بررسی تحلیلی عملیات کربلای 5 و نقش آن در پایان جنگ

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشکسوت: یکی از عملیات های معروف دوران جنگ تحمیلی عملیات کربلای5 است که در 19 دی ماه سال 1365 انجام شد. به مناسبت سالگرد این عملیات در این مقاله به بررسی تحلیلی آن  و نقشی که در دفاع مقدس داشت پرداخته می شود. یادداشتی از دکتر حسین علایی، دانشیار دانشگاه امام حسین (ع)

 


نویسنده: دکتر حسین علایی، دانشیار دانشگاه امام حسین

 

 

مقدمه

یکی از عملیات های معروف دوران جنگ تحمیلی عملیات کربلای5 است که در 19 دی ماه سال 1365 انجام شد. به مناسبت سالگرد این عملیات در این مقاله به بررسی تحلیلی آن  و نقشی که در دفاع مقدس داشت پرداخته می شود.

ايران سال 1365 را به عنوان سال پيروزي و سال "روشن شدن تكليف جنگ" و به عبارتي سال پايان جنگ، مطرح كرد، زيرا حالت "نه جنگ و نه صلح" و" فرسايشي شدن جنگ"، فشار زيادي را به جمهوری اسلامی وارد مي كرد. ايران به صورت آشكار اعلام كرد كه تمام  قوا و نيروهايش را به كار مي گيرد تا  در این سال، جنگ را به نتيجه برساند. بر اين اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرحی را برای انجام عملیات در تمام محدوده جبهه جنوب تهیه کرد تا از سه محور"هور"، "شرق بصره" یعنی شلمچه ومحدوده شمال آن و "منطقه ابوغریب" یعنی منطفه جنوب خرمشهر و جزیره مینو، حمله سرنوشت سازي را صورت داده و منطقة جنوب عراق و بصره را به تصرف درآورده و با این شیوه جنگ را تمام کند. با این طرح قرار بود در هر محور 500 گردان رزمی وارد عمل شوند. اما مسئولین کشور امکان تامین این مقدار نیرو،سلاح وتجهیزات ونیازمندی های آن را غیر ممکن می دانستند.[1]

در نهایت قرار شد عملیاتی با بسيج 500 گردان نيروی رزمی برنامه ريزي شود. ايران اميد داشت تا با حمله سرنوشت ساز خود، جنگ را به جايي برساند كه كليه رگ هاي اميد صدام و حاميانش را پاره كرده و آنها را ناچار به تسليم در برابر خواسته هاي بحق خود بنمايد و تكليف جنگ را براي آينده روشن سازد.[2]

ايران پس از پيروزي هاي فاو و مهران تصور مي كرد كه پایان دادن به جنگ راه حل نظامي دارد. تنظيم برنامه اي جهت انجام عمليات سرنوشت ساز و تعيين كننده، كار ساده اي نبود و نياز به اقتصادی قوي و تأمين نيروي انساني كافي داشت.

عراق هم بيكار ننشسته بود و با يك تصميم سياسي مهم، تمام ظرفیت كشور را در در مقابل ايران، بسيج کرده بود. امام خميني هم سال 1365 را سال پيروزي نام گذاشتند و مسئولين كشور نيز انتظار داشتند با انجام عمليات سرنوشت، به اهداف جنگ دست يابند. آنها تأكيد مي كردند: امسال سال دستيابي به پيروزي هاي بزرگ در صحنه نظامي خواهد بود. البته اين بدين معنا نيست كه جنگ امسال پايان خواهد يافت.[3]

مهمترین اقدام جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به این هدف، برنامه ریزی برای انجام عملیات کربلای 5 بود.

در سال های پایانی جنگ تحمیلی، توان رزمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، فقط امکان طرح ریزی و انجام یک عملیات بزرگ در هر سال را میسر می ساخت. زیرا توان نظامي، اقتصادی و پشتیبانی کشور اجازه نمی داد که بیش از سالی یک بار، عملیاتی تعیین کننده،بزرگ و گسترده انجام شود. از سال 1362 به بعد، معمولاً در طول سال، امکانات و تجهیزات لازم برای اجرای یک عملیات بزرگ جمع آوری می شد و همه نیروهاي مسلح، بسیج می گردیدند تا یک عملیات گسترده را برنامه ریزی، تدارک و اجرا نمایند.

در طی این سال ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عنوان تنها قدرت تهاجمی جمهوری اسلامی ایران، قادر بود تا سالانه حدود یکصد تا یکصد و پنجاه گردان نیروی آفندی را از بین مردم داوطلب و رزمندگان بسیجی سازماندهی نموده و با کمک آن ها یک عمليات بزرگ را سازماندهی کرده و انجام دهد. لازم به ذکر است که بهترین شرایط برای بسیج نیروهای مردمی در فصل های پاییز و زمستان هر سال بود زیرا کشاورزان هم می توانستند در جبهه ها حضور یابند. از سوي ديگر، ارتش عراق در سال ششم جنگ در اوج قدرت نظامی خود بود.

علاوه بر گسترش تعداد یگان های رزمی، ارتش بعثی توانسته بود تا تجهیزات پیشرفته تری نسبت به سال های قبل از جمله جنگنده های میراژ فرانسوی را در سازمان نظامی خود بکار بگیرد. ارتش عراق در این زمان با تجدید نظر در تاکتیک های خود، قدرت مقابله با توان تهاجمی قوای اسلام را در بین لشکر ها و تیپ های خود افزایش داده بود.

در آن زمان قدرت دفاعی ارتش بعثی، معمولاً دو برابر توان آفندی رزمندگان اسلام بود. ارتش عراق در این شرایط اکثر یگان های خود را در جبهه های جنوب متمرکز نموده بود و بر شدت ایجاد استحکامات و احداث موانع مهندسی در خطوط دفاعی حساس، افزوده بود. علاوه برآن، حجم فعالیت های پایگاه های هوایی شعیبیه و ناصریه در جنوب عراق نیز افزایش یافته بود. سپاه پاسداران به منظور برنامه ريزي جهت طرح ريزي عمليات آينده، طرحي را به منظور تشكيل 500 گردان رزمي تا پاييز سال 1365 و 1000 گردان رزمي تا پايان سال در تاريخ دوشنبه 2/4/1365 به فرمانده جنگ ارائه كرد.

اين طرح به منظور توسعه جهشي توان رزمي جهت پايان دادن به جنگ بود. وزارت سپاه براي تدارك اين برنامه 30 ميليارد تومان كه 800 ميليون دلار آن ارز بود برآورد كرده بود. با توجه به كاهش درآمدهاي كشور در جلسه سران قوا در چهارشنبه شب 4/4/1365 موافقت شد تا 25 ميليارد تومان درخواستي سپاه براي جنگ با كسب مجوز از امام خمینی از بانك مركزي قرض شود. به منظور تشكيل 500 گردان جديد التأسيس در روز 18/4/1365 فرمانده كل سپاه، برنامه ريزي جهت 480 هزار نيرو شامل 95 هزار پاسدار، 220 هزار بسيجي و 160 هزار سرباز را به فرماندهان نواحي مختلف كشور ابلاغ كرد.[4]

از سوی دیگر ایران در سال 1365، در تنگناي اقتصادي شديدي قرار گرفت و روزهای دشواری را در جنگ سپری می کرد. توليدات صنعتي و كشاورزي رو به كاهش گذاشته بود و فشار مالي، دولت را بيش از هر زمان ديگر تحت فشار قرار داده بود. نرخ تورم و بيكاري افزايش يافته بود و اقتصاد ايران بيش از هر زمان ديگر به درآمدهاي نفتي متكي گردیده بود.

مدیریت اقتصادی جنگ نیاز به درآمدهای ارزی برای تأمین هزینه ها و حصول فوری این درآمدها داشت. افزایش عرضه نفت ازسوی همراهان صدام به ویژه کشور عربستان و همچنین کندی رشد تقاضای جهانی برای انرژی، موجب شده بود تا قیمت نفت در سرازیری و کاهش مستمر قرار گیرد.

در این شرایط قیمت هر بشکه نفت ایران برای فروش تا هر بشکه به 6 دلار نیز رسید. علاوه بر این خریداران و متقاضیان نفت خام نیز شرایط خود را به دلیل ناامن بودن بنادر صادرات نفت ایران، سخت کرده بودند و از ایران می خواستند تا نفت خود را در بندرهای مقصد به آنها تحویل دهد. در آن شرایط رفت وآمد کشتی های نفتکش به دلیل حملات مداوم نیروی هوایی ارتش بعثی به سکوها و بنادر نفتی ایران، توأم با خطر بوده و آنها حق ریسک و هزینة بیمه بیشتری دریافت می کردند. در سال 1365، درآمد های نفتی كشور به شدت سقوط کرده بود. برخي كاهش قيمت نفت را توطئه اي جهت بازداشتن ايران از ادامه جنگ مي دانستند.[5]

در چنین شرایطی بود که عملیات کربلای 5 طرح ریزی شد.

برنامه ریزی برای انجام عملیات های مختلف در طول دوران جنگ، از مهمترین ابزارهای جمهوری اسلامی ایران برای فائق آمدن بر قوای ارتش عراق و ناکام گذاشتن صدام در رسیدن به اهدافش در جنگ بوده است. از روز آغاز جنگ، ایران توانست با شکل دادن به یک مقاومت مردمی در کنار توان نیروهای مسلح،گام بزرگی را در توسعة توان رزمی خود بردارد و با کمک آنها، عملیات های گوناگونی را به مرحلة اجرا درآورد. انجام هر عملیات نقش مهمی را در بیرون راندن قوای متجاوز از کشور یا جلوگیری از تهاجم بیشتر ارتش عراق به خاک ایران،ایفا کرده است.موفقیت در هر عملیات به میزان زیادی بستگی به بکارگیری "ابتکار عمل" و "طرحریزی علمی" و نیز "برخورداری از نیروهای با انگیزة بسیجی" و همچنین "توکل بر خداوند بزرگ" و "هدایت صحیح میدانی" داشته است.

البته پیامدهای هر عملیاتی متفاوت با سایر عملیات ها بوده و میزان دستیابی به نتایج مورد انتظار هم در همة زمان ها یکسان نبوده است. ادامه جنگ نشان داد که پیروزی قاطع بر ارتش بعثی عراق، به سادگی امکان پذیر نیست و نیازمند بسیج نیروها و امکانات و نیز تأمین جنگ افزارها و تجهیزات مورد نیاز است. از سوی دیگر نباید تلاش های سیاسی برای استفاده از ظرفیت های منطقه ای و نظام بین المللی برای خاتمه دادن به جنگ را نادیده گرفت. البته در آن شرایط زمانی، بسیاری از کشورهای غربی نگاه مثبتی به ایران نداشتند و عملا از رژیم عراق پشتیبانی می کردند.

بنابراین ، تکیة ایران بیشتر بر انجام عملیات های نظامی موفقیت آمیز بود تا بتواند با اتکا به نتایج آنها، قدرت سیاسی جدیدی تولید کرده و با تعیین متجاوز و مأیوس کردن عراق، به جنگ تحمیلی پایان دهد.از آنجایی که عملیات کربلای 5 یکی از پیچیده ترین و سخت ترین عملیات های دوران جنگ است که در دو سال آخر جنگ با چنین هدفی صورت گرفته است، در این تحقیق بررسی شده است که انجام این عملیات چه تأثیری در سرنوشت جنگ و پایان دادن به آن داشته است؟شناخت شرایطی که این عملیات در آن موقعیت زمانی  انجام گرفته است و نیز مراحل گوناگون طرحریزی و اجرای عملیات و نتایج آن می تواند به این هدف کمک کند.

خيزش عمومي براي پايان دادن به جنگ

برنامه ريزي جهت طرح ريزي و اجراي عمليات سرنوشت ساز، نياز به تأمين نيروهاي داوطلب و سرباز را تبديل به مهمترين برنامه هاي مسئولين كشور در سال 1365 كرده بود. انجام هر نوع عمليات موفق در جبهه هاي جنگ نيز با توسعه سازمان رزمي و تأمين نيروي انساني مورد نياز امكان پذير مي شد. با گسترش جبهه های جنگ و طولاني شدن خطوط پدافندي، نياز به تأمين نيروهاي رزمي بيشتر مشخص مي شد. بر اين اساس در جلسه ستاد قرارگاه خاتم الانبياء (ص) در 1/3/1365 تصميم گرفته شد تا 2 ماه بر خدمت سربازان اضافه شود. از سوي ديگر مجلس شوراي اسلامي طرحي را در مورد مشمولان نظام وظيفه تصويب كرد كه از اواخر تير ماه 1365 موجب افزايش مراجعه مشمولان خدمت سربازي گرديد.[6]

از سوي ديگر از آنجا که طرح ریزی و اجرای هر نوع عملیاتی در جنگ با شرکت و حضور نیروهای داوطلب بسیجی امکان پذیر می بود، بنابراین قبل از شروع و اقدام به انجام عملیات سرنوشت ساز، تبلیغات گسترده ای صورت گرفت تا بتوان نیروی رزمنده مورد نیاز این عملیات را فراهم آورد. امام خميني هم حضور در جبهه ها را واجب كفايي اعلام كردند و مسئولين كشور در توجیه فراخوان عمومی به مردم، وعده انجام یک عملیات سرنوشت ساز را دادند. با تلاش های فراوان صورت گرفته، به مناسبت سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، سپاهِ یکصد هزار نفریِ حضرت محمد (ص) برای انجام این عملیات بزرگ از بسیجیان داوطلب مردمی پس از اجتماع در ورزشگاه آزادي در 12/9/1365 عازم جبهه های جنگ شدند. لازم به ذکر است که در آن ایام، اقبال مردم برای رفتن به جبهه های جنگ کاهش یافته بود به گونه ای که برخی از مسئولین عالی رتبه کشور معتقد بودند که سپاه قادر به جمع کردن 2000 نفر از مردم هم، نیست.

این در حالی بود که طرح ریزی و انجام یک عملیات بزرگ نیاز به حضور ده ها هزار نفر از بسیجیان داوطلب داشت تا بتوان گردان های رزمی مورد نیاز را با کمک آنان سازماندهی نموده و واحدهای تهاجمی را برای شکستن خطوط مستحکم دشمن و انهدام وی شکل داد.

بدین منظور واحد بسیج مستضعفین سپاه، دست به ابتکار جدید زد و اعزام سپاه یکصد هزار نفری حضرت محمد (ص) را برای هفته بسیج سال 1365 در روز 5 آذر در دستور کار خود قرار داد. برای تشویق مردم به حضور گسترده در جبهه های جنگ، 21 هزار پایگاه مقاومت بسیج که در آن سال در سراسر کشور، توسعه یافته بودند مأمور شدند تا با تماس و ارتباط با مردم، چنین نیرویی را فراهم آورند.

حجت الاسلام محمد علی رحمانی که در آن ایام مسئولیت واحد بسیج سپاه را برعهده داشت می گوید که با تفأل بر قرآن، این سپاه به نام حضرت محمد (ص)، خوانده شد زیرا در مراجعه به قرآن مجید سوره محمد (ص) آمده بود.[7]

در آن سال حضرت امام خمینی از اینکه یکبار دیگر مردم با حضور گسترده خود در جبهه ها، توانستند قدرت جدیدی را بیافرینند اظهار رضایت نموده و مسئولین مربوطه را دعا کردند.

اجلاس غير متعهدها در بارة جنگ

در حالی که ایران خود را برای انجام عملیات سرنوشت ساز آماده می کرد، با حضور در مجامع بین المللی هم سعی می کرد تا مواضع خود در بارة جنگ را برای سایر کشورها بازگو نماید. هشتمين اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در 9/6/1365 در کشور آفریقایی زيمبابوه تشكيل شد و به مدت حدود يك هفته ادامه يافت. در اين كنفرانس 13 كشور حامي عراق به طور مشخص عليه ايران موضع گرفتند. آنها تنها خواستار پايان جنگ از طريق مذاكره شدند. كميته سياسي كنفرانس در پيش نويس اوليه خود تجاوز عراق به ايران، كاربرد سلاح هاي شيميايي به حمله به مناطق مسكوني را محكوم كرده بود.

كشورهاي حامي عراق عبارت بودند از عربستان سعودي، كويت، مصر، اردن، مراكش، بحرين، امارات، يمن شمالي، سومالي، موريتاني، كنيا، مالزي و افغانستان. رئيس جمهوري ايران در اين اجلاس اظهار داشت:" صلح به طور كلي و به ويژه براي منطقه حساس ما، يك انتخاب نيست، يك ضرورت حياتي است. ما چاره اي جز اين نداريم كه با مجازات قطعي رژيم متجاوز، جنگ افروز و باج گير عراق، برقراري و استحكام چنين صلحي را در منطقه تضمين كنيم".[8]

بخشي از بيانيه سياسي اجلاس سران غير متعهد به شرح ذيل به جنگ ايران و عراق اختصاص يافت: رؤساي كشورها يا دولت ها، بر اصل استفاده نكردن از زور در روابط بين المللي در رابطه با جنگ جمهوري اسلامي ايران و عراق تأكيد مي ورزند.

در اين زمينه از "آغاز" و" ادامه" خصومت ها بين دو كشور كه هر دو از اعضاي مهم جنبش عدم تعهد هستند، ابراز نگراني عميق مي شود. سران كشورها يكبار ديگر از جمهوري اسلامي ايران و عراق مي خواهند كه خصومت هاي خود را به منظور اجتناب از خسارت هاي مالي و تلفات جاني، خاتمه دهند. سران كشورهاي عدم تعهد يك بار ديگر خودشان را متعهد مي كنند كه براي خاتمه سريع اين درگيري وحشتناك كوشش كنند.[9]

البته در جنبش غیر متعهدها ظرفیت لازم برای ایفای نقش فعال در جنگ وجود نداشت و این نوع بیانیه ها تنها اثر روانی و تبلیغاتی در افکار عمومی داشت و بیانگر نگاه سایر کشورها به مسئلة جنگ بود.

صدور قطعنامه 588 شورای امنیت

شوراي امنيت سازمان ملل در روزهای آغاز جنگ نقش فعالی بر عهده نگرفت. تا زمانی که ارتش عراق در خاک ایران بود،قطعنامه ای جهت وادار کردن ارتش عراق برای خروج از اراضی اشغالی ایران صادر نکرد. ولی پس از کشیده شدن جنگ به خاک عراق، از ایران می خواست که از انجام عملیات در خاک عراق خودداری نماید. این شورا در اوايل مهر ماه 1365 بنابر درخواست گروه هفت نفره اتحاديه عرب، جلساتي را براي بررسي جنگ ايران و عراق تشكيل داد و پس از بحث هاي طولاني در روز پنج شنبه 17 مهر 1365 مطابق با 8 اكتبر 1986 قطعنامه جديدي را با شماره 588 تصويب كرد. شوراي امينت در اين قطعنامه از دو كشور درگير جنگ خواسته بود تا قطعنامه 582 كه در 5/12/1364 تصويب شده بود را پذيرفته و اجرا نمايد. از دبيركل سازمان ملل نيز درخواست شده بود تا پس از تماس با طرف هاي درگير در مورد اجراي اين قطعنامه، نتيجه خود را تا 9 آذر 1365 به شوراي امنيت گزارش دهد.

اين قطعنامه نسبت به قطعنامه هاي قبلي از نظر حجم و تعداد كلمات به كار برده شده كوتاه تر بود. سخنان دبيركل سازمان ملل در اجلاس شوراي امنيت در 11/7/1365 مبني بر تهديد ايران بر انجام حمله سرنوشت ساز و نهايي، در صدور اين قطعنامه مؤثر بوده است. اين قطعنامه همانند قطعنامه هاي قبلي فقط توصيه بود و به فاصله زماني 7 ماه و 12 روز از قطعنامه582  صادر شد. اين قطعنامه بدليل ناديده گرفتن حقوق ايران،از سوی جمهوری اسلامی  رد شد.

نگرانی قدرت های بزرگ از پیروزی ایران

شواهد و قرائني وجود دارد كه امريكا و شوروي از نيمه دوم سال 1365 به اين نتيجه رسيدندكه ادامه جنگ عراق با ايران به نفع منافع آنها نيست زيرا ممكن است در اين جنگ، ايران پيروز شده و مديريت و كنترل عراق و منطقه خليج فارس از دست آنها خارج گردد. اولين نشانه اين موضوع در مذاكرات بين سران ابر قدرت شرق و غرب، ديده شد. روسای جمهور آمریکا و شوروی در نيمه دوم مهرماه 1365 با يكديگر ديدار و پيرامون اين مسئله به گفتگو نشستند.

در تاریخ 19/7/1365 نخستين دور مذاكرات رونالد ريگان رئيس جمهور امريكا و ميخائيل گورباچف صدر هيئت رئيسه شوروي در ريكياويك ايسلند برگزار شد. ابتدا اين دو نفر يك ساعت به طور خصوصي با هم گفتگو و سپس وزيران امور خارجه دو كشور به آنها پيوستند. گفته مي شود.

اين مذاكره که پس از انجام پیروزی ایران در فاو و در آستانة عملیات کربلای 5 صورت گرفته است، مبنايي براي صدور قطعنامه 598 و پايان دادن به جنگ بوده است.

وزير امور خارجه امريكا جورج شولتز در 24/7/1365 در مصاحبه اي در مجلۀ كرسنت اينترنشنال گفت: "در صورت پيروزي ايران در جنگ، ايالات متحده دخالت نظامي خواهد كرد و چنين دخالتي از حمايت كامل شوروي برخوردار خواهد بود. زيرا هر دو ابر قدرت، داراي منافع متقابل در مشاهده پايان اين جنگ هستند. وي افزود اين تفاهم بر اين واقعيت استوار است كه پيروزي ايران در جنگ، تعادل نظامي منطقه را بر هم مي زند و وضعيت سياسي آن را كاملاً تغيير خواهد داد[10]".

تحريم مجدد ايران و همكاري هاي بيشتر اطلاعاتي با عراق

پس از ناكام ماندن سفر مك فارلين مشاور امنیتی رئیس جمهور آمریکا به ايران و عدم موفقيت سياست ريگان در حل مشكلات امريكا با جمهوري اسلامي و پس از شكست سياست كيك، كليد، انجيل و كُلت كه رئيس جمهور امريكا در جریان سفر مک فارلین براي مسئولين ايراني فرستاده بود، دور دوم تحريم ها عليه ايران آغاز شد.[11]

درخواست مذاكره و رابطه با ايران، در اين مقطع به نتيجه مطلوب براي امريكا نرسيد و امريكا تصميم گرفت تا فشارهاي جديدي را عليه ايران اِعمال نمايد.به علاوه پس از افشای ماجرای مک فارلین ،عملیات استانچ که از سال 1363 برای تشدید تحریم تسلیحاتی ایران از سوی آمریکا شروع شده بود،با شدت پیگیری شد و دو لت های اروپایی این موضوع را جدی تر تلقی کردند و منافذ تهیه سلاح و قطعات یدکی برای ایران را محدودتر کردند.حتی کشورهایی مانند چین هم فروش تسلیحات به ایران را محدود کردند.

از این رو، درست در زمانی که ایران نیاز بیشتری به تسلیحات و مهمات داشت دسترسی به آن کاهش یافت. درنتیجه فاصله بین نیازهای نظامی و اهداف سیاسی جنگ،گسترش یافت. در ماه اُوت 1986 گروهي از بزرگترين تحليل گران سازمان اطلاعات مركزي امريكا CIA به عراق رفتند. آنها در يكي از مهمانسراهاي استخبارات عراق در كنار رودخانه دجله در بغداد به مأمورين اطلاعاتي ارتش بعثي گفتند:" ما نگران شما و وضعيت نظامي شما هستيم. ايران خود را براي انجام عمليات بزرگي آماده مي كند و شما قدرت دفاع در برابر چنين حمله اي را نداريد".[12]

ظاهراً اين گروه براي توسعه همكاري هاي اطلاعاتي با عراق به اين كشور سفر كرده و به دنبال بررسي توانائي هاي عراق در برابر تهاجم احتمالي ايران و يافتن راه هاي كمك به آن كشور جهت بازنده نشدن در جنگ بودند. به هر حال شرایط در سال 1365 از نظر بین المللی برای ایران دشوارتر و برای عراق مساعدتر می شد.

هجوم كم سابقه عراق به مراكز اقتصادي و مسكوني

در طول سال 1365 بیشترین حملات عراق به مناطق مسکونی و مراکز اقتصادی ایران صورت گرفته است. در حالی که ایران در حال برنامه ریزی برای انجام عملیات سرنوشت ساز سال بود، عراق با حملات مداوم به غیرنظامیان، فشار برای واکنش و پاسخگویی رزمندگان را بالا می برد. در آن شرایط ظرفیت مقابله به مثل ایران محدود بود و تنها راه چاره ایران، پاسخ دادن به تهاجمات هوایی عراق در جبهه های جنگ زمینی بود.

برای نمونه پس از چند روز وقفه در حملات هوايي عراق به مراكز صنعتي و اقتصادي ايران، نيروي هوايي عراق در 20/8/1365 به بندر ماهشهر حمله كرد. در صبح فرداي آن روز 5 فروند هواپيماي عراقي به پالايشگاه و نيروگاه اصفهان حمله كردند كه باعث كشته شدن 12 نفر و مجروح شدن 37 نفر گرديد. اين حمله باعث شد كه فعاليت اين پالايشگاه متوقف گردد.

حمله به نيروگاه شهيد محمد منتظري نيز حدود 400 مگاوات برق از میزان توليد شبكه سراسري كاست. عصر همين روز پالايشگاه تبريز نيز بمباران شد كه توليد اين پالايشگاه نيز متوقف گرديد. همچنين در همين روز به شهرهاي باختران، اسلام آباد، ايلام، اراك، سومار، كرند غرب و جزيره خارك نيز حمله شد. ايران نيز تصميم گرفت تا به تلافي بصره، ام القصر و خانقين را زير آتش توپخانه قرار دهد و به مراكز حساس نظامي و اقتصادي بغداد موشك بزند.[13]

نيروي هوايي عراق در 29/8/1365 حملات وسيعي را به شهر اهواز و مناطق اطراف آن انجام داد. ايران نيز به عنوان مقابله به مثل در 1/9/1365 موشكي را به مركز مخابرات شهر بغداد پرتاب كرد. عراق در 2/9/1365 حمله هوايي شديدي را به اسلام آباد و باختران انجام داد. در حمله به جنوب شهر اسلام آباد 70 واحد مسكوني تخريب و 15 غير نظامي به شهادت رسيدند. در كرمانشاه نيز به مسجد زينبيه حمله كرد كه نزديك به 100 نفر به شهادت رسيدند. در اين حملات بيش از 500 نفر از مردم نيز مجروح شدند. در فرداي آن روز عراق به چند نقطه مسكوني و كارگري بندر امام خميني، سربندر و ماهشهر حمله كرد كه بر اثر آن 19 نفر شهيد و 80 نفر نيز مجروح گرديدند. عراق در 4/9/1365 به شهر انديمشك و پايگاه هوايي دزفول و جزيره لارك حمله كرد. ايران هم به مقابله به مثل خود ادامه داد و در اوايل بامداد 5/9/1365 بغداد را هدف هفدهمين موشك خود قرار داد[14].

پس از چند روز توقف در حمله به مراكز اقتصادي و مناطق مسكوني بار ديگر عراق در 15/9/1365 به ده نقطه شهر اهواز و در سه نوبت با هواپيماهاي جنگنده حمله كرد. در اين حملات بيش از 100 نفر شهيد و تعداد زيادي نيز مجروح شدند و خرابي زيادي به بار آمد. از سوي ديگر در همين روز نيروي هوايي عراق به شهر اسلام آباد غرب حمله كرد كه بر اثر آن 4 نفر از مردم شهيد و تعداد ديگري زخمي گرديدند.

براي اولين بار در چنين روزي نيروگاه نكا در كنار درياي مازندران كه بسيار دور از دسترس هواپيماهاي عراقي بودند، بمباران شد كه بر اثر آن 2 نفر شهيد و 25 نفر از كاركنان اين نيروگاه مجروح شدند. ايران هم تصميم به مقابله به مثل گرفت. همچنين عراق در 22/9/1365 به يك پايگاه موشكي سام در اطراف تهران حمله كرد كه يكي از كاركنان ليبيايي آن كشته شد.[15]

در ادامه حملات عراق به مراكز نفتي ايران، جنگنده هاي اين كشور در 26/9/1365 تلمبه خانه تنگ فنّي را مورد حمله قرار دادند كه موجب شد تا انتقال نفت به پالايشگاه هاي تهران و تبريز كاهش يابد. نيروي هوايي عراق در ظهر 29/9/1365 كرمانشاه را به شدت بمباران كرد و خسارات زيادي را به بار آورد.

بار ديگر باختران در 2/10/1365 در سه نوبت به شدت بمباران شد كه بر اثر آن 60 نفر شهيد و 278 نفر از مردم مجروح گرديدند. در همين روز اسلام آباد غرب نيز در سه نوبت صبح و بعداز ظهر در حالي كه هيئتي از سازمان ملل از آن بازديد مي كرد، بمباران شد كه در نتيجه 30 نفر شهيد و تعداد زيادي زخمي و خسارات زيادي به بار آمد. البته ايران هم مقابله به مثل نمود ولي مردم به دليل وسعت حملات به مناطق مسكوني و عدم تهاجم ايران در جبهه ها، ناراضي بودند.[16]

عراق تلاش داشت تا با این حملات، هزینة جنگ برای ایران را بالا برده و جمهوری اسلامی را وادار کند تا از رسیدن به اهداف خود برای پایان دادن به جنگ چشم بپوشد.

شرایط جمهوری اسلامی ایران برای پایان دادن به جنگ

در سال 1365، جمهوری اسلامی ایران به دنبال ایجاد شرایطی در جبهه ها بود تا از طریق آن، به خواسته های خود برسد. باتوجه به کاهش امیدواری به اقدامات دیپلماتیک، تمرکز تلاش ها جهت رسیدن به یک موفقیت بزرگ در جبهه های جنگ بود. عمده ترین خواسته های ایران معطوف به موارد ذیل بود.

الف ـ پذیرفتن قرارداد 1975 از سوی حکومت عراق به عنوان مبنایی برای تعیین حدود مرزی.

ب ـ تأمین خسارات وارده به ایران از سوی تحمیل کنندگان و آغاز گران جنگ.

ج ـ تنبیه متجاوز با ایجاد یک ساز وکار بین المللی.

برای رسیدن به خواسته های فوق و اطمینان از عدم توانایی دشمن برای ادامه حملات خود در جبهه های جنگ، عملیات کربلای4 طراحی گردید تا بتواند راهی برای رسیدن به انتظارات فوق باشد.

باید توجه داشت که ایران، سال 1365 را سال انهدام ارتش صدام و سال احتمالی پایان دادن به جنگ از طریق فشار نظامی، می دانست و بسیاری از رزمندگان، آرزوی اقامه نماز در کربلای حسینی را پس از موفقیت در جبهه ها، داشتند.

روند برنامه ریزی و اجرای عمليات كربلاي 4

از اوایل سال 1365 که پاتک های ارتش عراق در منطقه عملیاتی والفجر 8 ، دفع گردید و مثلث فاو به طور کامل تثبیت شد، نیاز به تعیین یک راهبرد جدید نظامی برای کشور بود تا بتوان براساس آن، سلسله عملیاتی را طراحی نمود تا دشمن را به زانو درآورد. در آن زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تنها توان و قدرت و بازوی تهاجمی ایران بود می توانست سالانه یک عملیات بزرگ را برنامه ریزی و اجرا نماید.

بدین منظور معمولاً سپاه سالانه بین 100 تا 150 گردان رزمی را آماده می کرد و در تابستان و پاییز تعداد عملیات کوچک و محدود و در فصل زمستان یک عملیات بزرگ را به ثمر می رساند. طبیعتاً چنین شیوه ای که دشمن با آن آشنا شده بود نمی توانست راهکار اساسی برای تعیین تکلیف جنگ باشد. بنابراین راهکار اساسی برای مقابله با تاکتیک پاتک های سنگین دشمن، پس از انجام یک عملیات از سوی رزمندگان اسلام و نیز غافلگیر کردن دشمن نسبت به محور تلاش اصلی تهاجم قوای اسلام، حمله به مواضع وی از چند محور و هر محور با استعدادی حدود 100 گردان تهاجمی بود.

سپاه در چنین شرایط پیشنهاد کرد تا برای تصرف بصره نیرویی بیش از 500گردان آماده شود. البته این طرح به دلایل مشکلات اقتصادی کشور، مورد موافقت مسئولین کشور قرار نگرفت و در نهایت قرار شد تا برای انجام عملیات سرنوشت ساز، 300 گردان فراهم شود که سرانجام حدود 250گردان رزمی آماده گردید.[17]

درآن شرایط، یگان های سپاه، در چند نقطه مهم از جمله جزایر خیبر ومنطقه شلمچه در حال شناسایی برای ارزیابی امکان حمله از آن نقاط، علیه دشمن بودند. همچنین در منطقه دهلران و هورالهویزه و هر منطقه ای که قابلیت انجام عملیات محدود را داشت تحرکات محدودی تحت عنوان عملیات های کوچکِ "قدس" و "عاشورا" از سوی لشکرها و تیپ های سپاه صورت گرفت.

سر انجام باشناسایی های صورت گرفته در مناطق مختلف وبررسی معایب و محاسن هر منطقه وبا توجه به این که ارتش عراق به منطقه هور نسبت به سایر نقاط حساس تر بود، بنابراین منطقه ابوغریب به عنوان محور تلاش اصلی وشلمچه به عنوان محور تلاش پشتیبانی انتخاب گردید.گرچه از 26شهريور 1364، سپاه نیروی زمینی خود را تشکیل داده بود ولي برای اولین بار در عملیاتهای کربلای4 و 5، سپاه با عنوان نیروی زمینی وارد عمل شد.

ضرورت و هدف عملیات کربلای 4

با توجه به شرایط کشور در سال 1365، ایران چاره ای جز انجام یک عملیات بزرگ و مهم در جبهه های جنگ زمینی نداشت تا بتواند ضمن پاسخ به شرارت های مرتب دشمن، در حمله به مراکز اقتصادی و اجتماعی کشور و نیز تلاش ارتش بعثی برای گسترده تر کردن حوزه های جنگ از جمله در دریا و در شهرها، اعلام نماید که سرنوشت جنگ در جبهه های زمینی، تعیین می شود و گسترش جنگ به غیر نظامیان، راه درستی نیست.

در زمان برنامه ريزي براي عمليات كربلاي4، تصور بر این بود که یک عملیات گسترده و مؤثر می تواند، سرنوشت ساز بوده و دولت عراق را وادار به پذیرش خواسته ها و شرایط ایران برای پایان بخشیدن به جنگ تحمیلی کند. طبیعتاً پذیرش شرایط ایران در آن زمان از سوی عراق، منجر به سقوط سیاسی رژیم بعثی می شد. از سوی دیگر در تمام دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به اطراف شهر بصره، به دلیل اهمیت سیاسی و نظامی آن، جزء اهداف قوای نظامی ایران به شمار می رفته است.

عملیات کربلای 4، در تلاش بود تا با عبور یگان های رزمی از اروند از یک سو و حمله از محور شلمچه به عنوان یکی از معابر وصولی به شهر بصره، بخشی از اهداف عملیات بیت المقدس در سال 1361 را که به دلیل کمبود نیرو و توان رزمی، نتوانسته بود به آن دسترسی پیدا بکند، تحقق بخشد. در چنین شرایطی برنامه ریزی برای انجام عملیات کربلای4 به منظور رسیدن به "شرق بصره و منطقه تنومه " در محدوده سپاه سوم ارتش بعثی از یک سو و " عبور از اروند رود و رسیدن به منطقه زبیر " در محدوده سپاه هفتم ارتش بعثی از سویی دیگر در دستور کار قرار گرفت.

عمليات كربلاي 4 با هدف تصرف منطقه ابوالخصيب و محاصره نيروهاي مستقر در شبه جزيره فاو و تهديد بصره از جنوب، طرح ريزي شد. این عملیات در تلاش بود تا سرزمین منطقه عملیاتی والفجر 8 یعنی شبه جزیره فاو را که در تصرف ایران بود به جنوب بصره وصل نموده و کل اروند رود را به تصرف قوای ایران درآورد. این عملیات تکمیل کننده اهداف عملیات والفجر 8 بود و قرار بود تا با انجام آن، همه منطقه جزيره فاو آزاد گردد و موقعيت ايران در خليج فارس بيش از پيش تقويت شود. با انجام عمليات كربلاي 4، سر پل تصرف شده در منطقه فاو توسعه يافته و از خطر بازپس گيري توسط ارتش بعثي عراق، نجات مي يافت.

شيوه ها و تاکتیک های ارتش بعثی

عبور موفقیت آمیز نيروهاي سپاه از رودخانه اروند در عمليات تصرف منطقه فاو، موجب شد تا ارتش عراق به تاكتيك عملياتي رزمندگان اسلام در عبور از رودخانه عريض اروند پي برده و ديگر رودخانه را به عنوان يك مانع طبيعي و دفاعي مناسب براي خود، تلقي نكند. غافلگیر شدن ارتش بعثی در عملیات والفجر 8، باعث شده بود تا ارتش عراق تدابیر و اقدامات لازم را برای کشف مکان و زمان عملیات بعدی جمهوری اسلامی ایران به کار گیرد. ارتش عراق به منظور جلوگیری از حمله دیگری از مسیر اروند رود ، تمام نقائص پدافندی خود در ساحل این رودخانه را مورد ارزیابی و  بررسی قرار داد و تاکتیک هایی را اتخاذ نمود تا چنانچه یک بار دیگر چنین شیوه ای از سوی قوای ایران اتفاق افتاد بتواند با اطمینان به مقابله با آن برخیزد. سپاه هفتم عراق قبل از آغاز عمليات كربلاي 4 و به منظور ممانعت و پيشگيري از احتمال عبور رزمندگان اسلام از اروندرود، شيوه هايي به شرح ذيل را اتخاذ كرده بود:

1 - کسب اطلاعات مداوم

ارتش عراق از طریق جمع آوری اطلاعات با کمک عکس های هوایی، شنود مخابراتی و مشاهده فعل و انفعالات جبهه خودی از طریق دکلهای دیده بانی و نيز بازجویی از اسرا، در تلاش بود تا  هوشیاری مداوم خود را نسبت به تحرکات رزمندگان اسلام، افزايش دهد.ارتش بعثی در این راه از تصاویر ماهواره ای و از عکسهای هوایی هواپیماهای آواکس آمریکایی، مستقر در کشور عربستان و نیز از نفوذ جاسوسی سازمان منافقین، بهره می برد. جلال طالبانی رئيس جمهور فعلي عراق، از قول وفیق سامرایی می گوید که از زمان عملیات کربلای 4، عکسهای ماهواره ای از وضعیت قوای ایران را از ارتش امریکا دریافت و در اختیار صدام حسین قرار می دادم.

وفيق السامرايي مي گويد: ما در اِعمال مراقبت و كنترل كليه مناطق عملياتي جبهه، شدت عمل به خرج داديم و جبهه شرق بصره و منطقه مياني خانقين را بيش از مناطق ديگر مورد كنترل قرار داديم. بسياري از پروازهاي عكسبرداري گشتي شناسايي را تكرار كرديم و همه نيروهاي انساني و فني را نيز بكار گرفتيم.[18]

در شرايطي كه ايران در حال آماده شدن براي انجام عمليات كربلاي 4 بود، فرماندهان ارتش بعثی پس از انجام یک بازرسی میدانی، در آذر ماه سال1365 از خطوط مقدم جبهه در اروند رود، امکان عبور رزمندگان اسلام از اروندرود را منتفی ندانسته و با توجه به تجربیات بدست آمده از عملیات والفجر 8 و نیز تمرکز قوای ایران در شلمچه و در حاشیه اروند رود، احتمال عملیات نیروهای ایرانی را در این منطقه و نیز منطقه هورالهویزه، متصور می دانستند. از سوي ديگر براي ستاد ارتش عراق تا حدود زيادي منطقه و زمان عمليات كربلاي4 نيز مشخص شده بود[19].

سپاه هفتم ارتش بعثی که در حاشیه اروندرود مستقر بود، با استفاده از تجربیات عملیات فاو، روشها و تاکتیک های جدیدی را برای مقابله با عبور غواصان از اروندرود و نیز شکستن خطوط اول خود، ابداع کرده که آنها را در زمان اجرای عملیات کربلای 4علیه قوای اسلام، به کار گرفت.

2-حساسيت نسبت به تاريكي و تیراندازی مستمر

از آنجا كه معمولاً عمليات نيروهاي ايراني با استفاده از تاريكي شب صورت مي گرفت، يگانهاي عراقي مستقر در خط مقدم با پرتاب مرتب منورهای مختلف، فضای اروند رود را در شب، روشن مي كردند تا از عدم انجام عمليات مطمئن گردند. از سوي ديگر با توجه به عبور غواص هاي ايراني از رودخانه اروند در جريان عمليات والفجر 8، يگان هاي مستقر در ساحل اروند، به طور مرتب و متناوب با تیربارهای مستقر در کنار رودخانه بر روي آب تيراندازي مي كردند تا از حرکت احتمالي غواص ها، جلوگیری کنند. همچنين با شروع عمليات كربلاي 4، سپاه هفتم ارتش عراق تلاش كرد تا با كمك توپخانه دوربرد، عقبه گردان های خط شکن را با آتش ايذايي، دچار آسيب سازد. استفاده از آتش انواع سلاح هاي دورزن، هميشه يكي از مؤثرترين شيوه هاي مقابله ارتش عراق با تهاجمات نيروهاي ايراني بوده است.

شرح و نتایج عمليات

عملیات کربلای 4 در تاریخ سوم دی ماه سال 1365 در منطقه ای به عرض حدود40 کیلومتر از پاسگاه زید عراق در شمال شلمچه تا تقاطع رودخانه های اروند و کارون، با رمز يا محمد(ص) با چهار قرارگاه نجف، قدس، کربلا و نوح انجام پذیرفت[20].

برنامه این عمليات، عبور رزمندگان اسلام از اروند رود، در جنوب شهر خرمشهر و مقابل شهر آبادان و آن سوی جزیره مینو، طرح ریزی شده بود. قرار براین بود تا منطقه جزيره ام الرصاص و ابوالخصیب واقع در 12كيلومتري جنوب بصره، به تصرف قوای ایران درآید و در نهایت رزمندگان اسلام، بتوانند خود را به منطقه زبیر برسانند. محور اصلی تک در این عملیات، عبور از اروند رود بود و محور شلمچه و پنج ضلعی به عنوان محور تک پشتیبانی، در نظر گرفته شده بود.

هدف اصلی عملیات آن بود که سرپل تصرف شده در عملیات والفجر 8 را توسعه داده و بتواند آن عملیات را تکمیل کند. در صورت موفقیت این عملیات، امکان بازپس گیری منطقه فاو از سوی ارتش عراق تا حد زیادی منتفی می شد و می توانست فشار زیادی را بر رژیم عراق وارد آورد و به ختم جنگ کمک کند.

قبل از آغاز عملیات، بخشی از نیروهای رزمنده در خانه های مردم در شهر خرمشهر استقرار یافتند تا در شب عملیات به یکباره از این خانه ها خارج شده و بر قوای ارتش بعثی یورش بردند. عمليات در حالي شروع شد كه فرمانده جنگ در حال بازديد از واحدهاي ارتش در بوشهر بود و از آغاز آن اطلاع نداشت. [21]

درمرحله اول عملیات، 30 گردان وارد عمل شد. با آغاز عمليات، مشخص شد كه ارتش عراق در آمادگي كامل بسر مي برد و امكان عبور سريع از رودخانه اروند وجود ندارد و شرايط نسبت به زمان انجام عمليات والفجر8 بكلي تفاوت كرده است[22].

از دو هفته قبل از شروع عمليات كربلاي4، قرارگاه خاتم الانبياء(ص) ـ مركز عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ که در محلی به نام فاطمیه مستقر بود، احساس کرده بود که دشمن تا حدی از انجام این عملیات با خبر شده است. سردار احمد سوداگر[23]

مي گويد: من در حين عمليات كربلاي5، كالكي را از یکی از سنگرهاي دشمن در جزيره بوارين پيدا كردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم كه این كالك، نقشه عمليات خودمان و مربوط به طرح عملیاتی كربلاي4 می باشد كه به زبان عربي نوشته شده است. در آن هنگام يكي از كالك هاي خودمان نیز همراهم بود و آن را در كنار كالك پيدا شده گذاشتم و ديدم بسیار شبيه به هم هستند. در کالک پیدا شده، نام همه لشكرها و يگان هاي عمل كننده سپاه در عمليات كربلاي4، نوشته شده بود.

مفهوم یافتن آن کالک از سنگر دشمن، اين بود كه در عمليات كربلاي4، فردي، اطلاعات را برده و به ارتش بعثي داده است. البته بعداً معلوم شد كه اين کالک، نقشه مربوط به برنامه ریزی های دو دوره پيش از طراحي نهايي عمليات كربلاي4 است و 3 ماه با تصميم نهايي و نقشه قطعی عمليات فاصله دارد. همچنین بعدها معلوم شد كه امريكايي ها اطلاعات قواي ايران را از طريق هواپيماهاي آواكس كه تحركات نظامي ايران را كنترل مي كردند در اختيار عراق قرار داده اند[24].

شب عملیات وقتی که حرکت غواص ها شروع و نبرد آغاز شد و یگانها برای شکستن خط اول دشمن دست به کار شدند،با مقاومت شدید دشمن مواجه شدند و معلوم شد که واحدهای دشمن، هوشیار وآماده رويارويي با رزمندگان اسلام بوده و كاملاً مجهز و مهيا براي درگيري می باشند. ارتش بعثی متوجه تاکتیک ویژه این عملیات که عبور غواصان خط شکن از بین دو جزیره ام الرصاص و ام الطویل و رسیدن به ساحل جنوبی اروند رود بود شده بودو بلافاصله دو طرف معبر كم عرض آبي ام الرصاص را كه از آن به عنوان تنگه ياد مي شد را با آتش پر حجم خود مسدود نمود و مشكل عمده اي بر سر عبور نيروهاي خط شكن ايجاد کرد. با اين حال خط اول دشمن شكسته شد اما سازمان نيروهاي دنبال پشتيبان كه سوار بر قايق بودند كاملاً بهم خورد.

با آغاز تهاجم قوای اسلام، ارتش بعثی بلافاصله علیه رزمندگان اسلام وارد عمل شد و پاتکهای خود را آغاز کرد. صدام، این ضد حمله را حصاد الاکبر یعنی "دروی بزرگ" نامگذاری کرد. اما در محور شلمچه که تلاش فرعی درآن صورت گرفت،نیروهای تیپ 57 ابوالفضل ولشکر 19 فجر توانستندباشکستن خط اول دشمن ،نظم وتوانمندی دفاعی دشمن را بر هم ریخته و در مواضع آن نفوذ کنند.

این اقدام نشان دادکه محور شلمچه نفوذ پذیر است. فرمانده كل سپاه، پس از اطمينان از اينكه ادامه عملیات و تهاجم، موفقيت چندانی را در پي نخواهد داشت عليرغم اينكه برخي از يگانها توانسته بودند تا از اروند رود عبور کرده و تا حدي جلو بروند و خطوط اول دشمن را شكسته و حتي قسمتي از منطقه ابوالخصیب را نيز تصرف كرده بودند، ادامه عمليات را متوقف كردو در اوايل صبح به نيروها دستور بازگشت داده شد و تا اندکی گذشته از بعدازظهرِ روز اول عملیات، همگی لشکرها و تیپ های تک کننده، به مواضع قبلي خود بازگشتند.

در مجموع حدود 60 گردان در عمليات کربلای 4، وارد عمل شدند و بقيه نيروها دست نخورده باقي ماند. با عدم موفقيت عمليات، هدف اجراي آن در تبليغات پاسخ به شرارت هاي اخير عراق اعلام شد.[25]

اين عمليات موفقيتي را در بر نداشت و موجب شد تا ارتش عراقبا كسب موفقيت بزرگي، حمله قواي ايران را متوقف نمايد، عراق اين عمليات را " روز بزرگ " ناميد. از اين پس جايگاه بخش اطلاعات در ارتش عراق بار ديگر اوج گرفت و موقعيت خود را باز يافت[26].

در اين عمليات حدود 1000 نفر از رزمندگان شهيد و نزديك به 2 هزار نفر نيز مفقود و حدود 11 هزار نفر هم مجروح گرديدند. شكست عمليات با آن همه امكانات و تبليغات براي مسئولين كشور و فرماندهان صحنه عمليات بسيار تلخ بود. روحيه نيروهاي خودي پايين آمد و اميد به نتيجه عمليات سرنوشت ساز، ضعيف تر شد. روحيه ارتش عراق بالا رفت و به نيروهاي عراقي تلفات چنداني وارد نشد. عراق از ناكام گذاشتن عمليات ايران، بسيار خرسند شد و شكست تهاجمي ايران را جشن گرفت.[27]

اين عمليات موجب شد تا عراق احساس نمايد كه قادر است هرگونه تهاجم ايران را دفع كند.

دلایل عدم موفقیت عملیات کربلای4

طبيعتاً پيروزي و شكست در جنگ ها در هم آميخته اند. حتي قوي ترين ارتش ها هم گاهي شكست مي خورند و نمي توانند به اهداف برنامه ريزي شده خود، دسترسي پيدا كنند.

ناكامي در هر عملياتي مي تواند تجربه موفق براي آينده باشد. عمليات كربلاي4  هم نتوانست به پيروزي برسد. دلايل زيادي براي اين عدم موفقيت وجود دارد كه پس از گذشت مدتها از انجام اين عمليات و جمع آوري اطلاعات بيشتر مي توان علل و عوامل ذیل را براي آن برشمرد.

الف ـ نَشت اطلاعاتی و  هوشياري دشمن

تبلیغات علنی و گسترده ایران از طریق صدا وسیما و نمازهای جمعه جهت بسیج نیرو، موجب شد تاعراق نسبت به عملیات آینده ایران بسیار حساس شود و تمام توان اطلاعاتی خود را برای یافتن منطقه عملیات بسیج نماید. ارتش عراق توانست در جهت کسب آگاهی از وضعيت، گسترش و استعداد نیروهای ايراني از طریق برخی افراد جاسوس و تجهيزات فني، فعالانه عمل کند. از اسفند ماه سال 1360 همكاري اطلاعاتي امريكا با عراق آغاز شد.

اين همكاري اطلاعاتي دچار افت و خيزهايي بود تا اينكه با شكست ماجراي مك فارلين، ايالات متحده تصميم گرفت تا اطلاعات بدست آمده از طريق هواپيماهاي آواكس و ماهواره هاي فضايي درباره مواضع نيروهاي ايراني را در اختيار ارتش عراق قرار دهد. از سوي ديگر ارتش عراق از تجربه عبور نيروهاي ايراني از رودخانه اروند در عمليات والفجر 8 بهره برد و ضمن محتمل دانستن عبور نيروهاي ايراني از اروندرود، تدابير لازم را براي مقابله با آن انديشيده بود.

ب ـ آشكار شدن تاکتیک های قوای ایران

شيوه عبور از رودخانه و نحوه ی شکستن خط ساحل و چگونگي حمله رزمندگان ايراني به مواضع قواي ارتش عراق براي دشمن پس از عمليات والفجر 8 مشخص شده بود. ارتش عراق تیربارهایی را در ساحل اروند رود بکارگرفته بود و بطور مرتب با این تیربارها آتش تراش بر روی سطح رودخانه اجرا می کرد تا چنانچه غواصی در آب حرکت می کند نتواند به پیشروی خود ادامه دهد.

با این شیوه ارتش عراق موفق شد تا قایق های حامل رزمندگان را قبل از رسیدن به ساحل دور اروند مورد هدف قرار داده و منهدم نماید.

نکات فوق را می توان از عمده عوامل عدم موفقيت در عمليات كربلاي4 به شمار آورد. بدین ترتیب، عملیات یک روزه کربلای4، بدون نتیجه قابل قبول و به منظور کم شدن تلفات خودی متوقف شد و از ادامه تک توسط سایر یگان های دنبال پشتیبان جلوگیری به عمل آمد.

برای شناسایی، برنامه ریزی و طراحی عملیات کربلای4، و نیز برای بازسازی و تجهیز لشکرها و تیپ های سپاه، بیش از هشت ماه وقت صرف شده بود تا آمادگی لازم برای اجرای عملیات به وجود آید. از سوی دیگر برای انجام این عملیات 270 گردان نیروی رزمی از سوی سپاه تدارک دیده شده بود که به دلیل متوقف شدن عملیات، حدود 210 گردان آن هنوز وارد عمل علیه دشمن نشده بودند.

اقدام منافقين

با توجه به آنكه سپاه پاسداران كار طرح ريزي و اجراي عمليات كربلاي 4 را انجام داده بود، عراق تصميم گرفت تا با كمك سازمان مجاهدين خلق، اقدامي را عليه سپاه در داخل كشور انجام دهد. با اين برنامه، همزمان با پايان يافتن عمليات كربلاي 4، منافقين در روز شنبه 6/10/1365 از طريق عوامل نفوذي خود، انبار مواد منفجره در پادگان شهيد بهشتي سپاه در تهران را مورد هدف قرار دادند كه باعث انفجار اين انبار شد.[28] با سرکوب منافقین در داخل کشور، ظرفیت عملیاتی این سازمان جهت انجام چنین اقداماتی در سال های آخر جنگ به شدت کاهش یافت.

اجلاس پنجم سازمان كنفرانس اسلامي

پس از پايان عمليات كربلاي4 آقاي شريف الدين پيرزاده دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي در 8/10/1365به ايران سفر كرد و طي ديدارهايي با مسئولين ايراني از آنها براي شركت در پنجمين اجلاس سران كشورهاي اسلامي در كويت دعوت به عمل آورد. ايران به دليل طرفداري كويت از عراق در جريان جنگ، تلاش داشت تا محل اجلاس را تغيير داده و به كشور ديگري منتقل کند.

از سوي ديگر ايران معتقد بود كه در چنين كنفرانس هايي چيزي فراتر از تشريفات و كارهاي معمولي ديده نشده است و اميد زيادي به آنكه اين كنفرانس بتواند يك حركت جدي را براي پايان بخشيدن به جنگ انجام دهد نداشت.

ايران معتقد بود كه اگر سازمان كنفرانس اسلامي از روز آغاز جنگ، متجاوز و مسئول اصلي شروع جنگ را معرفي مي كرد، هم جنگ زود تمام مي شد و هم اين سازمان يك شخصيت جدّي پيدا مي كرد. به هر حال وزارت خارجه موافق شركت رئيس جمهور در اين اجلاس نبود.

مقامات ايراني معتقد بودند كه مقامات كويت آنقدر تحت تأثير عراق بوده و يا از اين كشور مي ترسند كه وقتي هواپيماي فرستاده مخصوص كويت به ايران مورد تعرض جنگنده هاي عراقي قرار گرفت و مجبور شد تا به شوروي فرار كند، حتي حاضر نشدند و يا جرأت نكردند كه سوءقصد عراق را اعلام كنند. ايران انتظار داشت تا كويت اين موضوع را درك كرده و مواضع خود را درباره جنگ تغيير دهد. به هر حال اجلاس كويت با حضور نمايندگان 46 كشور اسلامي و بدون حضور ايران در اواخر دي ماه 1365 تشكيل شد[29].

طرح آزاد سازي نفت شهر

همزمان با عمليات كربلاي 4 كه از سوي سپاه پاسداران انجام شد و به فاصله 48ساعت از آغاز اين عمليات، قرار بود نيروي زميني ارتش عمليات آزاد سازي نفت شهر را شروع كند. انجام عمليات در اين منطقه مي توانست جبهه جديدي را در غرب كشور به روي دشمن باز كند و قواي دشمن را تجزيه سازد تا تمام امكانات ارتش عراق در جبهه كربلاي4 در جنوب متمركز نگردد. آزادي اين منطقه مي توانست بخشي از خاك ايران را كه تا آن زمان در دست ارتش عراق بود آزاد كند اما ارتش نتوانست خود را براي اين عمليات آماده نمايد و عملاً يگان هاي نيروي زميني در اين مرحله وارد جنگ نشدند.

در حين عمليات كربلاي 5 نيز قرار شد اين طرح به اجرا در آيد تا از فشار ارتش عراق در شلمچه و پنج ضلعي كاسته شود و پيشروي واحدهاي ايران به سمت شرق بصره تسهيل گردد، اما در عمل گرچه ارتش در 23/10/1365 عمليات خود را با 5 لشكر آغاز كرد اما در شكستن و عبور از خط دشمن توفيقي نداشت و عمليات متوقف شد. بنابراين نفت شهر همچنان در دست دشمن باقي ماند.[30]

اسم اين عمليات كربلاي 6 نامگذاري شده بود. در اين جبهه نيز ارتش عراق، خط مقدم خود را با انواع ميدان هاي مين و ساير امكانات سدّ موانع پوشانده بود.

تحليل شرايط پس از پایان عملیات کربلای4

با تجزيه و تحليلي كه از شرایط و وضعیت دشمن،  صورت گرفت، اينگونه جمع بندي شد كه: رژيم صدام تصور می کند كه عمليات كربلاي 4 تنها عمليات بزرگ ايران در سال 1365 بوده كه ناكام مانده است. بنابراین نیروهای دشمن در آرامش نسبی بسر می برند. با اطلاعات کسب شده از دشمن مشخص شد که ارتش بعثي، اکثر فرمانده هان خود را به مرخصي فرستاده و خيالش از ادامه نبرد راحت شده است.

به طوری که گفته می شد که در برخی از یگان های دشمن تا 40درصد سربازان و نظامیان آن به مرخصی رفته اند. با توجه به اينكه دشمن به خاطر انجام عملیات کربلای4 تمامي قواي احتياط خود را در منطقه عملياتي كربلاي4 و در جنوب اروند رود مستقر كرده بود، بنابراین چنانچه از سوی رزمندگان اسلام، عمليات جديدي در منطقه شلمچه صورت می گرفت، انتقال اين نيروهاي دشمن به منطقه جديدِ درگيري، زمان بر می بود و ارتش بعثی، حداقل به دو هفته زمان برای این جابجایی، نياز داشت و نشان و علائمی حاكي از جابجايي اين نيروها به منطقه عملياتي كربلاي5 يعني محور شلمچه وجود نداشت.

روند تصمیم گیری و برنامه ریزی انجام عملیات کربلای 5

پس از ناكامي در عمليات كربلاي4، تصميم گرفته شد كه با انجام اقداماتی، به دشمن نشان داده شود كه عمليات اصلي سالانه ايران، همين نبرد بوده و آن هم به شكست انجاميده است. البته همين طور هم بود و دشمن هم درست فهميده بود.

ولي ارتش عراق متوجه نشد که ایران درصدد است که از این شکست و از این عدم موفقیت، به عنوان مقدمه ای برای یک پیروزی جدید در طراحی عملیات آینده استفاده کند. تبلیغات ایران هم در آن زمان، برای به اشتباه انداختن دشمن، این عملیات را نبردی می خواند که ضربات مهلکی بر دشمن وارد کرده و آن را تهاجمی مهم و تعیین کننده به شمار می آورد. سپاه در این شرایط، بلافاصله خود را برای طراحی مجدد و اجرای عملیات، در نيمي دیگر از منطقه عملياتي نبرد كربلاي 4 يعني از محور شلمچه تا كانال ماهی، خود را آماده کرد. عمليات كربلاي 5، مرحله دوم و یا نیمه دیگر عمليات كربلاي 4 بود.

بلافاصله پس از پایان گرفتن عملیات کربلای4، فرمانده کل سپاه سه تن از فرماندهان را به پایگاه هوایی امیدیه که فرمانده جنگ حجه الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی در آنجا مستقر بود اعزام و به ایشان اعلام نمود که سپاه ظرف ده روز آینده در منطقه شلمچه وارد عمل خواهد شد گرچه در آن زمان بسیاری از فرماندهان لشکرهای سپاه، درباره موفق بودن یک عملیات گسترده در شلمچه دچار تردید بوده و از سوی دیگر برای آماده کردن واحد های خود، نیاز به زمان داشتن ولی بلافاصله پس از خاتمه عملیات، طرح چگونگی انجام مانور در منطقه شلمچه تعیین و به آنها اعلام گردید. قرارگاه کربلا هم مامور شناسایی وآماده کردن منطقه شد[31].

پس از ناکام ماندن عملیات کربلای4، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ و آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه، اصرار داشتند تا از ظرفیتها و استعدادهاي پای کار یگان های سپاه استفاده شده و عملیات دیگری فوری طرح ریزی و اجرا گردد.استدلال فرمانده سپاهبراي انجام عمليات درمنطقه شلمچه این بود که می توان از استعداد و توان رزمی آماده شده و از بستر سازی ها و آمادگی های ایجاد شده در یگانها برای انجام عملیات کربلای 4 کمال استفاده را در عملیات جدیدکرد.

عقبه یگان ها در همین منطقه است ونیازی به جابجایی یگان ها و نقل و انتقال آنها به منطقه عملیات وجود ندارد. نیازی به اقدامات جدید مهندسی زمان بر جهت آماده شدن برای انجام عملیات وجود ندارد. دشمن تا حد زیادی از انجام عمليات در این منطقه غافلگیر می شود.

درفاصله زمانی کوتاهی با عملیات کربلای 4 و با سرعت می توان برای انجام عملیات آماده شد.راه کار جدیدی دیگری هم جهت انتخاب منطقه ای مهم  و اساسی غیر از این منطقه برای عملیات بزرگ در جبهه جنوب وجود ندارد. همچنين اجرای عملیات در منطقه شلمچه از نظر نظامی و سیاسی ارزشمند و تاثير گذار در سرنوشت جنگ است و امید به موفقیت و پیروزی آن با توجه به غافلگیری نسبی دشمن تا حدود زيادي تضمین شده است.

بنابراین می تواند به عنوان یک عملیات بزرگ و سرنوشت ساز تلقی گردد. درآن شرایط، بجز فرمانده سپاه هیچیک از فرماندهان دیگر سپاه معتقد نبودند که با عجله وسرعت، عملیات دیگری انجام شود[32].

فرمانده جنگ طی جلسه ای در تاریخ 5 دی ماه سال 1365  در پايگاه هوايي اميديه كه با حضور اكثر فرماندهان مؤثر سپاه برگزار شد، وضعیت نیروهای خودی را مورد بررسی قرار دادند. در این جلسه اکثر فرماندهان در عین اعلام آمادگی برای اجرای عملیاتی دیگر، نگرانی خود را از عدم موفقیت جدیدی در منطقه شلمچه بیان داشتند. تصمیم گیری برای طرح ریزی و اجرای عملیاتی دیگر، کار بسیار مشکلی بود. انجام عملیات در منطقه محدود شلمچه که عمده قوای دشمن در آن مستقر بودند و عظیم ترین موانع و استحکامات دشمن در آن قرار گرفته بود، ابهامات فراوانی را برای تصمیم گیرندگان ایجاد کرده بود. از سوی دیگر، منطقه دیگری به جز محور شلمچه برای انجام عملیات آماده نبود و ارتش هم که قرار بود پس از گذشت 72 ساعت از سپری شدن زمان عملیات کربلای 4، در منطقه سومار دست به انجام عملیات بزند، نتوانست مأموریت خود را انجام دهد.[33]

بنابراین یا باید تأخیر چند ماهه ای جهت انجام عملیات بعدی مورد پذیرش قرار می گرفت و یا اینکه برای پاسخ به فشارهای دشمن و بدست گرفتن ابتکار عمل، می بایستی عملیات جدیدي انجام شود. عمده فرماندهان سپاه با انجام این عملیات موافق نبودند ولی فرمانده کل سپاه معتقد بود که بایستی این عملیات بلافاصله در محور شلمچه انجام گیرد و در شرایط موجود، راه حلي غیر از آن وجود ندارد. به هر حال تصمیم نهایی بر عهده فرمانده جنگ بود.

فرمانده سپاه برای قانع کردن سایر فرماندهان و نیز تصمیم گیری نهایی، تلاش زیادی را به عمل آورد. بنابر گفته آقای مهدی هاشمی در نهایت یک شب آقای هاشمی رفسنجانی پس از اقامه نماز در زیر آسمان، استخاره نمود و تصمیم گرفت تا عملیات مورد نظر، در همین منطقه شلمچه انجام شود.

ایشان آنگاه به سپاه ابلاغ نمود که ظرف مدت یک هفته در این منطقه، عملیات کربلای 5 را انجام دهد.سرانجام با مشورتهای بیشتر تصمیم گرفته شد که ظرف حداکثر دو هفته، عملیات کربلای 5 با استفاده از آشکار شدن نقاط ضعف دشمن در جریان عملیات کربلای4، طرح ریزی نهایی شده و به مرحله اجرا  درآید.

ضرورت انجام عملیات کربلای 5

ناکامی در عملیات کربلای4، به شکل نا مطلوبی موقعیت برتر جمهوری اسلامی ایران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تأثیر قرار داد. عدم موفقیت در این عملیات، تأثیر روحی فراوانی در بین فرماندهان، به خصوص " فرماندهی جنگ " بوجود آورد. آنها متأثر از شكست عمليات، روحیات معنوی بیشتری پیدا کرده و عبادات خالصانه تری برای عملیات بعدی انجام داده و به خداوند بزرگ، توکل بیشتری می کردند. اگر عمليات كربلاي4 كه بر آن، نام " عمليات سرنوشت ساز" نهاده بودند موفق مي شد، عملياتي به نام كربلاي5 در منطقه شلمچه، صورت نمي گرفت.

معمولاً ناکامی ها، شکست ها، عدم پیروزی ها، مشکلات و پیچ و خم های موجود بر سر راه هر عملیات، برخی از رزمندگان و مسئولین جبهه های نبرد را " منفعل"، بعضی ها را "عصبانی و ناراحت" و برخی را "به فکر فرو می برد" و آنها را برای حرکت و "اقدام آینده"، وادار به اندیشیدن و تفکر می کند. معمولاً فرماندهان و طراحان عمليات، اقدامات و تلاش های گذشته و تحولات نبردهای انجام شده را مورد بررسی قرار داده، نقد می کنند و با ارزیابی نقاط قوت و ضعف عملیات نا موفق و ناکام انجام شده، راهی را برای رسیدن به پیروزی در آینده می جویند.

انجام عملیات کربلای 5، می توانست تا حدودی بحران روحی ناشی از عدم موفقیت و ناکامی در عملیات کربلای4 را جبران نموده و آن را پشت سر بگذارد. از سوی دیگر در آن زمان، دشمن بطور مرتب به مراکز صنعتی کشور، نیروگاه های برق، کارخانه ها، ایستگاه های راه آهن و قطارها و پادگان های نظامی، حملات هوایی انجام می داد، به طوری که شرایط به گونه ای شده بود که اکثر نیروگاه های برق کشور با نیمی از ظرفیت خود کار می کردند.

کمبود برق باعث شده بود که مردم اکثر نقاط کشور روزانه حدود سه ساعت برق نداشته باشند کمبود برق موجب مشکلاتی برای کارخانجات از جمله برای کارگاه های ساخت قایق های مورد نیاز جبهه های جنگ شده بود رفتن برق بعضاً موجب قطعی آب نیز می گردید. بمباران های دشمن ادامه داشت.

در حملات هوایی به پایگاه هوانیروز باختران حدود 40 بالگرد نظامی خسارات جدی دیده و 9 خلبان شهید شدند هر روز کشتی های ایران در خلیج فارس مورد حمله قرار می گرفتند حملات ارتش بعثی به مناطق مسکونی و به مردم بی پناه به طور بی سابقه ای افزایش یافته بود و جنگ شهرها ادامه داشت. در این شرایط، فشار برای انجام یک عملیات بزرگ در جبهه های جنگ به منظور پاسخ دادن به شرارت های دشمن، بر روی رزمندگان اسلام زیاد بود.

نظر امام خمینی بر این بود که هر کجا می خواهید عمل کنید ولی به دشمن زمان ندهید بنابراین کشور و شرايط جنگ، در آن زمان، نياز به يك عمليات موفق بزرگ داشت تا هم قوای دشمن در مواضع پدافندي باقي بمانند و هم بتوان با يك پيروزي نظامي، راه را براي تلاش هاي سياسي مسئولان کشور، جهت پايان دادن به جنگ تحمیلی باز كرد و هم بتوان با انجام یک عملیات بزرگ در جبهه های جنگ، پاسخی به تهاجمات دائمی دشمن در حمله به تأسیسات نفتی ایران و نیز به مردم بی پناه در شهر های مختلف کشور داد.

لازم به ذکر است که در اوایل سال 1365 در ارزیابی وضعیت دشمن، فرماندهان سپاه به این نتیجه رسیدند که اگر جمهوری اسلامی ایران پس از تصرف فاو نتواند گام های بلند تری برداشته و عملیات وسیع تر و گسترده تری را نسبت به عملیات والفجر8 انجام دهد ارتش بعثی با تمرکز قوای خود به مواضع رزمندگان اسلام حمله خواهد کرد و جنگ جدیدی را در جبهه های زمینی آغاز خواهد کرد.

عملیات کربلای 5

یکی از سخت ترین، معروفترین، دشوارترین و به یاد ماندنی ترین عملیاتی که در دوران جنگ، صورت گرفته و توانسته ذهن بسیاری را به خود مشغول نماید، عملیات کربلای 5 است. این عملیات، حدود یک سال و نیم قبل از پایان جنگ تحمیلی در منطقه غرب شهر خرمشهر و در محور شلمچه به سوی بصره انجام شد.

عملیات کربلای5، که هم زمان با سالگرد قیام مردم قم علیه رژیم شاهنشاهی با رمز یا فاطمه زهرا (س) آغاز شد مهمترین عملیات در سال 1365 هجری شمسی بود که ضربه بسیار مهلکی بر استعداد و توان رزمی رو به افزایش ارتش بعثی صدام وارد آورد. روز 19 دی ماه برابر با سالگرد قیام مردم قم در برابر رژیم شاهنشاهی در سال 1356 است.

این قیام حیات بخشِ مؤثر و جاودانه، آغاز حرکت پیوسته ای از نهضت اسلامی مردم ایران است که هر 40 روز یکبار به سرکوبی خونینی از سوی عوامل رژیم سلطنتی مواجه می شد و سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357، به نتیجه رسید.

عملیات کربلای 5، از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح ریزی و در محور شلمچه در نیمه شب 19/10/1365 در جبهه جنوب و در محور شلمچه در منطقه شرق بصره به مرحله اجرا درآمد و از جمله نبردهایی بود که با مدیریت و فرماندهي سپاه و جدای از حضور مدیریتي و یگان های تکوَر ارتش انجام شد تا تغییری در مدیریت جبهه ها و نحوه طرح ریزی عملیات ها ایجاد گردد.

منطقه عملياتي كربلاي 5، منطقه محدودي بود. عرض اين منطقه بين 10 تا 13 كيلومتر و عمق آن متغير بين 12 تا 15 كيلومتر بود. يك منطقه آب گرفتگي وسيع به صورت مصنوعي وجود داشت كه به همراه كانال پرورش ماهي، زمين منطقه عملياتي را پيچيده كرده بود. طول كانال پرورش ماهي حدود 30 كيلومتر و عرض آن بيش از هزار متر و عمق آب در آن بين 1 تا 5/1 متر بود.زمین منطقه عملیات کربلای5 در شرق بصره دارای ارزش و اهميت زیادی بود.

محور مواصلاتی شلمچه کلید فتح بصره به شمار می رفت. وسعت سرزمین خشک این منطقه عملیاتی که به پنج ضلعی معروف بود به کمتر از پنجاه کیلومتر مربع می رسید.

یک کیلومتر پیشروی در محور شلمچه، از نظر اهمیت نظامی و فشار سیاسی بر دشمن، برابر با حدود 10 کیلومتر پیشروی در نقاط دیگر مانند محور فکه، ارزش داشت. بنابراین ارزش نظامی و سیاسی زمین منطقه عملیات کربلای 5 بسیار زیاد بود.

ایران از تابستان سال 1361 تا اواخر سال 1365 عملیات های گوناگونی را در منطقه عمومی بصره در جبهه جنوب انجام داد تا بتواند فشار تعیین کننده ای را بر رژیم صدام حسین وارد نماید و جنگ را به سرانجام مطلوبی برساند. عملیات رمضان در شرق بصره و در مرداد ماه سال 1361، عملیات های خیبر و بدر در آبهای هورالهویزه و جزایر جنوبی و شمالی خیبر در اسفند ماه سال 1362 و 1363 و عملیات والفجر8 در جزیره فاو در بهمن ماه سال 1364 و عملیات کربلای5 در دی ماه 1365 همگی نبردهایی بوده اند که در اطراف منطقه بصره انجام شده اند.

البته دشمن هم به اهمیت این ناحیه واقف بود و همه تدابیر لازم را برای دفاع مطمئن از این منطقه اندیشیده بود. به دلیل آنکه محور شلمچه از نظر دسترسی نسبت به سایر مناطق به بصره نزدیکتر بود، بنابراین برای دشمن این محور مواصلاتی اهمیت بیشتری داشت.[34] ارتش بعثی با به کارگیری توان مهندسی خود در آنجا، استحکامات بیشتری ایجاد کرده بود و یگان های قوی تری را نیز در پدافند آن محور به کار گرفته بود و تراکم یگان های دشمن نیز در این محور نسبت به سایر مناطق عملیاتی، بیشتر بود.

هدف وعلل انجام عملیات کربلای 5

پیشروی به سوی بصره از زمان طراحی عملیات بیت المقدس تا پایان عملیات کربلای5 که جنگ در خوزستان و جبهه جنوب به بن بست رسید، جزء راهبرد اساسی نظامی ایران بود. ایران تا قبل از عملیات کربلای5 در حدود هشت بار در محور شلمچه، عملیات انجام داده بود. در تمام دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به دروازه های بصره، همیشه از سوی ایران به عنوان "هدف استراتژیک جنگ" مطرح بوده است و بخصوص پس از آنکه جنگ به خاک عراق کشانده شد، این هدف اهمیت بیشتری یافت.

محور مواصلاتي شلمچههمواره به عنوان یکی از مستحکم ترین و پر مانع ترین مواضع دفاعی ارتش عراق در طول جنگ، مطرح بود. امکان عبور از موانع ومیادین مین و طرح ریزی عملیات برای شکستن خط اول دشمن در منطقه شلمچه تا حدود زیادی غیر ممکن، ارزیابی می گردید ولی با بررسی های انجام گرفته از وضعیت قواي ارتش بعثي مشخص شد که چنانچه با فاصله زمانی کم از پایان عملیات کربلای4، عملیات دیگری در محور شلمچه صورت گیرد، موجب غافلگیری يگان هاي ارتش عراق در اين منطقه خواهد شد، زیرا ارتش عراق پس از یک دوره آماده باش یک ماهه به نیروهای خود، با تصور پایان یافتن عملیات ایران، نیروهای خود را به مرخصی خواهد فرستاد.

از سوي ديگر در جريان عمليات كربلاي4 به نقاط ضعف خطوط پدافندی دشمن در ضلع شمالی منطقه شلمچه پي برده شد و راه کاری در خط پدافندی ارتش عراق در شلمچه باز شد و مشخص گرديد كه امکان عبور از آبگرفتگی این منطقه با استفاده از قایق های بسیار سبک و نیز نفربرهای خشایاروجود دارد.

در اين زمان حدود 210 گردان رزمی در اختیار و آماده به کار بود.لازم به ذکر است که اگر این نیروها به شهرهای خود باز می گشتند به این زودی ها امکان فراهم کردن چنین قوایی فراهم نبود وبنابراین زمان زیادی تا آماده شدن برای عملیات بعدی مورد نیاز بود. از سوي ديگر برخی مواضع توپخانه در این منطقه آماده بود.

عقبه چند یگان رزمی هم در منطقه شلمچه برقرارشده بود و آنها آماده و پای کار برای انجام عملیات در این منطقه بودند و با زمین محور شلمچه آشنایی داشتند و شناسایی های لازم را انجام داده بودند.بنابراین، با توجه به برداشت هاي فوق از شرایط دشمن و نيز بر اساس نتايج عمليات كربلاي4 ، فرمانده کل سپاه به این نتیجه رسید که می توان عملیات کربلای5 را با طرح ریزی جدیدی برای تصرف منطقه شلمچه و نفوذ به مواضع ارتش عراق در شرق بصره، برنامه ریزی نمود و با سرعت، آن را به اجرا در آورد و اجازه تغییر شرایط را به دشمن نداد.

بدین منظور برای وارد کردن ضربات نظامی تعیین کننده به دشمن و انهدام قوای وی، عملیات کربلای5 طراحی و برنامه ریزی گردید.پس هدف سياسي عملیات کربلای5، نزدیک شدن قوای اسلام به شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ عراق بود.

تلاش بر آن بود تا با انجام اين عمليات، فشارهای سیاسی عظیمی بر رژيم عراق به وجود آيد و انهدام وسیعی نيز از ارتش بعثی صورت گيرد. در چنين شرايطي با توجه به در اختیار داشتن شهر بندری فاو از سوی ایران، جنوب عراق با خطر جدی جداسازی مواجه مي شد.

هدف نظامي عمليات رسيدن به خطي دفاعي در اطراف تنومه يكي از شهركهاي شرق بصره بود. بنابراین هدف اصلی این عملیات آن بود که ایران بتواند با ایجاد فشار نظامی بر روی رژیم صدام، امتیازات سیاسیِ مشخصی را بگیرد تا ضمن احقاق حقوق ملت، تضمینی برای صلح پایدار به دست آورد.

تصور بر آن بود كه در آن مقطع زمانی، انجام یک عملیات نظامی موفق،اهرمی مؤثر برای فشار در مذاکرات سیاسی است.پیشروی در محور شلمچه به دلیل نزدیکی آن به شهر بصره موجب نگرانی رژیم بعثی و به ناچار، باعث درگیر شدن بخش زیادی از ارتش بعثی عراق در این منطقه می شد که می توانست تلفات مهمی را به ماشین جنگی دشمن وارد سازد.

عملیات کربلای5 یکی از سلسله نبرد هایی بود که برای کمک به پایان دادن به جنگ تحمیلی، طراحی و اجرا شد و هدف از آن تصرف یکی از مناطق مهم خاک عراق بود تا بتواند موجب کشانده شدن صدام به پای میز مذاکره و خاتمه دادن به جنگ با برتری ایران بشود.در آن دوران، این چنین فکر می شد که با تصرف منطقه شلمچه و نزدیک شدن به شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ عراق و مهمترین مرکز نفتیِ آن کشور، می توان چنین شرایطی را فراهم آورد تا منجر به کسب امتیازات سیاسی از دشمن شود.

شیوه های اِعمال شده برای غافلگیري

غافلگير كردن دشمن بدون برنامه ريزي امكان پذير نيست. براي گمراه كردن دشمن لازم است تا برخي فعاليت ها را از وي پنهان نمود و بعضي اقدامات را به او نشان داد تا بتوان ذهن و فكر او را دچار ابهام و غافلگيري نمود.

قبل از اجرای عملیات کربلای 5 به منظور غافلگير كردن ارتش عراق، یگان های شرکت کننده در عملیات کربلای4 به پشت جبهه و به سمت عقبه های خود منتقل گرديدند. سعي شد با اين اقدام به دشمن وانمود شود که همچون سایر عملیات های بزرگ اجرا شده در گذشته، این نیروها به عقب بازگشته و به مرخصی و استراحت رفته اند و بنابراين، عملیات پایان پذیرفته است. البته تجهیزات سنگین یگانها در مواضع پیش از عملیات خود، باقی ماند.

بلافاصله پس از عقب نشینی نیروها از خطوط عملیات کربلای4، به آنها اعلام شد که به عقبه های یگانی خود در اهواز بازگردند یعنی حدود 150 کیلومتر از منطقه عملیاتی دور شوند. این اقدام، تکمیل کننده عملیات فریب دشمن بود. با توجه به اینکه یگان ها پس از پایان هر عملیاتی نیاز به بازسازی و تجهیز دوباره دارند لذا با اين اقدام، دشمن تصور نمود که تا چند ماه دیگر تهاجمی از سوی رزمندگان اسلام صورت نخواهد گرفت.

البته به منظور حفظ روحيه مردم، از طريق صداوسيما نشان داده شد که عملیات کربلای4، يك عمليات ايذائي بوده که انجام شده و به پایان رسیده است. در واقع نوع تبليغات، سرپوشي بر شكست عمليات كربلاي4 بود.

از سوي ديگر این بار شیوه قبلی در نامگذاری عملیات ها، کنار گذاشته شد و با اینکه عملیات کربلای 5 در نیمی از منطقه عملیاتی کربلای4 انجام می شد و معمولاً در نامگذاری عملیاتهای سابق، این نوع عملیات به عنوان مرحله دوم و ادامه عملیات گذشته تلقی می گردید ولی این مرحله به عنوان یک عملیات جدید و با اهداف مشخص، مطرح و به اسم كربلاي 5 نامگذاری گردید.بنابراین دشمن با اسم گذاری جدید احتمالا تصور می کرد عملیات در منطقه دیگری صورت خواهد گرفت.

مجموعه اقدامات فوق تقریباً ارتش عراق را قانع ساخت که عملیات بزرگ سالیانه ایران به اتمام رسيده است و ایران نیاز به زمان کافی برای طرحریزی عملیات جدید دارد.

اقدامات فريب

به منظور تکمیل عملیات فریب، علاوه بر اقدامات فوق، در سایر جبهه ها نیز فعالیت هایی به شرح ذیل صورت پذيرفت:

1.تشکیل سه قرارگاه عملیاتی

به منظور يافتن مناسب ترين و آماده ترين منطقه براي عمليات در مناطق هور، فاو و سومار، سه قرارگاه عملياتي جداگانه تشكيل شد تا با مطالعه و بررسي و كسب اطلاعات مستمر از شرايط ارتش عراق، بتوان از بين آنها، منطقه اي را برای عمليات انتخاب نمود. ولي با نهايي شدن عمليات در شرق بصره، عملاً فعاليت يگان ها در محدوده جغرافيايي اين قرارگاه ها مي توانست موجب فريب دشمن گردد. بنابراين فعال شدن اين سه قرارگاه عملاً باعث انحراف ذهنیت دشمن در مورد منطقه عملیات آتی سپاه گرديد.

2. تعویض نیروها و باز کردن معابر دشمن در خطوط پدافندی منطقه فاو

جهت نشان سمت تک جدید ایران به ارتش عراق، از سوی قرارگاه خاتم النبیاء(ص) به فرمانده هان يگان هاي مستقر در شبه جزیره آبادان و منطقه فاو گفته شد تا شواهد و قرائني از انجام تك در اين منطقه را به ارتش بعثي نشان دهند. هميشه باز كردن معابري در ميان موانع و ميادين مين ارتش عراق به مفهوم آمادگي براي انجام يك عمليات، تلقي مي گرديد. بنابراين چنين اقدامي به منظور انحراف ذهن یگان های ارتش عراق، صورت گرفت. از سوي ديگر زمانيكه براي انجام حمله در يك منطقه برنامه ريزي مي شد، معمولاً نیروهای موجود دفاعي با واحدهاي تازه نفس تعويض مي گرديدند تا يگان هاي خط شكن با محيط منطقه عملياتي بيشتر آشنا شوند. بنابراين تعويض نيروهاي در خط به عنوان علامتی از احتمال انجام عملیات جدید در منطقه تلقي مي گرديد.

3.آماده باش واحدهای توپخانه

از قرائن وشواهد تك، انجام ثبت تيرهاي مكرر واحدهاي توپخانه و آماده باش آنها و نيز پاي كار آوردن واحدهاي ادوات و فعال نمودن آنها، در منطقه مي باشد. به منظور فريب ارتش عراق در فاو، چنين اقدامي در آنجا صورت گرفت تا ارتش عراق دچار اشتباه گردد.بنابراین با فعاليت ها و اقدامات صورت گرفته فوق، سپاه سوم ارتش عراق در "زمین و جغرافیای" پیش بینی شده برای انجام عملیات و نیز در "زمان" تعیین شده برای اجرای عملیات کربلای 5 تا حدود زيادي غافلگیر شد.

مشكلات زمين منطقه عملیات کربلای 5

محدوده جغرافيايي و زمين منطقه عملیات کربلای 5 دارای مشخصات منحصر به فرد و مشکلات عظیمی بود که به مهم ترین آنها اشاره می شود :

محدودیت عقبه، وسعت كم، موانع و استحکامات منحصر به فرد زمین عملیات

زمین منطقه عمليات دارای عرضی حدود 10 کیلومتر و عمقی حدود 15 کیلومتر بود که به شدت با فعاليت هاي مهندسی، مسلح شده بود.کم بودن وسعت و فضاي منطقه عملیاتی، موجب مؤثر بودن آتش های توپخانه بر روی منطقه تصرف شده و نیروهای رزمنده در آن می گردید[35]. باید توجه داشت که ارتش عراق با استعداد 45 گردان توپخانه صحرایی با استعدادي در حدود 1000 عراده توپ، حجم انبوهی از آتش ها را برای این منطقه سازماندهی کرده بود به طوری که رزمندگان سالم مانده از آتش دشمن بر اثر دود ناشی از انفجار گلوله های توپ، همگی سیاه شده بودند. فضاي عقبه يگان هاي رزمي نيز در يك منطقه محدود و در كنار يكديگر قرار داشت.

محورهاي مواصلاتي جهت تدارک نیروها در حین عمليات هم محدود بود و ارتش عراق می توانست با 5 گردان توپخانه همه عقبه یگان های عملیاتی را زیر آتش سنگين بگیرد.

به دلیل اینکه مسیر محور شلمچه، معبر وصولی به شهر بصره بود و انجام عملیات در آن منطقه، جزء مشکل ترین نبردهای جبهه های جنگ از نظر موانع، آرایش دفاعی و میادین مین، به حساب می آمد، بنابراين از نظر کارشناسان نظامی، این محور برای پیشروی غیر قابل نفوذ بود. لازم به ذكر است که گسترده ترین میادین مین و موانع دشمن در خط مقدم نسبت به سراسر جبهه های جنگ در این منطقه وجود داشت. لذا انجام این عملیات، کاری عظیم و سترگ بود.

از سوی دیگر زمین منطقه عملیاتی کربلای 5 پوشیده از نهرها و كانال هاي متعددی بود که پس از شکست خطوط دشمن، رزمندگان اسلام باید از آنها عبور می کردند تا بتوانند به پیشروی خود به سمت اهداف تعیین شده ادامه دهند. بنابراین وجود این نهرها به عنوان یک مانع طبیعی به نفع دشمن عمل می کرد.

درون خودِ منطقه عملیاتی نیز با عوارض طبیعی و مصنوعی فراوانی از جمله آبگرفتگی ها و نهرها و کانال ها و خاکریزها پوشانده شده بود که مانع عمده ای برای پیشروی نیروها محسوب می گردید. ارتش عراق در آن زمان از" راهبرد عملیاتی پدافندی" استفاده می کرد. اين راهبرد دركنار "راهبرد دفاع متحرك" در برخي از جبهه هاي حساس و مهم، كارايي داشت. در راهبرد عملياتي پدافندي، از زمین به عنوان یک عامل اساسی برای جلوگیری از امکان تک رزمندگان اسلام استفاده می شد لذا دشمن زمین این منطقه را طی بیش از 4 سال با موانع و استحکامات و مواضع دفاعی فراوان و میادین مین مختلف به عنوان یکی از مولفه های مؤثر بر پدافند موفق، پوشانده بود.

آشنايي يگان هاي ارتش عراق با زمين منطقه وامكان انجام پاتك هاي سريع

زمین این منطقه برای دشمن کاملاً شناخته شده بود و ارتش بعثی تجربه جنگیدن با قوای اسلام در این منطقه را در نبردهای قبلی از جمله در عمليات سال قبل ارتش، کسب کرده بود بنابراين يگان هاي پدافند كننده بر زمين عمليات، تسلط داشتند. ارتش عراق برای کنترل حرکت افراد پیاده از رادارهای رازیت ساخت کشور فرانسه استفاده می کرد و در این منطقه دارای تمرکز قوا، آتش های انبوه و حجيم، یگان های احتیاط متراكم و فرماندهی متمرکز بود. با توجه به نزدیکی عقبۀ يگانهاي ارتش بعثي به منطقه درگيري و وجود معابر وصولی متعدد، امکان پاتک های گسترده دشمن و پای کار آوردن سریع نیروهای احتیاط، وجود داشت و ارتش عراق می توانست به سرعت و بدون معطلي با قوای ایران درگیر شود.

استحکامات و موانع منطقه عملیاتی کربلای 5

ارتش عراق در طول ساليان دراز استقرار و پدافند در منطقه شرق بصره، استحکامات هلالی شکلي را احداث كرده بود، بطوری که در درون هر یک از آنها یک دسته تانک می توانست موضع گرفته و با امنیت خاطر تیراندازی نماید. اطراف این استحکامات نیز با سیم های خاردار و میادین مین در مقابل نیروهای سپاه پوشانده شده بود. قطر هر موضع هلالی شکل 300 تا 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید. سطح فوقانی دژهای هلالی شکل هم 3 متر عرض داشت که در آن یک کانال مواصلاتی جهت تردد نیروها احداث گردیده بود و مواضع تیربار و سکو های تانک نیز در آن قرار داشت. در اطراف اين هلالي ها نيز ميادين مين و سيم هاي خاردار تعبيه شده بود.

در پشت مواضع هلالی شکل، برای تردد و استقرار تانک ها فضای مناسبی احداث شده بود و تانک می توانست با قرار گرفتن روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد. با توجه به احداث جاده و با توجه به استحکامات ایجاد شده و هوشیاری و حساسیت دائمی دشمن نسبت به تحرکات نظامی ایران، شکستن خطوط دفاعی منطقه شلمچه و عبور از این مواضع مستحکم و پیچیده، غیر قابل تصور تلقی می شد. همچنين یک منطقه آبگرفتگی در شمال منطقه عملیات ايجاد شده بود و به کمک رها کردن آب در اين زمین، تلاش مي كرد تا از عملیات نیروهای پیاده ایران، جلوگيري نمايد.

موانع مختلف از جمله سیم خاردار و میدان های مختلف مین با عمق حدود 800 متر در خط مقدم جبهه شلمچه نيز تعبيه گرديده بود، به طوری که عبور هرگونه نیروی پیاده را غیر ممکن می ساخت. در اين منطقه 4 رده سيم خاردار احداث شده بود دژهای متعدد شمالی ـ جنوبی نيز به عنوان مانع اصلی عبور عمده قوای سپاه اسلام، تلقي مي شد.

اولين خط پدافندي ارتش عراق، دژی به ارتفاع 4 متر و عرض 15 متربود. در میانه این دژ و در طول آن کانالی وجود داشت که در یک سمت آن سنگر های بتونی و سمت مقابل آن، سنگرهای دیده بانی و تیربار و مهمات آماده گردیده بود و نیز تعدادی سنگر تانک در این قسمت احداث شده بود که موجب تسلط دشمن بر منطقه شلمچه می گردید.

سنگرهای کمین نيز برای محافظت از موانع و میادین مین پيش بيني شده بود و استحکامات ایجاد شده در بین سایر موانع موجب تکمیل سیستم موانع دفاعی دشمن می گردید. دومین خط دفاعي دشمن به فاصله 100 متر از خط اول و به موازات آن احداث شده بود. این خط سیل بندی به عرض دو و نیم متر و به ارتفاع چهار متر و دارای مواضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. خط های سوم و چهارم و پنجم دفاعی دشمن نیز تا نهر دوعیجی و نهر جاسم با همین شکل و با پیچیدگی بیشتر، آرایش دفاعی دشمن را تشکیل می دادند. رده ششم و هفتم خط دفاعي ارتش عراق، شامل کانال ذوجی و مثلثی های غرب کانال ذوجی بود.

به علاوه کانال ماهی و پاسگاه بوبیان نیز هر کدام به نسبت، از استحکامات قابل توجهی برخوردار بودند. تعدادی دکل بلند دیده بانی هم در غرب اروند رود نصب گرديده بود که هرگونه تردد نیروهای خودي را زیر نظر و کنترل داشت. دشمن در خط اول خود از سلاح های ضد هوایی هم، برای هدف های زمینی استفاده می کرد و از تعداد زیادی تانک نیز در خط اول به منظور جلوگیری از نفوذ رزمندگان اسلام و شکست خط اول خود استفاده می کرد. در جلوی خط اول موانع عظیمی از جمله سیم های خاردار، تله های انفجاری، کانال، میدان های وسیع مین و سنگرهای بتنی ايجاد شده بود.

سنگرهای استراق سمع و سنگرهای کمین هم در جلوی خط اصلی قرار داشت. در مقابل دژها تا ده ردیف موانع گوناگون ایجاد کرده بود که فاصله هر دو مانع با هم 20 تا 30 متر بود عرض آبگرفتگی هم 300 تا 400 متر بود که به عنوان یک مانع اصلی به حساب می آمد و زیر آبگرفتگی هم مین کاشته بودند تا عبور هر نوع نیروی پیاده غیر ممکن گردد.

استعداد دشمن و خودی

قبل از آغاز عملیات در مجموع حدود 8 تیپ ارتش عراق به پدافند از این منطقه مشغول بودند. لشکر11 پیاده ارتش بعثی هم، مأموریت دفاع از منطقه شلمچه را بر عهده داشت. سپاه سوم به فرماندهی سپهبد طالع خلیل الدوری مسئولیت منطقه را بر عهده داشت که سپاه هفتم هم به وی کمک می کرد. با شروع عمليات، در مجموع 86 تیپ ارتش بعثي شامل 62 تیپ پیاده، 11 تیپ زرهی، 8 تیپ مکانیزه و 5 تیپ نیروی مخصوص در طول عملیات کربلای5 وارد این منطقه شدند.

بخشي از يگان هاي فوق واحدهای کماندویی سپاه های دوم و پنجم بودند كه از مناطق کوهستانی برای کمک به سپاه سوم به منطقه اعزام گرديدند. واحدهايي از سپاه چهارم هم بعداً وارد منطقه شدند. براي انجام عملیات کربلای4،درنهایت 270 گردان 500 نفره پای کار آمد که تنها حدود 60 گردان آن در این عملیات به کار گرفته شدند.

بنابراين حدود 80 درصد نیروها، پس از عمليات كربلاي 4 دست نخورده و با آمادگی کامل برای عملیات کربلای5 در اختیار قرارگاه مرکزی عملیات بودند. در مجموع سپاه 16 لشکر و 8 تیپ مستقل به استعداد 240 گردان هجومي و 45 گردان توپخانه را در این عملیات به کار گرفت. در این عملیات 3 قرارگاه کربلا، قدس و نجف از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هدایت نبرد را بر عهده داشتند. از سوی دیگر سازمان مهندسی جهادهای استانهای فارس، نجف آباد، کرمان و همچنین تیپ های مهندسی 42 قدر و جواد الائمه سپاه نیز در این عملیات حضور داشتند.

طرح مانور وتاکتیک عملیات کربلای 5

با استفاده از آخرین اطلاعات به دست آمده از عملیات کربلای 4 و شناسایی های انجام شده برای آن نبرد، طراحان و فرماندهان یگان ها توانستند بیش از 19 معبر از درون منطقه آبگرفتگی پنج ضلعی در شمال محور شلمچه برای نفوذ به جبهه دشمن در شرق بصره، از طریق این محور ارائه نمایند. یکی از مشکلات عبور از آبگرفتگی پنج ضلعی، تردد با قایق از درون آن به دلیل وجود جاده ای در وسط آن که 20 سانتیمتر زیر آب قرار داشت، بود.

این جاده قبلاً با کمک نیروهای اطلاعات عملیات شناسایی شده بود لذا قرار شد در آغاز تهاجم، غواص ها در نقاط معینی، این جاده را شکافته و راه هایی را از درون آن برای عبور قایق ها باز نمایند و نقاط شکافته شده این جاده را نیز علامت گذاری نمایند.

این نوزده معبر طی 12 روز فرصت بین دو عملیات کربلای 4 و 5 شناسایی شد و مورد استفاده قرار گرفت. از سوی دیگر برای عبور از این آبگرفتگی، تعداد 100 دستگاه نفربرهای زرهی به نام خشایار که می توانست به راحتی از آبگرفتگی عبور کند نیز از ارتش به امانت گرفته شد و تعمیرات آنها انجام و برای استفاده در عملیات طی این چند روز آماده شدند.

البته تعداد مورد نیاز از این نفربرها500 دستگاه بود که در اختیار قرار نگرفت.در طرح مانور پيش بيني شده بود تا يگان هاي قرارگاه كربلا به عنوان خط شكن عمل كرده وسرپل اولیه رابگیرند، سپس يگان هاي وابسته به قرارگاه قدس ازقرارگاه کربلا عبور کنند و اهداف را در عمق بیشتری ثصرف کنند.آنگاهقرارگاه نجف از آنها عبور نمايد.[36]

اين طرح بر پيچيدگي مانور افزوده بود زيرا عبور دو قرارگاه از يك قرارگاه در حين عمليات، كار سخت و پيچيده اي است.در این عملیات برای اولین بار در طول جنگ ،عبور قرارگاه از قرارگاه صورت می گرفت.

عبور از كانال ماهي نيز بر دشواري و مشكلات عمليات مي افزود.انجام عملیات کربلای4 این حسن بزرگ را داشت که مشخص شد، ارتش عراق در منطقه کربلای5 دارای نقطه ضعف بزرگی است.  شکسته شدن خط اول ارتش عراق در پنج ضلعی، استفاده از مسير باز شده توسط لشکر57 ابوالفضل(ع)[37]

را در دستور كار رزمندگان اسلام قرار داد.این لشکر، توانست در منطقه آبگرفتگی پنج ضلعی در شمال شلمچه، نیروهای خود را به جای حمله از شرق به غرب، که شکل آرایش نظامی خود دشمن بود از شمال به جنوب حرکت داده یعنی برخلاف جهت مواضع و خطوط دفاعی ارتش بعثی حرکت کرده و از منطقه آبگرفتگی به سمت شلمچه پیشروی نموده و دژ مرزی را تصرف نماید. این تاکتیک لشکر57 ابوالفضل (ع) توانست پاشنه آشیل دشمن را در جبهه شلمچه کشف نماید.

در آن منطقه عراق دارای دژی بود که به صورت شمالی – جنوبی امتداد داشت. این دژ به موازات و در امتداد خطوط مرزی احداث شده بود. زمان احداث این دژ به قبل از سال 1357 هجری شمسی باز می گشت که عراق آن را در قالب استحکامات هلالی شکل برای مقابله با هرگونه تعرض احتمالی ساخته بود. وضعيت اين دژ، موجب استفاده از آن با ابتکاری تازه در تاکتیک عملیات کربلای5 گردید.از سوی دیگر رزمندگان لشکر19 فجر هم توانسته بودند به بخش هایی از منطقه پنج ضلعی وارد شوند که البته با پاتک شدید دشمن در همان شب عملیات مواجه شدند ولی به هر حال مسیر ورود به پنج ضلعی و نحوه شکستن خط اول دشمن با حمله لشکر19 فجر به منطقه دشمن مشخص شده بود.  باشناسایی ها وتجربه دو لشکر فوق،بهترین منطقه برای تهاجم یگانها،آبگیرهای زید وروبروی پاسگاه بوبیان،تشخیص داده شد.

بنابراین تاکتیک عملیات کربلای5 بر اساس این نقطه ضعف دشمن طراحی و برنامه ریزی شد و قرار بر این شد که تمام یگان های شرکت کننده در عملیات از این دروازه به سوی عمق مواضع دشمن نفوذ نمایند.[38]

از آنجایی که این معبر بسیار محدود بود لذا فرماندهی کل سپاه تصمیم گرفت با دو قرارگاه وارد این عملیات شود و نیروها به جای اینکه  به صورت دشت بان عمل نمایند، یگان های قرارگاه کربلا در جلو قرار گرفته و یگان های قرارگاه نجف برای عبور از این دروازه از پشت سر قرارگاه کربلا وارد عمل شوند و منطقه درگیری را گسترش دهند. لازم به ذکر است که کل مساحت منطقه آبگرفتگی پنج ضلعی و دژ کشف شده و نوک کانال ماهیگیری در حدود 12 کیلومتر مربع وسعت داشت و دارای ابعادی به اندازه 3×4 کیلومتر بود.

بنابراین محدودیت منطقه تعیین شده برای شکستن خط اول دشمن با تراکم انبوه یگان های عمل کننده تناسبی نداشت ولی چاره ای هم به جز این راه کار نبود. بنابراین می توان گفت كه سپاه يك تك احاطه اي يكطرفه را براي انجام اين عمليات، پيش بيني كرده بود و سعي داشت تا نيروهاي عراقي را دور زده و آنها را وادار به تسليم بنمايد.

شرح عمليات

گرچه ارتش عراق، قبل از شروع عملیات كربلاي 5 ، در بعضي از مناطق مثل پنج ضلعی، آماده باش 50 درصد اعلام کرده بود ولي به دلیل اجرای عملیات کربلای4 و نیز استحکامات فوق العاده قوی در محور شلمچه، امکان انجام عملیات در این منطقه را بعيد و غیر ممکن تصور مي كردوعملیات در شرایط غافلگیری نسبي ارتش عراق انجام شد. عراق در تفکر نسبت به توانايي ايران براي انجام عمليات در اين منطقه و نيز نسبت به زمان اجراي چنين عملياتي تا حدودی غافلگير شد.

این عملیات درست دو هفته پس از ناکامی در عملیات کربلای4 ، صورت گرفت، در حالي كه زمانی حدود یک ماه برای آمادگي رزمندگان اسلام ضروری بود. اگر اين فرصت به يگان هاي ارتش بعثی داده مي شد، می توانستند بلافاصله نقاط ضعف خود را پوشانده و ایران را از دستیابی به منطقه شلمچه باز دارند. در حین عملیات و پس از به اسارت در آمدن تعدادی از نیروهای دشمن مشخص شد که برخی از فرماندهان ارتش بعثی چند روز پیش از آغاز این عملیات، به مرخصی رفته بودند و برخی دیگر هم در شب عملیات، فرصت رساندن خود به قرارگاه مربوطه را نیافتند. حتی برخی از فرماندهان گردان های ارتش بعثی، فرصت پوشیدن لباس نظامی خود را نیز نیافتند و حتی با لباس شخصی به اسارت در آمدند آنها می گفتند: ما در خانه بودیم که به ما خبر دادند، بصره در تهدید است و ابلاغ کردند که خود را سریعاً به منطقه عملیاتی برسانیم لذا فرصت آماده شدن پیدا نکردیم.

در حمله به مواضع دشمن سعي شد تا با اتخاذ تدابیر مناسب از مواجهه با استحکامات حجیم، متنوع و گسترده دشمن اجتناب شود. از انجام تک جبهه ای خود داري گرديده و تهاجم به مواضع سخت دشمن در شلمچه از سمت شرق، صورت نگيرد. لازم به ذكر است که تلقی دشمن از سمت اصلی تک رزمندگان اسلام، محور شلمچه بود.

از سوي ديگر تلاش شد تا از تاكتيك سرعت در عمليات استفاده شود. بر همين اساس لشكرهاي 41 ثارالله و 25 كربلا توانستند در روز اول خود را به پشت كانال ماهيگيري رسانده و روز دوم از آن عبور نمايند.از سوی دیگرحمله به مواضع قواي دشمن از سمت آب گرفتگی و پنج ضلعی یعنی از شمال به جنوب و درست عمود بر جهت مواضع آرایش گرفته دشمن، صورت گرفت.

حمله از اين ناحيه موجب شد تا نيروهاي عراقي از سمتي مورد تهاجم قرار گيرند كه به آن حساسیتی نداشتند. بنابراين به مواضع دشمن از منطقه مورد اعتماد و اطمینان وی و جهتي که قبلاً در آن نبردی اتفاق نیفتاده بود، حمله شد. همچنین تلاش شد تا برای بازکردن جاده شلمچه از طریق پشت خطوط جبهه دشمن، اقدام شود. بازشدن اين جاده تدارکاتی، به منظور پشتیبانی گسترده از نیروهایِ در خط مقدم بود. علیرغم اتخاذ تاکتیک های مناسب برای شکستن خط دشمن در منطقه عملیاتی کربلای 5، با این وجود جنگیدن در این منطقه و عبور از خطوط مستحکم دفاعی دشمن نیاز به انگیزه بسیار قوی رزمندگان خط شکن داشت. در بعضی مواقع آنقدر شرایط برای نفوذ به خط دشمن سخت می شد که شجاع ترین رزمندگان نیز، فتح سنگرهای دشمن را غیر ممکن می پنداشتند.

در لشکر 10 سید الشهداء به هنگامی که فرمانده لشکر برادر علی فضلی نتوانست نیروهایش را قانع کند تا به خط دشمن بزنند، رزمندگان سلحشور این لشکر درخواست کردند که وعده دیدار آنان با امام خمینی پس از انجام عملیات به آنها داده شود و چون از طریق آیت الله هاشمی رفسنجانی به آنها چنین ملاقاتی قول داده شد، آنان چنان انگیزه ای پیدا کردند که توانستند بدون توجه به سختی ها و استحکام شدید مواضع دشمن به سنگرهای بعثی ها حمله کرده و خط نفوذ ناپذیر دشمن را بشکنند و راه را برای سایر رزمندگان لشکر باز کنند. این رزمندگان پس از پایان عملیات تنها بسیجیانی بودند که به طور اختصاصی در حسینیه جماران به دیدار رهبرشان که او را با تمام وجود دوست داشتند، نایل آمدند.

در دو روز اول، به دلیل عدم آمادگی نیروهای دشمن، عملیات به خوبی جلو می رفت و رزمندگان موفق شدند 50 تانك دشمن را به غنيمت گرفته و حدود 650 نظامي عراقي را اسير نمايند. پايگاه موشكي هاگ نيز در اين عمليات فعال گرديد و توانست تعدادي از هواپيماهاي دشمن را مورد هدف قرار دهد. ولی از روز سوم به بعد آرام آرام، جنگ سختی از سوی ارتش عراق، علیه رزمندگان اسلام شکل گرفت. در سه روز اول 1500 نفر شهيد و بيش از 6 هزار نفر نيز مجروح شدند.[39]

حملات ارتش عراق به مواضع نيروهاي خودي به شدت ادامه يافت به طوري كه در روز هفتم ارتش بعثی با تمام قدرت و توان خود تلاش کرد تا تمام منطقه تصرف شده را بازپس بگیرد. تا این زمان رزمندگان اسلام توانسته بودند با عبور از محور شلمچه خور را به 15 کیلومتری شهر بصره برسانند و با عبور از کانال ماهیگیری، در جنوب آن، یک خط پدافندی تشکیل دهند.

در این شرایط شهر بصره و تأسیسات نظامی آن زیر برد آتش توپخانه کوتاه برد ایران قرار گرفت. از روز هفتم نبرد، پاتک های سنگین و جنگ بسیار شدیدی از سوی دشمن آغاز شد. این پاتک ها تا 20 شبانه روز ادامه یافت و تقریباً هیچ نقطه ای از شلمچه و منطقه نبرد نبود که مورد اصابت آتش توپخانه و سایر آتش های دشمن واقع نشده باشد. ارتش عراق توپخانه خود را دور از برد آتش توپخانه ايران در پشت نهر كتيبان سازمان داده بود و توپخانه ايران با ضد آتشبار نمي توانست توپخانه دشمن را از كار بيندازد. با اين تاكتيك ارتش عراق پنج ضلعي را زير آتش مداوم توپخانه قرار داده بود و با هواپيما محل استقرار واحدهاي توپخانه ايران را مورد تهاجم قرار مي داد. ارتش عراق از ابوالخصيب تا شعاع 270 درجه مي توانست مواضع قواي ايران را زير آتش توپخانه قرار دهد در حالي كه منطقه مانور توپخانه ايران تنه 90 درجه بود.

البته سپاه هم پر حجم ترین آتش توپخانه خود در دوران جنگ را با بكارگيري حدود 700 عراده انواع توپ در این عملیات، بکار گرفت و جنگ توپخانه ها، در این عملیات نسبت به سایر نبردهای دوران دفاع مقدس، گسترده تر بوده است. در طي اين عمليات، ايران در حدود يك ميليون و 800 هزار گلوله توپ و حدود يك ميليون و 200 هزار گلوله انواع خمپاره را به سوي مواضع ارتش عراق پرتاب نمود.با این همه، رزمندگان سپاه اسلام تنها توانستند که تا خط نهر جاسم که آخرین رده دفاعی ارتش بعثی در منطقه عملیات بود مرحله به مرحله پیشروی کنند و در نهایت، به دلیل کمبود یگان پیاده و واحد زرهی، امکان این که رزمندگان اسلام گام های بلندتری در پیروزی بردارند میسّر نشد.در عملیات کربلای5 ارتش عراق هرچه در توان داشت در پاتکهای خود بکار گرفت.

با توجه به آنكه واحدهاي احتیاط دشمن به منطقه عملیات بسیار نزدیک بودند، توانستند بدون نیاز به جابجایی گسترده، از حداکثر توان خود برای اجرای آتش های سنگین و نیز پاتک های متوالی و شدید، استفاده نمایند.

يكي از مهمترين پاتك هاي عراق در 10/11/1365 صورت گرفت كه عراق موفق شد نيروهاي ايراني را از جنوب كانال ماهي به عقب براند و نتيجه 20 روز جهاد را خنثي نمايد. در 12/10/1365 نيز ارتش عراق موفق شد جزيره صالحيه را پس بگيرد. سپاه در اين ايام طي نامه اي اضطراري به امام خميني درخواست 100 دستگاه تانك، 100 دستگاه نفربر و ضد هوايي 57 شني دار و 10 گردان توپخانه كرد.[40]

امام خميني طي حكمي در 11/11/1365 به آقايان خامنه اي و هاشمي مرقوم فرمودند: "با وضعيت بسيار خطيري كه با آن مواجه هستيم شرعاً و عقلاً لازم است براي رساندن مايحتاج رزمندگان جان به كف كربلاي 5 سريعاً اقدام شود. مسامحه در اين امر يك فاجعه خداي نخواسته ممكن است به بار آورد."[41]

لازم به ذكر است اين امكانات به سپاه واگذار نشد و قرار شد اقلام درخواستي براي مدت 5 هفته در كنترل عملياتي سپاه قرار گيرد. در جريان پاتك ها، از 180 تیپ موجود ارتش عراق، 110 تیپ یعنی حدود دو سوم استعداد ارتش بعثي وارد منطقه عمليات شد. به طوری که در خلال این عملیات، نظامياني از 110 یگان و تیپ مختلف ارتش بعثی عراق اسير شدند. بنابراين می توان گفت که شدید ترین و گسترده ترین نبرد ها در میان عملیات های 90 گانه سپاه در طول دوران دفاع مقدس، عملیات کربلای 5 بوده است.

شدت آتش دشمن در حین پاتکها به حدی بود که هیچ شیئی بر روی زمین سالم نماند. مقدار گازهای ناشی از پرتاب گلوله ها در فضای جبهه، به حدی زیاد بود که تنفس را برای رزمندگان مشکل می ساخت. در این عملیات، فرمانده سپاه سوم به دلیل شکست برکنار شد.

بعد از 20 روز پاتک مداوم، وقتی دشمن نتوانست منطقه را از تصرف رزمندگان اسلام خارج کند و این منطقه پس از یک مقاومت سرسختانه در اختیار ایران باقی ماند، فضای منطقه آرام شد به گونه ای که رزمندگان اسلام توانستند پس از دو هفته از آرامش منطقه، عملیات دیگری را تحت عنوان کربلای 8، طراحی و اجرا کنند و با استفاده از قوای زرهی خود دو کیلومتر دیگر در همین منطقه پیشروی نمایند و خطوط عملیاتی کربلای 5 را تکمیل نمایند. این اولین بار بود که سپاه از نیروی زرهی خود برای یک تک علیه دشمن، استفاده می کرد.

تاکتیک های ارتش بعثي در حین عملیات کربلای 5

جنگيدن در منطقه شرق بصره، هم براي ارتش عراق اهميت حياتي داشت و هم قواي ايران مصمم بودند تا از سدّ موانع و آتش هاي دشمن عبور كرده و خود را به شرق بصره نزديك نمايند. بنابراين هر دو طرف از نظر نظامي تمام توانمندي ها و ظرفيت هاي فكري و تاكتيكي خود را به همراه تمام امكاناتي كه مي توانستند فراهم نمايند براي موفقيت خود، بسيج نمودند. آنچه از مجموعه اقدامات ارتش عراق در حين 20 روز عمليات برمي آيد نشان مي دهد كه ارتش بعثي عمدتاً از شیوه ها و تاكتيك هاي ذيل جهت مقابله با رزمندگان اسلام، استفاده كرده است.

1- انجام پاتک های سریع و پیوسته

ارتش عراق به منظور مقابله با پيشروي نيروهاي ايراني به سمت بصره، از روز سوم عمليات به مدت 10 روز، پاتك هاي مداوم و پيوسته اي را به مواضع رزمندگان اسلام آغاز كرد. در اين ضد حمله ها، معمولاً لشكرهاي زرهي ارتش عراق، حركت خود را متكي بر جاده ها آغاز مي كردند و با اجراي آتش سنگين به درون مواضع نيروهاي ايراني راه پيدا مي كردند.

البته گاهي اوقات نيروهاي رزمنده پياده سپاه اسلام موفق مي شدند تا با ايستادگي و مقاومت، پشت سر آنها را بسته و اين واحدها را به محاصره خود در بياورند و تانك ها و نفربرهايشان را منهدم نموده و يا به غنيمت بگيرند.

ولي به هر حال اصرار ارتش عراق بر جلوگيري از پیشروی نیروهای ایرانی و گسيل پشت سر هم لشكر ها و تيپ هاي زرهي به منطقه درگيري موجب شد تا قواي ايراني از ادامه پيشروي بازمانده و در مواضع جديد خود، تثبیت گردند. لازم به ذکر است که سپاه پاسداران، ظرف این ده روز حدود 200گردان رزمی را برای تصرف منطقه مورد نظر و دفع پاتک های دشمن بکار گرفت ولی سماجت قواي دشمن موجب شد تا واحدهای ارتش بعثی حضور خود را در انتهای ضلع غربی کانال ماهیگیری همچنان حفظ نمایند.

2- تشکیل مواضع پدافندی جدید وآفند با تكيه بر آنها

در حین عملیات، ارتش عراق سعي در احداث کانال های پشت سر هم و ايجاد مواضع جديد دفاعي داشت تا بدين وسيله بتواند با ادامه پیشروی یگانهای تک کننده مقابله كند. در واقع ارتش عراق تلاش مي كرد تا به هر ميزان كه بتواند با انجام عمليات مهندسي و تغيير شرايط زمين، از امكان توسعه مواضع نيروهاي ايراني در منطقه عمليات، جلوگيري نمايد.

ارتش عراق به طور مرتب، تهاجمات جديدي را متکی بر خطوط پدافندی احداث شده، برنامه ريزي و به مرحله اجرا مي گذاشت. در مجموع دشمن 20 پاتک علیه مواضع رزمندگان اسلام انجام داد که سنگین ترین آنها در محور دریاچه ماهی بود. رزمندگان اسلام در عملیات کربلای 5، میدان نبرد بسیار سختی را آزمایش کردند.

3-استفاده وسیع از آتش توپخانه

وسعت منطقه عملياتي كربلاي 5 بسيار محدود و برنامه ريزي به منظور استفاده پر حجم و متمرکز از آتش توپخانه امكان پذير بود. گرچه ايران توانست از بيشترين تعداد و حجم آتش توپخانه در اين ناحيه بهره ببرد اما چنين امتيازي براي توپخانه ارتش عراق نيز وجود داشت. به همين دليل ارتش عراق توانست با آتش توپخانه خود، تلفات قابل توجهي را به رزمندگان وارد آورد.

فشردگي فضاي منطقه عمليات به گونه اي بود كه بدون نياز به استفاده از ديده باني و طرح ريزي آتش هدفمند، هر گلوله اي كه پرتاب مي شدعملاً هدفي را مورد اصابت قرار مي داد و ضايعاتي را ببار مي آورد.

به دلیل آتش بسیار سنگین دشمن، شرایط و سختی جبهه و میدان جنگ به گونه ای شده بود که اکثر فرماندهان دنبال یک ترکش می گشتند تا از فشارهای بی وقفه دشمن خلاص شوند. وزیر دفاع وقت عراق – عدنان خیرالله – در مصاحبه ای تلویزیونی در زمان انجام پاتک ها اعلام کرد که مواضع ایران با  2000 قبضه توپخانه سنگین ارتش بعثی زیر آتش قرار دارد ولی همچنان ایرانی ها منطقه تصرف شده را در دست دارند.

البته صدام هم، حرف او را اینگونه توجیه می کرد که ایران قصد تصرف شهر بصره را داشت ولی ارتش بعثی توانسته است با این آتش ها آنها را از ادامه پیشروی بازدارد و عدم پیشروی بیشتر ایرانیان، خود یک پیروزی بزرگ است. در این زمان شایع شده بود که کارشناسان شوروی و فرانسه در قرارگاه های فرماندهی ارتش بعثی حضور یافته و فرماندهان صدام را هدایت می کنند. در عملیات کربلای5،آتش پشتیبانی توپخانه کاربرد وسیع و سرنوشت سازی داشت به طوری که این عملیات به جنگ آتش ها معروف شد. در این عملیات حدود 2 میلیون گلوله انواع توپ شلیک شد و اجرای آتش توپخانه درآن درطول 8 سال جنگ بی سابقه بود.

4-استفاده از سلاح هاي شيميايي

دشمن در سال 1365 در اکثر جبهه های جنگ، علاوه بر استفاده از انواع گازهای خردل، در ترکیب سلاح های شیمیایی خود از گازهای کشنده سیانور نیز استفاده می کرد به طوری که بلافاصله پس از به کارگیری این نوع جنگ افزارها، افرادِ در معرض این گازهای مهلک، بلافاصله به شهادت می رسیدند.ارتش عراق، در جريان عملیات کربلای 5 نیز از سلاح های شیمیایی استفاده كرد.

با توجه به نزدیکی خطوط دشمن و خودی، امکان بکارگیری این سلاح ها در خطوط مقدم جبهه تقریباً غیر ممکن بود، زیرا نظامیان عراقی نیز آسیب می دیدند، بنابراین دشمن سعی نمود تا از این سلاح ها در مراکز تجمع و عقبه های خطوط خودی استفاده نماید. در جریان عملیات کربلای 5 در حملۀ شيميايي به یکی از مقرهای تیپ امام حسن(ع) در جاده شهید صفوی، 85 نفر از رزمندگان این تیپ که اکثراً از دانش آموزان شهر بهبهان بودند، به شهادت رسیدند.

نتايج و دستاورد هاي عملیات

این عملیات باعث شد که مستحکم ترین و پیچیده ترین خطوط دفاعی دشمن در منطقه شلمچه که آنرا به خط بارلو تشبیه کرده بودند و با انواع موانع ایذایی و استحکامات دفاعی پوشانده شده بود از سوی رزمندگان اسلام و با تاکتیکی ویژه شکسته شود و نیروهای ایرانی به عقبه يگانهاي ارتش بعثی نزدیک شوند. در این عملیات بیش از 150 کیلومتر مربع از خاک عراق به تصرف قوای ایران درآمد و پاسگاه های بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خیّن در اختیار رزمندگان اسلام قرار گرفت.

جزایر بوارین، فیاض و ام الطویل و شهرک دوعیجی، رودخانه دوعیجی و نهر جاسم و همچنین 14 کیلومتر از جاده شلمچه بصره و نیز 11 پاسگاه فرماندهی ارتش بعثی عراق نیز به کنترل قوای اسلام درآمد. در اين عمليات 2655 نظامي عراقی شامل چهل افسر ارشد و چهل افسر جزء و 600 درجه دار به اسارت در آمدند. استعدادي در حدود 55 تیپ تا حدود زيادي منهدم گرديده و به 870 دستگاه تانک، 180 قبضه توپخانه صحرایی و 1000 دستگاه خودرو آسيب وارد شد.

حدود 90000 نفر از نظاميان عراقي کشته و زخمی و 30 هواپیماي دشمن آسيب ديده و 7 فروند بالگرد دشمن نيز ساقط شد.پس از 45 روز جنگ ،ارتش عراق به منظور جلوگیری از انهدام بیشتر، دست از جنگ کشید.[42] همچنين 230 دستگاه تانک، 20 قبضه توپ، 200 دستگاه خودرو و 100 دستگاه وسایل مهندسی و 100 قبضه توپ ضد هوایی به غنيمت در آمد.

شهدای عملیات

کمیت وکیفیت شهدا و مجروحین عملیات کربلای 5 نسبت به همه عملیاتهای دوران جنگ،بیشتر و بالاتر است. در این عملیات 350 تن از فرمانده هان رده های مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله حسین خرازی فرمانده دلاور و کم نظیر لشکر 14 امام حسین (ع) که قبلاً در عملیات خیبر و در منطقه طلائیه دست راستش را در راه خداوند داده بود و نیز حجت الاسلام والمسلمین شیخ عبدالله میثمی مسئول دفتر نمایندگی حضرت امام در قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)، اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر، یدالله کلهر قائم مقام لشکر 10 سید الشهدا (ع)، حاج قاسم میر حسینی قائم مقام لشکر 41 ثارالله ،محمد فرومندی قائم مقام لشکر 5 نصر، هاشم اعتمادی فرمانده تیپ امام حسن (ع)، محمدعلی شاه مرادی فرمانده تیپ 44 قمر بنی هاشم (ع)، خلیل مطهرنیا مسئول عملیات لشکر 33 المهدی، مرتضی جاویدی قوی ترین فرمانده گردان خط شکن لشکر المهدی، نوری جانشین لشکر 27 محمد رسول الله، ذوالانوار رئیس ستاد لشکر 19 فجر به همراه سه برادر و دامادشان، محمدی زاده جانشین لشکر 7 ولیعصر، اسلام نصب و نوزاد و ... به شهادت رسیدند.عملیات كربلاي 5 هم پر هزینه و هم پر تلفات بود به طوری که در این عملیات حدود 12 هزار نفر به شهادت رسیده و نزدیک به 15 هزار نفر زخمی شدند[43]. سال 1365 پر تلفات ترين سال جنگ بود. در اين سال حدود 40 هزار نفر از مردم ايران در جريان عمليات ها و بمباران ها به شهادت رسيدند.

ارزيابي عملیات کربلای 5

عملیات كربلاي 5، از جمله نبردهایی بود که در خاک عراق و در یکی از حساس ترین جبهه های جنوب انجام شد. در این عملیات، بصره در آستانه خطر قرار گرفت.در آن زمان بخشی از سرزمین های ایران از جمله نفت شهر هنوز در دست ارتش متجاوز بعثی بود. این عملیات حدود 4 سال و نیم پس از فتح خرمشهر و یازدهمین عملیات صورت گرفته پس از عملیات مهم بیت المقدس بود. عملیات کربلای5 از نظر شدت درگیری و تصمیم طرفین جنگ برای كسب موفقیت، یکی از شدیدترین نبردهای دوران جنگ محسوب می گردد.قرار بود به موازات این عملیات ،ارتش به صورت مستقل در جبهه های غرب کشور، عملیات مستقلي انجام دهد که صورت نگرفت.

یگان های تک کننده در این عملیات، فقط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند. در این عمليات، استقلال کامل سازمان سپاه از سازمان ارتش در طرح ریزی و اجرای منطقه عملیاتی مستقل، تحقق یافت.طرحریزی و اجرای این عملیات، نشان دهنده انعطاف پذیری سازمان سپاه و اوج خلاقیت و جسارت تصمیم گیری این نهاد در شرایط بحرانی و پذیرش ریسک زیاد بود و در میان ناباوری و غافلگیری نسبي ارتش بعثی آغاز شد. عملیات کربلای5 نشان داد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قدرت اتخاذ ابتکار عمل های مناسب را در شرایط سخت و دشوار در اختیار دارد و می تواند خلاقیت فرماندهان خود را برای شکستن خطوط مستحکم دشمن به کار گیرد. سپاه می تواند انعطاف لازم را در سازمان خود برای انجام عملیاتی ویژه و پیچيده به وجود آورده و از پذیرش خطر در شرایط ضرورت ابایی ندارد.

عملیات کربلای 5 نشان داد که ایران می تواند در سخت ترین شرایط و مشکل ترین جبهه ها، از پیچیده ترین موانع عبور کرده و به سوی اهداف مورد نظر پیشروی نماید.

عمليات كربلاي 5 سخت ترين، مشكل ترين و پر اضطراب ترين و پر تلفات ترین عمليات دوران جنگ، محسوب مي گردد. عملیات بیت المقدس در مقایسه با آن، یک عملیات بسیار راحت ، شیرین و آسانی بود. گرچه ارتش عراق درمکان و زمان این عملیات نسبتا غافلگیر شد ولی به محض آگاهی از تهاجم وسیع ایران به منطقه شلمچه به سرعت پای کار آمده و یگان های خود را وارد عمل کرد.با اینکه جهت تک رزمندگان، مخالف جهت آرایش دفاعی ارتش عراق بود ولی نبرد سخت و شدیدی به وقوع پیوست.

از آنجا که هر گام پیشروی در این زمین، یک قدم به سوی بصره بشمار می رفت و برای رژیم بعثی صدام اهمیت فراوانی داشت، لذا ارتش عراق با تمام توان به مقابله با  عمليات پرداخت و به صورت سنگر به سنگر در  لایه های دفاعی ایجاد شده و در درون دژها و خاکریزهای چند ردیفه می جنگید و دست به پاتک های سریع و یورش های سازمان یافته و غیر سازمان یافته می زد تا بتواند در برابر نیروهای ایران ایستادگی نماید. بنابراين، دادن تلفات سنگین و انهدام تجهیزات و جنگ افزارها اهمیت چنداني براي رژيم بعثي نداشت.

سرعت عمل در انجام پاتکها و وجود موانع متعدد،باتلاق ونخلستان موجب شد تا رزمندگان نتوانند بیش از 4 کیلومتر پیشروی نمایند. به هر حال عمليات كربلاي 5 نتوانست به تمامي اهداف خود دسترسي پيدا كرده و تبديل به يك عمليات سرنوشت ساز شود ولي از نظر نظامي اين عمليات، موفقيت هايي را در بر داشت. این عملیات بار دیگر موازنه قواي مقطعي را به نفع ایران تغییر داد و تفوق ایران در جبهه زمینی را نشان داد.[44]

عدم دسترسي به نتايج مورد انتظار، حاکی از نتیجه بخش بودن ارسال تسلیحات پیشرفته برای رژیم صدام و نیز در اختیار قرار دادن اطلاعات نظامی ایران به ارتش بعثی بود. این عملیات كه حدود یک سال پس از تصرف فاو انجام شد، مشخص ساخت که قدرت و توانايي رزمندگان اسلام می تواند جبهه ارتش عراق را در هر شرایطی مورد تهاجم قرار دهد و با شكستن خطوط دفاعي مستحكم، بر قدرت سلاح و حجم انبوه آتش و توانايي اطلاعاتي وی فایق آید. عملیات کربلای5 زنگ های سقوط جبهه بصره را به صدا درآورد.

برخی از تحلیل گران غربی معتقد بودند که یک حمله بزرگ دیگر می تواند شیرازه ارتش عراق را به هم ریخته و جنگ را پیروزمندانه به نفع ایران خاتمه دهد. تحلیل گران پنتاگون هم که معمولاً عزم و شيوه هاي ابتکاري ایرانی ها را در مقابل موانع عظیم ارتش عراق، کمتر از آنچه بود ارزیابی می کردند، با انجام این عملیات، احتمال پیروزی بزرگتر ایران را رد نمی کردند.

آمریکا پیروزی ایران را در جنگ تحمیلی، فاجعه اي بزرگ می دانست و نگرانی وی موجب شد که کمک های بیشتری را در اختیار رژیم صدام حسین قرار دهد و مانع پیشروی بیشتر رزمندگان اسلام گردد.همچنین این عملیات نشان داد که عمده توانایهای ارتش عراق در کسب پشتیبانی های قدرت های منطقه اي و بين المللي نهفته است.پس از این عملیات، سپاه به این نتیجه رسید که برای انجام عملیات بزرگ و سرنوشت ساز نیاز به تجهیزات و جنگ افزارهاي جدید دارد که بخش عمده ای از این تجهیزات در ارتش موجود است. بنابراین پس از عملیات کربلای 5 ، آقایان رفیقدوست و غلامعلی رشید خدمت حضرت امام خمینی رسیدند و درخواست تجهیزات مورد نیاز را از ارتش نمودند که امام هم موافقت فرمودند ولی عملاً واگذار نشد.

تقدير امام خميني از رزمندگان عمليات كربلاي 5

شرايط و سختي هاي عمليات هاي كربلاي4 و5 و عمليات فشرده اي كه در اوايل زمستان سال 1365 صورت گرفت، موجب شد تا امام خميني در ايام دهه فجر اين سال از شهيدان و رزمندگان عمليات هاي انجام شده در پيامي در 16/11/1365 به شرح ذيل تجليل نمايند: " من ضمن تشكر و تقدير فراوان از نيروهاي مردمي و بسيجيان جان بر كف و سپاهيان محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و ارتش قدرتمند و مقاوم و سپاهيان قهرمان و دلاور و روحانيون و جهادگران و امدادگران و خبرنگاران و نيروهاي انتظامي كميته و شهرباني و ژاندارمري و همه كساني كه در پشت جبهه ها به تقويت و تدارك رزمندگان همت گماشته اند و نيز با تقدير و تشكر وافر از رزمندگان عمليات كربلاي 4 و 6 و خصوصاً كربلاي 5 كه واقعاً حماسه آفريدند و حيرت و تعجب همه جهانيان را بر انگيخته اند و بر مستحكمترين دژها و موانع و مدرنترين سلاح ها يورش بردند و دلاورانه در مصاف با دشمن زبون جنگيدند و اميران و افسران و درجه داران و سربازان بيشماري از دشمن را به اسارت گرفته اند و هم اكنون نيز به نبرد خود ادامه مي دهند و دل انبيا و پيامبر اسلام و مولاي خود حضرت صاحب الامر را شادمان ساخته اند، از همه جوانان غيور و اقشار برومند كشور اسلامي مي خواهم كه مثل هميشه به جبهه ها هجوم آورند و به سپاهيان حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه ـ بپيوندند و نفس هاي آخر عمر صداميان را بگيرند كه دست نصرت حق با شما است و چنانچه تا به امروز و در همه صحنه ها از امدادهاي غيبي و عنايات ويژه خود، شما را متنعم ساخته است، بعد از اين نيز يار و ياورتان خواهد بود و شما را تنها نخواهد گذاشت و من هم در همه حالات به شما دعا مي كنم و شما را دوست دارم و اي كاش در كنار شما و در سنگر شما بودم.

خداوندا، به ملت ما و رزمندگان لشكر اسلام و به مسئولين و فرماندهان كه با دقت و نظم و سعۀ صدر و جلب رضايت حق به برنامه ريزي و هدايت امر جنگ مشغول اند و به رزمندگان با اخلاص و با ايمان، از نيروهاي زميني، هوايي و دريايي ارتش و سپاه و جنگاوران بسيج كه اسلام و انقلاب و ميهن اسلامي خود را بيمه كرده اند و دست تجاوزگران را شكسته اند و به روحانيون عزيزي كه حوزه علم را به مكتب عشق مبدل ساخته و پيشاپيش ارتش اسلام سينه ها را سپر كرده اند و به جهادگران بي سنگري كه در سخت ترين شرايط به پاسداري از حريم رزمندگان و تحكيم مواضع بيقرار آنان همت گمارده و با ايثار و فداكاري جان عزيزانمان را در سنگر و مواضع دفاعي حفظ كرده اند و به امدادگران و طبيباني كه از خانه هاي امن خود به جبهه مي روند و پا به پاي خط شكنان به نجات مصدومين و مجروحين همت مي گمارند و يا ابدان مطهر شهيدان را حمل مي كنند و به دانشگاهيان و دانشجويان و متخصصين از ارگانها و وزارتخانه ها كه در امور مختلف يار و مددكار ارتش اسلامند و به فيلمبرداران و خبرنگاراني كه در خطوط مقدم جبهه ها حماسه هاي بي نظير و جلوه هاي ملكوتي جنود خدا را به نمايش مي گذارند و ملت ايران و مردم جهان را در عصر حاضر و آيندگان را به فرهنگ دفاع مقدس خود و تاريخ انقلاب آشنا مي سازند و به همه پشتيبانان و مراكز پشتيباني از جبهه، از كشاورزان در گوشه هاي دهات كه از ثمرات رنج خود مي گذرند گرفته تا كارگران و مردم شهرها و بخشها و اقشار گوناگون بازاري و اداري و غيره كه با جان و مال و قول و فعل خود رزمندگان را حمايت و دلگرم مي كنند، نصرت و بركت و پيروزي و شرافت و عزت دنيا و آخرت كرامت فرما."[45]

بيانيه شوراي امنيت

شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اثناي عمليات كربلاي 5 و با شدت گرفتن جنگ شهرها، با انتشار يك درخواست فوري، بار ديگر خواستار پايان دادن جنگ ميان عراق و ايران به ويژه حمله به هدف هاي غير نظامي شد. 16 عضو اين شورا در پي چندين روز جلسه در پشت درهاي بسته، متن كامل درخواست خود را مبنی بر این که شوراي امنيت هرگونه اقداماتي را جهت توقف درگيريها و حل اختلافات از طريق صلح جويانه انجام دهد را منتشر کرد. ايران بيانيه شوراي امنيت را غير منصفانه و نا عادلانه خواند و آن را رد كرد. [46]

جنگ شهرها

همزمان با آغاز عمليات كربلاي 5، ارتش عراق جنگ شهرها را به صورت گسترده اي آغاز كرد. در همان روز 19/10/1365 كه عمليات كربلاي 5 آغاز شد جنگنده هاي عراقي شهرهاي سوسنگرد و دزفول را بمباران كردند.[47] از اوايل سال 1365 اتحاد جماهیر شوروی هواپیماهای مدرن میگ25 و سوخوی22 را در اختيار ارتش عراق قرار داد. اين هواپيماها براي حمله به مراكز اقتصادي و مناطق مسكوني ايران مورد استفاده ارتش بعثي قرار مي گرفت. دولت عراق با توسعه برد موشك هاي زمين به زمين و نيز دريافت هواپيماهاي پيشرفته تر، جنگ شهرها را از زمستان سال 1365 به عنوان اقدامی جهت ایجاد فشار عظیم به مردمِ حامی رزمندگان، گسترش داد.

با اين سياست، رژيم عراق حتی شهرهای مرکزی و دور دست ایران را با حملات مداوم موشک های دوربرد و بمباران با کمک هواپیماهای میگ25، مورد تهاجم مرتب قرار می داد به طوری که در آن ایام فقط در یکی از بمباران ها در شهر کرمانشاه، هفتاد و دو نفر از مردم آن شهر به شهادت رسیدند. نيروي هوايي ارتش عراق، در روز شنبه 20 دي ماه 1365 مدرسه كودكان استثنائي در بروجرد را بمباران كرد كه بر اثر آن 70 كودك شهيد و مجروح شدند.

در اين روز شهرهاي رامهرمز، نهاوند و اصفهان نيز مورد حمله موشكي و بمباران قرار گرفت. ايران نيز براي مقابله به مثل در صبح 21/10/1365 بغداد را هدف حمله موشكي قرار داد. اين عمليات پس از عدم همكاري مأمورين ليبيايي و براي اولين بار توسط نيروهاي سپاه صورت گرفت. بعدازظهر همين روز عراق كرمانشاه و ايلام را مورد حمله موشكي قرار داد.[48] همچنين در روز دوشنبه 22 دي ماه 1365 جنگنده هاي عراقي اطراف بازار شهر اراك را بمباران كردند كه بر اثر آن 39 نفر شهيد و تعداد زيادي مجروح شدند.[49] ايران هم به تلافي موشكي را به سمت بغداد رها كرد. عراق در 23/10/1365 اسلام آباد غرب را بمباران كرد و موجب فرار مردم و تخليه آن شهر شد. بر اثر این بمبارانه 20 درصد از شهر خراب شد.[50]

همچنين در اين روز شهرهاي خرم آباد و كرمانشاه نيز بمباران شد. ايران در تلافي اين حملات در 26/10/1365 بغداد را مورد هدف قرار داد و عراق هم قم و چند شهر ديگر را بمباران كرد. در 27/10/1365 دو هواپيماي عراقي به هنگام ظهر به منطقه ولنجك تهران حمله و آن را بمباران نمود كه بر اثر آن 3 نفر از جمله 2 كودك شهيد و جمعي زخمي شدند. در همين روز چند نقطه مسكوني در دو نوبت در شهر تبريز بمباران شد كه بر اثر آن 20 واحد مسكوني تخريب، 15 نفر شهيد و 25 نفر مجروح گرديدند. اهواز نيز بمباران شد كه بر اثر آن 33 نفر شهيد و 400 نفر مجروح گرديدند. 2 هواپيما نيز به اصفهان حمله كردند كه بر اثر بمباران مناطق مسكوني مستضعف نشين اين شهر 1 نفر شهيد و 5 نفر مجروح شدند. در بمباران كوهدشت 17 نفر شهيد و 3 نفر مجروح شدند. خرم آباد نيز مورد حمله قرار گرفت كه بر اثر آن 4 نفر و تعدادي مجروح گرديدند.[51] در تاريخ 28/10/1365 نيز 5 هواپيماي عراقي به شهر ملاير حمله كرده و 12 نقطه شهر را بمباران كردند. در اين بمباران نيز نزديك به 30 نفر از مردم شهيد و تعداد زيادي مجروح گرديدند. همچنين در 28/10/1365 دوباره 2 هواپيماي عراقي به شهر ملاير حمله كرده كه بيش از 40 نفر شهيد و تعداد زيادي زخمي گرديدند.

در اين روز 8 فروند هواپيماي جنگي 18 نقطه از شهر سنندج را بمباران كردند كه بر اثر آن 220 نفر شهيد و بيش از 500 نفر مجروح شدند. بر اثر بمباران نهاوند نيز 23 نفر شهيد و 100 نفر مجروح شدند. بمباران بروجرد نيز موجب تخريب قسمت هايي از مسجد جامع آن شهر شد. شهرهاي دزفول، مسجد سليمان، ايلام، خرم آباد و اصفهان نيز بمباران شد.[52]

در 1/11/1365 هواپيماهاي عراق به اهواز حمله كردند كه يك هواپيما منهدم گرديد ولي يك بمب در محل گلف فرود آمد. در همين روز به هشت شهر ديگر ايران از جمله قم، نهاوند، ايلام، باختران، اصفهان، خرم آباد، همدان و تبريز نيز حمله شد كه بر اثر آن تعداد زيادي از مردم شهيد و مجروح شدند. فرداي آن روز شهر اهواز مورد هجوم 60 فروند هواپيماي عراقي قرار گرفت. كه 3 فروند آنها با پدافند هوايي سرنگون شد. به 10 شهر ديگر ايران نيز حمله شد كه بر اثر آن بيش از 200 نفر شهيد و صدها نفر نيز زخمي گرديدند.[53]

در 3/11/1365 عراق به شهرهاي اصفهان، تبريز، خرم آباد، ملاير، همدان، اسلام آباد، نهاوند، دزفول و قم حمله كرد. در حمله به اصفهان يك مجموعه ورزشي و 5 واحد مسكوني هدف قرار گرفت كه بر اثر آن 4 نفر شهيد و 10 نفر مجروح شدند. برخي از اين بمباران ها توسط هواپيماهاي ميگ 25 و از ارتفاع بالا صورت مي گرفت. در سرماي روز 4/11/1365 برخي از شهرهاي غربي كشور از جمله پل دختر و خرم آباد از ترس بمباران هاي عراق تعطيل شده بود.[54]

در 8/11/1365 بار ديگر شهرهاي قم و ملاير مورد حمله هوايي عراق قرار گرفتند. در 12/11/1365 تويسركان و چند شهر ديگر ايران مورد حمله قرار گرفت. در 13/11/1365 شهرهاي تفرش، آشتيان، نهاوند و اراك مورد حمله هواپيماهاي دشمن قرار گرفت. به تلافي حملات چند روز گذشته صبح روز 14/11/1365 بار ديگر بغداد مورد حمله موشكي قرار گرفت. اين در حالي بود كه امكان دريافت موشك از ليبي فراهم نبود و ايران در تلاش بود تا از كره شمالي موشك زمين به زمين بخرد.

در اين ايام كشور ليبي همكاري هاي خود را با ايران كاهش داده و حتي پايگاه موشكي سام 2 در حوالي تهران را به بهانه كمبود قطعات غير عملياتي كرد.[55] در 18/11/1365 شهرهاي تبريز، قم، خرم آباد، بروجرد، پل دختر و اراك مورد حمله قرار گرفت. در روز 22 بهمن 1365 نيز كه مصادف با سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي است عراق به چند شهر از جمله تهران و قم حمله كرد ولي مردم با شعار جنگ جنگ تا پيروزي به راهپيمايي خود ادامه دادند.[56] در 23/11/1365 شهرهاي تهران، همدان، كرج، زنجان، خرم آباد، ملاير و ايلام بمباران شد.بر اثر بمبارانها حدود 15 درصد شهر ایلام آسیب دید.[57] در حملات به تهران 6 نفر شهيد و تعدادي از مردم زخمي شدند. اين حملات موجب شد تا برق تهران و بخش وسيعي از كشور قطع شود. ايران هم به تلافي يك موشك روانه بغداد كرد.

فرداي آن روز عراق 3 بار به تهران حمله كرد كه موجب شد 20 نفر شهيد و 100 نفر مجروح شوند. به دليل اقدام ليبي[58] در تعطيلي سايت موشكي سام 2 در اطراف تهران، هواپيماهاي ميگ 25 در ارتفاع 75 هزار پايي تهران را بمباران مي كردند. ايران هم به تلافي دوباره بغداد را مورد حمله قرار داد. حمله به تهران موجب شد تا از مهاجرت شهرستاني ها به تهران كاسته شود و از لحاظ رواني نيز موجب كاهش فشار روي مردم ساير نقاط كشور شد.[59] در 25/11/1365 براي ششمين بار ملاير مورد حمله قرار گرفت كه نزديك به 15 نفر كشته و تعداد بيشتري زخمي گرديدند. در اين روز شهرهاي ايذه، گچساران، زنجان، قروه، پل دختر، تهران، قم و كوهدشت نيز مورد حمله هوايي قرار گرفت. در 26/11/1365 هم شهرهاي اصفهان، مسجد سليمان، خرم آباد، پل دختر، كوهدشت، دزفول، دورود و اليگودرز مورد حمله هوايي قرار گرفت.

در حمله به اصفهان يك فروند هواپيماي ميگ 25 عراق با پدافند سام 6 سپاه كه موشك هاي ساخت چين بود، سرنگون گرديد و خلبان آن اسير شد. جنگ شهرها موجب افزايش مخارج دولت و استقراض 3 ميليارد تومان از بانك مركزي گرديد.[60] با مقاومت مردم،رژیم عراق تصميم گرفت تا بمباران شهرها را از ظهر روز پنج شنبه 30 بهمن 1365 به مدت دو هفته قطع نمايد. ايران نيز در پاسخ عمليات مقابله به مثل خود را متوقف كرد.در این مدت ، ایران در واکنش به بمباران شهرها،تعداد 8 موشک اسکادبی به شهر بغداد پرتاب کرد.

اين دور از جنگ شهرها 40 روز به طول انجاميد و مردم خسارات فراواني را متحمل شدند. گفته مي شود يكي از دلايلي كه عراق حملات هوايي خود به شهرها را متوقف كرد تلفات زياد به هواپيماهاي عراقي و از دست دادن خلبانهاي خود بوده است. البته شوروي موافقت كرد تا بلافاصله هواپيماهاي از دست رفته عراق را جايگزين نمايد. در این مرحله از جنگ شهرها به 66 شهر کشور 28حمله موشکی و 236 بمباران هوایی صورت گرفت که بر اثر آن3050 نفر شهید و 11163 نفر مجروح شدند.

حركت نفتكش هاي كويتي با پرچم شوروي

پس از گذشت چهار روز از آغاز عمليات كربلاي 5، دولت كويت در 23 دي 1365 برابر با 13 ژانويه 1987 از اتحاد جماهير شوروي درخواست كرد تا نفتكشهاي اين كشور را تحت پرچم خويش قرار دهد. انگيزه اين اقدام جلوگيري از هدف قرار گرفتن نفتكشهاي كويتي در جريان جنگ نفتكشها در خليج فارس بود. تا اين زمان 15 كشتي عبوري به سمت بنادر كويت مورد حمله قرار گرفته بودند. كويت بخاطر اجازه به عراق جهت استفاده از بندر شعيبيه جهت انتقال تسليحات و تجهيزات ساخت شوروي به عراق در مظان مشاركت در جنگ به نفع عراق قرار داشت. اين كشور بدنبال آن بود تا با وارد كردن پاي ابرقدرت ها به حوزه مسائل نفتي، امنيت خود را افزايش داده و از عواقب و پيامدهاي همكاري با عراق، خود را مصون نگه دارد.[61] بر اساس درخواست امير نشين كويت، اتحاد جماهير شوروي 4 فروند از نفتكش هاي اين كشور را تحت پرچم خود در آورد و نامهاي روسي براي آنها انتخاب نمود. يكي از اين نفتكش ها، مارشال چخوف ناميده شد. كويت بعدها ادعا كرد كه اين كشتيها را از شوروي اجاره كرده است و پرچم كشتي هاي كويتي تغيير نيافته است.

دعوت کویت به عنوان یک کشور حامی صدام از اتحاد جماهیر شوروی برای اسکورت نظامی نفتکشهایش منجر به باز شدن پای ابرقدرتها و ناوگانهای نظامي خارجی و حضور گسترده آنها در خلیج فارس شد به طوری که پس از مدتی همین درخواست از ايالات متحده هم شد و آمریکا هم بتدريج، ناوگان پنجم دریایی خود را در خلیج فارس مستقر کرد. نفتكشهاي كويتي از اين پس تحت حمايت ناوهاي جنگي شوروي قرار گرفتند و در مسير تردد درخليج فارس، اين ناوهاي جنگي آنها را همراهي مي كردند.

تصور كويت بر آن بود كه شوروي مي تواند، امنيت كشتيراني در مسير بنادر كويت و براي نفتكش هاي كويتي را تضمين نمايد. انگيزه شوروي نيز از اين اقدام آن بود كه دامنه نفوذ خود را در كشورهاي عضو شوراي خليج فارس افزايش داده و با بهانه اسكورت نفتكشهاي كويتي ناوگان نظامي خود را در خليج فارس توسعه دهد. باید توجه نمود که شوروی در دوران جنگ سرد ، منطقه خلیج فارس را به عنوان بخشی از کمربند امنیتی جنوبی خود مورد توجه قرار می داد و در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط بهتری با کویت داشت.

نگراني از پيروزي ايران و بيانيه رسمي رئيس جمهور امريكا

با انجام عمليات كربلاي 5وزير دفاع امريكا در مصاحبه با راديو امريكا در 3/11/1365 اعلام كرد: پيروزي ايران در جنگ خليج فارس فاجعه آميز خواهد بود. ايالات متحده مي خواهند كشورهايي را كه پيروزي ايران بر آنان اثر خواهد گذاشت را ياري دهد منتها از طريقي كه نياز به دخالت نظامي امريكا نباشد. از سوي ديگر در 4/11/1365 رونالد ريگان رئيس جمهور امريكا با صدور بيانيه اي اظهار داشت: اين حمله (عمليات كربلاي 5) ياد آور صدمات ناراحت كننده زيادي است كه جنگ ايران و عراق در منطقه خليج فارس به ارمغان آورده است. ادامه اين جنگ خونين به عنوان يك نگراني عميق براي ايالات متحده و تمام دنيا بشمار مي رود.

اين جنگي است كه نه تنها منافع استراتژيك امريكا بلكه ثبات و امنيت دوستان اين كشور را در منطقه تهديد مي كند. ما مصمم و قاطع هستيم كه از طريق مذاكره و بدون اينكه يكي از طرفين پيروز شود يا شكست بخورد و با ابقاء استقلال و تماميت ارضي ايران و عراق به ختم سريع جنگ كمك كنيم. ما چاره اي نداريم جز اينكه گرفتن و اشغال اراضي عراق را توسط ايراني ها محكوم كرده و مجدداً از دولت ايران بخواهيم كه به دولت عراق جهت پيدا كردن يك راه حل سريع از طريق مذاكره بپيوندد.

ما با نگراني دوستانمان در منطقه مبني بر ادامه جنگ و تهديد امنيت آنها شريك هستيم و همچنين توسعه جنگ را يك تهديد عمده به منافع خودمان و منافع دوستانمان در منطقه مي دانيم. ما مصمم هستيم كه جريان آزاد نفت از تنگه هرمز را تضمين كنيم. ما همچنين سرسختانه معتقد هستيم كه از دفاع يك جانبه و يا چند جانبه دوستانمان كه با آنها بستگي هاي دراز مدت عميق داريم حمايت كنيم. [62]

طرح تغيير پرچم كشتي هاي كويتي با پرچم آمريكا

كويت در روز 23 ديماه سال 1365 همزمان با اقدام شوروي براي اسكورت نفتكش هايش، درخواست مشابه اي را از سفارت امريكا كرد تا نفتكشهاي اين كشور با نصب پرچم امريكا از حمايت ناوگان جنگي ايالات متحده در خليج فارس برخوردار شوند. امريكا بمنظور جلوگيري از توسعه نفوذ به شوروي و احياي نفوذ خود در خليج فارس و همچنين نگراني از بخطر افتادن انتقال نفت به دنياي صنعتي و با جدي شدن جنگ نفتكشها، در 16 بهمن 1365 به كويت اطلاع داد كه 11 فروند نفتكش آن كشور را تحت حمايت قرار خواهد داد. در پي اين اقدام ريگان رئيس جمهور امريكا در 7/12/1365 بيانيۀ ديگري صادر كرد و ضمن تكرار سخنان بيانيه قبلي خود، گفت كه معاون برگزيده وزارت خارجه را براي جلوگيري از صدور اسلحه به ايران مأمور كرده است.[63]

اين اولين بيانيۀ رسمي رئيس جمهور امريكا در مورد جنگ پس از نزديك به هفت سال از آغاز آن بود. ايران در برابر اظهارات رئيس جمهور امريكا اعلام كرد كه در فكر توسعه جنگ به ساير كشورهاي حوزه خليج فارس نيست. بدنبال تلاش امريكا براي حضور فعال در خليج فارس و كمك به كشورهاي حامي عراق در جنگ با ايران،توافقنامه رسمي تغيير پرچم كشتي هاي كويتي به پرچم امريكا در روز 13 فروردين 1366 مطابق با 2 آوريل 1987 بين دو كشور به امضاء رسيد. در اين زمان كويت اصرار داشت كه اين توافقنامه مخفي باقي بماند.

پس از آنکه در اواخر سال 1365 برای امریکا مشخص شد که عراق در میدان جنگ پیروز نخواهد شد و دامنه جنگ به خلیج فارس کشیده شده است، امریکا طرح نصب پرچم خود را بر فراز برخی از کشتي های کویت که به تصور ایران نفت عراق را در پوشش کویت حمل می کردند را دنبال و از اواخر تیر ماه 1366 آن را به اجرا در آورد و امنیت تردد آنها را برعهده گرفت. اين اقدام مشخص كننده مرحله مهمي در رويارويي امريكا با ايران بود. از این زمان بود که ناوگان جنگی امريكا به صورت گسترده وارد خلیج فارس شد و در برابر ایران، آرایش نظامی گرفت.

نتیجه گیری

عملیات کربلای 5 در شرایط سخت جنگ شهرها، جنگ نفتکش ها و فشار شدید اقتصادی صورت گرفت.در سال 1365 قيمت نفت يك سير نزولي را طي كرد. پايين آمدن قیمت نفت ونیزکاهش تولید نفت ایران، موجب شد تا صادرات نفت ایران به حدود یک میلیون بشکه در روز کاهش یابد. گفته می شود درآمد های نفتی جمهوری اسلامی ایران در آن سال به حدود 7 میلیارد دلار کاهش یافت. بنابراين دولت دچار کسری بودجه شدید گرديد و اين مسئله موجب وارد آمدن فشار اقتصادی بر مردم شد.

انجام عملیات کربلای 5 در دشوارترین و مستحکم ترین جبهة جنگ، نشان داد که ایران ظرفیت پیروزی نظامی در جبهه های جنگ را داراست و می تواند شرایطی را فراهم آورد تا ارتش عراق دچار شکست و هزیمت ناگهانی گردد. گرچه عمليات كربلاي 5 در مجموع يك عمليات موفق ارزيابي مي گردد اما نتوانست به عنوان يك عمليات سرنوشت ساز، پس از 20 روز جنگ شديد، موجب نيل به هدف اصلي خود كه ختم جنگ باشد گردد.[64]

يكي از پيامدهاي عمليات كربلاي 5، به بن بست رسیدن امكان انجام عملیات بزرگ در جبهه های جنوب بود. به همين دليل پس از عملیات کربلای 8 که یک اقدام تکمیلی برای عملیات کربلای 5 بود، فرماندهان جنگ احساس کردند که مناطق عملیاتی در جبهه های جنوب قفل شده و بایستی در راهبرد عملیاتی تغییراتی صورت گیرد. بر همین اساس طرح ريزي عملیات های بعدی در غرب کشور آغاز شد و نبردهای  بیت المقدس 2 و والفجر 10 طرح ریزی گردید. عملیات کربلای 5 ، بر زمین گیر شدن واحد ها و لشکرهای سپاه در خطوط دفاعی افزود.

پس از انجام اين عمليات، بدلیل نیاز به پدافند در سرزمین هاي تصرف شده مثل فاو و خیبر و ... امکان آزاد شدن لشکرهای سپاه برای آفند موثر کمتر شد و توان یگان های سپاه در خطوط مختلف جبهه، تقسیم گرديد. مثلاً از یک لشکر سازماني، یک تیپ در فاو و یک تیپ در شلمچه و تیپ دیگر در حلبچه می جنگید. بنابراين به علت گسترش بیش از حد واحدها، توانایی انجام آفند از سوی لشکرهای سپاه کاهش یافت. از سوی دیگر با روشن شدن ظرفیت و توانایی ایران در انجام عملیات های نظامی موفق،آمریکا و شوروی با هم توافق کردند که اجازه ندهند عراق در جنگ شکست بخورد. در چنین شرایطی آنها علیرغم نگرش های متفاوت و اختلاف و رقابت بر سر مسائل بین المللی،گرایش زیادی از خود به نفع عراق نشان دادند.

ايران معتقد بود كه امريكا و شوروي خواهان پايان جنگ به نفع عراق هستند زيرا اين دو ابر قدرت به دليل اختلاف نظرهايي كه با هم داشتند به آساني با هم متحد نمي شدند. اما نزديكي امريكا و شوروي در رابطه با جنگ از روز آغاز جنگ به وجود آمد. در واقع آنها با هم جنگ را شروع كردند تا ايران را شكست دهد و در طول جنگ هم به صدام كمك كردند تا ايران در جنگ، پيروز نشود[65].

با انجام عملیات کربلای 5، آمریکا بر حضور نظامی خویش در خلیج فارس افزود تا با گشودن جبهه دریا به روی ایران، عملاً از پیروزی نظامی جمهوری اسلامی بر صدام جلوگیری نماید. منظور از این اقدام آن بود که ایران در جنگ برنده نشود و عراق هم بازنده نگردد. در جريان عمليات كربلاي 5، مستشاران نظامي شوروي هم به عراق اعزام گرديدند و مواضع سياسي شوروي به نفع عراق گرایش بیشتری يافت.

همچنین اين كشور تصميم گرفت تا موشك هاي S – 12 به عراق واگذار كند.[66] به هر حال این عملیات نشان داد که اگر قرار است جنگ تا پيروزي نهايي ادامه يابد بايستي تمام ظرفيت هاي كشور براي اين امر بسيج شود. بر تعداد و كيفيت يگان هاي رزمي بطور مرتب افزوده شود و اولويت اول كشور مسئله جنگ باشد. در آن شرایط عراق هم به شدت بدنبال توسعه قابليت هاي نظامي خود بود و نيازمندي هاي مالي وي نيز عمدتاً از سوي كشورهاي نفت خيز عربي تأمين مي شد. از سوي ديگر در آن زمان تصور می شد، صدام کسی نیست که از سوی حامیان خود اجازه داشته باشد در مقابل ایران تسلیم شود. بديهي است.

موفقیت در هر نوع راهبردی، مستلزم تأمین نیازمندی های سخت افزاری جنگ در آن شرایط بود. از ديدگاه سپاه اين نيازمندي ها مي توانست یا از طریق واگذاری بخشي از تسلیحات ارتش تأمین شود و یا از طریق تجهیز صنایع داخلی کشور برای تولید نیازمندی های تسلیحاتی جبهه، امکان پذیر گردد و یا از طریق خرید خارجی، باید مشکل حل می شد. البته با توجه به تحریم تسلیحاتی ایران، تأمین این نیازمندی ها از خارج از کشور، کار مشکلی به نظر می رسید. با بررسي و تجزيه و تحلیل وضعیت آن دوران می توان نتیجه گرفت که کشور در آن زمان نتوانسته است به یک همدلی و هم نظری بین مسئولین مختلف، در مورد تعیین راهبرد واحدی برای چگونگی ادامه جنگ و نیز روش های پایان دادن به آن برسد.

بنابراين عملاً ديدگاه غالب برای پایان دادن به جنگ،شعار "جنگ جنگ تا یک پیروزی" بوده است. اين راهبرد نيز با انجام يك عملیات بزرگ سرنوشت ساز، دنبال شده است. بنابراین طرح ریزی و انجام عملیاتهای کربلای 4 و 5 در راستای این سياست، قابل تحلیل است و عملیات کربلای 5 نشان داد که قدرت نظامی گسترده تری برای پیروزی قاطع نظامی بر ارتش عراق مورد نیاز بوده است.

منابع و مأخذ

 


[1]. اظهارات سردار احمد غلامپور در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،  ص/273

[2]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص ص/213

[3]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /197

[4]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص/144 ، 147 و 167

[5]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /177

[6]- هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص/105 ، 179

[7] - اظهارات حجت الاسلام محمد علی رحمانی مسئول وقت واحد بسیج سپاه به نگارنده

[8]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/254 و 259

[9]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /259

[10]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /308

[11]. روحاني حسن ، انقلاب اسلامي، ريشه ها و چالشها، تهران، مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، 1376، ص/323

[12]. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، مترجم عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1388 ،  ص/ 135

[13]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /341 و 342

[14]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /348 ، 351 و 353

[15]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/366 و 374

[16]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /379 ، 380 و 391

[17]- برای این عملیات حدود 150 گردان بیشتر از عملیات والفجر 8 نیرو آماده شد.

[18]. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، مترجم عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1388 ،  ص/ 121

[19]. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، مترجم عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1388 ، ص/ 122

[20]- درودیان محمد،فاو تا شلمچه،تهران،مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،چاپ سوم،1379 صفحه115

[21]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /392

[22]. اظهارات سردار غلامعلی رشید در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،  ص/141

[23]. مصاحبه با پایگاه اطلاع رساني بازتاب، در هفته دفاع مقدس سال 1385

[24]. اتفاق فر فرشته سادات و زیبا کلام صادق ، هاشمی بدون روتوش، تهران، نشر روزنه، چاپ سوم 1387 ، ص295

[25]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص / 393

[26]. وفيق السامرايي، ويراني دروازه شرقي، مترجم عدنان قاروني، تهران، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1388 ، ص/ 123

[27]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /399 و 404

[28]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/430

[29]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /402

[30]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /423

[31]. اظهارات سردار احمد غلامپور در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،   ص/278

[32]. اظهارات سردار احمد غلامپور در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،  ص/278

[33]. شروع عمليات ارتش موكول به پديدار شدن نشانه هاي موفقيت سپاه در عمليات كربلاي 4 بود. البته معلوم نبود كه اگر اين عمليات آغاز هم مي شد به نتيجه اي مي رسيد و حاصلي در بر داشت.

[34]. نخعي هادي ، جنگ در سال 65، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، 1367ص/202

[35] - جنگ در سال 65 ، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ،ستاد مرکزی ،1367ص 205

[36]. اظهارات سردار احمد غلامپور در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،  ص/284

[37].این لشکر به فرماندهی سردار ابولفضل نوری متشکل از نیروهای استان لرستان، یگانی عملیاتی برای جنگ در مناطق کوهستانی بود و برای تصرف ارتفاعات صعب العبور سازماندهی شده و متخصص عملیات ویژه در ارتفاعات بود.

[38]. محمد درودیان، نبرد در شرق بصره ، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوم ،1376ص/140

[39]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /421

[40]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/449 ، 451 و 453

[41]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، جلد 20، ص/194

[42]. اظهارات سردار احمد غلامپور در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،   ص/286

[43]. اظهارات سردار غلامعلی رشید در بهداروندمهدی ، ما وجنگ، تهران ، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات دفاع مقدس ،1388 ،  ص/ 130

[44]-هاشمی رفسنجانی اکبر،دفاع و سیاست،کارنامه و خاطرات سال 1366،تهران،دفتر نشر معارف انقلاب،1389،صفحه7

[45]. صحيفه امام، مجموعه آثار امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، جلد 20، ص/199

[46]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /426

[47]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/418

[48]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /419 تا 421

[49]. اولیایی مصطفی ، یادی از آن روزها، همدان، انتشارات کرشمه، 1384 ص/145

[50]- هاشمی رفسنجانی اکبر،دفاع و سیاست،کارنامه و خاطرات سال 1366،تهران،دفتر نشر معارف انقلاب،1389،صفحه 61

[51]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /423 ، 426 و 427

[52]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/429

[53]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /436 و 438

[54]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /439

[55]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/453

[56]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /462

[57]- اولیایی مصطفی ، یادی از آن روزها، همدان، انتشارات کرشمه، 1384 ، صفحه 60

[58]- از اواخر سال 1365 روابط لیبی با ایران سرد شد و معمر قذافی در یک نطق تلویزیونی در 19/1/1366 اعلام کرد:اتحاد ما به این معنی نیست که ما با دولت ایران علیه ملت برادر عراق،هم پیمان شده ایم.

[59]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /465 و 466

[60]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /467 و 468

[61]. كويت يكي از كشورهايي بود كه در جريان جنگ، بيشترين دوستي و همكاري را با عراق داشت. بدهي است كه اقدام كويت، مي توانست شوروي و امريكا را در خليج فارس به مقابله با ايران بكشاند. همان اتفاقي كه پس از چند ماه به وقوع پيوست و عملاً آمريكا وارد جنگ عليه ايران در خليج فارس شد.

[62]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/439 ، 440

[63]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص / 482

[64]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /435

[65]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ص /213

[66]. هاشمی عماد ، خاطرات هاشمی رفسنجانی، اوج دفاع، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1388 ، ص/458

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir