عراق جلوگیری از افزایش نفوذ و نقش ایران در این کشور است ... علاوه بر افزایش قدرت شیعیان وکردها وتضعیف جایگاه سنی ها، سعودی ها  معتقدند عراق آینده به عنوان متحد راهبردی امریکا جایگاه عربستان در چارچوب سیاست خارجی  امریکا تاثیر می گذارد . از دید سعودی ها خروج امریکااز عراق و تثبیت دولت شیعی تحت نفوذ ایران در بغداد باعث می شود که آمریکا دیگر به عنوان حایل در مقابل نفوذ ایران عمل نکند واین امر به تغییر توازن قوا ی منطقه ای می انجامد . براین اساس سعودی ها به مداخله در عراق در صورت خروج آمریکا هشدار وحمایت خود را از گروههای  سنی افزایش دادند .([58] )

لذا ایران در هردو صورت  بریدگی عربستان از صحنه داخلی عراق و یا کمک به حفظ ثبات داخلی آن منتفع میگردد ؛ چراکه این در جهت تقویت حکومت شیعی است که در دراز مدت منافع راهبردی با ایران خواهد داشت  .

بنابراین اهداف اصلی سیاست خارجی ایران در قبال رقبای منطقه ای از جمله  عربستان عبارتند از : ایجاد نظام سیاسی متکثر ومتعادل با حضور تمام گروههای قومی - فرقه ای ، عدم ظهور رژیم سیاسی تهدید کننده ایران با رهبری عناصر ضد ایرانی ، حفظ تمامیت ارضی ویکپارچگی عراق ، عدم تهدید شدن توسط بازیگران و نیروهای حاضر در عراق ، برقراری روابط مبتنی بر همکاری و رقابت سازنده با عراق در همه حوزه ها  وتلاش برای ارتقاء روابط در حد راهبردی ، تقویت روابط با ملت عراق  ، ایجاد تغییرات مثبت در نگرش مردمی نسبت به ایران وتغییر هویت سیاسی عراق از «عربی- سنی - بعثی » به «عربی – شیعی-کردی » است .([59] )

د) نحوه برخورد با امریکا :رقیب بین المللی

هرچند ایالت متحده امریکا در طرح اولیه خود برای عراق خواستار ایجاد رقیبی استراتژیک وموازنه گر در قبال ایران بود ؛ اما نتیجه ای شد که امریکا را مجبور به پذیرش نقش ایران در این کشور کرد . بنابراین روند فعلی عراق وبی ثباتی این کشور نیازمند مشارکت فعال ایران درصحنه فرآوری آرامش به این کشور است .

نفوذ معنوی ایران در میان گروههای شیعه  جهت تامین امنیت ، نفوذ در میان گروههای کردی برای جلوگیری از تجزیه این کشور و نا آرامی های بعدی ، شناخت دقیق ایران از پیچیدگی های سیاسی ، فرهنگی واجتماعی عراق میتواند در ایجاد آرامش در عراق نقش بسزایی داشته باشد . ([60] ) واین چیزی است که امریکا نیاز دارد . ایران وامریکا هردو از ارامش در این کشور  حمایت میکنند .  البته با انگیزه های مختلف : یکی به خاطر استثمار منابع زیر زمینی وامنیت نفت ،  دیگری به خاطر همسایگی ، هم مذهبی ومنافع ملی خودش .  لذا در این روند بایستی تعاملی دوجانبه برقرار گردد واز طرفی دیگر بایستی ایران نه تنها صحنه عراق را به تعاملات درون عراقی محدود ننماید ، بلکه با امریکا چانه زنی های قوی را برسر  سایر موارد اختلافی – استراتژیکی همچون موضوع هسته ای بپردازد .

واقعیت ساده آن است که ایالت متحده یک وابستگی حیاتی نسبت به سلامت یک اقتصاد جهانی یکچارچه دارد  بی ثباتی در در تدارک نفت ، تاثیر فوری بر اقتصاد جهانی و به تبع آن بر امریکا خواهد گذاشت . ([61]) حمله به عراق باعث شد ایران احساس کند موقعیت بر حق کشورش برای ایفای  نقش رهبری در امنیت خلیج فارس نادیده گرفته شده است ( [62] ) عربستان سعودی [ستون دوم امنیتی خلیج فارس ]هم که پس از دهه ها سرمایه گذاری سنگین درزمینه های نظامی ، اساسا هیچ توان عملیاتی برای دفاع از خود ندارد که می توان در سال 1990 اشغال کویت وتهدید عربستان را مثال زد ([63] )اگرچه ایران به لحاظ نظامی برابر نیست ، اما قدرت تهدید آفرینی وبستن آبراه خلیج فارس رابه یاری موشک ها ، مین ها ، قایق های توپدار و زیر دریایی هایش دارد ، که این امر می تواند منجر به اغتشاش در بازارهای  جهانی انرژی بشود .([64] )

منافع راهبردی آمریکا در عراق صرفاً در جغرافیای عراق تعریف نمی شود بلکه در چهارچوب طرح خاورمیانه ای آمریکاست ؛ و امریکا بر این باور است که ایران بزرگترین مزاحم بر سر راه تحقق آن است. هر چند ایران و آمریکا می توانند دارای اهداف مشترکی در عراق باشند اما در بسیاری از زمینه ها، دارای تضاد راهبردی هستند. بر این اساس، هدف آمریکا، همکاری تاکتیکی، محدود و موقت با ایران در صحنه ی عراق است. از نگاه آمریکا، ایران بزرگترین چالش امنیت ملی پیش روی این کشور است و پیروزی ایران در عراق به منزله ی افزایش قدرت منطقه ای ایران و در تقابل با منافع راهبردی آمریکاست.

همانند هر قدرت و بازیگر منطقه ای دیگر، جمهوری اسلامی ایران نیز کشوری است که : الف: دارای نگرانی های مشروع امنیتی ناشی از گسترش بی ثباتی در اطراف مرزهای خود است. ب: دارای دامنه ی نفوذ طبیعی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه است. ج: استراتژی های مستقل امنیت ملی برای حفظ خود و مبارزه با تهدیدات خارجی دارد. د: فلسفه و جهان بینی خاص برای نقش آفرینی، افزایش اعتبار و رشد و توسعه دارد. ([65] )  وبه گفته تحلیل گران امریکایی امریکا نمی تواند بدون در نظر گرفتن بافت این منطقه و یا  بی میلی نسبت به گفتگوهای جدی باتهران وانجام مذاکراتی که بتواند به تفاهم متقابل منجر شود ، به رفع تنش در منطقه کمک کرده و از باتلاق عراق بیرون آید. ( [66] ) با این حال به نظر غیر منطقی می آید که از ایران انتظار داشت که به امریکا در عراق کمک کند ، در حالی که این کشور اشکارا ایران را تهدید به حمله نظامی میکند . طبیعی است که باتوجه به تهدیدات امریکا از مرزهای همسایه ، درصورت حمله ، جبهه بسیاری از جنگ وبی ثباتی ها به محل حمله انتقال خواهد یافت  و آن وقت مهمل تصمیمات  امنیت ملی است . بنابراین بایستی یکی از  تاکتیک های راهبردی در مقابل امریکا در شرایط بحرانی را درگیر سازی این کشور در عراق دانست .

پ ) مسائل مرزی ( معاهدات ، غرامت ، توافق نامه صلح و.. )

مسائل مرزی ، در کنار حوادث ناشی از جنگ تحمیلی از اساسی ترین مؤلفه های تاثیر گذاری است که بر روابط دو کشور سایه افکنده است .

ازیک نگاه کلی واز  زاویه منافع ملی ایران ، عراق یک کشور چند قومی ، از لحاظ  جغرافیایی ساختگی ومحصول سیات خارجی دولت انگلستان است که برای حفظ تعادل قدرت در منطقه وعمدتا  کنترل قدرت ایران  پدید آمد .( [67] ) در طول دهه های گذشته رژیم بعث با نگرشی ایدئولوژیک وبا هدف رهبری جهان عرب ، نه تنها اختلا فات مرزی را شدت بخشید ، بلکه یک جنگ 8 ساله را با  تقریب یک میلون تلفات وجراحات به همراه 1000میلیارد دلار خسارت به ایران تحمیل کرد . عراق جدید ، تحولات داخلی آن ، هرم سیاسی  وساختار قدرت اگرچه تغییر کرده اند ؛ لیکن مسایل بسیاری لاینحل مانده اند . «هرچند نیروهای عراقی از خاک ایران بیرون رفته ، اسرای جنگی مبادله شده اند وعراق قرار داد الجزایر را پذیرفته است هنوز سخن از قرار داد رسمی برای" صلح " در میان نیست»([68] ) درباره مسایل مرزی  دولت دموکراتیک فعلی ،  اشاراتی مختصر  مبنی بر لزوم مذاکرات داشته اند اما هنوز اراده ای درمیان مسئولین عراقی مشاهده نشده است . هرچند دولت عراق هنوز اختیارات تام نداشته واستقرار نیافته است ، لیکن بایستی ایران در این شرایط بتواند دلیرانه وصراحتا خواسته هایش را مطرح نماید وقراردادهای لازم را با این کشور امضاء نماید ؛ چه بسا عراق قدرتمند آینده دوباره باتوجه به همان محدودیت های ژئوپلوتیکی اش معاهدات گذشته را به رسمیت نشناخته و وضعیت گذشته را باز آفرینی نماید .   بنابراین از انجا که دوکشور از هنگام پذیرش قطعنامه 598 در سال1988 آتش بس را پذیرفته ودر وضعیت "نه جنگ ، نه صلح " به سر می بند ، ضرورت دارد تا تجدید پیمان 1975 الجزایر به عنوان مقدمه ای برای امضاء قرار داد صلح میان دو کشور هرچند زود تر مورد بحث وگفتگو قرار بگیرد ([69] ) و تکلیف غرامت جنگی که طبق اعلام دبیر کل سازمان ملل متحد بر رعهده عراق است مشخص شده ومسایل اختلافی دوکشور رفع گردد .

نتیجه گیری

عراق جدید واجد خصوصیاتی است که نسبت به دوران حاکمیت رژیم بعث تفاوتهای ماهوی و شکلی عمیقی پیدا کرده است . سیاق تحولات جدید وساختار سیاست و قدرت در این کشور، چالش های سیاسی – امنیتی متفاوتی  را در قبال ایران رفع کرده است . سیر تحولات عراق ، نگرش ها و رویکردهای متعددی در قالب های واقع گرایی وایده آلیستی  را در نوع نگاه ایران به حوادث عراق نوین در میان طیف وسیعی از دانشگاهیان مسئولین اجرایی بوجود اورده است ؛ که  نوع نگاه به ساخت جدید عراق واستراتژی های سیاسی – امنیتی ایران در قبال تحولات این کشور از جمله از منظر نگاه این رویکردها بوده است .  اما آنچه در مجموع درباره تحولات عراق بایستی کاربستی عملیاتی پیدا نماید ، پذیرش عراق جدید به عنوان یک واقعیت موجود ، با نگاهی     پراگما تیک وعملگرا  به صحنه داخلی ان وبازیگران صاحب منفعت و منافع در این کشور می باشد . نوع نگاه درباره منافع رقبای منطقه ای  وامریکا در عراق نوین ، تحولات شمال عراق ، ، قدرت گیری تشیع در ساخت قدرت بغداد پس از صدام ، تعیین تکلیف قرار دادهای مرزی وسایر عوامل موثر ، مواردی از واقعیت های موجود در روابط دوکشور محسوب می گردد . لذا بایستی در ارتباط با این وضعیت با نگاهی عملگرایانه وتعامل در صحنه عراق ، سعی در پیگیری اهداف راهبردی خویش نموده و با بازیگران منطقه ای بین المللی صحنه گردان صفحات سیاسی عراق ، تعاملی سازنده وکارا در جهت افزایش منافع ملی وتامین بهینه امنیت ملی داشت .

 

یادداشت ها

 


* نویسنده عهده دار مکاتبات                                                                                                 

 


[1]کیهان برزگر ، سیاست خارجی ایران در عراق جدید ، تهران ، مرکز تحقیقات استراتژیک ، ،ص1386 ،ص13

[2] محمد بهمنی ،شیعیان عراق از انزوا تاحاکمیت ، مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاور میانه ،اندیشه سازان نور ،1387،ص193

[3] کاظم سجادپور ،نقش سازوکارهای حقوقی در حل وفصل منازعات زئو پلوتیکی : مطالعه موردی عهدنامه مرزی وحسن همجواری 1975 الجزایر ،فصلنامه ژئوپلوتیک ،سال 5،ش2، ص2

[4] نسرین جهانگرد ،نگرشی برروابط واختلافات مرزی ایران وعراق ،فصلنامه تاریخ روابط خارجی ش19 ، تابستان 88، ص104

[5] داریوش،آشوری ، دانشنامه سیاسی ، تهران ، انتشارات مروارید، 1373،ص26

[6] جک سی،پلینو،  فرهنگ روابط بین الملل ، ترجمه حسن پستا ، تهران ، فرهنگ معاصر ، 1384، ص4

[7] جک سی،پلینو،  فرهنگ روابط بین الملل ، ص18

[8] علی اصغر کاظمی ، روابطبین الملل درتئوری وعمل ،تهران قومس  ،1372، ص45

[9] -  مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاورمیانه ، تهران ، موسسه مطالعاتی  اندیشه سازان نور ، 1387ص 5

[10] ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق (بررسی نقش جغرافیای سیاسی عراق در روابط با همسایگان )، تهران ،مولفین ،1384ص1

Axel Rod         [11]

[12] اصغر افتخاری ، مطالعات امنیت ملی ، تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی ،1381ص 58

[13] حمید مولانا ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران  دردولت احمدی نژاد ، دادگستر، تهران ، 1378 ،ص11

[14] علی اصغر کاظمی ، روابط بین الملل در تئوری وعمل ، صص42و43

[15] Henry a.Kissinger,American Foreign Policy  ,Expanded Editon (New York: w.w.norton and company Inc .1974),   P .11  .

[16] ریموند هینبوش ، سیاست خارجی کشور های خاورمیانه ، ترجمه علی گلمحمدی ، تهران ،پژوهشکده مطالعات راهبردی ، 1382،ص 45

[17] - حسین سیف زاده ، اصول روابط بین الملل ، تهران ،نشر میزان ،1382 ص160

[18] - علی عبدلله خانی ، دیباچه ای بر قانون امنیت ملی ، تهران ، ابرار معاصر ، 1384، ص7

- [19] جان بیلیس و.. ،استراتژی درجهان معاصر ، ترجمه کابک خبیری، تهران  ،ابرار معاصر ،1382، ص23

[20] - آرتور میلر ولوری میلر ، از تکریت تاکویت ، ترجمه حسن تقی زاده ، تهران ، کویر ، 1370، ص 139

[21] - ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق، ص22

[22] - فیلیپ رابینز ،( اهداف ، استراتژی ها ومشکلات عراق در جنگ ) ، ماهنامه نگاه ، ش26 ، 1381 ، ص46

[23] کیهان برزگر ،سیاست خارجی ایران در عراق جدید ، ص63

[24] - کیهان برزگر ، ایران – عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ، تهران ، معاونت پژوهشهای دانشگاه آزاد اسلامی ، 1387 ،ص 66

[25] - کیهان برزگر سیاست خارجی ایران در عراق جدید ، ص 87

[26] علی اکبر اسدی ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای ، تهران ، پژوهش 12، مرکز تحقیقات استراتژیک ص80

[27]- علی اکبر اسدی ، رویکردعربستان سعودی در قبال عراق نوین ،   مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاورمیانه ، ص 11

[28] - ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق (بررسی نقش جغرافیای سیاسی عراق در روابط با همسایگان )، تهران ، ص99

[29] علی اکبر اسدی ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای  ، ص64

[30] ، پیشین ،  صص54و55

[31] Bulent Aras, Turkey and the Greater middle East /Istanbul: Tasma Publication ,2004.P=110          -

[32] علی اکبر اسدی ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای ، ص 60

[33] - orhan Ketens , "Turkmens ,Turkmenliand The Musul Region" Journal of Turkish Weekly , may 2007                                                        .Vavalablea t .www. Turkish weekly .net / articles . PhD ?id = 211

[34] ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق ص100

[35] - علی اکبر اسدی  ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای  ، ص60

[36] -- علی اکبر اسدی  ، پیشین ،ص 113

[37] - کیهان برزگر ، ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ، ص 132

[38] -  حمید مولانا ،سیاست خارجی جمهوری ایلامی ایران  دردولت احمدی نژاد ، دادگستر، تهران ، 1378ص 118

[39] - Excerpts: Al- oacda  tape, Threatens and Attacks ,, BBC  News ,April2004                                                     http://www.News.bbc. Co.uk/2/hi/middleeast/3605593. stm

[40] - جان بیلیس و واستیو اسمیت، جهانی شدن سیاست روابط بین الملل در عصر نوین ، ترجمه ابولقاسم راه چمنی ودیگران ، تهران ، موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرار معاصر ،1383ص29

[41] - Karaldj Puchula , ,,Elephants and inter national Relation ,, Journal of Common Market Studies , Vol. X  , NO 3,March 1992 ,p.277

[42] - کیهان برزگر ،  ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس، ص184

[43] - کیهان برزگر سیاست خارجی ایران در عراق جدید ، ص 24

[44] - ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق (بررسی نقش جغرافیای سیاسی عراق در روابط با همسایگان ، ص 2

[45]- نسرین مصفا ، نگاهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، تهران ، دفتر وطالعات سیاسی وبین المللی ،1385، ص17

[46] کیهان برزگر ،  ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ،ص81

[47] - کیهان برزگر ،  ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ،ص85

[48] کیهان ، برزگر ،  «تضاد نقشها: بررسی ریشه های روابط خصمانه ایران وامریکا بعد از حوادث 11سپتامبر »، راهبرد ، شماره 39 ، بهار85 ، ص165

[49] -رجوع کنیدبه :  سایت بازتاب ،21فروردین 85

[50] - Reffering to vali Nasr s Book : The shia Revival,    www. North&Commpany ,2006

[51] - کیهان برزگر ،  ایران – عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ،ص95

[52] -  - کیهان برزگر ،  ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ،ص97

[53] - اصغر افتخاری ، مطالعات امنیت ملی ، تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی ،1381ص 261

[54]-  ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق (بررسی نقش جغرافیای سیاسی عراق در روابط با همسایگان )، ص138

[55] -[55] - علی اکبر اسدی  ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای ، ص251

[56] -  پیشین ص244

[57] - علی اکبر اسدی  ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای ، ص106

[58] - مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاورمیانه ، تهران ، موسسه مطالعاتی  اندیشه سازان نور ، 1387 صص20و21

 

[59]-  پیشین ص26

[60] افسانه احدی  ، ایران وامریکا تعامل در عرصه عراق ، تهران ، پژوهش15، مرکز تحقیقات استراتژیک ،ص25

[61] کتاب امریکا 1 – ویژه دکترین امنیت ملی بوش در خاورمیانه ، تهرا ن ،موسسه فرهنگی مطالعاتی ابرار معاصر ،1382 ص232

[62] پیشین ص240

[63] پیشین ، ص250

[64]Andrew Rathemell ,Theodore Karasheik, and David Gompert :Anew pesian Gulf Security System ,RAND Corperation .2003.p18

[65]- http:// www.mohsen ahmadi1363.blogfa.com/post-20.aspx

[66] -  افسانه احدی  ، ایران وامریکا تعامل در عرصه عراق ، ص51

[67] -کییهان برزگر ،  ایران عراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ،ص60

[68] - روح الله رمضانی ، چارچوبی تحلیلی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، ترجمه علیرضا طیب ، تهران ،نشر نی ،1386 ص87

[69] -[69]-  ماندانا تیشه یار ومهناز ظهیر نژاد  ، سیاست خارجی عراق ص 142

 

 

کتابنامه

کتب

1. آشوری ، داریوش ،  دانشنامه سیاسی ، تهران ، انتشارات مروارید، 1373،ص26

2 . افتخاری،   اصغر ، مطالعات امنیت ملی ، تهران پژوهشکده مطالعات راهبردی ،1381

3. اسدی ، علی اکبر ،  عراق پس از صدام وبازیگران منطقه ای ، تهران ، پژوهش 12، مرکز تحقیقات استراتژیک  1387

4 . احدی ،  افسانه ، ایران وامریکا تعامل در عرصه عراق ، تهران ، پژوهش15، مرکز تحقیقات استراتژیک  ،1387

5 . برزگر ، کیهان ، ایرانعراق جدید ونظام سیاسی-  امنیتی خلیج فارس ، تهران ، معاونت پژوهشهای دانشگاه آزاد اسلامی ، 1387

6 . برزگر ، کیهان ،  سیاست خارجی ایران در عراق جدید ، تهران ، مرکز تحقیقات استراتژیک ، ،ص1386

7.  بیلیس ، جان و واستیو اسمیت، جهانی شدن سیاست روابط بین الملل در عصر نوین ، ترجمه ابولقاسم راه چمنی ودیگران ، تهران ، موسسه فرهنگی مطالعات وتحقیقات بین المللی ابرار معاصر ،1383

8 .  بیلیس ، جان و.. ،استراتژی درجهان معاصر ، ترجمه کابک خبیری، تهران  ،ابرار معاصر ،1382

9 . پلینو، جک سی، فرهنگ روابط بین الملل ، ترجمه حسن پستا ، تهران ، فرهنگ معاصر ، 1384

10 . تیشه یار ، ماندانا و ظهیر نژاد  ، مهناز ، سیاست خارجی عراق (بررسی نقش جغرافیای سیاسی عراق در روابط با همسایگان )، تهران ،مولفین ،1384

11 . سیف زاده ، حسین ، اصول روابط بین الملل ، تهران ،نشر میزان ،1382

12 . رمضانی، روح الله ، چارچوبی تحلیلی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، ترجمه علیرضا طیب ، تهران ، نشر نی ،1386

13 .  کاظمی ، علی اصغر ، روابطبین الملل درتئوری وعمل ،تهران قومس  ،1372

14 . کتاب امریکا 1 – ویژه دکترین امنیت ملی بوش در خاورمیانه ، تهرا ن ،موسسه فرهنگی مطالعاتی ابرار معاصر ،1382

15 .  عبدلله خانی ، علی ، دیباچه ای بر قانون امنیت ملی ، تهران ، ابرار معاصر ، 1384

16 . مولانا ،حمید ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران  دردولت احمدی نژاد ، دادگستر، تهران ، 1378

17 . مصفا ، نسرین ، نگاهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، تهران ، دفتر وطالعات سیاسی وبین المللی ،1385

18 . میلر،  آرتور ولوری میلر ، از تکریت تاکویت ، ترجمه حسن تقی زاده ، تهران ، کویر ، 1370

19 . هینبوش ، ریموند ، سیاست خارجی کشور های خاورمیانه ، ترجمه علی گلمحمدی ، تهران ،پژوهشکده مطالعات راهبردی ، 1382

 

مقالات

1. اسدی،  علی اکبر ، رویکردعربستان سعودی در قبال عراق نوین ،   (مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاورمیانه )            ،تهران ،بهمن 1387،موسسه مطالعات اندیشه سازان نور

2 . بهمنی ، محمد ، شیعیان عراق از انزوا تاحاکمیت ، مجموعه مقالات عراق نوین وتحولات خاور میانه ،اندیشه سازان نور ،1387

3 .   برزگر ، کیهان ،  «تضاد نقشها: بررسی ریشه های روابط خصمانه ایران وامریکا بعد از حوادث 11سپتامبر »، راهبرد    ، شماره 39 ، بهار85

4 . جهانگرد ، نسرین ،نگرشی برروابط واختلافات مرزی ایران وعراق ،فصلنامه تاریخ روابط خارجی ش19 ، تابستان 88

5 . سجادپور ،کاظم ،نقش سازوکارهای حقوقی در حل وفصل منازعات زئو پلوتیکی : مطالعه موردی عهدنامه مرزی وحسن همجواری 1975 الجزایر ،فصلنامه ژئوپلوتیک ،سال 5،ش2 ، 1388

6 . رابینز ، فیلیپ ،( اهداف ، استراتژی ها ومشکلات عراق در جنگ ) ، ماهنامه نگاه ، ش26 ، 1381

 

1 - . Henry a.Kissinger,American Foreign Policy  ,Expanded Editon (New York: w.w.norton and company Inc .1974)

 

2- . Bulent Aras, Turkey and the Greater middle East /Istanbul: Tasma Publication ,2004

orhan Ketens , "Turkmens ,Turkmenliand The Musul Region" Journal of Turkish Weekly , may         2007             .Vavalablea t .www. Turkish weekly .net

 

3- . Karaldj Puchula , ,,Elephants and inter national Relation ,, Journal of Common Market Studies , Vol. X  , NO 3,March 1992

Reffering to vali Nasr s Book : The shia Revival,    www. North&Commpany ,2006

4 - .   Andrew Rathemell ,Theodore Karasheik, and David Gompert :Anew pesian Gulf Security System ,RAND Corperation .2003

5 - . Excerpts: Al- oacda  tape, Threatens and Attacks ,, BBC  News ,April2004                                                     http://www.News.bbc. Co.uk/2/hi/middleeast/3605593. stm                                                               6 - . http:// www.mohsen ahmadi1363.blogfa.com/post-20.aspx                                                                                                                                         

 

 

عراق جدید واجد تحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت و هویت آن باعث دگرگونی هایی در ژئوپلوتیک و رویکردهای بازیگران خاورمیانه ای شده است. حضور شیعیان و اکراد در ساخت قدرت بغداد، حذف رژیم کینه توز بعثی، تغییر رویکرد «عربی – سنی » به « عربی – شیعی – کردی » در فضای سیاسی عراق، فرصت های بوجود آمده در عراق جدید در جهت منافع ملی ایران است. حضور بازیگر فرامنطقه ای امریکا و بازیگران منطقه ای دیگر  در آمایش و روند تحولات عراق نوین باعث اتخاذ استراتژیهای سیاسی امنیتی ویژه ایران در قبال این واقعییات شده است. حضور شیعیان در راس هرم سیاسی عراق، عنصر کردی، مسائل مرزی، منافع بازیگران منطقه ای و... از جمله دغدغه هایی است که رویکرد های استراتژیک ایران در عراق را توجیه و تبیین می نماید. پژوهش ذیل در پی تحلیل رویکردهای سیاسی – امنیتی ایران در قبال تحولات عراق نوین می باشد و با بررسی فرصت ها و چالش های امنیتی ایران در این کشور، سعی در ارایه  رویکردهای بهینه استراتژیک در قبال تحولات عراق نوین در جهت افزایش و کارایی امنیت ملی ایران دارد.

نظرات بینندگان

 
#2
دمت گرم دکتر
 
 
#1
نویسندگان متن را از کارهای دیگران کپی کرده اند. برخلاف ادعای نویسندگان در مقدمه، این کار اصلا ارزش پژوهشی ندارد.
 

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir