تحولات نظامي ايران و تجهيز نيروهاي سه‌گانه ارتش

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیش کسوت: از روزي كه ارتش‌ها براي دفاع و يا به عبارتي بهتر براي جنگيدن تشكيل شدند؛ به فكر آن بودند تا خود را بيشتر و بهتر و تجهيز كنند. در تاريخ جنگ‌ها هميشه از ابتكارات مي‌خوانيم، قلعه‌داري، تيراندازي، قلعه‌كوبي، خندق، سواره نظام سبك و سنگين اسلحه، ارابه‌هاي جنگي، آتش‌ يوناني و ... صدها مورد ديگر از نحوه جنگيدن بودند كه در اين ميان ايراني‌ها به واسطه قدرت فكر بالا و همچنين جنگ‌هاي دايمي با همسايگان متجاوز و گاه اقوام بيابيانگرد با آن مواجه بودند.

 

 

 

با روي كار آمدن سلاح‌هاي آتشين ايرانيان در دوره صفويه از آن استفاده كرده و راه را براي تجهيز خود به اين سلاح‌ها كه ارتش عثماني از آن بهره مي‌برد، فراهم كردند. ارتش ايران اما در دوره پس از جنگ‌هاي ايران و روس و به خصوص پس از نبرد دوم هرات با انگليس از هم فروپاشيد و سازمان رزم آن كه مبتني بر نيروي ايلياتي بود نيز از بين رفت. نظم نوين ارتش ايران پس از روي كار آمدن رضاخان در سال 1299 شكل گرفت و ايران راه به سمت نوسازي ارتش خود گذاشت كه رضاشاه به شدت به آن نيازمند بود تا به زعم خود پايه‌هاي قدرت خود را تقويت كند و از آنچه كه بر سر قاجارها درآمد جلوگيري كند. ارتش ايران در سه حوزه بنيان گذارده شد؛ حوزه اول نيروي زميني بود كه تلاش داشت تا خود را در قالب ارتشي 120هزار نفري متمركز كند؛ حوزه دوم به تشكيل نيروي دريايي باز مي‌گشت و بازوي سوم نيز نيروي هوايي بود كه با ورود اولين هواپيماي ايراني به فرودگاذه قلعه مرغي در سال 1307 به وسيله خلبان نخجوان بنيان نيروي هوايي نيز گذاشته شد.

اما بر خلاف آنچه كه رضاشاه فكر مي‌كرد، ارتشي كه او تشكيل داده بود، موفق نشد در 20 شهريور 1320 در مقابل تهاجم قواي متفقين به ايران ايستادگي كند و به سرعت از پادگان‌ها فرار كردند كه اين خود دليلي نداشت جز عدم كاربردي بودن اين نيرو. اما با روي كار آمدن محمدرضا كه تحصيلات نظامي داشت، او نيز راه پدرش را ادامه داد و تلاش كرد تا قدرتي برتر را در منطقه شكل دهد. منطقه او كه حاكي از تربيت نظامي‌اش بود، البته در برخي از موارد نيز بيهوده نبود، ايران به عنوان متحد بلوك غرب و آمريكا و به دليل حوزه گسترده مرزي با شوروي سابق عضو كشورهاي خط اول بود كه در قالب طرح مارشال كمك‌هاي بسياري به ايران شد كه اين كمك‌ها البته بيشتر جنبه نظامي داشت.

نيروي زميني ارتش به سرعت به تانك‌هاي مدرن چون ام47 و ام60 آمريكايي بودند و همچنين تانك چيفتن و اسكوربيون ساخت انگليس مجهز شد. نيروهاي ايران در تا سال‌هاي مياني دهه چهل بيشتر در اطراف پايتخت و همچنين استان‌هاي شمالي مستقر بودند كه دليل عمده آن نيز به خطر شوروي باز مي‌گشت. در اين دوره ايران چند لشكر پياده و زرهي و همچنين مكانيزه داشت؛ اما هنوز به آن ميزاني كه شاه مي‌خواست نرسيده بود. سفر سال 1344 شاه به مسكو و انعقاد قراردادي با اين كشور باعث آرامش وي از مرزهاي شمالي شده بود. مستشاران ايراني به خوبي خطر حمله احتمالي عراق به ايران به خصوص پس از كودتاي حزب بعث در اين كشور را تشخيص داده بودند و از اين به سرعت با مقامات شوروي به توافق رسيده و توجه خود را به مرزهاي غربي متمركز نمودند كه بايد در يك دهه ديگر محل درگيري خونين ايران و عراق مي شد.

تشخيص به موقع خطر عراق، باعث كشيده شدن نيروهاي ايراني از مرزهاي شمالي به جنوب غرب و غرب شد. تا جايي كه در خوزستان بزرگ‌ترين لشكر زرهي خاورميانه به همراه پايگاه‌هاي شكاري اميديه و دزفول شكل گرفت. موانع مرزي در اين استان تجديد شد و بزرگ‌ترين مركز تعمير تانك منطقه‌اي هم براي پشتيباني از جنگ در مسجد سليمان مستقر شد. در استان‌هاي لرستان، ايلام، كرمانشاه و كردستان و آذربايجان غربي هم لشكر‌ها و تيپ‌هاي مستقلي شكل گرفتند تا در جنگ احتمالي آينده بتوانند در جريان جنگ قدرت مانور بيشتر داشته باشند. در همين راستا بود كه پايگاه يكم هوانيروز در كرمانشاه شكل گرفت و يگان‌هايي از آن در تمام مرزهاي غربي مستقر شدند.

در دريا نيز ايران موفق شد نيروي دريايي خود را توسعه دهد. اقدام عراق در زمينه خريد تسليحاتي از ايتاليا و همچنين شوروي ايران را وادار كرد تا به توسعه توان دريايي خود بپردازد كه در قالب دو پايگاه دريايي يكم بندرعباس و دوم بوشهر و با دارا بودن چند ناوچه و ناوشكن و همچنين هاوركرافت توان حفاظت از ايران را داشتند.

اما شايد مهمترين بعد خريدهاي نظامي شاه به نيروي هوايي باز مي‌گشت. آمريكايي‌ها مي‌گفتند كه شاه هر چيز پرنده را مي‌خرد، اما آنها اين نكته را نمي‌دانستند كه در همسايگي ايران نيز فردي ماليخوليايي بنام صدام حسين هر سلاح پيشرفته‌اي را مي‌خرد. ايران همزمان با گران شدن نفت توانست توان نظامي خود را هم به نحو گسترده‌اي افزايش دهد. پيوستن جنگنده‌هاي چون اف14 به نيروي هوايي ايران و همچنين پيش‌خريد صدها جنگنده ديگر نشان از آن داشت كه ايران بايد براي روز مبادا آماده شود.

ايران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي داراي تجهيزات بسيار پيشرفته‌اي بود اما متاسفانه حضور 50هزار مستشار خارجي اين نويد را مي‌داد كه ارتش ايران ارتشي وابسته است و اين تجهيزات نيست كه حرف اول را مي‌زند و بايد به خودباوري رسيد. نزديك به 500 جنگنده به همراه چندين هواپيماي سوخت‌رسان ستون فقرات نيروي هوايي ايران را تشكيل مي‌دادند كه در بيش از 12پايگاه مختلف گسترده شده بودند. سيستم پدافند ايران نيز به موشك‌هاي هاوك مجهز شده بود كه در كنار آن بايد از سيستم‌هايي چون اورليكن هم ياد كرد. البته تمام اين سيستم‌ها با وقوع انقلاب و خروج مستشاران غربي از كار افتادند.

نيروي زميني نيز با در اختيار داشتن صدها دستگاه تانك و نفربر، هزاران خودروي ترابري و صدها بالگرد در نوع خود يكي از مجهزترين نيروهاي جهان بود و از نظر توپخانه نيز دوهزار قبضه توپ به خصوص توپ‌هاي دوربرد و سنگين 203م‌ مجهز بود. در بعد دريا نيز همانگونه كه گفته شد، نيروي دريايي ايران خود را به شدت در ابعاد گوناگون تقويت كرد كه بيشتر آن را مي‌شد در خريد تجهيزات ضد هوايي و ضد كشتي ديد. ايران علاوه بر قرارداد سنگين براي خريد چندين رزمناو و زير دريايي، موفق شد 12 فروند ناوچه موشك‌انداز در كلاس پيكان را هم از فرانسه خريداري كند، هر چند برخي از تجهيزات دريايي ايران در آن زمان انگليسي بودند.

توان نظامي ايران البته همانگونه كه در بالا گفته شد، مبتني بر حضور مستشاران خارجي بود كه در تمام امور و شئون نظاميان ايراني دخالت مي‌كردند و افسران ايراني از اين بابت رنج فراواني را متحمل مي‌شدند. افسران ايراني با وجود داشتن استعداد فراوان حتي حق تعمير كوچك‌ترين قطعه مربوط به تجهيزات خود را نداشته و اين موارد را 50هزار مستشار خارجي حاضر در نيروهاي مسلح ايران كه بيشتر آنها در خدمت نيروي هوايي بودند، انجام مي‌دادند. به همين علت بود كه پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران و خروج مستشاران خارجي از ايران همه بر اين باور بودند كه ارتش ايران به زودي از هم خواهد پاشيد، امري كه با درايت حضرت امام هيچ‌گاه صورت واقعيت به خود نگرفت و تنها باعث اتكاي بيشتر نيروهاي مسلح ايران به خود شد.

نویسنده: کریم جعفری

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir