ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی(ره)

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشکسوت: اگر امنیت را یکی از مهمترین وظایف و کارکردهای دولت ها در عصر مدرن بدانیم، امنیت ملی بزرگترین دغدغه هر نظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی، ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی و نظامی پیوند خورده است. اهمیت این موضوع البته به نظر می رسد که در میان کشورهای در حال توسعه دوچندان است، زیرا امنیت در این کشورها امر پیچیده ای است و پیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن عامل پیچیدگی بیشتر آن است.

نویسنده: دکتر فرهاد درویشی استادیار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)[1]

چکیده

اگر امنیت را یکی از مهمترین وظایف و کارکردهای دولتها در  عصر مدرن بدانیم، امنیت ملی بزرگترین دغدغه هر نظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی، ایدئولوژیک، فرهنگی،اجتماعی و نظامی پیوند خورده است. اهمیت این موضوع البته به نظر می رسد که در میان کشورهای در حال توسعه دو چندان است زیرا امنیت در این کشور ها، امر پیچیده ای است و پیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن، عامل پیچیدگی بیشتر آن است. یکی از موضوعاتی که از دهه 1980 به این سو، در دستور کار محققان و علاقمندان امنیت پژوهی قرار گرفته است، موضوع دایره و ابعاد امنیت است. فراگذشتن از منحصر دیدن امنیت در بعد نظامی، گرچه دستاورد بزرگی بوده و هست اما تا مشخص شدن ابعاد گوناگون و زوایا و ابهامات فراوان آن، راه طولانی باید پیموده شود.

در این مقاله که می تواند درخدمت دیدگاههای کلان نظری امنیت مورد پژوهی قرار گیرد، ابعاد امنیت ملی در آراء و اندیشه امام خمینی (ره)مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع مقاله حاضر تلاشی است برای تشخیص واستخراج وفصل بندی ابعاد امنیت دراندیشه و آراء امام خمینی (ره). پرسش اصلی مقاله این است که ابعاد امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره) با کدام یک از رهیافت های موجود در این زمینه سازگاری دارد؟ روش نوشتار حاضر برای درک و تبیین ابعاد امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره)، ارزیابی و بازاندیشی در مجموعه سخنرانی ها، پیام ها، مصاحبه ها و همچنین سیره عملی ایشان است. یافته های پژوهش نشان می دهد که امام خمینی (ره) متاثر از رویکرد هستی شناسانه، انسان شناسانه و جامعه شناسانه خویش، نگاهی فرا دنیوی به مقوله امنیت داشته و برهمین اساس، چون امنیت را در خدمت فرآیند شدن و غایت انسان - نیل به سعادت دنیوی و اخروی – می دانست، بنابراین ایشان متفاوت از رویکردهای رایج، ابعاد متنوع تری را برای امنیت قائل است.

واژگان کلیدی: امام خمینی(ره)، امنیت، امنیت ملی، سیاست، سعادت دنیوی و اخروی

 

مقدمه

بسیاری از صاحب نظران و محققان علوم سیاسی و روابط بین الملل بر این اعتقادند که نیازهای امنیتی و یا تامین امنیت ملی، اصلی مبنایی در تعیین اهداف سیاست خارجی و اداره روابط میان کشورها است. به عبارت دیگر اگر امنیت را یکی از مهمترین وظایف و کارکردهای دولت ها در  عصر مدرن بدانیم، امنیت ملی بزرگترین دغدغه هر نظام سیاسی است که با عناصر اقتصادی، ایدئولوژیک، فرهنگی،اجتماعی و نظامی پیوند خورده است. اهمیت این موضوع البته به نظر می رسد که در میان کشورهای در حال توسعه دو چندان است زیرا به قول سایق[2]، امنیت در کشور های در حال توسعه امر پیچیده ای است و پیوندهای موجود میان ابعاد گوناگون آن عامل پیچیدگی بیشتر آن است.(1377:8 )

در متون و ادبیات مرتبط با موضوع امنیت ملی، معمولا چندین سوال کلیدی وجود دارد که کمتر در باره آنها اتفاق نظر وجود دارد. این سوالات عبارتند از: منظور از مفهوم امنیت ملی چیست؟ (چیستی امنیت). در بحث از امنیت، چه کسی یا چیزی باید در کانون توجه باشد؟ (مرجع امنیت). چه چیزی یا چه کسی، امنیت ملی را تهدید می کند؟(تهدیدات امنیتی). چه کسی یا نهادی، امنیت را تدارک می بیند؟ (متولی امنیت). برای تدارک امنیت از چه شیوه هایی باید بهره گرفت؟ (استراتژی امنیتی). آنچه که در این مقاله به طور مشخص و بیش از سوالات فوق، بدان پرداخته خواهد شد، این است که امنیت به طور کلی و البته و به طور مشخص، در اندیشه و آراء امام خمینی (ره)، دارای چه ابعاد و جنبه هایی است. گرچه پرداختن به این مساله، تا حدود فراوانی به نوع پاسخ ها به سوالات اول و دوم از سوالات فوق الذکر بستگی دارد اما در هر حال تمرکز اصلی مقاله بر مورد اخیر قرار گرفته است.

هدف نوشتار حاضر نیز تبیین ابعاد امنیت ملی در پرتو بازشناسی و مطالعه دیدگاهها و اندیشه امام خمینی (ره)است. بنابراین پرسش اصلی مقاله حاضر این است که ابعاد  امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره) با کدام یک از رهیافت های موجود سازگاری دارد؟ بدیهی است برای پاسخ به این سوال و ایضاح بیشتر آن، ابتدا باید به برخی سوالات مقدماتی و فرعی نظیر اینکه اصولاً منظور از امنیت و ابعاد آن چیست؟ نظریه پردازان و مکاتب مختلف امنیت پژوهی چه دیدگاهی در باره ابعاد امنیت داشته و دارند و سرانجام اینکه در اندیشه و آراء امام خمینی(ره)، ابعاد مختلف امنیت کدامند و هر کدام از آنها از چه مختصات و دقایقی برخوردارند، پاسخ داده شود. فرضیه اصلی مقاله این است که امام خمینی (ره) متاثر از رویکرد هستی شناسانه، انسان شناسانه و جامعه شناسانه خویش، نگاهی فرا دنیوی به مقوله امنیت داشته و برهمین اساس، چون امنیت را در خدمت فرآیند شدن و غایت انسان - نیل به سعادت دنیوی و اخروی – می دانست، بنابراین ایشان متفاوت از رویکردهای رایج، ابعاد متنوع تری را برای امنیت قائل است.

روش نوشتار حاضر برای درک و تبیین ابعاد امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره)، ارزیابی و بازندیشی در مجموعه سخنرانی ها، پیام ها، مصاحبه ها و همچنین سیره عملی ایشان است. بدین منظور مقاله حاضر از سه قسمت تشکیل شده است: ابتدا و به اختصار، به توصیف مفهوم امنیت ملی و تشریح دقایق و خصایص آن پرداخته می شود. در قسمت دوم رویکردهای رایج در زمینه ابعاد امنیت معرفی و بررسی می شوند و قسمت سوم به ابعاد امنیت در اندیشه و آرائ امام خمینی(ره) اختصاص یافته است. بدیهی است به دلیل محدودیت حجم مقاله، دو قسمت اول به اختصار و در حد یادآوری و فراهم ساختن تمهیدات لازم، برای ورود به قسمت سوم که بخش اصلی مقاله را تشکیل می دهد، مورد اشاره قرار خواهند گرفت.

نخست: تبیین و ایضاح مفهوم امنیت

در این قسمت از مقاله خواهیم کوشید تا نشان دهیم که دستیابی به یک تعریف جامع و مانع از مفهوم امنیت، علیرغم تلاشها و مجاهدت های علمی فراوان صورت گرفته، تا چه اندازه دشوار است و اینکه این مفهوم واجد خصایص و صفاتی است که محققان را برای دستیابی به یک تعریف مشترک با دشواریهای جدی مواجه می سازد. کوشش مقاله حاضر برای ارائه یک تعریف مشخص از مفهوم امنیت(ملی) نیز بیش از آنکه ادعایی درباره ارائه یک تعریف جامع و مانع باشد، پیش فرضی است تا بر اساس آن بتوان در باره ی ایده ی اساسی مقاله - کنکاش در مورد ابعاد امنیت از دیدگاه امام خمینی (ره) -  با سهولت بیشتری سخن گفت.

امنیت مفهومی به شدت ذهنی، نسبی و برساخته اجتماعی است. قدمت اندیشه درباره این مفهوم به آغاز حیات بشری و زیست اجتماعی او باز می گردد اما مجادلات درباره امنیت از پایان جنگ جهانی دوم به بعد به مجامع آکادمیک راه پیدا کرد. با وجود گذشت بیش از شش دهه از مناظرات در باره این مفهوم، کماکان عدم اتفاق نظر در بین محققان در فهم چیستی آن، نقطه نظر مشترک تلاشهای فکری مذکور است. به طوری که تریف[3] و همکارانش معتقدند: نبود تعریف واحد و پذیرفته شده ای برای امنیت و وجود رویکرد های نظری گوناگون برای بررسی آن، این پرسش را پیش می آورد که هر کس چگونه امنیت را تعریف می کند. به زعم مورگنتا این پرسش پاسخ آسانی ندارد. هنگام ارائه تعریف، برخی چیزها را در دل تعریف می گنجانیم و چیزهای دیگری را کنار می گذاریم.(11-1383)

همانگونه که اشاره شد، گذشت زمان نه تنها به بحث ها درباره چیستی و ماهیت مفهوم امنیت پایان نداد بلکه برعکس از دهه 1980 به بعد و با پایان چنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق، مباحث مذکور به عنوان یکی از نقاط کانونی رشته روابط بین الملل و مطالعات استراتژیک مبدل شد.

مقاله حاضر با پذیرش ادعای مورگنتا مبنی بر اینکه، هر تعریفی شامل پذیرش برخی چیزها و کنار گذاردن برخی چیزهای دیگر است، و به عنوان پایه ای برای مباحث آتی خود، امنیت (ملی) را به عنوان شرایط و فضایی تعریف می کند که طی آن یک ملت قادر است تا از اهداف و ارزشهای حیاتی مورد نظر خود در سطح ملی و فراملی محافظت نماید و یا آنها را گسترش دهد. (درویشی، 1376:11)

بر اساس این تعریف، شرایط و فضای امن برای نظامهای سیاسی و جوامع مختلف متفاوت است، زیرا تمامی ترجیحات ارزشی آنها یکسان نیست، حتی اگر برخی از این ترجیحات، نظیر بقاء فیزیکی یا رفاه و آبادانی و... فصل مشترک همه آنها باشد.

پذیرش تعریف مذکور از امنیت، خواه ناخواه الزاماتی را به دنبال خواهد داشت که تذکر آنها خالی از فایده نیست: اولا امنیت امری نسبی است به این معنا که هیچ زمان و مکانی نمی توان اشاره کرد که در آن امنیت به طور مطلق تحقق پیدا کرده و یا پیدا کند. ثانیا امنیت امری ذهنی است چون بسیاری از ترجیحات ارزشی انسان ها فاقد ما به ازاء عینی و مشخصی هستند. ثالثا، امنیت امری برساخته اجتماعی است به این معنا که به شدت زمانمند و مکانمند(زمان پرورده و زمینه پرورده) است. به عبارت دیگر نه تنها نمی توان از ترجیحات ثابت و مشترک جوامع مختلف (به دلیل تاریخ و فرهنگ متفاوت) سخن گفت بلکه و حتی مهمتر از آن، برای یک جامعه مشخص هم نمی توان بر ترجیحات ثابت و مشترک نسل های مختلف آن (به دلیل تأثیر پذیری اذهان عمومی از عوامل مختلف) تاکید داشت.

در قسمت بعدی مقاله به این نکته اشاره خواهد شد که چگونه ترجیحات ارزشی مختلف در زمانها و جوامع گوناگون، به متفاوت دیدن موضوع امنیت و توسعه ابعاد آن انجامیده است. به نظر می رسد تنها با لحاظ کردن نکات فوق الذکر است که بحث درباره ابعاد امنیت از دیدگاه امام خمینی(ره) با همدلی بیشتری درک و فهم خواهد شد.

دوم: مروری بر رویکردهای رایج در زمینه ابعاد امنیت

هدف اساسی این بخش، آشنایی با رویکرد ها و دیدگاه های گوناگونی است که درباره ابعاد امنیت ملی وجود دارد. ایضاح این موضوع، مقدمه و تمهیدی است برای ورود به قسمت بعدی که جان کلام مقاله را تشکیل می دهد. در واقع به نظر می رسد که آگاهی از چگونگی نگرش امام به مقوله امنیت، آنگاه اهمیتش دو چندان می شود که با تأمل در رویکردهای موجود، نقاط اشتراک و افتراق آنها با نگرش امام آشکار شود.

پرداختن تفصیلی به ابعاد امنیت و تحولاتی که امنیت از این حیث به خود دیده است، مجال فراخی را می طلبد به گونه ای که تاکنون نیز برای ادای حق مطلب، مقاله ها و کتاب های مستقلی به رشته تحریر در آمده است. بر همین اساس آنچه که در این بخش، وجهه اهتمام واقع خواهد شد، جمع بندی مختصری از روایت تحول و توسعه ابعاد مفهوم امنیت ملی از آغاز تولد تا کنون است تا مقدمه ای باشد برای ورود به بخش بعدی مقاله. به دلیل در هم تنیدگی افراد از نحله ای مختلف فکری در نوع نگاه به موضوع ابعاد امنیت ملی، ترجیح داده شده تا این نگرش ها و رویکردها بیش از آنکه به افراد و یا مکاتب فکری ارجاع داده شوند به نوع نگاه و ماحصل تأملات آنها توجه شود. به یک اعتبار می توان رویکردهای رایج درباره ابعاد امنیت ملی را در چهار دسته و گروه طبقه بندی کرد که در ادامه به اختصار به هر کدام از آنها پرداخته می شود:

رویکرد یک

در این رویکرد که آن را مدل کلاسیک، سنتی، مبتنی بر واقع گرایی و ... می نامند و از پایان جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه 1960 بر ادبیات امنیتی غلبه داشت، تنها بعد قابل توجه امنیت، بعد نظامی آن بوده است. امنیت در این رویکرد، مساوی با بقا و حفظ فیزیکی نظام سیاسی و حکومت تلقی شده و تهدید امنیتی یعنی خطراتی که از طرق ابزار نظامی متوجه جان، مال، سرزمین و حاکمیت کشورها بوده است. در این رویکرد امنیت در میان واژه های دیگر استقلال کمتری داشت و در بهترین حالت دارای نقش الحاقی و جزیی در مدل قدرت در روابط بین الملل بود  (Lohalekar, 1991: 2)مبتنی بر این رویکرد، تهدید اصلی امنیت ملی هر کشوری تهدید نظامی بود و تنها راه مقابله با آن نیز به کارگیری سخت افزارهای نظامی تلقی می شد. ( میرا، 1367:344)

رویکرد دو

با آغاز دهه 1960 و در کشاکش جنگ سرد، دنیا شاهد از هم پاشی و سقوط نظام هایی بود که به ظاهر و از لحاظ توان و قدرت نظامی، چنین آینده ای برای امنیت آنها پیش بینی نمی شد. در این دوره دو بعد دیگر امنیت و البته در کنار بعد نظامی، مطرح شدند: سیاست و اقتصاد. فساد و ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی دو بعد جدیدی بودند که توجه صاحبنظران را بخود جلب ساختند. طرح ایده امنیت مساوی است با توسعه، از سوی کندی و مشاور امنیت ملی اش مک نامارا، دریچه جدیدی را در مباحث مربوط به ابعاد امنیت (ملی) گشود. از این پس، تهدیدات امنیتی نه فقط تهدیدات نظامی و آن هم از نوع خارجی، بلکه در کنار ان، تهدیدات سیاسی و اقتصادی که عمدتا از سوی نیروهای داخلی، مشروعیت و کارآمدی نظام ها را نشانه رفته بودند، مهم تلقی شدند.

در کنار ارزش حفظ تمامیت ارضی و بقای نظام سیاسی حاکم (بعد نظامی) ارزشهای دیگری نظیر ایجاد شرایط لازم برای رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی (بعد اقتصادی) و مردمسالاری و چرخش قدرت و حقوق و آزادی شهروندان (بعد سیاسی) نیز در قالب ارزش های ملی به توسعه دامنه ابعاد امنیت ملی انجامیدند.(Almashat, 1985)

چنین برداشتی از ابعاد امنیت ملی در تعریفی که الیوت[4] و ریجینالد[5] از امنیت ملی می کنند به وضوح آشکار است: کشوری دارای امنیت ملی است که در وضعیتی قرار داشته باشد که در آن به صورت نسبی یا کامل از تهدیدات احتمالی نظامی، سیاسی و یا اقتصادی دیگر کشورها به دور باشد.(1989:71)

رويكرد سه:

دهه 1980 ميلادي، دهه سرنوشت سازي در روابط بين الملل بود و از اين حيث مفهوم امنيت و ابعاد آن نيز از جمله مفاهيمي بود كه در ادبيات مطالعات استراتژيكي و امنيتي مورد توجه وسيع محققان اين رشته ها قرار گرفت.

بوزان[6] و همكارانش در مكتب كپنهاگ، ايوب[7]، كولودزيج[8]، اولمان[9]، بوث[10]، توماس[11]، كلارك[12] و ... از جمله محققاني بودند كه سهمي اساسي در توسعه ابعاد امنيت داشتند.

مطالعات محققان اخير بر اين نكته اساسي تاكيد داشتند كه مفهوم امنيت نيايد صرفاٌ در حوزه نظامي محدود شود. بلكه بايد داراي معناي عام تري باشد كه نه تنها بتوان آن را در عرصه نظامي بكار بست بلكه در سایر حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و زيست محيطي نيز قابليت كاربرد داشته باشد.( شيهان، 64،1388)

بوزان در كتاب مردم، دولت ها و هراس كه هم اكنون به عنوان يك مرجع كلاسيك در مجامع اكادميك محسوب مي شود، امنيت اجتماعات انساني را تحت تأثير عواملي در پنج بخش عمده قرار مي دهد: (بوزان،34، 1378)

  • امنيت نظامي
  • امنیت سیاسی
  • امنيت اقتصادي
  • امنيت اجتماعي
  • امنيت زيست محيطي

نكته قابل توجه در ديدگاه بوزان اين است كه اين پنج بخش جداي از يكديگر عمل نمي كنند و آنها بطور اجتناب ناپذيري به هم وابسته اند و به صورت هاي مختلفي با هم تداخل دارند.(شيهان، پيشين، 68)

همانگونه كه ملاحضه مي شود، در نگرش جديد كه تا حدود فراواني معلول پايان جنگ سرد و گسترش ارتباطات بين ملل ناشي از توسعه فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي بود، دو بعد به ابعاد امنيت ملي افزوده شد. امنيت اجتماعي و امنيت زيست محيطي.

منظور از امنيت اجتماعي از ديدگاه بوزان و همكارانش عبارت از: توانايي جامعه براي حفظ ويژگي اساسي خود در برابر شرايط متحول و تهديدات واقعي يا احتمالي است.

به طور خاص اين نوع امنيت درباره قابليت حفظ شرايط قابل پذيرش داخلي براي تكامل الگوهاي سنتي زبان، فرهنگ، مذهب و هويت ملي و رسوم است. در چهار چوب اين تعريف مشخص شدن زماني كه تهديدي عليه امنيت اجتماعي وجود دارد، دشوار است. امنيت اجتماعي درباره وضعيتي  است كه جوامع تهديدي در مؤلفه هاي هويتي خود احساس كنند. (موتيمر،388، 1380)

به لحاظ زيست محيطي، فعاليت هاي انساني آثار فوق العاده چشمگيري در سطوح منطقه اي و جهاني داشت به گونه اي كه سرنوشت مشتركي را رقم مي زد و نياز براي اقدام مشترك را نيز ضروري مي ساخت. از جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد: مسايل و مشكلات گرم شدن زمين، بالا آمدن سطح درياها، سوراخ شدن لايه اوزون، آلودگي جو زمين، فرسايش خاك، كاهش منابع طبيعي زمين و انقراض نسل حيوانات. (شيهان، پيشين، 69)

توماس هامر ديكسون[13] و همكارانش نيز استدلال مي كنند كه كميابي منابع زيست محيطي تهديدي عليه امنيت است چرا كه مي تواند باعث افزايش خشونت شود.( موتيمر، پيشين، 39)

در مجموع نويسندگان بسيار ديگري نيز نه تنها بين مسايل زيست محيطي و امنيت برقرار مي كنند بلكه با اين كار مي خواهند نشان دهند كه بايد تعريف جديدي از مفهوم امنيت ارائه شود و در اين تعريف ابعاد ديگري كه متأثر از تغيير مرجعيت امنيت از دولت به پديده هاي ديگري مانند افراد، گروه ها مناطق زيستي و كل جهان است، ديده شود.(ميتوز، 1380)

اوج اين رويكرد در تنوع بخشي به ابعاد امنيت را مي توان در بيانيه ها و قطعنامه هاي صادره از سوي سازمان ملل و گزارش برنامه عمران ملل متحد در دهه 1990 داشت كه تحت عنوان امنيت انساني از آن ياد شده بود. در اين سند، امنيت انساني به صورت شرايطي تعريف مي شود كه مردم در آن از قيد و بندها و فشارهاي روحي و رواني كه مانع رشد انسان مي شود، آزاد و رها گردند. امنيت انساني عبارت است از اول، ايمني از تهديدات مزمن و ديرينه اي چون گرسنگي، بيماري و سركوب و دوم، در امان بودن از برهم خوردن ناگهاني و زيان اور الگوهاي روزمره زندگي، تأمين امنيت انساني مستلزم يك رويكرد هفت بعدي است كه امنيت اقتصادي، غذايي، بهداشتي، زيست محيطي، شخصي، اجتماعي و سياسي را مورد توجه قرار مي دهد. (شيهان، پيشين، 2-241)

رويكرد چهار

امنيت هستي شناختي بعد جديدي است كه در دهه اخير بر ابعد امنيت افزوده شده است. اين بعد از امنيت متأثر از چندين مكتب نظري و عملي نظير روانكاوي، نظريه روابط اشياء، نظريه مديريت عدم قطعیت و نظريه مديريت ترس و هراس و خصوصاٌ با اتكا به نظريه هاي آنتوني گيدنز[14] و باتلر[15] چهارچوب شده است.

اين ادعا كه امنيت هستي شناختي يك نياز اوليه و اصلي است با اين گذاره شروع مي شود كه بازيگران از عدم اطمينان و حتميت به عنوان يك تهديد هويتي در هراسند. نا امني هستي شناختي به وضعيت ناتواني عميقي اشاره دارد كه شخص نمي داند با چه خطرهايي مقابله كند و كداميك را ناديده انگارد... برعكس، امنيت هستي شناختي وضعيتي است كه و قتي به وجود مي آيد كه فرد انتظارات مطوئن و او به طور احتمالي راجع به روابط بين ابزار و هدف دارد كه بر زندگي اجتماعي وي حاكم است. فرد برخوردار از امنيت هستي شناختي مي داند كه چگونه اقدام كند و در نتيجه چگونه خودش باشد... به همين اعتبار جوامع نيز براي تأمين هويت و تثبيت و تمايز آن از ثبات شناختي و معرفتي داشته باشند. يك عنصر اصلي جامعه، هويت و تثبيت و تمايز ان از ساير جوامع است. يكي از راه هاي حفظ تمايز و تفاوت گروه ها، حفظ عادي سازي و روابط با ساير گروههاست. چنين عادتهاي روزمره بين گروهي و بين كشوري به انسجام و يكپارچگي هويت گروه ها كمك مي كند... پس مي توان كشورها را به گونه اي تصور كرد كه تنها براي تأمين امنيت فيزيكي خود  تلاش نمي كنند بلكه براي حفظ هويت گروهي ملي تهييج و تحريك مي شوند. ابتنای نيازهاي گروهي به امنيت هستي شناختي بر نيازها و احتياجات فردي، حاكي از آن است كه نهادهاي دولت صرف برآيند تصميم گيرندگان نيست. هم چنين، دولت ها تصويرهايي از خود به نمايش مي گذارند كه اعضا بطور پيچيده اي به آنها وابستگي خواهند داشت.(شيهان، پيشين، 74-264)

از مجموع مباحث ياد شده مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه اولاٌ، موضوع ابعاد امنيت همچون ساير موضوعات مرتبط با آن، در طول ده هاي گذشته شاهد تحول و توسعه بوده است، ثانيا منطق توسعه ابعادي امنيت، به فراگذشتن از نظامي و خارجي بودن تهديدات و دولت محور بودن امنيت گرايش داشته است و ثالثاٌ بنظر مي رسد كه از آنجا كه موضوع امنيت و امنيت ملي انسان و جوامع انساني است، در آينده نيز باید نظاره گر طرح ابعاد ديگري از امنيت باشيم. در قسمت آينده كوشش مي شود تا با لحاظ كردن مباحث اين قسمت و قسمت پيشين، به چگونگي نگرش امام خميني (ره) به امنيت و ابعاد آن پرداخته شود.

سوم: امام خمینی(ره) و ابعاد امنیت ملی

اشاره شد که یکی از جنبه های مهم تحول در مقوله امنیت ملی، تحول و توسعه ابعاد آن است که نقطه کانونی نوشتار حاضر نیز تمرکز بر این جنبه از تحول در مفهوم امنیت ملی و بازاندیشی در زمینه آراء امام در این زمینه است. واقعیت این است که واکاوی دیدگاه اندیشمند و سیاستمداری همچون امام که خارج از چهارچوب های رایج علوم اجتماعی می اندیشیده و عمل می کرده است خصوصا در باره مفاهیم مدرنی چون امنیت ملی، به غایت دشوار است. برای فایق آمدن بر مشکل مذکور، دو کار انجام خواهد شد: نخست آنکه برای فهم بهتر نگرش امام به مقوله امنیت و ابعاد مختلف آن، غور و تاملی در مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و جامعه شناختی ایشان می شود چون بنظر می رسد موضوع امنیت همچون سایر مفاهیم و موضوعات سیاسی و اجتماعی دیگر، اجزایی از یک مجموعه فکری کلی و منسجم هستند که مبتنی بر نوع نگاه ایشان به عالم و آدم و اجتماع است. تا این نوع نگاه درک و فهم نشود، هر گونه نتیجه گیری از دیدگاههای ایشان در باره موضوعات خرد، ممکن است راه به بیراهه باشد. دوم اینکه چون امام از مفاهیم جدید و خصوصاٌ برداشت های نو و آکادمیک آنها( مثل مفهوم امنیت ملی و مشتقات آن) کمتر استفاده می نموده با غور در ادبیات گفتمانی ایشان تلاش می شود تا آن دسته از واژه ها و کلماتی را که در ادبیات امام به مفهوم امنیت ملی و با برداشت مدرن آن نزدیکی و همخوانی دارد، شناسایی نمائیم تا از آن طریق به برداشت امام از امنیت و ابعاد آن پی ببریم.

 

  1. 1. مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و جامعه شناختی اندیشه امام

امنیت و امنیت ملی یکی از وظایف اولیه و کارکردهای ذاتی نظام های سیاسی است. نظام های سیاسی موظف به فراهم ساختن شرایطی هستند که در آن، شهروندانشان بتوانند به آسودگی ارزش های مورد قبول خویش را تحقق بخشند. ارزش ها متأثر از ایدئولوژی ها، ادیان، فرهنگ ها، تاریخ و آداب و رسوم و فرآیندهای اکتسابی، از یک جامعه تا جوامع دیگر متفاوت هستند. همه عوامل مذکور به نوعی متأثر از نوع نگاه انسان ها به هستی، انسان و جامعه است. به عبارت دیگر ماهیت نظام های سیاسی و چگونگی کارکردهای گوناگون آن - منجمله تحقق امنیت-  به شدت از گفتمان حاکم در آن جامعه نسبت به سه مقوله هستی، انسان و جامعه تأثیر می پذیرد. برهمین اساس اگر بخواهیم به تلقی و نگرش امام از امنیت و چگونگی دیدگاه ایشان نسبت به ابعاد آن پی ببریم، لاجرم و به عنوان مقدمه ای ضروری باید ولو به اجمال، نگاهی به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و جامعه شناسی امام داشته باشیم: (چون وقتی صحبت از امنیت می شود لاجرم منظور امنیت انسان ها است که در اجتماع زندگی می کنند و آن اجتماع جزئی از عالم هستی تلقی می شود.)

1-1 مبانی هستی شناسی

امام خمینی از حیث هستی شناسی در زمره اندیشمندان اصالت وجودی قرار می گیرد. هستی در نگاه وی هدفدار و دارای مبداء و معاد است و از ویژگی های اساسی آن ابعادی چون غیب و شهود، غایت مندی، برخورداری از خالق مدبر، قانونمندی، ابتناء بر عدل، مسخر انسان بودن و صراط برای انسان است. او نظام هستی را نظام اکمل و احسن و جلوه حضور حق تعالی یا محضر خدا می داند. این سرا یعنی حیات دنیوی را دار فنا و تغییر دانسته و سرای جاویدان و آخرت را دار بقاء و ثبات و زندگانی ابدی می بیند. در نگاه او، خداوند قادر متعال خالق و آفریننده جهان هستی است و در نتیجه مالک آن و دارای حاکمیت مطلقه بر آن است. او هادی، راعی، مدیر و مدبر کلیات جهان هستی است. (جمشیدی 146؛ 1384) در ادامه به برخی دیدگاه های امام خمینی(ره) درباره هستی اشاره میشود:

"عالم طبیعت در آخر موجودات عالم وجود واقع شده است... یعنی منتهی الیه عالم...پست ترین عالم ها عالم طبیعت است. (صحیفه امام، ج4 ، ص9)

"هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد، می تواند موجود باشد. (صحیفه امام ج21 ، ص222 )

" تمام چیزهایی که در عالم واقع می شود از همان جلوه است و چون همه امور، همه چیزها از اوست و به او بر می گردد، هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد. (تفسیر سوره حمد، ص104 )

در نگاه امام سه عالم ملک، ملکوت و لاهوت از مراتب هستی هستند (صحیفه نور، ج 21 ، ص 393). عالم ملک دنیاست و عالم ملکوت، عالم غیب است که ملکات صالحه و فاسده انسان در آن ظاهر می شود. (همان، ج5 ، صص 6-367) عالم لاهوت عالم وحدت است. عالم محسوس مرتبه نازل هستی است و عالم الوهیت، مرتبه اعلی هستی و مقصد اعلی است. (همان، ج8 ، ص434 )

به طور کلی در نگاه امام ، کل هستی به عنوان یک نظام واحد، دارای اجزای مرتبط است. انسان موجود متحرک است، از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیب، تا فنا در الوهیت... زندگی فردی و اجتماعی انسان باید با این کلیت منظم، هماهنگ گردد. همانگونه که فطرت او با آن هماهنگ است. فلسفه تشریع الهی نیز هماهنگی مصالح انسان با مصالح هستی است. (جمشیدی، 1384 ، ص152)

2-1  مبانی انسان شناسی

انسان شناسی امام بخشی از هستی شناسی اوست. او انسان را در کلیت هستی و به عنوان بخشی اساسی از آن مورد بررسی قرار می دهد. از دیدگاه امام انسان در بین تمامی مخلوقات هستی، اشرف و برتر است:

"انسان مجموعه همه عالم هاست. کأنه خدای تبارک و تعالی دو نسخه موجود فرموده است: یک نسخه تمام عالم، یک نسخه کوچک... یعنی انسان عصاره همه موجودات عالم است. یعنی در انسان همه چیز است. (صحیفه نور ج8، ص254)

به تأسی از عالم هستی، انسان نیز دارای مراتب وجودی دوگانه محسوس و نا محسوس است:

"بدان که انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئه و دو عالم. نشئه ظاهره ملکیه دنیویه که آن بدن اوست و نشئه باطنه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است و نفس او، که از عالم غیب و ملکوت است، دارای مقامات و درجاتی است (شرح چهل حدیث، ص5)

"انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی آن را خلق کرده است برای اینکه همه جهاتی را که در عالم هست، در انسان هست، منتها به طور بالقوه است، به طور استعداد است و این استعداد ها باید فعلیت پیدا کند. (صحیفه نور، ج7 ، ص282)

"انسان یک مراتبی دارد که مرتبه طبیعی اش از همه مراتبش نازل تر است و محسوس ماست... اسلام برای برگرداندن تمام محسوسات و تمام عالم به مرحله توحید است. تعلیمات طبیعی و ریاضی (صرف) نیست. همه اینها را دارد. لکن اینها مهار شده به توحید، برگرداندن طبیعت و همه ظل های ظلمانی به آن مقام نورانی که آخر، مقام الوهیت است. (صحیفه نور ، ج8، ص 7-6 )

از دیدگاه امام انسان برخوردار از عواطف،گرایش ها و معارف حقه ای است که خدای تعالی از بین جمیع مخلوقات صرفا بندگان را به آنها مفطور ساخته است. فطرت انسانی و احکام آن از جمیع احکام بدیهیه بدیهی تر است. فطرت عشق به کمال و خیر مطلقه و فطرت تنفر از نقص و شر و شقاوت.(شرح چهل حدیث،180-181، شرح حدیث جنود عقل و جهل، 76-77) یکی از گونه های فطرت میل به آرامش و امنیت جویی اوست:

بدان که یکی از فطرتهای الهیه که مفطور شده اند جمیع عایله بشر و سلسله انسان بر آن، فطرت عشق به راحتی است، که اگر در تمام دوره های تمدن و توحش و تدین و سرخودی این نوع مراجعه شود و از تمام افراد عالم و جاهل، وضیع و شریف، صحرایی و شهری، سوال شود که این تعلقات مختلفه و اهویه متشتته برای چیست؟ و این همه تحمل مشاق و زحمات در دروه زندگانی برای چه مقصد است، همه متفق الکلمه با یک زبان صریح فطری جواب دهند که ما همه هر چه می خواهیم برای راحتی خود است.(شرح چهل حدیث ص186)

در مجموع از دیدگاه امام، انسان موجودی است که بالقوه توانایی و استعداد شدن و رسیدن به بالاترین مراتب کمال و درجات معنوی را داراست. ضرورت ارسال انبیاء و رسولان الهی نیز تا حدودی مرتبط با همین مسأله تکامل پذیری و تکامل طلبی انسان است ولی اگر در حدود طبیعی و زیست مادی چون سایر موجودات بود، نیازی به آمدن رسولان، تذکر و ابلاغ پیام الهی نیز نبود. (جمشیدی، 1384، ص 164)

3-1 مبانی جامعه شناختی و سیاسی

مبانی جامعه شناختی امام دقیقاً در راستای نگرش هستی شناسانه و انسان شناسانه وی قرار دارد. اصولاً فلسفه تشکیل اجتماع و اوج تکاملی آن یعنی جامعه سیاسی و تشکیل حکومت و کارکرد سیاست چیزی نیست جز به فعلیت رساندن استعداد های خدادادی انسان در چهارچوب و هماهنگ با نظام خلقت و هستی احسن و اکمل موجود.

نوع انسان در دنیا با معاونت و معاضدت بعضی با بعضی زندگی راحت می تواند بکند. زندگانی انفرادی برای هیچ کس میسور نیست مگر آنکه از جامه بشریت خارج شده به حیوانات وحشی ملحق گردد و زندگانی اجتماعی چرخ بزرگش، براعتماد مردم به یکدیگر می چرخد. (شرح چهل حدیث ص46 )

به عبارت دیگر ضرورت شکل گیری اجتماعات انسانی و متعاقب آن تشکیل حکومت ها و اجرای سیاست ها مرتبط با نگرش هستی شناسانه و انسان شناسانه وی است. زیرا علیرغم فطرت کمال طلب، حقیقت جو، عدالت خواه، جمال پسند و ... انسان، این احتمال وجود دارد که در عالم طبیعت تحت سلطه قواعد طبیعی و مادی محض در آمده و از هدف اصلی خلقت که همانا رسیدن به مقام "کالالوهیه" است، بازماند. (صحیفه امام، ج4، ص186)

تشکیل جامعه، پاسخ به یکی از نیازهای ضروری و فطری انسان است. اما از دیدگاه امام، جامعه و سیاست خوب آن است که: "شرایط اجتماعی مساعدی برای تربیت افراد مؤمن و با فضیلت فراهم شود" (کتاب ولایت فقیه امام، ص40) و " علاوه بر امور مادی به معنویت و حفظ و گسترش آن در جامعه توجه شود" (صحیفه نور، ج4، ص20)

"سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه را ببرد، تمام مصالح جامعه را مدنظر بگیرد و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت بکند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست، به صلاح ملت هست، صلاح افراد هست. (صحیفه امام، ج13، ص433)

" در دنیای امروز، که گفته می شود دنیای صنعت است، رهبران فکری می خواهند جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کنند، در حالی که جوامع از انسان تشکیل شده است که دارای بعد معنوی و روح عرفانی است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه می کند و در هدایت جامعه از این بعد بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می کند. (صحیفه امام،ج 5، ص410)

در مجموع امام با تفکیک سه نوع سیاست شیطانی (ظالمانه و مبتنی بر خدعه و نیرنگ)، سیاست یک بعدی (عادلانه و مبتنی بر سعادت دنیوی انسان) و سیاست الهی (عادلانه و مبتنی بر سعادت دنیوی و اُخروی انسان) بر این نکته تأکید دارد که تنها در ذیل سیاست اخیر است که امید می رود که انسان در پناه آن بتواند در صراط مستقیم مورد نظر قرآن گام بردارد. (نگاه کنید به: صحیفه امام، ج13 صص 33-43 و ج21، ص405 و ج1 ص269)

  1. 2. امنیت و مفاهیم مرتبط با آن در کلام و آثار امام

همانگونه که اشاره شد، در ادبیات گفتاری امام از واژه ها و مفاهیم مدرن کمتر استفاده می شد. مفهوم امنیت و امنیت ملی نیز چنین وضعیتی دارند. البته این نباید به معنای کم اهمیت دانستن یا نادیده گرفتن موضوع از سوی ایشان تلقی شود. اگر امنیت ملی را آنگونه که در سطور مقدماتی مقاله از آن یاد شد، شرایط و فضایی بدانیم که طی آن یک ملت قادر است تا از ارزش های مورد نظر خویش محافظت کند و در جهت نیل به آنها گام بردارد، بدیهی است این موضوع را به عنوان یکی از کار ویژه های اساسی حکومت ها، می توانیم در آثار و سخنان امام در قالب واژه ها و مفاهیم مختلف شناسایی نموده و با غور در آنها به هدف اصلی خود که همانا تبیین ابعاد امنیت در اندیشه امام خمینی (ره) است، دست یابیم.

برای دستیابی به هدف مذکور لازم دانسته شد تا با اتخاذ رویکردی سه جانبه (ایجابی، سلبی و زمینه ای) ، هم مفاهیمی که در راستای تحقق ارزش های مورد نظر کاربرد دارند (ایجابی) و هم مفاهیمی که نقش مانع یا مخرب برای ارزش های یاد شده دارند (سلبی) و هم مفاهیمی که نقش زمینه ساز برای طرح و یا تحقق ارزش های یاد شده دارند (زمینه ای) را مورد شناسایی قرار گیرند تا بر اساس آنها بتوان نتایجی را از موضوع بحث استنتاج نمود. در جدول شماره یک مفاهیم مورد نظر و میزان فراوانی آنها در مجموع مجلدات صحیفه امام (ره) آمده است:

 

 

جدول شماره یک: میزان فراوانی واژگان مرتبط با موضوع امنیت ملی در صحیفه امام (ره)[16]

 

1

کلید واژه

مشتقات آن

تعداد دفعات به کار رفته

2

امنیت

امنیتی، امنیه،امنیتش، ...

321

3

دولت / وظایف دولت

دولتداری، دولتشان، دولتمردان، .

6125

4

هجوم

هجمه، هجومش، هجومگر، ،...

311

5

خطر

خطرات، خطر دار، خطرناک،

989

6

حفظ

حفاظت، حفظت، حفظش، ...

316

7

تهدید

تهدیدآمیز، تهدیدات، تهدید کننده،..

88

8

جامعه

جامعت، جامعه ها، جامعیت،...

1600

 

9

انسان

انسانیت، انسان شناسی، انسان ها،...

4853

10

اسلام

اسلام خواهی ، اسلام زدایی، ...

31669

11

ایران

ایرانیان، ایرانی، ایرانیسم، ایرانیها،

12200

12

جمهوری

جمهوریت، جمهوری خواه،

4268

13

ملت

ملتها، ملت گرایی،

16211

14

استقلال

استقلالتان، استقلالمان،

1191

15

دنیا

دوستی دنیا، دنیا طلبی، دنیوی،...

2782

 

16

دخالت

مداخله، دخالت نظامی

1062

17

استقلال

استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی

1200

18

فرهنگ

فرهنگی

1400

19

محیط زیست

 

2

20

ذخایر

ذخایر طبیعی

300

 

همانگونه که مشاهده می شود از واژه هایی نظیر امنیت، حفظ و محافظت، استقلال برای جنبه های ایجابی و از واژه هایی نظیر تهدید، هجوم، خطر و دخالت برای جنبه های سلبی موضوع استفاده شده است. علاوه بر آن واژه هایی مثل دولت، جامعه، انسان، اسلام، ایران، فرهنگ، اقتصاد، ذخایر، محیط زیست و ملت نیز که می توانند به عنوان موضوع امنیت تلقی شوند، مورد مطالعه قرار گرفته اند. در جدول مذکور واژه های اسلام(31700) ، ملت (16210) ، ایران(12200)، دولت(6130)، انسان(4850) ، و جمهوری(4270) که واژه های مربوط به مرجع و موضوع امنیت هستند به ترتیب  دارای بیشترین فراوانی هستند. جالب اینکه دو مفهوم امنیت و تهدید که در ادبیات مطالعات امنیتی، مفاهیم محوری و کاربردی هستند، در گفتمان امام با تعداد فراوانی 320 و 90 مورد در مقایسه با سایر مفاهیم نسبتاً کمتر بکار گرفته شده اند و این حاکی از آن است که اصولاً امام اصراری برای استفاده از مفاهیم امروزی و مدرن در گفتمان خود نداشته است. در مقابل مشاهده می شود که بجای تهدید، از کلماتی نظیر دخالت(1060) خطر(990) و هجوم(310) مورد و در کنار امنیت از واژه های مثل استقلال (1200) و حفظ(320) مورد استفاده کرده است. کالبد شکافی معنا و مفهوم امنیت در کلام امام نیز جالب توجه است. در قریب یک چهارم از موارد مورد استفاده ، منظور امام از امنیت و امنیتی، سازمان امنیت و نیروهای امنیتی رزیم شاه می باشد و بعد از آن به ترتیب نظم و ثبات داخلی، سلامت و آرامش ملت، شورای امنیت سازمان ملل، امنیت منطقه ای، امنیت جهانی و حفظ و تمامیت ارضی کشور معانی مورد نظر امام از این مفهوم است.

 

  1. 3. ابعاد امنیت در اندیشه امام

با توجه به نکات مورد اشاره: 1- متأثر بودن چگونگی رویکرد امام به امنیت و ابعاد آن از مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناختی و سیاست شناسی وی 2- تفاوت کلامی و گفتمانی امام با گفتمان و ادبیات مدرن مطالعات امنیتی، ابعاد امنیت در اندیشه امام را به شرح ذیل می توان توضیح داد.

1-3 بعد معنوی و اُخروی امنیت

در نگاه امام، هدف اصلی دولت ها به عنوان متولیان اداره و تدبیر امور جوامع انسانی، جلوگیری از پیدایش مفسده و خروج آنها از دایره فطرت انسانی است. بر همین اساس سیاست علاوه بر تأمین نیازمندی های مادی و دنیوی انسان ها، باید جهت گیری اصلی اش مبتنی بر فراهم ساختن بستر های مناسب برای توسعه و تعمیق معنویت و هدایت آنها باشد. این نکته دقیقاً وجه ممیزه رویکرد امام نسبت به دیگر متفکران در زمینه ابعاد امنیت می باشد. یعنی برخلاف تمامی رویکردهای چهارگانه یاد شده نسبت به ابعاد امنیت که صرفاً به ارزش های این جهانی و دنیوی شهروندان توجه دارند[17] ، امام اصولاً بعد اصلی امنیت انسان ها را بعد اُخروی آن دانسته و امنیت این جهانی در تمامی ابعادش را، مقدمه ای برای تحقق امنیت اُخروی می داند. زیرا معتقد است که دولت ها اگر در تحقق ابعاد مختلف ابعاد مادی امنیت به موفقیت کامل دست یابند، اما توجهی به بعد معنوی شهروندان خود نداشته باشند، صرفاً نیاز های مادی و حیوانی شهروندان خود را تأمین نموده و این خلاف فطرت بشری است.

در ادامه به برخی از دیدگاه های امام که نشانگر اهمیت بعد هدایتی و معنوی امنیت است، اشاره می شود:

... همه اینها مقدمه این است که یک آرامشی در این بلاد پیدا بشود و دنبال این آرامش یک سیر روحی پیدا بشود، یک هدایت به سوی خدا پیدا بشود. آن چیزی که اساس است سیر الی الله است، توجه به خداست، همه عبادات برای اوست. همه زحمات انبیاء از آدم تا خاتم برای این معنا هست که سیر الی الله باشد. (ج19، ص51)

سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست... (ج13 ، ص432)

و انبیاء اینکه دنبال این بودند که یک حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که، حکومت عدل اگر باشد، حکومتی باشد با انگیزه الهی، با انگیزه اخلاق و ارزش های معنوی انسانی، یک همچو حکومتی اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار می کند و تا حد زیادی اصلاح می کند. (ج16 ، ص162)

در دنیای امروز، که گفته می شود دنیای صنعت است، رهبران فکری می خواهند جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کنند، در حالی که جوامع از انسان تشکیل شده است که دارای بعد معنوی و روح عرفانی است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه می کند و در هدایت جامعه از این بعد بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می کند. (ج 5، ص410)

 

در مجموع می توان نتیجه گیری کرد که امنیت معنوی و اُخروی بشر از جایگاه ویژه ای در اندیشه امام خمینی(ره) برخوردار است. به یک اعتبار می توان گفت که اصولاً فلسفه خلقت بشر و ارسال رسل (بعثت انبیاء) و تشکیل اجتماعات سیاسی، تحقق چنین هدفی می باشد. برهمین اساس می توان اظهار داشت که در اندیشه امام، بعد معنوی امنیت بر بعد مادی آن رجحان و برتری دارد.

 

 

3-2  بعد مادی و دنیوی امنیت

با وجود رجحان و برتری بعد اُخروی امنیت در اندیشه امام، نمی توان این حقیقت را کتمان نمود که تحقق این بعد از امنیت، آنگاه امکان پذیر است که انسان در حیات دنیوی و مادی خویش، چه در سطح فردی و اجتماعی و چه در جنبه های مختلف آن (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، روانی و ...) از امنیت برخوردار باشد. با تأمل در آثار مختلف امام خمینی(ره)، می توان جنبه ها و وجوه گوناگونی را برای بعد مادی امنیت که دولت اسلامی مؤظف به تأمین آنهاست، برشمرد. البته برای پرهیز از تطویل مقاله، تنها به ذکر نمونه های محدودی از دیدگاههای امام در ارتباط با هر یک از ابعاد مذکور اشاره می شود:

 

  • o بعد سیاسی

هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار شخصی کسی بدوت اذن صاحب آن وارد شود یا کسی را جلب کند، یا نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت کند... یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد... (صحیفه امام ج17 ص14)

 

مسئله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مى‏شود و با اين نشانه گيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمى‏كند؛ و از امورى است كه احتمال خلل در آن عقلًا منجز است.( صحيفه امام  ج‏19  ص : 146)

 

  • o بعد اقتصادی

با هر چیزی که برابری را در جامعه بر هم می زند و امتیازات پوچ و بی محتوا را در جامعه حاکم می سازد باید مبارزه کرد. (صحیفه امام ج5- ص388 )

پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. (صحیفه امام ج21 – ص406 )

  • o بعد فرهنگی

اينها نيروهاى انسانى ما را از بين بردند، نگذاشتند رشد بكند. در بين خود كشور ما جورى كردند كه محتواى انسان را از بين بردند، يك صورتى گذاشتند و محتوا را گرفتند. طورى كردند كه اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فكرى ما را، استقلال روحى ما را، از دست ما گرفتند. اين بدتر از آن استقلال گرفتنى بود كه كشور ما استقلال نداشت. (صحيفه امام، ج‏8، ص: 23 )

 

  • o بعد نظامی

... و ما ايستاده‏ايم در مقابل دفاع از كشور خودمان و دفاع از اسلام عزيز در مقابل هر مهاجم. مهاجم مى‏خواهد ابرقدرت باشد، مى‏خواهد قدرت كم، فرقى در نظر ما نيست. ما واجب است برايمان دفاع كنيم از نواميس اسلام و نواميس خودمان و دفاع كنيم از كشور اسلامى خودمان و مادامى كه در حال دفاع هستيم، با هر قدرتى كه بخواهد هجمه بكند بر ما، مقابله مى‏كنيم و هيچ هراس نداريم‏ .(صحيفه امام    ج‏17    402 )

حفظ ثغور اسلام جزءِ فرايضى است كه هيچ فريضه‏اى بالاتر از آن نيست؛ حفظ اسلام است .. (صحیفه امام ج16 ص465)

حفظ مرزهای کشور اسلامی و جلوگیری از تسلط تجاوزگران بر آن عقلاً و شرعاً واجب است. (کتاب البیع ،ص462 )

 

  • o بعد اعتقادی

در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی هرگونه عقیده ای هستند. (صحیفه امام، ج4 – ص435)

در جمهوری اسلامی، هر فردی از حق آزادی بیان و عقیده برخوردار خواهد بود. (صحیفه امام ج5 – ص139)

ما خودمان را باید فدا کنیم برای اسلام، آمال و آرزوهایمان را باید فدا کنیم برای اسلام (صحیفه امام ج1، ص:307)

تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را. (صحیفه امام ج13، ص: 251)

من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابا دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد. (صحیفه امام، ج20 ،ص: 325 )

حفظ اسلام یک فریضه الهی است، بالاتر از تمام فرائض؛ یعنی هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. (صحیفه امام، ج15 ،ص:329)

 

  • o بعد هستی شناختی و هویتی

من باز مى‏گويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامى‏تان- به خيال خام خودشان- بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. (صحيفه امام، ج‏21، ص: 328 )

من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمتم وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذلری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به ÷یروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند. (صحیفه امام ج 21، ص 91)

 

 

  • o بعد زیست محیطی

جناب حجت الاسلام آقاى قديرى- دامت افاضاته.

پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اينجانب لازم است از برداشت جنابعالى از اخبار و احكام الهى اظهار تأسف كنم....امروز هم شيعيان مى‏توانند بدون هيچ مانعى با ماشين هاى كذايى جنگل ها را از بين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليون ها انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدى كه در خيابان كِشيها براى حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است، نبايد تخريب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد، تمدن جديد بكلى بايد از بين برود و مردم كوخ نشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند ... صحيفه امام    ج‏21    149

 

جناب حجت الاسلام، آقاى حاج شيخ محمدعلى انصارى- دامت افاضاته.

...امروز با كمال خوشحالى به مناسبت انقلاب اسلامى حرفهاى فقها و صاحبنظران به راديو و تلويزيون و روزنامه‏ها كشيده شده است، چرا كه نياز عملى به اين بحثها و مسائل است؛ مثلًا در مسئله مالكيت و محدوده آن، در مسئله زمين و تقسيم بندى آن، در انفال و ثروتهاى عمومى، در مسائل پيچيده پول و ارز و بانكدارى، در ماليات، در تجارت داخلى و خارجى در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن، در حدود و ديات، در قوانين مدنى، در مسائل فرهنگى و برخورد با هنر به معناى اعم؛ چون عكاسى، نقاشى، مجسمه سازى، موسيقى، تئاتر، سينما، خوشنويسى و غيره. در حفظ محيط زيست و سالم سازى طبيعت و جلوگيرى از قطع درختها حتى در منازل و املاك اشخاص، در مسائل اطعمه و اشربه، در جلوگيرى از مواليد در صورت ضرورت و يا تعيين فواصل در مواليد، در حل معضلات طبى همچون پيوند اعضاى بدن انسان و غير به انسانهاى ديگر، در مسئله معادن زيرزمينى و روزمينى و ملی، .... همه اينها گوشه‏اى از هزاران مسئله مورد ابتلاى مردم و حكومت است كه فقهاى بزرگ در مورد آنها بحث كرده‏اند و نظراتشان با يكديگر مختلف است و اگر بعضى از مسائل در زمانهاى گذشته مطرح نبوده است و يا موضوع نداشته است، فقها امروز بايد براى آن فكرى بنمايند ... صحيفه امام    ج‏21    176-178

 

در مجموع باید اذعان داشت که از جنبه مادی، امام ابعاد گوناگونی را برای امنیت ملی متصور است. از این حیث نگاه امام به ابعاد امنیت را می توان با رویکردهای متأخر نسبت به ابعاد امنیت نزدیک دانست با این تفاوت که امنیت انسان و جوامع انسانی را صرفاً محدود و خلاصه در بعد مادی آن نمی داند. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که ابعاد مادی امنیت از دیدگاه امام دارای اهمیت یکسانی نیستند و اولویت آنها در زمان های مختلف متغیر است. پس از تشکیل حکومت به عنوان ابزاری ضروری برای تأمین ابعاد مادی و معنوی امنیت، به نظر می رسد که در اندیشه امام، بعد سیاسی و در این بعد، حفظ نظام سیاسی مستقر هسته اصلی امنیت ملی را تشکیل می دهد و سایر ابعاد امنیتی تحت الشعاع آن قرار می گیرند. تأکیدات مکرر بر اهمیت حفظ نظام و اولویت آن بر سایر واجبات دینی و ... دلیل این مدعا است.

البته نکته ظریفی که وجود دارد این است که حفظ نظام را نباید با سیاست های قدرت طلبانه حکومت ها خلط کرد. بدین معنا که پیوند زدن امنیت ملی یک نظام سیاسی با بود و نبود یک حکومت خاص از جمله خطاهای استراتژیک است که احتراز از آن، چونان یک اصل امنیتی در مقام سیاست گذاری امنیتی، پیوسته توصیه می شود. (افتخاری،1380: 265)

نتیجه

شناخت اندیشه اجتماعی متفکرانی که خارج از چهارچوب های رایج درعلوم اجتماعی می اندیشیده اند، بدون علم و احاطه به تعریفی که از آنها از هستی، انسان و جامعه ارائه داده اند، نه تنها چندان صحیح به نظر نمی آید، بلکه حتی گاه می تواند زمینه پیدایش استنتاج گمراه کننده و انحرافی باشد. بر این اساس مقاله حاضر با مطالعه مباحث هستی شناسانه و انسان شناختی تقکرات امام (ره) به تدوین اصول و مبانی اندیشه ایشان در امنیت ملی و ابعاد آن پرداخته و برمبنای این اصول، به توصیف جدیدی از ابعاد امنیت دست یافته است.

امنیت و امنیت ملی دراندیشه امام ابزار است نه هدف. کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری در خدمت سیر الی الله در دنیای فانی طبیعت. به دیگر سخن امنیت بخشی از سیاست است و سیاست خود متاثر از نگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه اوست. اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود و از قوه به فعلیت در می آید، امنیت کارکردش از لحاظ امام ایمن ساختن و هموار کردن این شرایط است. مآلا اینکه نگاه هستی و انسان شناسانه امام( دو بعدی دیدن عالم هستی و انسان) منجر به این می شود که ایشان نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشد. در رویکرد امام علاوه بر جنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بعد غیر مادی و فرادنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیار مهم و تعیین کننده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

كتابنامه

منابع فارسی

الف)كتب

  1. امام خمینی، روح الله،(1378) صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،21 جلد.
  2. --------------،(1370) صحیفه نور، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 22 جلد.
  3. --------------،(1376) شرح چهل حدیث(اربعین حدیث)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ شانزدهم.
  4. -------------،(1379) کتاب البیع، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 5 جلد..
  5. -------------،(1360) ولایت فقیه، تهران: امیر کبیر..
  6. بوزان، باري(1378) مردم، دولت ها و هراس، مترجم: ناشر، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي.
  7. تريف، تري و ديگران (1383)مطالعات امنيت نوين، ترجمه عليرضا طيب و وحيد بزرگي، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي.
  8. جمشیدی، محمد حسین (1384) اندیشه سیاسی امام خمینی(س) تهران، پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی.
  9. درويشي، فرهاد (1376) تأملي نظري بر امنيت ملي: تهديدات و رهيافتها، تهران: انتشارات دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه.
  10. سايق، يزيد(1377) امنيت در كشورهاي در حال توسعه، رويارويي با سده بيست و يكم، ترجمه مصطفي ايماني و عليرضا طيب، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي.
  11. شيهان، مايكل(1388) امنيت بين الملل، ترجمه سيد جلال دهقاني فيروزآبادي، تهران: انتشارات پژوهشكده مطالعات راهبردي.
  12. ماندل، رابرت(1377)چهره متغير امنيت ملي، مترجم: ناشر، تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردي.

ب)مقالات

  1. افتخاري، اصغر(1380) ساخت دولتي امنيت ملي، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال چهارم، شماره سوم پاييز (279-257).
  2. موتیمر، ديويد(1380) فراسوي استرات‍ژيك انديشه انتقادي و مطالعات امنيتي نوين، ترجمه محمود عسگري، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال چهارم، شماره مسلسل 13 (283-396).
  3. ميتوز، جسيكا تاچمن(1380) محيط زيست و امنيت بين الملل، در ارزيابي هاي انتقادي در زمينه امنيت بين الملل، گردآوري و ترجمه عليرضا طيب، تهران: نشر ني، (93-59).
  4. ميرا، ك.پ( 1367) امنيت ملي درجهان سوم: نياز به چهار چوبي جديد، ترجمه: زندیه و احتشامی، فصلنامه سياست خارجي، شماره سوم، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه.

 

منابع لاتین

A) Books:

  1. Almashat, A.M, (1985), national security in the third world, s.s.a, west view press.
  2. Ayoob, Mohammed, (1995), The Third World Security Predicament: State Regional Conflict, and the International System, Boulder Co: Lynne Rienner.
  3. Buzan, Barry, (1991) people, states and fear: An Agenda for International Security Studies in the Post-Cold Era, second edition, Boulder Co: Lynne Rienner.
  4. Clark, Ian, (1989) The Hierarchy of states: Reform and Resistance in the international Order, Cambridge University Press.
  5. Elliot, Jeffrey and Robert Reginald, (1989), The Arms, Control, Disarmament and Military security dictionary, California; ABC. CLIO, Inc and Oxford: Clio press ltd.
  6. Lohalekar, D.b, (1991), US Arms to Pakistan, New Delhi.
  7. Thomas, Caroline, (1987) In Search of Security: the Third World in International Relations, Boulder Co: Lynne Rienner.

B) Articles:

  1. Booth, Ken, (1991) Security and Emancipation, Review of International studies, 17 (4), October.
  2. Kolodziej, Edward, A. (1992), what is security and security studies? Arms Control, 13(1), pp. 1-31.
  3. Ullman, Richard, (1983) H. Redefining Security, International Security, 8, summer.

 


[1] . این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید

[2]. Yazid Sayigh

[3]. Terry Terriff

[4]. Jeffrey M. Elliot

[5]. Robert Reginald

[6] Barry Buzan

[7] Mohammed Ayoob

[8] Edward A. Kolodziej

[9] Richard H.Ullman

[10] Ken Booth

[11] Caroline Thomas

[12] Ian Clark

[13] Thomas homer Dixon

[14]. Antony Giddens

[15]. Butler

[16] . لازم به توضیح است که اعداد بکار گرفته شده در ستون مربوطه در جدول گرد شده می باشند.ًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً

[17]. حتی رویکرد چهارم نیز که به بعد هستی شناختی و هویت اشاره دارد، دارای کارکردی این جهانی بوده و آرامش روحی و روانی انسان ها در دوران حیاتشان را مدنظر دارد و این مسأله را نباید با تفکر امام که به آخرت و ماورالطبیعه و آرامش در آن دوران اعتقاد دارد، یکی دانست.

 


نظرات بینندگان

 
#1
این مطلبم که جای دیگه کار شده قبلا
 

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir