هجدهمین نشست پیشکسوتان

نامه الکترونیک چاپ PDF

هجدهمین محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت در روز 11 بهمن ماه سال 1390 در مسجد ولیعصر تهران، با قرائت آیاتی چند از کلام‌الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. در ابتدای مراسم، فیلم کوتاهی که به مناسبت سالروز ورود بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران تهیه شده بود برای حضار پخش شد که یادآور روزهای آغازین انقلاب اسلامی بود. پس از پخش فیلم، علی درستکار به عنوان مجری برنامه، ضمن خیر مقدم به حضار حاضر در محفل، از سردار مزینانی دعوت کردند که در پشت میکروفن قرار بگیرند.

سردار مزینانی پس از ادای احترام به پیشوای مبارک حضرت ولیعصر عج، شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، روح بزرگ و پرفتوح حضرت امام ره و آرزوی سلامتی برای رهبر معظم انقلاب اسلامی سخنان خود را اینگونه پی گرفتند:

«سلام و درود عرض می‌کنم خدمت شما رزمندگان و فرماندهان بزرگ دفاع مقدس. ابتدا می‌خواستم درباره جلسه محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت دفاع مقدس که به همت برادر عزیز و ارجمندمان امیر دریابان شمخانی شکل گرفته و با مشارکت و همت شما تداوم یافته است، تا امروز شاهد هجدهمین محفل آن باشیم نکاتی عرض بکنم. در پشت پرده این محافل عزیزانی هستند که زحماتی می‌کشند تا مقدماتی را برای حضور شما سروران در این جلسات آماده کنند. که این زحمات دو جنبه دارد: جنبه لجستیکی یا مادی و جنبه دیگر جنبه محتوایی و برنامه‌ای است که در چند جلسه هیئات امنا و هیئات اجرایی گرد هم آمده تا نتیجه‌اش برگزاری چنین جلساتی باشد. عزیزانی که این زحمات را می‌کشند توقع‌شان این است که در جنبه یاد شده، شما دوستان مشارکت فعال داشته باشید. این جلسات بصورت فصلی تشکیل می‌شود و تمام سعی بر این بوده تا با یک نگاه مودت و با تجدید دیدار و بیان خاطرات گرد هم آییم و از مسائلی که باعث  اختلاف می‌شود یا مسائل سیاسی حاشیه‌ای پرهیز کنیم، همچنان پرسشنامه‌ای هم در نظر گرفته شده است که خدمت دوستان تقدیم شده تا پیشنهادات و انتقادات خود را برای ما بیان کنند. امروز قرار بود سخنران اصلی مراسم، جناب آقای ناطق نوری باشند که دلیل انتخاب ایشان حضور فعال‌شان در روزهای انقلاب اسلامی بود و همچنین حضورشان در صحنه‌های پس از انقلاب، که ایشان به دلیل شرکت در جلسه بین‌المجالس در کشور حضور نداشتند و مسئولین محترم هیئات امنا به این نتیجه رسیدند که چون در در آستانه ایام دهه فجر هستیم از وجود پر برکت نوه حضرت امام ره بهره ببریم.

همچنان پیرو جلسه پیشین که میزگردی در خصوص آبادان و زوایای مختلف دفاع مقدس در این منطقه داشتیم، در این جلسه هم با توجه به شیطنت‌های استکبار جهانی آمریکا که در منطقه مشغول انجام آن است میزگردی در خصوص بحث دریایی و موضوعات مختلف آن به سرپرستی برادر ارجمند سردار حسین علایی و تنی چند از عزیزانی که در عملیات‌های دریایی در دوران دفاع مقدس حضور داشتند، خواهیم داشت. در پایان یادی می‌کنیم از شهدایی که در جلسات قبل در محضرشان بودیم: سردار احمد سیاف‌زاده، سردار عباس مهری، سردار وفا غفاری و  سردار حسن تهرانی مقدم. صلواتی ذکر بفرمایید.»

***

هیجدهمین مراسم پیش‌کسوتان جهاد و شهادت با حضور جمع کثیر پیش‌کسوتان دفاع در روز سه شنبه 11/11/90 برگزار شد. در این مراسم که با سخنرانی نوه امام خمینی، سید حسن خمینی به اتمام رسید، از یاد و خاطره ‌پیروزی‌ انقلاب شکوهمند اسلامی و مجاهدت‌ها و مبارزات مردم و شهدا قدردانی شد. همچنین در این مراسم با حضور سرداران و فرماندهان ارتش و سپاه و مدیران جهاد سازندگی، عملیات‌ها و اقدامات علیه حملات عراق و نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس در طول هشت سال دفاع مقدس تشریح شد.

بی‌ادبی، بزرگترین عامل می‌شود برای کینه. کینه ریشه محبت و مودت را خشک می‌کند و وقتی ریشه محبت و مودت در یک جامعه خشک شد، جامعه وحدت خودش را از دست می‌دهد. وقتی وحدت از دست رفت، اقتدار ملی از دست می‌رود و وقتی اقتدار ملی از دست برود، درهای مملکت برای ورود بیگانه‌ها باز می‌شود. بیگانه از دل‌های ما وارد می‌شود.

سید حسن خمینی در هیجدهمین مراسم  پیش‌کسوتان جهاد و شهادت علل وقوع انقلاب اسلامی را تشریح کرد.

در هیجدهمین محفل انس پیشکسوتان جهاد و شهادت، که با حضور جمع فراوان سرداران و پیش‌کسوتان دفاع مقدس حضور داشتند، نوه امام خمینی به عنوان سخنران اصلی، علل وقوع انقلاب اسلامی را مشروح کرد. متن کامل این سخنرانی به این شرح است:

بسیار فرصت مغتنمی است برای من که خدمتِ پیشکسوتان جهاد و شهادت هستم. شب دوازدهم بهمن هم هست و حضور هم محضر برادرانی است که می‌شود گفت در مجموع سال‌ها ایستادگی و اقتدار را همراه دارند.  قبل از اینکه من چند دقیقه‌ای صحبت بکنم، بسیار بجاست و و شاید هم واجب باشد که یاد و خاطره امام عظیم‌الشان‌مان را گرامی بداریم، یاد و خاطره فرزندان امام و یاد و خاطره شهدای عظیم‌‍‌الشان انقلاب شکوهمند اسلامی و شهدای عزیزی که در دوره دفاع مقدس عروج کردند. لذا من خواهش می‌‍‌‌‌کنم پیش از شروع ضحبتم، همه با هم یاد این بزرگواران را با ذکر فاتحه‌ای گرامی بداریم. (فاتحه حضار)

اجازه می‌خواهم بحثم را با توجه به اینکه در شب یکی از مهم‌ترین روزهای انقلاب اسلامی هستیم، در رابطه با هویت انقلاب و ماهیت انقلاب و علل پدید آمدن انقلاب آغاز کنم. بحث را از یک مقدمه شروع می‌کنم، مقدمه‌ای که بیشتر مربوط به ما طلبه‌ها است اما در باقی علوم، به فراخور خودش، مورد توجه است. طبق بیان فلسفی هر معلولی دارای چهار علت است. یا به تعبیری بهتر، علت پیدایش یک معلول، چهار رکن و چهار جزء دارد. فرض کنید می‌خواهید یک صندلی بسازید. برای ساختن صندلی، چهار علت نیاز است. علت اول یا علت مادی، ماده‌ای لازم است تا صندلی بوسیله آن ساخته شود همانند چوب. پس چوب علت مادی است. علت دوم یا علت صوری است. شما حتما پیش از آنکه بخواهید صندلی بسازید، در ذهن‌تان یک صورتی از آن دارید. یک نقشه‌ای دارید.

علت سوم، علت فاعلی است. شما به یک نجار نیاز دارید تا برای شما این صندلی را بسازد. به کسی که ساختن را بلد است. و چهارمین علت یا علت غایی به این معناست که چرا باید صندلی بسازیم؟ هدف‌مان چیست؟ برای نشستن. اگر هر کدام از این چهار علت نباشد، این معلول پدید نمی‌آید. ما تعبیر می‌کنیم، علت غایی، علت فاعلیت فاعل هست. یعنی چون هدفی داشتید که نشستن هست، فاعل به فاعلیت درآمده و صندلی ساخته می‌شود. حتما با یک هدفی این کار انجام شده است. در فلسفه و حکمت اسلامی، که این بُعد را از حکمت ارسطویی وام گرفته است، حتما برای اینکه یک معلول پدید بیاید، شما به چهار معلول نیاز دارید.

این قاعده در رابطه با پدیده‌ها و معلول‌های شخصی هم حاکم است و نیز در باب پدیده‌های اجتماعی. یکی از معلول‌های اجتماعی، انقلاب اسلامی است که ماهیت و هویتی است که در عالم تحقق پیدا کرده است. حال بررسی کنیم تا ببینیم این چهار علت در پیدایش انقلاب اسلامی چه بوده است؟

بی تردید علت مادی انقلاب، مردم بودند. یعنی مردم انقلاب را پدید آوردند و ماده اصلی آن بودند. علت دیگر، علت فاعلی این انقلاب، امام بودند که مانند یک معمار، انقلاب را معماری کردند. یعنی از این ماده (مردم) انقلابی را ساختند. حال چه صورتی مد نظر بود؟ جمهوری اسلامی. پس علت صوری انقلاب، جمهوری اسلامی بود، همان که در قانون اساسی کشورمان جلوه دارد با ارکانی که دارد. شاید پس از انقلاب، تغییرات جزئی این قانون اساسی داشته اما چارچوب اصلی و صورت اصلی آن، نظام جمهوری اسلامی است. اما علت غایی انقلاب اسلامی چه بوده است؟ هدف از این انقلاب چه بوده است؟ علت غایی انقلاب اسلامی، با توجه به شناختی که از «فاعل» انقلاب داریم و با توجه به شناختی که از «ماده»‌ای که آنروز انقلاب را پدید آورده داریم، و با توجه به تحلیلی که می‌توانیم از آن «صورت» به دست آوریم، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین غایات انقلاب، تعالیم اسلام و اجرای آن بود. می‌شود گفت کسی نمی‌تواند انقلاب سال 1357 را تحلیل کند و به این نکته دست نیابد که تنها عامل این معلول یا تنها هدف این معلول، یا به تعبیری یکی از مهم‌ترین اهداف این معلول، تعالیم اسلام بوده است. اما این اسلامی که قرار بوده به عنوان هدف غایی انقلاب اسلامی باشد چه چیزهایی در دلش داشت که مردم را به خروش آورد؟ به وجد آورد؟ پیش از آن هم خیلی‌ها دم از اسلام می‌زدند، اما امام (ره) چه بیانی از اسلام کردند و کدام وجهه از یاد رفته اسلام را به مردم نشان دادند که مردم حاضر شدند برای او پا به صحنه بگذارند؟ نمونه‌هایی را می‌توان بیان کرد، اما به نظرم همه این‌ها «کالبد» است، یک «روحی» فراتر از این‌ها وجود داشته که بعدا به آن می‌رسم.

این کالبد را با هم باز بشناسیم. اولین‌اش «استقلال» بود. استقلال، دستور صریح اسلام است که ما مسلمانان نباید زیر سلطه کفار باشیم. استقلال یکی از چهارچوب‌های اساسی اندیشه سیاسی اسلام است. جامعه اسلامی نباید وابسته به غیر باشد. تعریفی که از استقلال در نگاه اسلام آمده این است که مسلمان نباید محتاج هیچ عُلوی باشد. ممکن است تعامل بکند یعنی چیزی ندارد، چیزی بدهد تا بگیرد اما اگر خواست باید بتواند که بسازد، اگر خواست بتواند در بعد اقتصادی روی پای خود بایستد. اگر خواست در بعد سیاسی همواره خودش برای خودش تصمیم بگیرد و سرنوشتش را خودش تعیین بکند.

ملت ایران در پیش از انقلاب سال 1357، قطعا یکی از آرزوهای یک صد ساله‌اش استقلال بوده است. کافیست از مشروطه به این طرف تاریخ را ورق بزنید تا ببینید هیچ حادثه‌ای نیست که یا تنها عامل تاثیرگذارش یا مهم‌ترین عامل تاثیرگذارش عامل خارجی نباشد. مانند یک عقده، ملت پیش از انقلاب این استقلال را می‌جست و این استقلال را در تعالیم اسلام ‌یافت. دوم، «آزادی». کرامت انسان در آزادی است. لقد کرمنا بنی آدم این تعلیم اسلام است.

اینکه ما انسان را کریم و در کرامت آفریدیم. خداوند در فرمایش امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند: «خداوند تو را حر آفرید». یعنی عبد غیر خود نباش. اینکه شعار اول انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است رگه در واقعیت دارد. رگه واقعیتش این است که استقلال و آزادی به عنوان علل غایی انقلاب و جمهوری اسلامی به عنوان علل صوری انقلاب توسط مردم شناخته می‌شد و توسط رهبر انقلاب چنین به مردم القا می‌شد که توسط مردم مورد توجه قرار می‌گرفت که علت مادی بتواند در اختیار علت فاعلی، معلولی (انقلاب اسلامی) را پدید بیاورد.

سوم «پیشرفت» و «رفاه» بود که از مهم‌ترین تعالیم اسلام است. در دین اسلام تاکید شده که کاد الفقر ان یکون کفرا، «فقر» به «کفر» می‌انجامد و نه حتی «شرک». ، پس کسی که از شرک دوری می‌کند نظرش این است: «لا حول و لا قوه الا بالله». هیچ چیز جز خواست خدا تحقق پیدا نمی‌کند. پس این فراز از سخن معصوم علیه‌السلام نمی‌گوید: «فقر» به «شرک» می‌انجامد، بلکه می‌گوید به «کفر» می‌انجامد. یعنی به نفی خدا نه شریک قائل شدن برای خدا.

گر خون من بریزی و بر من جفا کنی

من از تو ام به حکم محبت، تو از منی

پیش کمان ابرو و تیر نظر

خطاست جوشن به غیر از صبر و سپر به فروتنی

با ما خدا به غیر از کرامت چه می‌کند

ما یک جهان گدا و خدای جهان غنی

سیمرغ عشق سایه به عالم فکنده است

از قاف تا به قاف زهی سایه افکنی

خب الحمدلله چیزی که زیاد است مشرک، اما بحث در اینست که در فراز روایت، فقر به کفر می‌انجامد، به بی خدایی. این‌ها شاکله‌های آن علت غایی است. پس هدف یا غایت انقلاب ، تعالیم اسلام بود و امام ره این بعد واقعیت تعالیم اسلام را به جامعه نشان می‌دهد که روزه، نماز، حج و زکات تمام دین نیست.

چون نور کز آیینه جدا هست و جدا نیست

عالم همه مرآت خدا هست و خدا نیست

این‌ها همه دین هست اما همۀ دین نیست. مردم در افق این رهبر، در پیشانی بلند این رهبر، در سیمای او و در صدای او، تعالیم اسلام را دیدند، نه آن تعالیم اسلام که ریشه در واپسگرایی و تحجر و ماندن در عقب بود. مردم در سیمای امام، دین را دیدند و «استقلال» را دیدند، دین را دیدند و «آزادی» را دیدند، دین را دیدند و «سعادت» را دیدند. دین را دیدند و «رفاه» را دیدند.

فردا چو بهار آید، آزاد و رها هستیم

نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم

این شعارهای دوران انقلاب را تحلیل محتوایی باید کرد. این شعارها، واقعیت‌هایی بوده که بر زبان‌ها جاری می‌شده است. این بحث را کافی می‌دانم و عبور می‌کنم.

اما برادران من، این‌ها شاکله دین است. دین دارای یک روح دیگر است. هدف انقلاب هر چه بلند باشد به بلندی بعثت نبی مکرم اسلام صل الله علیه نیست. ایشان می‌فرمایند: انی بعثت لمکارم الاخلاق؛ «من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را در جامعه تمام کنم» به قول طلبیه‌‌ها این لام در اول مکارم لام غایت است و این روح دین است. آن چیزی که غایت اصلی انقلاب ماست، این است که همه ما و همه افراد خانواده ما و تک‌تک اجزای این جامعه و در مجموع خود جامعه، بهتر شویم. مثالی بزنم و داستانی بگویم. ابو سعید ابوالخیر، به مسجدی می‌رود و جمعیت زیادی در حیاط و صحن و شبستان جمع می‌شوند تا صحبت او را بشنوند. ابوسعید می‌خواسته شروع کند به صحبت که همهمه مردم اجازه نمی‌داده و مردم از بیرون به داخل می‌آمدند. جوانی بلند می‌شود و می‌گوید: «برای رضای خدا برخیزید و یک گام به جلو بردارید.» تا جا برای عقبی‌ها و بیرون مانده‌ها باز شود. ابوسعید از منبر پایین می‌آید و می‌گوید: «همه آنچه را من می‌خواستم بگویم، این جوان در یک جمله گفت. برای خدا برخیزید و یک گام به جلو بردارید.» پس در جا نزنید. یعنی عقب گرد که هیچ، در جا هم نزنید.

توفیق یک حادثه به چیست؟ توفیق یک حادثه به این است که ببینیم علت غایی چقدر تحقق پیدا کرده است. مثلا قرار است ما به هزار نفر غذا بدهیم. آخر شب چرتکه بیندازیم ببینیم آیا هزار غذا داده‌ایم یا خیر؟ آیا شد یا نشد؟ قرار بوده در یک سال مسجدی ساخته شود، پایان یک سال نگاه کنیم ببینیم آیا مسجد ساخته شده است یا خیر؟ شاید در پایان یک سال هزار کار دیگر کرده باشیم، اما آیا مسجد را ساخته‌ایم؟ پس برای اینکه ببینیم آیا یک حادثه، توفیق داشته است یا خیر باید ببینیم آیا آن هدف غایی که از پیش تعریف کردیم به سرانجام رسیده است یا خیر؟ باید هدف غایی را بسنجیم.

پس برای اینکه ببینیم آیا انقلاب اسلامی ما به نتیجه رسیده است باید ببینیم آیا اخلاق در جامعه ما تحقق پیدا کرده است یا خیر؟ آن روح اخلاقی چه مقدار در تک تک ما تحقق پیدا کرده است؟ جامعه یعنی من و شما. ما ایرانی‌ها عادت کردیم تا به هم می‌رسیم، می‌گوییم: «این چه وضع جامعه است؟» خب، ما چقدر خوب شده‌ایم؟ تو خوب بشو، بقیه هم خوب می‌شوند. منِ گوینده چه مقدار از دیروزم بهتر بوده‌ام؟ آیا جوری بوده‌ام که اگر کسی با من بی‌ادبی کرد من بی‌ادبی نکرده باشم؟ اگر کسی از اخلاق فراتر رفت، من فراتر نروم یا اگر دشنام گفت، من دشنام نگویم؟ یک بی‌ادبی، ریشه یک جامعه را از بنیان دچار بن‌بست می‌کند و از ریشه می‌خشکاند. بی‌ادبی، کینه را پدید می‌آورد.

من و شما برادریم، چرا باید وقتی می‌خواهیم با هم صحبت کنیم، به هم ناسزا بگوییم؟ ما یاد گرفتیم تا می‌خواهیم با طرف مقابل حرف بزنیم اول از همه می‌گوییم: «مردک!» و بعد شروع می‌کنیم به صحبت. چرا اینگونه باید صحبت کنیم؟ شما با من اختلاف دارید یا من با شما اختلاف دارم، چرا باید به هم پرخاش کنیم؟ بی‌ادبی، بزرگترین عامل می‌شود برای کینه. کینه ریشه محبت و مودت را خشک می‌کند و وقتی ریشه محبت و مودت در یک جامعه خشک شد، جامعه وحدت خودش را از دست می‌دهد. وقتی وحدت از دست رفت، اقتدار ملی از دست می‌رود و وقتی اقتدار ملی از دست برود، درهای مملکت برای ورود بیگانه‌ها باز می‌شود. بیگانه از دل‌های ما وارد می‌شود. لذا به عنوان یک مساله انقلاب، به عنوان مساله آرمان‌های امام، به عنوان مساله آرمان‌های شهدا،  هرکسی را دیدیم بی‌ادبی می‌کند در مقابلش بایستیم. کسی با کسی اختلاف دارد، بی‌ادبی چرا؟ برو انتقاد کن. آن کسانی‌که بی‌ادبی را ترویج می‌کنند، دانسته یا ندانسته در حقیقت دارند درهای کشور را بر روی بیگانه باز می‌کنند.

من اگر «ما» نشوم، تنهایم

تو اگر «ما» نشوی، خویشتنی

چه کسی می‌خواهد من و تو «ما» نشویم

خانه‌اش ویران بود

این جمله امام است که می‌گویند: «یکی از رمزهای پیروزی این انقلاب، وحدت است». یا بر سنگ نبشه‌های بیستون کوروش گفته ‌است: «خداوندا این کشور را از قحطی و دروغ حفظ کن».

یا «تهمت» که یکی دیگر از چیزهایی است که شایع شده است و باقی مسائل اخلاقی دیگر در جامعه. مبارزه با بی‌اخلاقی باید با اخلاق خوب باشد نه با بی‌اخلاقی. رهبر معظم انقلاب یک تعبیر زیبا دارند که می‌فرمایند: «با دست کثیف یا با پارچه کثیف نمی‌شود شیشه‌ای را تمیز کرد». تعبیر زیبایی است که من از ایشان شنیده‌ام.

تمام این بحث را کردم برای رسیدن به این جمله که کدام جمع شایسته‌تر از پیشکسوتان جهاد و شهادت هستند که پیشگامان اخلاق در جامعه باشند؟ تعدادی در این محفل هستیم و تعدادی در بیرون بودند یا هستند که دل در گرو آرمان‌های من و شما دارند. هر کدام از شما حوزه نفوذی دارید، رفیقی دارید، سخنی دارید، برخی قلم به دست دارید، برخی تریبون دارید اما آن چیزی که آفت این کشور است، همین بداخلاقی‌هاست. غیبت، دروغ، تهمت، بدخواهی دیگران، کینه، بغض، حسد؛ و واقعا ما چقدر کار کردیم تا اینها را در خودمان از بین ببریم؟

امام پیش از آنکه مدرس فقه در حوزه بوده باشد، مدرس اخلاق بوده است. پیش از آنکه مدرس اصول باشد، مدرس اخلاق بوده است. مرحوم مطهری که خداوند بر درجاتش بیافزاید، در مقدمه یکی از کتاب‌های‌شان که پیش از انقلاب چاپ شده بود، چون نمی‌توانستند نامی از امام ببرند، نوشته بودند: «آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست، می‌آمدند پنجشنبه‌ها در مدرسه فیضیه درس اخلاق می‌دادند و ما از این پنجشنبه تا آن پنجشنبه در حوزه اشراق اخلاق او بودیم». اخلاق گفتنی نیست، کارکردنی است. همان جمله آن جوان در مجلس ابوسعید است.

در پایان چند دعا بکنیم: خداوند انشالله الساعه روح مطهر امام را غریق رحمت بفرمایند. آن بزرگوار، همسر ایشان و فرزندان ایشان را الساعه میهمان سفره حضرت ابا عبدالله علیه السلام قرار بدهد. شهدای عظیم‌الشان انقلاب و بالخصوص شهدایی از این جمع را الساعه میهمان سفره فاطمه زهرا سلام الله علیه قرار دهد. ما را قدردان نعمت‌های پاک انقلاب و دفاع مقدس قرار دهد و ما را شرمنده آن خون‌های پاکی که اگر نبود، امروز درخت تناور جمهوری اسلامی نبود و اگر نبود، امروز سعادت و آزادی ما نبود، نکند. به همه ما توفیق خدمت بیشتر عنایت کند. توفیقات رهبری معظم انقلاب و مسئولان نظام را روز افزون بگرداند و انشالله که جمع دوستان در هر کجا که هستند منشا کمال باشند. از اینکه فرصت شد تا در خدمت دوستان باشم تشکر می‌کنم و همچنین از سرداران بزرگی که در جلسه حضور دارند. والسلام علیکم و الرحمت الله و برکاته

 

***

از روزی که جنگ تحمیلی شروع شد، جنگ در دریا هم شروع شد. البته نیروی دریایی عراق، نیروی مهمی نبود و در حد یک گارد ساحلی بود که در شمال خلیج فارس حضور داشت و به سرعت هم منهدم شد. اما عراق به کمک فرانسوی‌ها و چینی‌ها یک نیروی هوایی را با هوایپماهای میراژ، هواپیماهای سوپر استاندارد و هلی‌کوپترهای سوپر ... تجهیز کرد برای عملیات در دریا و همچنین از موشک‌های کرم ابریشم که در فاو مستقر کرده بود برای بستن خور موسی استفاده می‌کرد.

 

میزگرد تخصصی درباره جنگ دریایی ایران علیه تجاورات نیروی دریایی دشمن در خلیج فارس

گزارش میزگرد تخصصی درباره جنگ دریایی ایران علیه نیروی دریایی دشمن با حضور فرماندهان سابق نیروی دریایی ارتش و سپاه و به مدیریت سردار دکتر حسین علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه. در این میزگرد، سردار حسین علایی ضمن تبریک فرا رسیدن دهه فجر و تبریک روز تاریخی ورود امام ره به میهن اسلامی به حضار، از سردار ملک‌زادگان فرمانده نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس، برادر ارجمند آقای محمدی فرمانده منطقه دوم دریایی سپاه در دوران دفاع مقدس، سردار معنوی از فرماندهای نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس، برادر ارجمند آقای مهندس صائمی فرمانده موشک‌های ساحل به دریای سپاه پاسداران، سردار خلیلی خلبان هواپیمای اف-14 و از حماسه‌آفرینان خلیج فارس در دوران دفاع مقدس و برادر ارجمند آقای حافظی که جهاد دریایی دوران دفاع مقدس را بر عهده داشتند دعوت کردند تا در میزگرد حضور یابند.

سردار علایی میزگرد را با مقدمه‌ای درباره جنگ دریایی اینگونه آغاز کردند که:

«از روزی که جنگ تحمیلی شروع شد، جنگ در دریا هم شروع شد. البته نیروی دریایی عراق، نیروی مهمی نبود و در حد یک گارد ساحلی بود که در شمال خلیج فارس حضور داشت و به سرعت هم منهدم شد. اما عراق به کمک فرانسوی‌ها و چینی‌ها یک نیروی هوایی را با هوایپماهای میراژ، هواپیماهای سوپر استاندارد و هلی‌کوپترهای سوپر ... تجهیز کرد برای عملیات در دریا و همچنین از موشک‌های کرم ابریشم که در فاو مستقر کرده بود برای بستن خور موسی استفاده می‌کرد. اگر ما منحنی اقدامات عراق از روز آغاز جنگ تا انتهای آن را ترسیم بکنیم، توان عملیات دریایی عراق روز به روز افزوده شد. روزهای اول جنگ، عراق تنها در منطقه شمالی خلیج فارس در محدوده‌ای بین سکوهای نوروز تا ساحل خودش می‌توانست عملیات انجام دهد اما در سال اول و سال دوم جنگ، سیاست عراق بستن خور موسی به روی ما بود چون در آن زمان بزرگترین بندر تجاری دریایی ما، بندر امام بود و کشتی‌های تجاری و بازرگانی می‌بایست از طریق خور موسی به بندر امام می‌آمدند تا بتوانند کالاهای خود را تخلیه کنند. پس سیاست عراق این بود که مهم‌ترین بندر ایران را بر روی ایران ببندد.

سپس هدف قرار دادن کشتی‌ها در خور موسی را آغاز کرد که بر اساس برآوردی که من در آن زمان کردم، عراق تعداد 90 موشک ساحل به دریا به سمت خور موسی پرتاب کرد که البته به معنی اصابت همه این موشک‌ها به هدف نیست، ولی تا قبل از تصرف فاو به دست رزمندگان اسلام، این تعداد موشک در این منطقه پرتاب شده بود؛ که این تعداد پرتاب موشک به غیر از عملیات هواپیماها و هلی‌کوپترهای عراقی در این منطقه بود. آرام آرام سیاست عراق به حذف توان صادراتی ما از جزیره خارک انجامید و تمرکز قوایش برای هدف قرار دادن جزیره خارک قرار گرفت.

ایران قوی‌ترین پدافند هوایی خودش را در جزیره خارک مستقر کرده بود و عراق هم قوی‌ترین عملیات را علیه این جزیره انجام می‌داد. گاهی تا ده‌ها هواپیما به این جزیره حمله می‌کردند و گاهی اوقات قدرت عراق به گونه‌ای بود که روزانه تا 700 هزار بشکه از صادرات نفت ما را کاهش می‌داد. از سال سوم جنگ، آرام آرام سیاست عراق توسعه پیدا کرد و توان عملیاتی عراق به راس متاع رسید و تا بوشهر و تا سال 1364 به جزیره سیری هم رسید. که ایران یک اسکله نفت شناور در اطراف جزیره سیری مستقر کرده تا نفت از آنجا صادر بشود. در اوایل سال 1365 این اسکله شناور توسط حملات گسترده عراق به کمک هواپیماهای میراژ فرانسوی، موشک‌های لیزری و بمب‌های لیزری منهدم شد که ایران مجبور شد پایانه نفتی خود را به تنگه هرمز منتقل کند.

روزهای پایانی جنگ، این پایانه را هم عراق توسط بمب‌های لیزری مورد هدف قرار داد، البته با کمک ناوگان جنگی آمریکا و کشورهای اروپایی که در خلیج فارس حضور داشتند که این نشان می‌داد توان عراق از لحاظ هوایی تا تنگه هرمز هم رسیده و تجهیز شده بود. در اثنای جنگ، نیروی دریایی سپاه و نیروی هوایی ارتش مامور مقابله به مثل در برابر اقدامات ناامن‌ساز عراق در خلیج فارس شدند و عملیات گوناگونی انجام شد. من فقط به این نکته بسنده کنم که در آخرین سال جنگ که شدیدترین جنگ دریایی صورت گرفت و جنگ نفتکش‌ها انجام شد، شرایط به گونه‌ای شد که عراق نفت‌کش‌ها رو مورد هدف قرار می‌داد و در عملیات مقابله به مثل زمانی رسید که ما زمانی که ناوهای آمریکا در خلیج فارس بودند به مدت 38 روز توانستیم عراق را از حمله به کشتی‌ها باز داریم و عراق دیگر عملیات دریایی در خلیج فارس انجام نداد. آمریکا از روز اول مرداد 1366 بر علیه ما و در حمایت از عراق وارد خلیج فارس شد و از این روز تا 27 تیرماه 1367 که قطعنامه 598 پذیرفته شد، آمریکا 9 جنگ دریایی با جمهوری اسلامی ایران انجام داد که هیچ موفقیتی هم برای او نداشت.

آمریکا که در این عملیات‌ها، هلی‌کوپتر و ناو جنگی‌اش را از دست داد، در پایان دست به جنایت زد و هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را به شکل ناجوانمردانه مورد هدف قرار داد. ما در زمان جنگ قادر به بستن تنگه هرمز بودیم و اگر اراده می‌کردیم قطعا این تنگه بسته می‌شد که آن توان امروز قطعا افزایش پیدا کرده که امیدواریم هیچ روزی نیاز به چنین کاری نباشد، اما اگر نیاز شد همان رزمندگانی که آن زمان بودند، امروز هم هستند و آماده به فداکاری در عین حالیکه رویش‌های عظیمی اتفاق افتاده و رزمندگان بزرگی پا به عرصه حیات گذاشتند.»

پس از این مقدمه، سردار علایی از سردار ملک‌زادگان دعوت کردند تا در خصوص ارتش و در حوزه بازرسی از کشتی‌ها در دوران دفاع مقدس صحبت کنند.

«به عنوان مقدمه باید عرض کنم که ماموریت نیروی دریایی باز نگه داشتن خطوط مواصلاتی دریایی در وهله اول و مسدود کردن خطوط مواصلانی دریایی دشمن بود. این دو محور، محورهای اصلی نیروی دریایی در دریاست. در همان چند عملیات اول، نیروی دریایی توانست خطوط مواصلاتی دشمن را قطع کند و از آن پس دشمن سعی کرد با همان تجهیزاتی که اشاره شد یعنی موشک‌های سطح به سطح، هوا به سطح، بمب و با تمام آن تجهیزاتی که از کشورهای مختلف در اختیار داشت، خط دریایی ما را مختل کند. در همین راستا ما اقداماتی انجام دادیم و پدافند قوی‌ای را در مسیر کاروان‌ها از بندر عباس تا خور موسی ایجاد کردیم تا بوسیله ناوشکن‌ها، ناوهای موشک انداز و هواپیماها حفاظت این کاروان‌ها به خور موسی که در آن زمان مهم‌ترین بندر بود را بر عهده بگیریم. البته با کمک نیروی دریایی و متخصین ما هدف‌های کاذبی را ایجاد کرده بودیم که در مسیر کاروان‌ها یدک می‌کردیم که اکویی که این هدف‌های کاذب می‌داد بیشتر از اکویی بود که کشتی‌ها می‌دادند و این باعث می‌شد که دشمن منحرف بشود.

در طول جنگ ما کلیه خطوط دریایی‌مان باز بود و هیچگاه هم مختل نشد و این از افتخارات نیروی دریایی است که توانست در طول زمان جنگ به این مهم دست پیدا کند. در مورد بستن خطوط دریایی دشمن ما ایست‌های بازرسی گذاشته بودیم که از بیرون دریای عمان و تنگه هرمز و به سمت جنوب و کشورهای منطقه فعال بودند. در طول سال‌های 1365، 1366 و 1367 ما در حدود 147 کشتی را بازرسی کردیم و کالاهایی که به عراق می‌بردند را ضبط کردیم و کشتی‌ها را مصادره کردیم. این کشتی‌ها با تغییر اسناد و مدارک و با پرچم یک کشور دیگر وارد می‌شدند که بوسیله این بازرسی‌ها موفق به کشف آنها می‌شدیم. پس از قطع خطوط مواصلاتی عراق، عراق توسط کشور کویت و با پرچم این کشور قصد داشت که کالاهای خودش را وارد کشور کند که ما با احداث ایستگاه‌های بازرسی موفق به کشف آن شدیم. کویت که خطوط مواصلاتی دریایی‌اش بسته شده بود، متوصل به آمریکا شد تا آمریکا کاروان‌های ما را اسکورت بکند برای اینکه بتواند خطوطش را باز نگه دارد. آمریکا کشتی‌های کویت را از بیرون تنگه هرمز اسکورت و به داخل می‌آورد که با عملیات مختلف در نهایت منجر شد به درگیری عظیمی که خود آمریکایی‌ها در اسنادشان از آن به بزرگترین جنگ دریایی پس از جنگ جهانی دوم یاد کرده‌اند. این بدان معنا بود که ما هیچ ترسی از هیچ ابرقدرتی نداشته و توان رویارویی با هر قدرتی را داریم.»

پس از صحبت‌های سردار ملک‌زادگان، سردار علایی از آقای فتح‌الله محمدی فرمانده وقت منطقه دوم نیروی دریایی سپاه دعوت کردند تا در خصوص عملیات مقابله به مثل صحبت کنند.

«به مرور زمان که تسلط رزمندگان در جبهه‌های زمینی و بر نیروهای دشمن افزایش پیدا می‌کرد، فشار دشمن در خلیج فارس بیشتر می‌شد تا راه‌های مواصلاتی و اقتصادی کشور را مسدود بکند و از طرفی بخشی از توان دفاعی را متوجه آن منطقه کند. همانطور که گفته شد دامنه عملیات عراق تا دهانه تنگه هرمز هم کشیده شده بود. در آن زمان نیروی دریایی سپاه، نیروی جوان و در حال سازماندهی بود، از طرفی فشار مسئولین و فرماندهان سپاه بر ما که در مناطق اجرایی و عملیاتی بودیم بسیار زیاد بود، که حتما وارد دریا بشویم و عملیات‌های مقابله به مثل را انجام بدهیم.

امکانات ما بسیار محدود بود و تسلیحاتی هم که در اختیار ما بود، سنگین‌ترینش آرپی‌جی هفت بود. یکروز سردار علایی با من تماس گرفتند و فرمودند که یک کشتی نفتکش از کویت، نفتی را حمل می‌کند که در قبال تانک‌هایی است که به عراق داده شده است و به هر طریق ممکن باید به این کشتی صدمه وارد بشود. افراد را جمع کردیم و با دو قایق و یک یدک‌کش به دریا فرستادیم. یدک‌کش از این لحاظ بود که به دلیل کوچکی قایق‌ها، امکان وارد عمق دریا شدن برای‌شان میسر نبود. آقایان ناصر دهقان و جعفر حسن‌زاده به عنوان فرمانده راهی گروه شدند.

اشکال اساسی ما عدم داشتن امکان ارتباطی بود یعنی زمانیکه گروه وارد دریا می‌شد هیچگونه ارتباطی با ساحل نبود. دو روز بعد افراد برگشتند و گفتند که زمانیکه ما به کشتی رسیدیم، اشکالی برای قایق‌هامان پیش آمد و نتوانستیم کاری بکنیم. اما به یک نتیجه مهم رسیدیم که می‌توانیم عملیات دریایی انجام بدهیم و آمادگی انجام عملیات دریایی را داریم. همان زمان به عسلویه رفتیم که یک روستا بود و حتی یک گاو هم نداشت! در آنجا یک پایگاه ایجاد کردیم. دلیل رفتن ما به عسلویه این بود که دنبال عارضه‌ای بودیم در دریا که به علت کوچک بودن قایق‌های‌مان باید حتما عوارضی را می‌گذاشتیم تا بتوانیم آنها را مورد التفات قرار بدهیم و از آنجا عملیات‌مان را انجام بدهیم.

در آنجا یک تفنگ 106 درخواست کرده و روی قایق عاشورا گذاشتیم و راهی شاهعلوم کردیم برای هدف قرار دادن کشتی‌ها. در دی ماه سال 1365 اولین کشتی باری مورد اصابت رزمندگان اسلام قرار گرفت و بلافاصله کشتی دوم در چند روز بعد و کشتی سوم که یک کشتی روسی بود که به اشتباه مورد اصابت قرار گرفت. در آنزمان به ما تاکید شده بود که کشتی‌های روسی و برخی کشورهای دیگر را بنا به ملاحظات سیاسی مورد اصابت قرار ندهیم، و ما این دستور را به افراد تاکید کرده بودیم. اما رزمندگان یک کشتی روس را مورد اصابت قرار داده بودند و از تهران تماس گرفته شد که تمام کسانیکه در این ارتباط بودند باید سریع به تهران بیایند. در آنزمان آقای رفیقدوست رییس سپاه بودند و در آنجا با آقای قوسی که مسئول عملیات بود با تندی برخورد کرد.

پس از آن ما پایگاه‌های بسیار زیادی را در نقاط مختلف ساحل خلیح فارس و در جزایر ایجاد کردیم که در نقاط مختلف، کشتی‌ها را مورد اصابت قرار می‌داند، بطوریکه اگر یک کشتی از طرف ما مورد اصابت قرار می‌گرفت، حتما یک کشتی و بیشتر از طرف رزمندگان ما مورد اصابت قرار می‌گرفت. همزمان کشورهای حوزه خلیج فارس تدبیری اندیشیدند که کشتی‌های خود را با پرچم‌های مختلف غربی و شرقی وارد کنند. در ابتدا این کشتی‌ها با پرچم شوروی وارد شدند که دو دلیل داشت. یکی همراهی شوروی در دریا و دوم سنجیدن حساسیت‌های ما و عکس‌العمل‌های ما بود. سه کشتی با پرچم شوروی قرار شد نفت کویت را حمل کنند. در آنزمان یکی از بنادر الاحمدی کویت به عنوان بندر تدارکاتی عراق خدمت می‌کرد و بیشتر امکانات عراق از آنجا می‌آمد و نفت بسیاری هم از این بندر برای عراق بار زده می‌شد.

همان زمان به سردار اعلایی گفتیم که این کانال مین‌گذاری شده است. در 27 اردیبهشت اولین کشتی کویتی که تحت پرچم شوروی بود روی اولین مین رفت و بلافاصله سه کشتی دیگر نیز با مین برخورد کردند که عراقی‌ها یک حمله گسترده را آغاز و سه کشتی ما را مورد هدف قرار دادند. ناوهای نیروی دریای ایران یک کشتی عراقی را مورد هدف قرار داد و نیروی هوایی عراق برای اینکه ناو ما را مورد حمله قرار دهد، وارد منطقه خلیج فارس شد. ناو ما منطقه را خالی کرده بود اما ناو آمریکایی استارک در منطقه حاضر بود که موشک‌های عراقی او را مورد اصابت قرار دادند.»

سپس سردار اعلایی از سردار معنوی دعوت کردند تا در خصوص درگیری آمریکا با ناوهای سبلان و سهند صحبت کنند. سردار معنوی با نمایش فیلمی که در آنزمان تهیه شده بود، صحبت خود را آغاز کردند.

 

«10 روز پیش از 29 فروردین که ما درگیر با استکبار جهانی آمریکا شدیم من به دریا رفته بودم که یک اتفاق خوبی هم افتاد. ما یک سیستمی داریم به نام ESM که سیستمی هست که تشعشعات راداری که مربوط به هر نوع تشعشات رادارهای بیگانه است را می‌توانید به وسیله آن ببینید؛ که اطلاعات مهمی به شما می‌دهد و همچنین سمتی که ما به آن «سمت تهدید» می‌‎گوییم را نشان می‌دهد. این سیستم ما خراب بود و یک ناو آمریکایی در نزدیکی جزیره هنگام بود. ما برای تنظیم این سیستم مجبور بودیم، هدف را قفل کرده و به دور آن بچرخیم، پس ما ناو را گذاشتیم وسط و شروع کردیم دورش چرخیدن که ناو آمریکایی متوجه منظور ما نمی‌شد، اما سیستم ما تنظیم شد و می‌توانستیم تمام تشعشات راداری را که از اطرف می‌آمد را تشخیص سمت بدهیم. 29 فروردین هنگام ورود به بندر عباس به ما اعلام شد که به دریا بازگردیم. ناوشکن سبلان که فرماندهی‌اش با من بود مجبور بود برای تامین سوخت، تغذیه و آّب صبر کند اما ناوشکن سهند به سمت ماموریت رهسپار شد. پس از چند ساعت من هم راهی دریا شدم که در اوایل جزیره لارک متوجه شدم که ناوشکن سهند با نیروی آمریکایی درگیر شده است. با کسب اجازه به کمک این ناو رفتیم که هواپیماهای آمریکایی بالای سرمان ظاهر شدند.

به دلیل تجاوز به حریم خاک ایران ما آماده حمله شدیم که هواپیماها از برد سلاح‌های ما بالاتر رفتند که امکان هدف قرار دادن ما برای آنان بیشتر و راحت‌تر می‌شد، اما مشکلی که وجود داشت این بود که من این اجازه را نمی‌دادم تا موشک‌هاشان را روی ما قفل (لاک) کنند. پس به بمب‌های لیزری‌شان متوسل شدند و ما را مورد اصابت قرار دادند. ناوشکن سبلان طولی معادل حدود 100 متر و عرضی معادل 16 متر و حدود 130 رزمنده در آن قرار داشتند که بر اثر اصابت بمب لیزری، چیزی حدود 30 متر از طول آن صدمه خورده و شکاف ایجاد شد و شکافی به طول هفت تا هشت متر هم در زیر بدنه ناو ایجاد شد. پس از خروج کلیه رزمندگان، قسمت «کنترل صدمات» ناو را فعال کردم که وظیفه‌اش تخلیه آب درون ناو و خاموش کردن آتش است. بندرعباس در آن زمان در خاموشی مطلق بود و آمریکا فکر کرده بود که ما غرق شدیم، اما ما سبلان را به بندرعباس بازگردانده و تعمیرش کردیم و مجددا به دریا بازگشت که هنوز هم مشغول به کار است.»

پس از صحبت‌های سردار معنوی، سردار علایی از مهندس صائمی دعوت کردند تا درباره موشک‌های ساحل به دریا صحبت کنند.

«یکی از مواردی که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برنامه مقابله به مثل خود داشت، پس از اینکه ارتش رژیم بعثی عراق منطقه خلیج فارس را به نا امنی کشیده بود، برنامه موشکی بود. برای این کار در زمانیکه جمهوری اسلامی به کلی در تامین نیازهای خودش محدودیت داشت، با همت برادران در سپاه، امکاناتی با سختی و مشقت زیاد تهیه شد و با همت عالی سردار علایی در غالب تشکیلات موشکی سپاه، سازماندهی و در تنگه هرمز و شمال خلیج فارس مستقر گشت. با مشقت فراوان یگانی با تیپ‌های عاصف و سلمان تشکیل شد و برادران عزیزی مانند مرحوم درخشان و سردار مهدیار مدیریت پیکار را عهده‌دار شدند. به فاصله اندکی از آموزش‌ها، در برنامه مانور شهادت در تنگه هرمز، یک عملیات آزمایشی انجام شد که انعکاس بسیار وسیعی در منطقه و رسانه‌های بین‌المللی پیدا کرد و عراق متوجه شدد که ایران به یک توان جدیدی مجهز شده که می‌تواند در مقابل عملیات آنها، مقابله به مثل کند. در ادامه زمانیکه سکوهای ما مورد حمله قرار می‌گرفت و بندر الاحمدی کویت مورد استفاده عراق قرار بود، برنامه نیروی دریایی این شد که سکوهای نفتی عراق و بندر الاحمدی کویت را به عنوان مقابله به مثل مورد اصابت موشک قرار بدهد.

با تلاش‌های مرحوم درخشان، بندر الاحمدی کویت که یک بندر نفتی بود مورد اصابت قرار گرفت و همینطور دو پایگاه نفتی عراق. مشکلات زیادی بر سر راه بود، بطوریکه استنشاق سوختی که در موشک‌ها به کار می‌رفت باعث عوارض شدیدی در سلامتی دوستان می‌شد و مرحوم درخشان بر اثر استنشاق همین سوخت‌ها دچار سرطان ریه شده و دیگر دوستان نیز دچار بیماری‌های حاد شدند که من از همین جا به همه این عزیزان درود می‌فرستم. البته بعدها این دو گردان در غالب یک لشکر بعنوان فرمانده موشکی نیروی دریایی سازماندهی شدند و توانستد در خدمت دفاع از جمهوری اسلامی باشند.»

سپس سردار علایی از سردار خلیلی دعوت کردند تا صحبت کنند.

«من اجازه می‌خواهم که در ابتدا یک مقدمه خیلی کوتاه درباره قدرت نیروی هوایی بگویم. همانطور که می‌دانید در اوایل قرن بیستم، پدیده‌ای به نام هواپیما در آسمان ظهور کرد و سه اندیشمند هوانوردی دنیا یعنی سرلشکر ژولیت دوهه از ایتالیا، آقای میشل از آمریکا و فرد چارز از انگلستان بعد سومی را به اسم «ارتفاع» در جنگ‌ها مطرح کردند و گفتند هر کشوری که در آینده بتواند در آسمان قدرت هوایی خودش را پیدا کند، در جنگ پیروز خواهد شد. داخل پرانتز من یک بعد دیگری که در جنگ‌های کلاسیک نبوده اما ما در دوران دفاع مقدس شاهدش بودیم را می‌خواهم ارائه بدم به نام «بعد عشق و ایمان». که این بعد در زمین، در دریا و در فضا نورافشانی کرده است. ما با توجه به استرسی که دوران پیش از انقلاب و روی قدرت هوایی تکیه داشتیم و هم عراق وقتیکه در آن روزهای سخت اولیه جنگ که تمام راهبرد پردازان غربی، یک پیروزی برق‌آسای یک هفته‌ای را برای صدام پیش‌بینی کردند، نیروی هوایی ما به تنهایی و با مظلومیت ایستاد و یک خط بطلان بر حمله رعد آسای عراق کشید. عراق با دیدن نیروی هوایی ما، ارتش خودش را تجهیز کرد. اما اینجا می‌خواهم یک آمار به شما بدهم. روزیکه ما وارد جنگ شدیم 440 فروند هواپیما داشتیم، عراقی‌ها 330 فروند. وقتیکه جنگ تمام شد عراق چیزی حدود 600 فروند هواپیما از دست داده بود و چیزی حدود 650 هواپیمای جنگی داشت. ما حدود 50 فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کردیم و ده تا یازده هواپیمای ما هم سرنگون شد و شهدایی تقدیم انقلاب کردیم. در پایان خاطره‌ای از شهید حسین دل‌حامد اجازه می‌خواهم تعریف کنم.

شهید دل‌حامد در آبان 1360 در یکی از ماموریت‌های برون مرزی که می‌رود هنگام بازگشت با هواپیماهای عراقی درگیر می‌شود و در خلیج فارس سرنگون می‌شود. ایشون وقتی مورد اصابت قرار می‌گیرند در غروب یکی از روزها، توسط نیروی هوایی پیک‌آپ می‌شوند. هنگام غروب که هلی‌کوپتر می‌رسد موفق می‌شوند ایشان را پیدا و از آب بگیرند. متاسفانه در آن دوران چون ما خلبانان آماده جنگ نبودیم، دوره نجات روی آب را اکثرا ندیده بودیم و شهید دل‌حامد نمی‌توانند طناب نجات را بگیرند، پس دوباره به دریا می‌افتند و امید نجات ایشان از بین می‌رود. علاوه بر این رادیو و جعبه کمک‌های اولیه که همراه‌شان بوده را از دست می‌دهد. فردای آنروز برای نجات ایشان می‌آیند که عراقی‌ها متوجه شده و به هلی‌کوپتر نیروی دریایی حمله می‌کنند. روز سوم قایق‌ها می‌آیند که نمی‌توانند ایشان را نجات دهند و نهایتا در غروب روز سوم، اسکورت هوایی آمده و بوسیله غواص پیکر نیمه‌جان ایشان را از آب بیرون می‌کشند.

در اینجا اجازه می‌خواهم که فراز کوچکی از خاطرات ایشان را عینا برای شما نقل کنم. شهید دل‌حامد می‌گویند: " شب اول نمازم را تمام کردم. اما احساس در من تمام شدنی نبود. دوباره زبان به سخن گشودم و به راز و نیاز پرداختم. گویی به روی صحنه تئاتری هستم و برای ادای نقش خود در مقابل تماشاچی‌های حاضر در سالن می‌بایست از احساساتم یاری می‌گرفتم. چه نمایش پر شور و قوایی بود. احساس کردم که فرشتگان خدا به تماشایم ایستادند و تکبیر می‌گویند و برایم صلوات می‌فرستند و آفرین می‌گویند. هیچ وزنی را در خود احساس نمی‌کردم، سبک بودم خیلی سبک‌بار. در پایان نماز، آرام آرام از خدا و آن حالت روحانی فاصله گرفتم و به شخصیت مادی خویش بازگشتم که دهانم را برای سرفه باز کنم و دوباره درد به سراغم بازگشت... (در روز آخر و هنگام نجات) با شنیدن کلام سلام گویی تازه فارسی یاد گرفته‌ام. هر چه از سطح آب بیشتر فاصله گرفتم، قلبم بیشتر می‌گرفت. گویی مرا از عزیزترین مردم جدا می‌کنند. گویی با بیرون آمدن از داخل آن آب‌های سرد و بی‌روح من نیز از خدا فاصله می‌گرفتم. اصلا دلم نمی‌خواست از آنجا، جایی که چندین بار با معبودم به راز و نیاز عاشقانه نشسته بودم، جدا شوم. گویی از دنیایی که پر از محبت و خدا بود جدا می‌شدم و به دنیای دیگر وارد می‌شدم که فرسنگ‌ها با آنچه در قلبم جریان داشت، فاصله داشت..." که ایشان در 10 آبان 1361به همراه شهید سلیمانی در یک نبرد نابرابر، در آسمان خلیج فارس روحش عروج کرد و پیکرش طعمه دریا شد.»

در ادامه سردار علایی از آقای حافظی درباره اقداماتی که جهاد سازندگی در دریا انجام دادند دعوت به صحبت کردند.

«به همین بسنده می‌کنم که برادران جهاد افتخار داشتند در کنار برادران سپاه، ارتش و نیروهای نظامی در همه صحنه‌های نبرد حضور پیدا کنند و با شروع جنگ در خلیح فارس، توانستند با شناسایی نیازها، برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی وارد عرصه وظایفی که در طول جنگ داشتند که همان ایجاد استحکامات و خاکریزها در اطراف جزایر و سنگرهای انفرادی - بویژه در زمانیکه بحث جنگ نفت آغاز شد و عراق تصمیم گرفته بود که با تبلیغات وسیع جریان نفت را از خاک ما قطع بکند – افتخار داشتیم در کنار دوستان و برادران فعالیت‌های قابل توجهی را انجام بدهند که اوج آن در عملیات والفجر 8 بود که جهادیان توانستند کارهای ارزشمندی انجام دهند که پل فاو از دستاوردهایش است.»

سپس سردار علایی یک جمع بندی کلی از مباحث ایراد شده کرده و مجری برنامه علی درستکار ضمن خوش‌آمدگویی به حضرت حجت‌ الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی از ایشان دعوت کردند تا در پشت میکروفون قرار گرفته و برای حضار صحبت کنند.

 

گزارش تصویری این مراسم:



 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir