مطالعه موردی: جنگ ایران و عراق

نامه الکترونیک چاپ PDF

پیشکسوت: یکی از نظریاتی که در عرصه روابط بین الملل وجود داشته و از طریق آن می توان به بررسی حوادثی از قبیل جنگ ها پرداخت، نظریه بازی ها است. از نکات محوری این نظریه، عقلانیت بازیکنان شرکت کننده در یک بازی است، به این معنی که بازیکنان با محاسبه گری در بازی شرکت کرده و سعی در کسب بیشترین میزان امتیاز از طرف مقابل دارند. بازیکنان در نقطه ای به نام نقطه زینی، که بیشترین میزان سود ممکن و کمترین میزان ضرر را دارد، به تفاهم می رسند، زیرا در صورت عدم پذیرش، پیامدهای بعدی ای که برای آنان ایجاد می شود، بیشتر است. این مقاله با روش تبیینی ـ تطبیقی و با تقسیم بندی جنگ ایران و عراق به چهار مرحله، می کوشد تا به تعیین بهترین نقطه برای پایان جنگ که همان نقطه زینی نامیده می شود، بپردازد.

 

نقطه زینی در نظریه بازی ها

نویسندگان: دکتر فرهاد درويشي: استاديار علوم سياسي، دانشگاه بين­المللي امام خميني (ره)

ملیحه رمضانی: کارشناس ارشد علوم سياسي، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره)

چکیده

پیشکسوت: یکی از نظریاتی که در عرصه روابط بین الملل وجود داشته و از طریق آن می توان به بررسی حوادثی از قبیل جنگ ها پرداخت، نظریه بازی ها است. از نکات محوری این نظریه، عقلانیت بازیکنان شرکت کننده در یک بازی است، به این معنی که بازیکنان با محاسبه گری در بازی شرکت کرده و سعی در کسب بیشترین میزان امتیاز از طرف مقابل دارند. بازیکنان در نقطه ای به نام نقطه زینی، که بیشترین میزان سود ممکن و کمترین میزان ضرر را دارد، به تفاهم می رسند، زیرا در صورت عدم پذیرش، پیامدهای بعدی ای که برای آنان ایجاد می شود، بیشتر است. این مقاله با روش تبیینی ـ تطبیقی و با تقسیم بندی جنگ ایران و عراق به چهار مرحله، می کوشد تا به تعیین بهترین نقطه برای پایان جنگ که همان نقطه زینی نامیده می شود، بپردازد.

 

یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در میان مراحل مختلف ،نقطه زینی در جنگ ایران و عراق، مرحله سوم یا همان زمان صدور قطعنامه 598 بوده است. در این مقطع از جنگ، یعنی زمانی که شورای امنیت، قطعنامه 598 را به تصویب رساند، دولت عراق اعلام کرد که قطعنامه را می پذیرد، ولی دولت ایران با در نظر گرفتن برخی پیش شرط ها، حاضر به پذیرش قطعنامه نشد. در این مقطع ایران بخش های زیادی از اراضی عراق را در تصرف داشت و مایل نبود بدون آن که امتیازی به دست آورد، آن اراضی را تخلیه کند. حمله های بعدی عراق و پس گرفتن اراضی اشغالی در فاو، اطرف بصره و جزایر مجنون، نه تنها این امتیاز را از دست ایران گرفت، بلکه ایران را مجبور ساخت تا هنگامی با پذیرش قطعنامه 598 موافقت نماید که اراضی بیشتری را از دست داده بود. درمجموع عدم پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، بلافاصله پس از صدور آن، سبب شد تا هزینه ها و پرداخت های ایران به عنوان یکی از بازیکنان درگیر در صحنه جنگ افزایش یابد، در حالی که به نظر می رسد ایران در صورت پذیرش قطعنامه در زمان صدور آن، ضمن اینکه از گسترش تلفات و خسارات وارده شده به خود در ماههای پایانی جنگ جلوگیری به عمل می آورد، قادر بود تا با دستآوردها و موقعیت بهتری پای میز مذاکره با طرف عراقی بنشیند.

کلید واژه ها: جنگ، نظریه بازی، نقطه زینی، جنگ ایران و عراق.

مقدمه

درعرصه روابط بین الملل نظریات گوناگونی از قبیل: واقع گرایی، سازه انگاری، بازی، بازدارندگی، تصمیم گیری و .... قابلیت بررسی رخدادهای بین المللی منجمله جنگ ها را دارا می باشند. نظریه بازی ها، نظریه ای است که حاصل تلفیق میان ریاضیات و منطق بوده و بر نوعی استدلال انتزاعی متکی است. از مباحث مهم و محوری این نظریه، عقلانیت بازیکنان شرکت کننده در بازی است. به این معنی که بازیکنان شرکت کننده در بازی همواره سعی کرده بیشترین میزان عقلانیت را به کار برده و از طرف مقابل کسب امتیاز نمایند. بازیکنان می توانند در نقطه ای به نام « نقطه زینی* » که به « کمترین بیشینه » معروف است به توافق برسند. کمترین بیشینه به معنی نقطه ای است که کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان سود را برای بازیکنان به همراه دارد و بازیکنان با پذیرش آن از پیامدها و خطرات احتمالی که ممکن است برایشان رخ دهد جلوگیری می کنند.

جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از حوادث مهم بین المللی است که به مدت هشت سال ادامه یافته و از لحاظ تدابیر، استراتژی ها و تصمیماتی که دو بازیکن ( ایران ـ عراق ) اتخاذ نمودند از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به موارد ذکر شده، نگارندگان به منظور بررسی جنگ ایران و عراق و تعیین نقطه زینی در آن، جنگ را از آغاز تا پایان به چهار مرحله؛ از آغاز جنگ تا پایان هفته اول، از پایان هفته اول تا فتح خرمشهر، از فتح خرمشهر تا صدور قطعنامه 598 و از صدور قطعنامه تا پذیرش قطعنامه 598 تقسیم نموده اند.

لذا به منظور پاسخ گویی به سؤال اصلی مقاله که عبارت از این است که: کدامیک از مراحل جنگ را می توان به عنوان نقطه زینی و بهترین نقطه به منظور صلح و خاتمه جنگ برای دو بازیگر ایران و عراق دانست؟ فرضیه مقاله اینگونه مطرح شده است که: از نظر تامین منافع جمهوری اسلامی ایران، بنظر می رسد که نقطه زینی در جنگ ایران و عراق، زمان صدور قطعنامه 598 (مرحله سوم جنگ) بوده است.

به منظور بررسی فرضیه مذکور، مقاله حاضر در سه بخش سازمان دهی شده است: در بخش اول، الگوی نظری مقاله ارائه خواهد شد. بخش دوم به بررسی جنگ ایران و عراق براساس تقسیم بندی صورت گرفته از جنگ (چهارمرحله ذکر شده) اختصاص خواهد یافت و در بخش سوم به تعیین نقطه زینی در جنگ ایران و عراق پرداخته می شود.

 

نخست: الگوی نظری مقاله

برای فهم و درک اغلب مسائل اجتماعی مجبور به تحلیل شرایطی هستیم که در آن دو یا چند طرف درگیر با اهداف گوناگون وجود دارند که رقیب یکدیگر نامیده می شوند و عمل هر رقیب بستگی به عمل طرف مقابل پیدا می کند. چنین موقعیت هایی را شرایط مخاصمه* می نامیم. همه موقعیت هایی که در یک وضعیت نظامی پیش می آیند، نمونه ای از شرایط مخاصمه می باشند. هر یک از طرفین رقیب، ارزیابی ها و تمهیداتی را به منظور جلوگیری از موفقیت طرف دیگر انجام می دهند. در انتخاب اسلحه یا شکل استفاده جنگی از آن و در مجموع در عملیات برنامه ریزی شده نظامی نیز شرایط مخاصمه پدیدار می شود. همه تصمیم ها در چنین حالتی مبتنی بر این فرض است که طرف مخالف نیز از مطلوب ترین گزینه خود استفاده خواهد کرد. نیاز به تحلیل موقعیت هایی از این نوع سبب پیدایش تئوری بازی ها شده است که همراه با روش ریاضی خود مخاصمه را تبیین می کند (روشندل،1372: 202 ).

نظریه بازی ها بر نوعی استدلال انتزاعی حاصل تلفیق ریاضیات و منطق استوار است. این نظریه اولین بار از سوی امیل بورل ریاضیدان بزرگ فرانسوی در سال 1921 مطرح شد، بعدها دانشمندان دیگری به تکمیل این نظریه پرداختند. از جمله ریاضی دان مشهور جان فون نیومان، در تلاش برای تکمیل نظریه بازی ها در سال 1928 مدعی اثبات قضیه ی «کم ـ بیشینه» شد. در همین راستا نیومان همراه با اسکار مورگنسترن نظریه بازی ها را به عنوان روشی دقیق برای تجزیه و تحلیل موقعیت های رقابت آمیزی که متضمن منافع دو جانبه در زمینه های مختلف از جمله اقتصاد و جنگ است، مطرح کردند(سیف زاده،276:1384).

عصاره نظریه بازی ها این است که انسان موجودی عقلانی است، بنابراین رفتاری محاسبه گرایانه دارد، رفتار عقلانی در نظریه بازی ها به معنای به حداکثر رساندن دستاوردهای مفروض است، افراد می توانند در موقعیت های منازعاتی، به نحو غیر عقلایی و هیجانی عمل کنند. ولی نظریه پردازان بازی ها معتقدند که افرادی که در بازی شرکت می کنند با محاسبه گرایی عقلانی و با حدس زدن اقدامات طرف مقابل خود عمل کرده و سعی می کنند که از طرف مقابل امتیاز کسب کنند(دوئرتی، 1384: 777). برخلاف دیدگاه روانکاوی فروبد و روانشناسان اجتماعی از جمله فروم، که به تجریه و تحلیل مبانی غیرعقلانی رفتار انسان پرداخته اند، نظریه پردازان بازی ها بر مبانی عقلانی رفتار انسان تأکید کرده اند و رفتار عقلانی انسان را در قالب نمادهای ریاضی ارائه نموده اند. در این نظریه با اتکا به عقلانیت بازیگران و محدودیت تعداد بازیکنان، برای هر یک از دو طرف بازی این امکان وجود دارد تا کلیه حرکت های ممکن خود و رقیب و نتایج و پیامدهای ناشی از آن را محاسبه کنند(سیف زاده، پیشین: 277).

تفاوت یک بازی با یک موقعیت درگیری واقعی در این است که بازی براساس شرایط از پیش تعیین شده ای انجام می شود، درحالی که یک موقعیت درگیری لزوماً شرایط از پیش تعیین شده ای ندارد. یک بازی از عناصر و اجزایی تشکیل شده است: بازیکنان که سعی در کسب پیروزی یا بهینه کردن نتایج دارند، مجموعه ای از قواعد* زیر بنایی حاکم بر بازی، شرایط اطلاعاتی** که تعیین کننده چند و چون آگاهی هر بازیکن از محیط اطراف و انتخابهای بلاواسطه و با تأخیری است که توسط بازیکنان دیگر صورت گرفته است.

محیط کلی*** که بازی در آن اجرا می شود، پرداختها**** که ممکن است برای بازیکنان مختلف بسته به نظام های ارزشی آن معنای مختلفی داشته باشد و فعل و انفعال حرکتهای رقابت آمیزی که طی آن هر یک از انتخابهای متوالی یک بازیکن ممکن است بازیکنان دیگر را تشویق به اصلاح انتخابهای بعدی خویش سازد (دوئرتی، پیشین: 778).

هر بازی از انواع مختلفی تشکیل شده است: در یک بازی با حاصل جمع صفر بین بازیکن الف و ب، هر میزان امتیازی که الف به دست آورد، ب به همان اندازه امتیاز از دست می دهد. در انتهای هر یک از این بازی ها یک بازیکن امتیاز 1+ و بازیکن دیگر امتیاز 1ـ خواهد داشت و یا به عبارت دیگر مجموع بردها و باخت ها صفر است. اما در بازی با حاصل جمع غیر صفر جمع جبری امتیاز بازیکنان الزاماً صفر نخواهد بود در این قسم از بازیها منافع بازیگران می تواند سازگار با یکدیگر باشد (Shubic, 1964: 50). در مجموع می توان گفت این نظریه از جمله نظریاتی است که به تحلیل رفتارها و استراتژی های بازیکنان شرکت کننده در بازی می پردازد.

نقطه زینی

نقطه ای است که کمینه ارزش های موجود و بیشینه ارزش های موجود در یک نقطه بر هم منطبق می شوند. که در واقع این نقطه به « کمترین بیشینه*****» معروف است. کمترین بیشینه نقطه ای است که کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان سود را برای بازیکنان دارد در واقع بازیکنان به منظور جلوگیری از پیامدهای احتمالی بدتر در این نقطه با هم به توافق رسیده و منافع آنها تا حدودی با یکدیگر همگرا می شود. از جمله اصول اولیه و مسلم نظریه بازی ها این است که در یک بازی دو نفره با حاصل جمع صفر، استراتژی عقلایی بر اصل کمترین بیشینه استوار است. هر بازیکن باید در پی بیشینه ساختن کمتری امتیازی که میتواند مطمئن از حصول آن باشد یا در پی کمینه کردن بیشترین ضرری که تحمل آن اجتناب ناپذیر است باشد. چنانچه هر دو طرف بدین گونه عمل کنند استراتژی های آنها ممکن است در یک نقطه زینی با هم تلاقی کند. به عنوان مثال:

بازیکن اول یک نیروی انتظامی در کشوری است که دستخوش شورش های چریکی است و بازیکن دوم را همان نیروی چریکی در نظر می گیریم. نیروی انتظامی در این بازی خاص می تواند یکی از 2 راه را انتخاب کند : یا در تعقیب شورشیان وارد جنگل شود ( استراتژی الف) یا از جنگل عقب بکشد واز نواحی کلیدی حفاظت نماید ( استراتژی ب) چریکها نیز می توانند یا در میدان باز به نبرد پرداخته و یا به زد و خورد ایذایی بپردازند. نیروی انتظامی در خارج از جنگل بهتر عمل می کند تا در داخل آن : در داخل جنگل هم در نبرد آشکار و هم در زدو خورد ایذایی شکست خواهند خورد. و در عوض در نبرد شهری آنان بالاترین امکان برد را داشته، پیروزی خود را بیشینه و شکست خود را کمینه سازند. چریکها نیز هم در نبرد در میدان باز و هم در نبرد شهری شکست خواهند خورد. در این بازی دو بازیگر عقلایی تمایل خواهند داشت در نقطه زینی به نوعی به توافق ضمنی برسند، پیامد ناشی از این توافق ضمنی آن است که نیروی انتظامی احتمالاً به حفظ و نگهداری از مراکز حیاتی جنگل بسنده می کنند و چریکها نیز به زد و خوردهای ایذایی اکتفا خواهند کرد و به نبردی تمام عیار روی نخواهند آورد ( Shubic,1967: 247). اهمیت این نقطه در یک بازی از آن جا ناشی می شود که که اگر دو بازیکن نتوانند در این نقطه به توافق برسند، پیامد های احتمالی پیش رو برای آنان بیشتر است.

 

دوم: تحولات جنگ در  مراحل مختلف

به منظور بررسی جنگ ایران و عراق و تعیین نقطه زینی در آن، جنگ را می توان به چهار مرحله: 1- پایان هفته اول، 2- پس از فتح خرمشهر، 3- صدور قطعنامه 598 و 4- ورود مجدد عراق به خاک ایران، تقسیم بندی نمود. در هر کدام از این مراحل کوشش می شود تا با استفاده از چهار شاخص: آخرین وضعیت جبهه ها، مواضع آمریکا، مواضع شورای امنیت و مواضع عراق، به بررسی و تعیین بهترین نقطه ای که در آن، شرایط مناسب تری برای صلح فراهم بود و یا به عبارتی، نقطه ای که دارای کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان سود جهت پایان دادن به جنگ از سوی ایران بوده، پرداخته شود:

 

مرحله نخست: پایان هفته اول جنگ

در شهریور ماه 1359 دولت عراق و با دستور صدام حسین رئیس جمهور این کشور، حمله همه جانبه هوایی، دریایی، زمینی را در طول بیش از 1000 کیلومتر مرز مشترک جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد، جنگی که به مدت 8 سال طول کشید و در نوع خود از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم محسوب می گردد. اهداف رهبران عراق از تجاوز به ایران، لغو قرار داد 1957، تجزیه استان خوزستان و براندازی رژیم جمهوری اسلامی بود ( فوزی، 1384: 21). با توجه به این که دولت عراق و شخص صدام حسین در پایان هفته اول جنگ پیشنهاد آتش بس سازمان ملل را پذیرفت و حاضر به صلح شد، ایران به عنوان بازیکن دیگر بنا به دلایلی حاضر به پذیرش صلح و خاتمه دادن به جنگ نشد و جنگ ادامه یافت:

1 ـ 1 ـ مواضع آمریکا

دولت عراق و شخص صدام حسین در آغاز حملات خود به ایران از حمایت قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا برخوردار بود. آمریکا و کشورهای قدرتمند منطقه که وقوع انقلاب اسلامی را تهدیدی علیه منافع حیاتی خود در منطقه تلقی می کردند، با حمایت عراق و تجهیز آن، جنگ ایران و عراق را آغاز نمودند. آمریکایی ها سه مسأله اساسی را در حمله عراق پیگیری می کردند: حمله عراق باعث آزادسازی جاسوسان آمریکایی شود، ایران برای بازداشتن عراق از ادامه تجاوز، ضمن برآورده ساختن خواسته های آمریکا، از این کشور درخواست کمک کند. و ایران برای زیر پاگذاشتن برخی اصول انقلابی خود، در مجامع رسمی بین المللی حضور یابد و به قواعد آن ها تن دهد(درویشی، 1385: 127). اما دولت آمریکا به طور رسمی و علنی در آغاز جنگ به حمایت عراق نپرداخته و ادعای بی طرفی در جنگ ایران و عراق داشت.

ایالات متحده آمریکا در نخستین جلسه شورای امنیت در 28 سپتامبر 1980 اعلام کرد که این دولت در مورد جنگ ایران و عراق بی طرفی را کاملاٌ رعایت می کند و انتظار دارد که دولت های دیگر نیز چنین رویه ای را در پیش گیرند.(u. n. rear book of the united nation, 1980:314)

در واقع سیاست های بین المللی مساعد آمریکا ـ چه به صورت حمایت از عراق و چه در قالب بی طرفی درجنگ ـ نخستین عامل زمینه ساز تجاوز عراق به جمهوری اسلامی ایران است. در حالی که نظام دوقطبی بر جهان حاکم بود، بسیار بعید به نظر می رسید که صدام بتواند بدون توافق و جلب نظر ابرقدرت ها به چنین اقدام پرخطری دست زند(درویشی، 1378: 24). اگر چه آمریکا ادعای بی طرفی در جنگ و ضرورت تأکید بر اتمام آن داشت، اما آن چه که در واقع می توان گفت این است که، آمریکا به همراه شوروی ( به عنوان دو کشور ابرقدرت)، با توجه به آمادگی رزمی عراق از یک سو و ناتوانی ارتش ایران از سوی دیگر با توجه به خطری که از جانب ایران در گسترش انقلاب اسلامی به کشورهای منطقه و تهدید منافع حیاتی خود احساس می کردند، خواهان ادامه یافتن جنگ و تضعییف هر چه بیشتر ایران بودند.

2 ـ 1 ـ آخرین وضعیت جبهه ها

تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد 48 یگان سازماندهی شده در قالب تیپ ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی، 366 فروند هواپیما و 400 فروند هلی کوپتر انجام گرفت (درودیان،1383 الف:30). صدام حسین برای رسیدن به اهداف خود به نیروی زمینی متکی بود. بدین ترتیب که ارتش عراق که شامل 450 هزار نفر در چهار سپاه بود، از سه محور به ایران حمله کرد Antal, 1991:65)). در این حملات صدام بیشتر توجه خود را به جبهه جنوبی متمرکز کرده بود. در این محور، نیروهای عراقی به سرعت خرمشهر و آبادان را محاصره و به نزدیکی اهواز رسیدند. در جبهه میانی نیز مهران را اشغال کردند و تقریباٌ تا کوه های زاگرس پیش رفتند. در جبهه شمالی هم  نواحی وسیعی از خاک ایران در نزدیکی قصر شیرین را به تصرف خود در آوردند(Staudenmaier, 1983: 37). در واقع مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی باعث شد، نیروهای دشمن به سهولت از خطوط مرزی عبور کنند و برخی از شهرهای ایران را محاصره نمایند در اولین روز حمله سراسری دشمن به خاک جمهوری اسلامی ایران نیروهای عراقی پیشروی به سوی نقاط سوق الجیشی را شروع کردند. تلاش عراق برای تصرف مناطق سوق الجیشی ادامه یافت و در سومین روز جنگ شهرهای مرزی مهران، نفت شهر و سومار سقوط کردند و سرپل ذهاب و قصر شیرین نیز در آستانه سقوط قرا ر گرفتند. علاوه بر آن نیروهای عراقی با پیشروی در منطقه غرب رودخانه کرخه، فاصله 80 کیلومتری مرز تا رودخانه را طی چهار روز پشت سر گذاشتند. در محور بستان ـ سوسنگرد لشکر 9 زرهی عراق در همان خیز اول بستان را اشغال کردند و سوسنگرد و حمیدیه را محاصره نمودند و به نزدیکی اهواز رسیدند که با شبیخون برادران سپاه و بسیج اهواز عقب نشینی نمودند. در منطقه میانی، دهلران در محاصره نیروهای عراقی قرار گرفت و سد کنجالچم به دست آن ها افتاد و گیلان غرب نیز تا مرز سقوط پیش رفت. در طی روز های دیگر نیروهای خودی موفق شدند از نزدیک شدن دشمن به آبادان و خرمشهر جلوگیری کرده، تا حدودی آن ها را به عقب برانند. نیروهای عراقی تمام تلاش خود را به کار برده و خود را به پشت رودخانه کرخه رساندند( روزشمار جنگ ایران و عراق،1375: 172 ـ 45 ).

آرایش نیروهای دفاعی ایران به شیوه سنتی( بدون در نظر گرفتن شیوه های جدید و بررسی احتمالات گوناگون) صورت گرفته بود؛ که این امر یکی از دلایل اصلی اشغال بسیاری از سرزمین های ایران است. کردزمن سهولت پیشروی نیروهای عراقی را نشانه عدم آمادگی دفاعی ایران دانسته و می نویسد:

« در واقع حتی اعلامیه های عراق نشان می داد که ارتش عراق در طول یکی دو روز اول جنگ با مقاومت زیادی روبه رو نشده، بنابراین تمامی شواهد حکایت دارند که این عراق بوده که با آمادگی کامل و به کارگیری نیروهای نظامی، تهاجم همه جانبه ای را علیه ایران سازمان داد، در حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کامل برخوردار نبود»(درودیان، 1383 الف: 30)، در واقع نواقص و کاستی های دفاعی ایران، نقش زیادی در سهولت پیشروی نیروهای ارتش عراق در عمق سرزمین ایران و اشغال شهرها داشت.

 

3 ـ 1 ـ مواضع عراق

در اطلاعیه شورای فرماندهی عراق در اولین روز حمله ارتش عراق به ایران آمده است: « اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش عراق ایجاب کند که در سرزمین های اشغالی بمانیم، آن را نحت اشغال قرار خواهیم داد». در این حال سخنگوی رژیم عراق سه شرط را برای پایان دادن به جنگ اعلام کرد: احترام ایران به حاکمیت عراق در محدوده خاک این کشور، شناسایی حقوق قانونی عراق بر شط العرب و باز پس دادن سه جزیره تنب بزرگ، کوچک و ابوموسی. (درویشی، 120:1385)

صدام حسین پس از آن که واقعیت ها را درک کرد و با توجه به این که نتوانست به اهداف پیش بینی شده خود دست یابد، تنها یک هفته پس از شروع جنگ، در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد:« عراق به مقاصد ارضی خود نایل آمده و مایل است خصومت ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد». در هر حال هفته اول جنگ در حالی سپری شد که ارتش عراق در رسیدن به اهداف مورد نظر خویش ناکام مانده بود، ارتش عراق با این که بخش های وسیعی از مناطق مرزی ایران را اشغال کرده بود به این دلیل که نتوانسته بود طی روز های مذکور به هیچ کدام از اهداف کلیدی خویش در استان خوزستان که تلاش اصلی استراتژی او را تشکیل می داد، دست پیدا کند و نیز به دلیل ناهماهنگی در پیشروی نیروهایش در محورهای مختلف، دچار نوعی سردرگمی و انفعال شد(درویشی، 1380: 91).

پارسادوست درباره اهداف عراق و ماهیت صلح خواهی این کشور می نویسد:

« او (صدام)، اکنون می خواست که ایران با قبول آتش بس به شکست خود و ناامیدی خویش از امکان هرگونه دفاع از استقلال و تمامیت ارضی خود اعتراف کند و با چنین حالتی پشت میز مذاکره بنشیند و به خواست های دیگر عراق درباره تحویل اراضی مورد ادعا به ویژه حاکمیت انحصاری بر شط العرب تسلیم شود». وی اضافه می کند: « صدام و دولت بعث عراق که کلیه محاسبات آنان در حمله به ایران، حول پیروزی سریع و برق آسا دور می زد اصرار داشتند که جنگ در مدت کوتاه پایان پذیرد و از ادامه آن که احتمال بسیاری خطرها وزیان ها برای دولت بعثی و شخص صدام داشت جلو گیری شود»(پارسادوست، 1371: 33).

عراق که بخشی از خاک ایران را تصرف کرده و هرگونه آتش بس و مذاکره درآن وضعیت را به نفع خود می دانست، با یک برخورد دوپهلو و برای دست گرفتن ابتکار عمل سیاسی و تحت فشار قرار دادن ایران، اعلام کرد که قطعنامه 479 شورای امنیت را می پذیرد و با پیشنهاد آتش بس موافقت می کند و از سویی دیگر، از ایران خواست تا ایران خط مرزی براساس قرارداد 1913 (که مرز دو کشور ساحل شرقی شط العرب محسوب شده) را بپذیرد. در واقع عراق قصد داشت آن جه را در میدان نبرد نتوانسته بود به دست آورد از طریق مذاکره سیاسی محقق سازد( فوزی، پیشین: 29) )، در واقع مبهم بودن مواضع عراق عامل مهمی در عدم اعتماد ایران به عراق به منظور قبول پیشنهاد آتش بس این کشور بود.

4 ـ 1 ـ مواضع شورای امنیت

شورای امنیت به موجب بند 1 ماده 24 منشور سازمان ملل، مسؤلیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی را بر عده دارد: « به منظورتأمین اقدام سریع و مؤثر از طرف سازمان ملل متحد، اعضای آن مسؤلیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی را به شورای امنیت واگذار می نمایند و مو افقت می کنند که شورای امنیت در اجرای وظایفی که به موجب این مسؤلیت بر عهده دارد از طرف آن ها اقدام نماید. در اجرای این مسؤلیت، براساس ماده 39 منشور، شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح و یا عمل تجاوز را احراز و توصیه هایی خواهد نمود و یا تصمیم خواهد گرفت(درویشی، 1385: 124).

با آغاز جنگ ایران و عراق، کورت والدهایم، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، در نخستین واکنش در برابر تجاوز عراق به ایران به این دو کشور نامه فرستاد و در نامه به رئیس وقت شورای امنیت از گسترش اختلاف بین ایران و عراق اظهار نگرانی کرد و این امر را تهدیدی بالقوه و جدی برای صلح و امنیت بین المللی دانست و پیشنهاد کرد که از اعضای شورای امنیت برای مشاوره دعوت شود. پس از برگزاری جلسه مشاوره بیانیه ای منتشر شد که به موجب آن دبیر کل سازمان ملل در تاریخ 22 سپتامبر 1980 ( 31 شهریور 1359) در شرایطی که به ایران تجاوز شده بود به دولت های ایران و عراق پیشنهاد کرد: « دو دولت مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت آمیز برخورد میان دو کشور به کار بندند»(درودیان، 1383 ب: 58).

چهار روز پس از صدور این بیانیه قطعنامه 479 شورای امنیت در 28 سپتامبر ( 6 مهر 1359) به تصویب شورای امنیت رسید. این قطنامه با اظهار نگرانی عمیق دربازه وضعیت رو به گسترش ایران و عراق:

  1. از ایران و عراق می خواهد بلافاصله از توسل به بیشتر به قوه قهریه بپرهیزند و اختلافات خود را مسالمت آمیز طبق اصول عدالت و حقوق بین المللی حل نمایند.
  2. از هر دو کشور می خواهد هر گونه پیشنهاد میانجیگری یا سازش یا توسل به سازمان های منطقه ای را که می توانند منشور را تسهیل سازد، بپذیرند.
  3. از کلیه کشورهای عضو می خواهد نهایت خویشتن داری را مراعات نمایند و از هر عملی که منجر به افزایش برخورد شود بپرهیزند.
  4. از تلاش های دبیرکل و پیشنهاد وی درمورد بهبود این وضعیت پشتیبانی می کند.
  5. از دبیر کل می خواهد ظرف 48 ساعت گزارشی به شورای امنیت تسلیم نماید( روزشمار جنگ،پیشین: 184).

اما جمهوری اسلامی ایران شرایط خود را برای صلح اعلام نموده، که شامل مواردی از قبیل: محکومیت متجاوز، عقب نشینی نیروهای اشغال گر به مرزهای بین المللی، پرداخت غرامت و بازگشت پناهندگان بود. از آن جایی که بسیاری از سرزمین های ایران در اختیار عراق بود، لذا جمهوری اسلامی ایران، عقب نشینی و محکومیت متجاوز را بر هر اقدام دیگر مقدم می دانست. امام خمینی در این باره فرمودند: « ایران می گوید که تا از خانه ما بیرون نروید و تا جرم هایی که کرده اید معلوم نشود که شما مجرم هستید و تا ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران نشود، صلح معنی ندارد.» (درودیان، 1383 الف: 32)

در واقع این قطعنامه در شرایطی به تصویب رسیده بود که ناتوانی عراق در دستیابی به یک هدف زودرس و پایان سریع جنگ مشخص شده بود و طولانی شدن جنگ در راستای منافع عراق نبود. جمهوری اسلامی ایران با توجه به این که هیچ اراده ای جهت محکوم کردن عراق و پایان دادن به جنگ در این شرایط وجود نداشت، قطعنامه 479 را رد نمود. زیرا این قطعنامه اشاره ای به حقوق ایران و معرفی عراق به عنوان یک کشور متجاوز نداشته و حتی از به کار بردن نام جنگ در این قطعنامه خوداری کرده و از آن تحت عنوان وضعیت یاد می کند.

مرحله دوم: پس از فتح خرمشهر

عراق پس از اشغال خرمشهر و ناتوانی در تحمیل صلح به ایران دامنه حملات خود را افزایش داد، در این مرحله یک سلسله عملیات هایی توسط جمهوری اسلامی ایران به منظور آزادسازی مناطق اشغالی صورت گرفت. عملیات هویزه، ثامن الائمه، فتح المبین و بیت المقدس از جمله عملیات های صورت گرفته بود که در نهایت منجر به آزاد سازی خرمشهر در تاریخ در 10 اردیبهشت 1361 شد.

بعد از فتح خرمشهر، موضوع نحوه پایان دادن به جنگ یکی از مباحث مهم مسؤلان سیاسی ونظامی کشور در ایران بود و به این منظور جلساتی در حضور امام، فرماندهان نظامی و مسؤلان سیاسی کشور بعد از فتح خرمشهر برگزار گردید این موضوع مورد بررسی قرار گرفت(فوزی،43:1384)، اما دلایلی منجر به ادامه و طولانی شدن جنگ و عدم پذیرش دو بازیگر برای صلح شد:

1 ـ 2 ـ مواضع آمریکا

قدرت های بزرگ، کشورهای منطقه و کسانی که در ترغیب عراق به جنگ علیه ایران نقش مهمی را ایفا کردند، حاضر به حمایت از خواسته های ایران و احقاق حق در مذاکرات میتنی بر محاکمه متجاوز و اخذ غرامت از متجاوز نبودند و حتی از عنوان کردن عراق به عنوان متجاوز خودداری می کردند. با فتح خرمشهر در واقع آمریکا دچار همان مخاطراتی شد که با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه با آن روبه رو شد، با این تفاوت که با بی ثباتی داخل ایران و شروع جنگ، آمریکا امیدوار بود انقلاب در درون کشور مضمحل یا تعدیل شود، ولی پیروزی های پی در پی ایران و سرانجام فتح خرمشهر و احتمال سقوط رژیم عراق، دامنه نگرانی امریکا را در سطح منطقه گسترش داد. زیرا این تحول اساسی و چشمگیر به منزله تهدید منافع آمریکا در منطقه ارزیابی شد.

در جنگ ایران وعراق با آشکار شدن علایم پیروزی ایران و شکست احتمالی عراق تدریجاً سیاستها و مواضع آمریکا تغییر کرد. در واقع با پیروزی های نظامی ایران، ماهیت جنگ تغییر کرد وبه دلیل نگرانی از پیامد پیروزی ایران سیاست های آمریکا شکل جدیدی به خود گرفت؛ از دیدگاه آمریکایی ها با توجه به برتری موضع ایران و نگرانی ای که در سراسر منطقه با توجه به وضع نامطلوب روحی و روانی حاکم بر ارتش عراق به وجود آمده، برقراری آتش بس همراه با دادن امتیاز به ایران، منجر به تشدید بی ثباتی در عراق و منطقه و گسترش انقلاب اسلامی ایران خواهد شد.(فوزی، پیشین: 44) آمریکایی ها به دلیل نگرانی از سقوط رژیم عراق که حاصل اخطار آژانس های جاسوسی این کشور بود، کمک های حیاتی را به بغداد آغاز کردند. آمریکا برای رفع محدودیت های موجود نام عراق را از لیست کشورهای تروریست خارج کرد و به دنبال آن محدودیت فروش تسلیحات به عراق لغو شد. مصر و کشورهای عضو شورای همکاری برای کمک به عراق تشویق و ترغیب شدند. کمک های اطلاعاتی و حمایت های سیاسی و تبلیغاتی آمریکا از عراق به نحو چشم گیری افزایش یافت. مشاور کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در توضیح فروش تسلیحات آمریکا به عراق در همان زمان گفت:

«این عمل آمریکا به منظور تنبیه ایران و بازکردن راهی برای خروج عراق از بن بست موجود می باشد و ایران در جنگ با عراق از برتری محسوسی برخوردار است و این واقعه ناخوشایندی برای آمریکا است»

آمریگایی ها به منظور فراهم سازی زمینه های حمایت سیاسی و تبلیغاتی از عراق، این کشور را متقاعد کردند آمادگی خود را برای عقب نشینی از خاک ایران اعلام نماید. رژیم بعثی عراق و صدام که پیش از این به لحاظ سیاسی و نظامی در موقعیت برتری قرار داشتند و از تجزیه ایران سخن می گفتند با پیدایش وضعیت جدید در جنگ، آمادگی خود را برای برقراری آتش بس اعلام کردند. در واقع آمریکایی ها برای مهار نتایج ناشی از پیروزی های ایران سعی نمودند به هر نحو ممکن از ارائه امتیاز به ایران جلوگیری کرده تا جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت منطقه ای ظاهر نشود. در جهت این سیاست، سازمان ملل نیز با وجود برتری ایران، شرایط ایران مبنی بر محکومیت متجاوز و پرداخت غرامت به ایران را نپذیرفت و همچنان بر تقدم آتش بس بر هر امر دیگری تأکید کرد(درودیان: 1383 الف: 8 ـ 56 ). گسترش دامنه حمایت ها پس از فتح خرمشهر از عراق نشان دهنده تلاش ابرقدرت ها به ویژه آمریکا جهت جلوگیری از پیروزی ایران و کمک به عراق برای پیروزی در مقابل ایران بود. در واقع آمریکا پیروزی ایران را عامل مهم در به خطر افتادن منافع خود در منطقه تلقی کرده و تمام تلاش خود را به کار می برد تا از تحقق این امرجلوگیری به عمل آورد.

 

2 ـ 2 ـ آخرین وضعیت جبهه ها

در حالی که عراق مدعی عقب نشینی از خاک ایران بود، نیروهای عراقی در مناطق میانی در ارتفاعات استراتژیک و پاسگاه های مرزی بیات، واوی، ربوت، پیچ انگیزه، سمیده، فکه مستقر بود. همچنین عراقی ها چهارده حلقه از هجده حلقه چاه نفت در منطقه بیات (موسیان) را در اختیار داشتند. اظهارات مقامات رسمی عراق نشان می داد عراق همچنان در بخشی از مناطق اشغالی حضور دارد. سفیر عراق در پاکستان، احمد ظفر الگیلانی، گفت: « نیروهای ما مناطقی را ترک کرده اند که ارزش از دست دادن نفرات را به خاطر حفظ آن ها نداشته اند» معاون اول صدام، طه حسین رمضان، به مفهوم طبیعی مرز طبیعی اشاره می کند و می گوید:

« نیروهای عراقی که در داخل خاک ایران هستند تنها به مناطقی که عراق آن ها را مرز طبیعی خود می داند عقب نشینی خواهند کرد.»

طارق عزیز، معاون نخست وزیر عراق، نیز در کنفرانسی مطبوعاتی تصریح کرد نیروهای عراقی از تمام مناطق بیرون نرفته اند و در بخش هایی از خاک ایران باقی مانده اند. وی اعلام کرد:

« نیروهای عراقی فقط شش منطقه مرزی به وسعت 372 مایل مربع را در دست دارند.»

علا.ه بر آن در حالی که عراقی ها طی اطلاعیه ای به سازمان ملل عقب نشینی از خاک ایران را اعلام کردند ولی همچنان در برخی از مناطق ایران حضور داشتند. عراقی ها هیچ گونه گزارشی از عقب نشینی منتشر نکردند ولی گزارش های مراجع و مراکز اطلاعاتی و نظامی از آخرین وضعیت در جبهه ها به شرح زیر بود:

نیروهای عراق در جبهه جنوب علاوه بر کوشک و طلائیه قدیم قسمت کوچکی از شلمچه را در خاک ایران در اشغال نگه داشتند. در منطقه چزابه تا موسیان (سابله) نیروهای عراق در پشت مرز به آرایش مواضع پدافندی مشغول شدند. در منطقه کوشک تا طلائیه قدیم به فاصله 8 کیلومتری جنوب خط مرز، دشمن یگان های جدید مستقر کرد. همچنین در مناطق چم سری و چم هندی، که ارتفاعات آن در داخل خاک ایران به خاک عراق مسلط است، دشمن این مناطق را همچنان در اشغال نگه داشت. تحرک نیروهای دشمن در آن سوی اروندرود نیز افزایش یافت. بنا بر گزارش معاونت عملیات و اطلاعات ستاد فرماندهی کل قوا آخرین وضعیت پس از عقب نشینی ارتش عراق به شرح زیر بود:

« دشمن از 5000کیلومتر مربع اراضی اشغالی باقی مانده هنوز حدود 2500 کیلومتر مربع از مناطق حساس و استراتژیک در سول 800 کیلومتر از نوار مرزی را در اختیار دارد از جمله: فکه، حمرین، نفت شهر، خسروی و ارتفاعات آق داغ را می توان نام برد».( درودیان: 1383 ب: 82 ـ 178 )

در این مقطع از جنگ اگر چه ایران با فتح خرمشهر به برتری قابل ملاحظه ای در جنگ دست یافته بود، ولی بسیاری از سرزمین های مهم و استراتژیک ایران همچنان در تصزف عراق بوده و تضمینی برای آزادسازی این مناطق وجود نداشت.

3 ـ 2 ـ مواضع عراق

ایران با توجه به سابقه تاریخی و شخصیت صدام حسین صلح بدون تضمین را لازم را نمی پذیرفت زیرا هیچ گونه اعتمادی به دولت عراق و مواضع شخص صدام حسین نداشت. عراقی ها به دلیل قرار گرفتن در موضع ضعف، مسأله صلح را مطرح کردند در حالی که در ماهیت رفتار و اقدامات سران این کشور تغییری مشاهده نمی شد. شواهدی چون پافشاری عراق بر خواسته های قبلی، عدم پذیرش قرارداد 1975 الجزایر وحضور در بخشی از خاک ایران، این ادعا را ثابت می کرد. بنابراین می توان گفت تلاش عراق و شخص صدام حسین برای طرح مسأله صلح نه از روی اعتقاد بلکه به دلیل شرایط حادی بود که آن ها را در موضع ضعف قرار داده و منافعشان را تهدید می کرد. (صدام حسین در جلسه ای با حضور فرماندهان ارتش عراق، دلایل عقب نشینی ارتش این کشور را عواملی همچون: طولانی بودن راه های مواصلاتی، مشکل مانور، تقویت روحیه ارتش عراق، عوامل تاکتیکی ذکر کرد). لذا، صلحی که از جانب عراقی ها مطرح می شد جدی نبود و حتی می توان گفت هدف اصلی آن ها گرفتن زمان از جمهوری اسلامی و چیرگی بر شرایط دگرگون شده بود( فوزی، پیشین: 4 ـ 43 ). بنابراین می توان گفت تلاش عراق و شخص صدام حسین برای طرح مسأله صلح نه از روی اعتقاد بلکه به دلیل شرایط حادی بود که آن ها را در موضع ضعف قرار داده و منافعشان را تهدید می کرد.

 

4 ـ 2 ـ شورای امنیت

پس از فتح خرمشهر نگرانی از پیامدهای پیروزی ایران و ضرورت مهار آن بر فعالیت های دیپلماتیک برای خاتمه دادن به جنگ افزوده شد. نشست جدید شورای امنیت به درخواست کشور اردن برگزار شد. قطعنامه جدید 514 به اتفاق آرا در جلسه 2382 شورای امنیت در تاریخ 12 ژوئیه ( 21/ 4/ 1361) و پس از سکوت حدود 22 ماهه سازمان ملل صادر شد(درودیان، 1383: 1ـ 200 ).

کارشناسان حقوق بین الملل در برسی قطعنامه 514 معتقدند با وجود محرز بودن تجاوز عراق به دولت ایران، در این قطعنامه همانند قطعنامه 479 مورخ 28 سپتامبر (6 مهر 1359) از واژه تجاوز استفاده نشده است. علاوه بر این، قطعنامه 514 با فاصله 21 ماه و 15 روز پس از قطعنامه پیشین صادر شد. در واقع در مدتی که عراق خاک ایران را اشغال کرده بود، سازمان ملل هیچ واکنشی نشان نداد و تنها پس از آن که نیروهای عراقی ـ آن هم نه به صورت کامل ـ از خاک ایران بیرون رانده شدند، قطعنامه جدید صادر شد. در واقع نظر کلی سازمان ملل در قطعنامه جدید حل و فصل قطعی جنگ نبود بلکه بیشتر به دنبال آن بودند که ایران را برای ادامه جنگ در وضعیت دشواری قرار دهند، به همین دلیل، هیچ گونه امتیازی به ایران برای کمک و تسهیل در تصمیم گیری این کشور در خاتمه دادن به جنگ پیش بینی نشده بود( درودیان ، 1383ب: 201).

در مجموع می توان گفت پس از فتح خرمشهر و برتری سیاسی ـ نظامی ایران، که یکی از اهداف آن، پایان درگیری بود، پیش بینی می شد که زمینه اتمام جنگ فراهم آید، اما آمریکا و غرب در راستای حفظ حکومت عراق و فشار بر جمهوری اسلامی تلاش های خود را آغاز کردند. در واقع آمریکا به عنوان عضو برتر شورای امنیت سازمان ملل، بدون توجه به خواسته های قانونی ایران در پی تحمیل مذاکره بدون شرط بر این کشور بود، می توان گفت که تلاش عراق و مجامع بین المللی و کشورهای منطقه برای طرح مسأله صلح، نه از روی اعتقاد؛ بلکه به دلیل شرایط حادی بود که آن ها را در موضع ضعف قرار داده و منافعشان را تهدید می کرد. (اردستانی، پیشین: 18) لذا در آن زمان هیچ گونه پیشنهاد صلحی ارائه نشد و شورای امنیت و دیگران تنها آتش بس را توصیه می کردند. در آن زمان طرحی که متضمن صلح واقعی باشد و مثلاٌ شناسایی متجاوز، پرداخت غرامت را شامل شود وجود نداشت و پیشنهاد های ارائه شده تنها در حد آتش بس و مذاکره طرفین بود که این امر با توجه به پشتیبانی بین المللی از عراق هیچ گاه نمی توانست شرایط ایران را برای یک صلح شرافتندانه تحقق بخشد. به این ترتیب ایران دلایل منطقی و عقلایی برای ادامه جنگ داشت که برخی از این دلایل شامل: 1. شرط ایران برای صلح عبارت بود از شناسایی و تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت از سوی عراق که این شرط مورد قبول عراق و سازمان های بین الملی نبود. 2. مرزهای ایران تأمین نداشت، نقاطی در شلمچه، طلائیه و طول مرز از فکه تا  قصر شیرین در اشغال عراق بود، شهرهای سومار، نفت شهر و مهران عملاٌ در اشغال دشمن بود. امکان آزادسازی این نقاط از راه مذاکره غیر معقول به نظر می رسید و راهی جز ادامه جنگ وجود نداشت. 3.شهرهای آزادشده همچون خرمشهر به علت حضور دشمن در شلمچه همچنان مورد تهدید بود و ...(درویشی، 1385: 2 ـ 81) از سوی دیگر، با توجه به برتری مطلق ایران در این زمان، تصمیم گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی حاضر نبودند، بدون دستیابی به کمترین امتیاز، که تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود، قرارداد پایان جنگ را امضا کند، زیرا آیندگان و افکار عمومی این اقدام را غیرعقلانی تفسیر می کردند. موضوع مهم دیگری که در ترغیب جمهوری اسلامی ایران برای ورود به خاک دشمن مؤثر بود، ازهم گسیختگی ارتش عراق و اوضاع نابسامان داخلی این کشور بود. پس از فتح خرمشهر، شکاف و عدم انسجام موجود میان مردم و حزب بعثی کاملاً به چشم می خورد و این مسأله دورنمای روشنی را برای اقدام نظامی ایران ترسیم می کرد.(اردستانی، پیشین: 18)

در مجموع می توان گفت در این مقطع از جنگ با توجه به فتح خرمشهر و ایجاد موضع برتر برای ایران به منظور پیش برد اهداف خود، عواملی از قبیل مبهم بودن مواضع عراق، گسترش دامنه حمایت های ابرقدرت ها به ویژه امریکا از عراق و عدم حمایت و نبود اراده لازم در شورای امنیت سازمان ملل سبب شد تا تصمیم گیرندگان سیاسی حاضر به پذیرش صلح نشوند.

مرحله سوم: تصویب قطعنامه 598

پس از خرمشهر و برتری سیاسی ـ نظامی ایران، که یکی از اهداف آن، پایان درگیری بود، پیش بینی می شد که زمینه اتمام جنگ فراهم آید، ولی عدم توافق دو بازیکن سبب شد جنگ ادامه یابد. در سلسله عملیات های صورت گرفته در این مرحله، ایران موفق به فتح فاو در عملیات والفجر 8 شد. اما به تدریج با توجه به برتری عراق از لحاظ تسلیحاتی و اطلاعاتی و نظامی، ایران در وضعیت دشواری قرار گرفت تا جایی که ادامه جنگ منجر به گسترش تلفات انسانی، مالی و... وارد شده به جمهوری اسلامی ایران شده و شکست های حاصل شده برای جمهوری اسلامی ایران در عملیات های کربلای 4 و 5و ... کلیه دستاوردهای جنگ پس از آزاد سازی مناطق اشغالی و به ویژه پس از فتح فاو که نهایتاً موازنه سیاسی – نظامی جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داده بود، را در معرض تهدید قرار داد.

در نهایت با توجه به تلاش های صورت گرفته جهت برقراری صلح قطعنامه 598 در تاریخ 20 ژوئیه 1987 (29 تیر 1369) به تصویب شورای امنیت رسید، که در این شرایط عراق اعلام نمود که قطعنامه 598 را می پذیرد ولی ایران با در نظرگرفتن برخی شروط حاضر به پذیرش قطعنامه شد که در نهایت با آغاز حملات مجدد عراق، جنگ ادامه یافت.

 

1 ـ 3 ـ مواضع آمریکا

پس از فتح خرمشهر، آمریکا برای مقابله با تأثیرات ناشی از پیروزی ایران تمهیدات جدی اتخاذ نمود.  استراتژی جدید آمریکا در مورد جنگ ایران و عراق بر این پایه قرار داشت که « جنگ را در یک محدوده معین نگه دارد» و ضمن ممانعت از پیروزی ایران، حمایت های لازم را از عراق به عمل آورد. آمریکا برای تحقق این استراتژی از کشورهای عرب متحد خود خواست که از لحاظ مالی به عراق کمک نمایند(درودیان، 1383 الف: 74). در واقع نگرانی آمریکا از پیروزی ایران بر عراق پس از فتح خرمشهربه مهار پیروزی های ایران منجر شد و در نتیجه جنگ از وضعیتی پویا و تغییر دهنده به جنگ فرسایشی تبدیل شد(درودیان، 1384: 128).

با ادامه جنگ و به موازات عملیات خیبر و انفجار مقر آمریکاییها در بیروت وضعیت جدیدی در منطقه به وجود آمد. در اوضاع جدید آمریکا در وضعیتی قرار گرفت که می بایست استراتژی جدیدی را طرح ریزی کند که بر اساس آن « بنیاد هرتیچ» طرحی را مبنی بر از بین بردن اصل امید، به ریگان ارائه کرد، این سیاست به منزله تشدید فشار به ایران با هدف از بین بردن امیدواری برای دستیابی به پیروزی بود. عناصر اصلی این استراتژی شامل: تقویت وضعیت اقتصادی عراق، ایجاد محدودیت در منابع ارزی ایران، اجرای عملیات استانچ[1] به هدف جلوگیری از فروش سلاح به ایران و ایجاد محدودیت در استخراج و فروش نفت به ایران بود( درودیان، 1383 الف: 90).

آمریکا در روند تشدید فشار به ایران و تنگ کردن حلقه محاصره اقتصادی این کشور، نام ایران را در فهرست کشورهایی که به اقدام های تروریسم بین المللی کمک می رسانند افزود. این اقدام تأیید آشکار رژیم عراق و تشدید فشار برای به زانو در آوردن جمهوری اسلامی ایران بود(تیمرن، 1373: 289).

پس از شکست آمریکا در لبنان و احتمال شکست عراق در برابر ایران، بر نگرانی آمریکا افزوده شد. سیاست های آمریکا در این دوران را می توان شامل چهار محور اساسی: چشم پوشی از فروش تسلیحات آمریکایی به عراق از طریق کشور ثالث، مداخله برای تحصیل دستیابی عراق به کمک مالی، متقاعدسازی هم پیمانان به نفروختن تسلیحات به ایران، سرپوش نهادن تبلیغاتی بر بی اعتنایی عراق به منشورهای بین المللی دانست. (درودیان، 1384: 135)

با افشای ماجرای مک فارلین در 13 آبان 1365، اوضاع جنگ بیش از پیش برای ایران دشوار شد. در واقع زمینه های شکل گیری مذاکرات پنهانی مقامات آمریکایی با عناصر ایرانی، با مبادله قطعات یدکی نظامی به ایران در مقابل آزادی گروگان های امریکایی در لبنان از سال 1365 آغاز شد. با توجه به ناتوانی آمریکایی ها به رغم تلاش های گسترده برای حل معضل گروگان گیری در لبنان و هواپیمای ربوده شده تی دبلیو (T-W) در 24 خرداد 1364 و میانجی گری ایران در حل معضل هواپیمای (T-W)پس از سفر آقای هاشمی به روسیه در تیر ماه 1364 توجه آمریکا مجدداٌ معطوف به ایران شد. فاش شدن این اقدام آمریکا و آشکار شدن ماهیت واقعیت تماس های پنهانی آمریکا با ایران، سبب شد آمریکاییها با از دست دادن ابتکار عمل برای خاتمه دادن به جنگ، در موقعیت بسیار دشواری قرار گیرند. بخشی از تلاش آمریکا برای خروج از این وضعیت و کسب اعتماد مجدد متحدین خود در منطقه و عراق، تشدید فشار به ایران به صورت مستمر بود. پس از این واقعه، حملات گسترده عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران با چراغ سبز آمریکا و هدایت اطلاعاتی این کشور انجام گرفت ( درودیان، 1383 الف: 8 ـ 162). روزنامه واشنگتن پست نوشت: « پس از افشای ارسال پنهانی اسلحه به ایران، عراقیها حملات هوایی خود را به ایران افزایش دادند، آمریکا در توضیح سیاست خود مجدداٌ تأکید کرد: « آمریکا می کوشد که از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در جنگ جاری جلوگیری به عمل آورد.

روند کمک های آمریکا به عراق همچنان ادامه یافت، ادامه جنگ ایران و عراق همراه با گسترش پیروزی احتمالی آن مهمترین عامل نگرانی آمریکا و سایر حامیان جهانی و منطقه ای بود(درودیان، 1384: 228). تا این که سرانجام قطعنامه 598 در سازمان ملل به تصویب رسید، در واقع آمریکایی ها پس از افشای ماجرای مک فارلین با تصویب قطعنامه 598 و حضور نظامی گسترده در منطقه خلیج فارس و اسکورت نفتکش ها در نظرداشتند با ابتکار عمل جدید شرایط خاتمه یافتن جنگ را فراهم کنند.

2 ـ 3 ـ آخرین وضعیت جبهه ها

در این مقطع زمانی از جنگ، پس از آن که اجرای عملیاتی محدود به عنوان مقدمه و واسطه اجرای عملیات بزرگ و پیروز با موفقیت همراه نشد، اجرای عملیات در منطقه غرب کشور در دستور کار قرار گرفت. بدین ترتیب که عملیات والفجر2 در غرب پیرانشهر در حد فاصل ارتفاعات قمطره و تمرچیندر 29 تیر 1362 اجرا و منطقه حاج عمران به وسعت 30 کیلومتر مربع آزاد شد. همچنین عملیات والفجر 3 در منطقه عمومی مهران طرح ریزی که با اجرای این عملیات دشت مهران و جاده مهران ـ  دهلران از اشغال دشمن آزاد شد. 0درودیان، 52:1375) سپس با آغاز عملیات خیبر در تاریخ 3/ 12/ 1362 در منطقه هورالهویزه، جزایر مجنون به تصرف جمهوری اسلامی ایران در آمد.(درودیان، 1383 الف: 85) در تاریخ 20/11/1364 عملیات والفجر 8 آغاز شد که با تصرف منطفه فاو توسط جمهوری اسلامی ایران به پایان رسیددر سال های بعد، عراقی ها پس از ناامیدی از بازپس گرفتن فاو، استراتژِ دفاع متحرک را آغاز کردند. آغاز تهاجم دشمن از شمال و منطقه عملیاتی والفجر 9 در تاریخ 16/12/1364 آغاز شد که این دور از تهاجمات عراق با اشغال مجدد مهران در تاریخ 7/2/1365 خاتمه یافت.(همان: 151)

3 ـ 3 ـ مواضع عراق

انهدام بخشی از قوای نظامی عراق در خاک ایران و سرانجام شکست و عقب نشینی ارتش عراق به منزله تحولی استراتژیک در روند جنگ و شکست قطعی عراق بود. پیدایش موقعیت جدید و ضرورت مهار و کنترل پیامدهای سیاسی ـ نظامی و امنیتی حاصل از شکست ها، اهداف و ماهیت استراتژی عراق را شکل داد. جلوگیری از ادامه شکست در برابر قوای نظامی ایران و خنثی سازی پیروزی های احتمالی ایران با گسترش صحنه جنگ، کنترل اوضاع داخلی و بازسازی روابط خارجی از جمله اقداماتی بود که دولت عراق در این مقطع انجام داد. دامن زدن به جنگ نفت کش ها برای کاستن از برتری اقتصادی ایران و حمله به جزیره خارک با هدف جلوگیری از پیروزی احتمالی ایران دنبال شد. بازسازی روابط خارجی عراق به ویژه با آمریکا و غرب با این هدف طراحی و دنبال می شد که ادامه انزوای سیاسی عراق، این کشور را از پشتیبانی و حمایت های بین المللی محروم می کرد، به همین منظور عراق به گسترش مناسبات خود با جهان خارج پرداخت ( درودیان، 1384: 6 ـ 80 ).

چشم انداز جنگ طولانی با کاهش توان اقتصادی عراق و شکست احتمالی این کشور، استراتژی عراق را تحت تأثیر قرار داد و به همسویی و انطباق استراتژیک میان آمریکا و عراق منجر شد.عراق از سال 1363 به این نتیجه رسیده بود که احتمال دارد قادر به ادامه جنگ فرسایشی ـ دفاعی نباشد. بنابراین استراتژی عراق در مرحله جدید دو رکن داشت: نخست جلوگیری از پیروزی ایران با حفظ مواضع دفاعی و دیگری کاهش توان اقتصادی ایران و بین المللی کردن جنگ بود. عراق برای حفظ مواضع دفاعی خود و مهار پیروزی احتمالی ایران توان دفاعی اش را با خرید تجهیزات و گسترش سازمان و توان تولید سلاح های شیمیایی افزایش داد. عراق حملات خود را به تأسیسات نفتی و نفت کش های ایران آغاز کرد. درسال های 1364 و 1365 مرحله جدید حملات عراق، متعاقب روابط جدید عراق با آمریکا آغاز شد و در نتیجه سطح استراتژی حمله به اهداف مهم خود را ارتقا داد. در این مرحله، تجهیزات ارسالی به عراق از نظر حجم و کیفیت تغییرات اساسی کرد.

توانمندی عراق در مرحله جدید سبب شد که عراقی ها در حالی که در سه سال اول جنگ تنها به 4 کشتی بازرگانی حمله نمودند در سال 1363 به 71 کشتی بازرگانی حمله کردند. عراق با حمله به نفت کش ها و تأسیسات نفتی ایران، صادرات ایران را کاهش داد. با کاهش صادرات نفتی ایران درآمد نفتی ایران نیز کاهش و از 9/ 10 میلیارد دلار در سال 1363 به 59/12میلیارد دلار در سال 1364 و 81/6 میلیارد دلار درسال 1365 رسید. این وضعیت نشان می داد که اقتصاد ایران در برابر حملات عراق تضعیف شد. عراق دامنه حملات شیمیایی خود را افزایش داد. چنانکه حملات شیمیایی عراق از ده مورد در سال آغاز جنگ به 45 مورد در سال 1367 افزایش یافت. هدف عراق از به کارگیری سلاح های شیمیایی جلوگیری از پیشروی ناگهانی قوای نظامی ایران در مواضع و استحکامات عراق و مهار پیامدهای سیاسی ـ استراتژیک آن بود. (همان: 168 ـ 158 )

4 ـ 3 ـ شورای امنیت

شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ا4 اکتبر (12 مهر 1361) کمتر از سه ماه پس از صدور قطعنامه 514، قطعنامه 522 را به تصویب رساند که این قطعنامه نیز مانند قطعنامه514 (1982) خواستار آتش بس فوری، خاتمه کلیه عملیات های نظامی، عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی و اعزام گروه ناظران سازمان ملل به منطقه گردید. حدود یک سال بعد، در 31 اکتبر 1983 (9 آبان 1362)، قطعنامه 540 شورای امنیت به تصویب رسید که در واقع تهیه کننده این قطعنامه کشور آمریکا بود.

شورای امنیت پس از قطعنامه 540، قطعنامه 522 را به دنبال شکایت نمایندگان کویت، بحرین، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی که از حملات ایران به کشتی های بازرگانی در مسیر بنادر کویت و عربستان سعودی شکایت نمودند صادر شد(خرمی، 1387: 142) . قطعنامه 582 در فوریه (1982) و زمانی تصویب شد که ایران فاو را تسخیر کرده بود. این قطعنامه نیز به قطع جنگ شهر ها، جنگ نفت کش ها و به کاربردن سلاح های شیمیایی و همچنین قطع کلیه مخاصمات در زمین، دریا و هوا تأکید داشت. شورای امنیت  در 8 اکتبر 1986( 16 مهر 1365)، قطعنامه 588 را تصویب نمود. عراق را در این قطعنامه از آغاز نمودن جنگ مبری ساخت و ایران را بدون ذکر نام به طولانی نمودن جنگ متهم ساخت. (پارسادوست، پیشین: 669ـ 673)

در 20 ژوئیه 1987 (29 تیر 1366) قطعنامه 598 به تصویب شورای امنیت رسید. در پی مذاکرات صورت گرفته بین شورای امنیت و دو کشور ایران و عراق مبنی بر خاتمه دادن به جنگ و برقراری آتش بس، ایران معتقد بود که آتش بس رسمی باید همزمان با محکوم کردن عراق از طرف هیئت بی طرف برای تشخیص درباره مسؤل جنگ انجام گیرد ولی عراق پافشاری می کرد که اجرای قطعنامه 598 باید بر مبنای ردیف بندهای قطعنامه به ترتیب اجرا شود. با تبلیغات گسترده بین المللی به رهبری آمریکا، ایران به عنوان مانع اجرای قطعنامه 598 معرفی شد. شورای امنیت در 24 دسامبر 1987 تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت در صورت عدم پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، قطعنامه تحریم فروش اسلحه را به تصویب برساند. ایران که تصویب قطعنامه را جدی دید، طی یادداشتی موافقت خود را اعلام نمود ولی این در حالی بود که عراق بمباران و حملات خود را به شهرهای ایران از سر گرفته بود.( همان، 691 ـ 674)

مرحله چهارم: پس از تجاوز مجدد عراق به خاک ایران

ادامه جنگ و افزایش دامنه فشارهای بین المللی علیه ایران سبب کاهش قدرت و توان نظامی ایران شد، عراق با برخورداری از کمک های نظامی، مالی، تسلیحاتی و... قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا توانست بر قدرت خود بیفزایدو دامنه حملات خود را گسترش دهد. در این مقطع از جنگ مجموعه ای از عوامل داخلی (کاهش توان نظامی ایران، ضعف اقتصادی، کمبود تجهیزات و نیروها و ...) و بین المللی(تحریم های بین المللی و فشار اقتصادی علیه ایران، فشارهای سیاسی و فشارهای نظامی به ویژه حمله به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط رزمناو آمریکایی سبب پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران و پایان جنگ شد.    

1 ـ 4 ـ مواضع امریکا

سیاست آمریکا علیه ایران در این مقطع در دو جبهه سیاسی و نظامی قابل بررسی است. در جبهه سیاسی و در سطح بین المللی، آمریکا سعی نمود دولت ایران را به عنوان حامی تروریسم و جنگ طلب معرفی که با عدم قبول قطعنامه 598 اصرار بر ادامه جنگ دارد. در شورای امنیت می کوشید با توجه با سیاستی که ایران در ادامه مذاکره با دبیرکل اتخاذ کرده بود، ایران را متهم به وقت گذراندن نماید و برای تصویب رساندن قطعنامه تحریم صدور اسلحه به ایراناز طرف کلیه کشورهای عضو سازمان ملل کوشش پی گیر نماید.

در جبهه نظامی نیز ناوگان عظیم جنگی آن در خلیج فارس پیوسته بر شدت جنبه تهاجمی خود می افزود. موافقت با نصب پرچم بر روی نفت کش های کویت و همراهی آن ها با ناوهای جنگی، تصرف کشتی ایران اجر و سپس غرق کردن آن، حمله به پایانه های نفتی ایران و نابود کردن آن، نبرد دریایی با ناو های جنگی ایران و غرق کردن و آسیب رساندن به آن ها و سرانجام پرتاب موشک از طرف ناو وینسنز به هواپیمای مسافربری ایران و قتل عام کلیه 290 مسافران، حاکی از پیام قاطع و روشن آمریکا مبنی بر تشدید جنگ در صورت عدم اقدام ایران برای خاتمه دادن به جنگ بود(پارسادوست، پیشین: 700).

2 ـ 4 ـ آخرین وضعیت جبهه ها

عراق در حالی که با حملا ت موشکی به تهران و سایر شهرها و شایعه استفاده از بمب شیمیایی وضعیت روحی ـ روانی مردم را تا اندازه ای تحت تأثیر قرار داده بود و با بمباران حلبچه علاوه بر مقابله با استراتژی جدید ایران در منطقه شمال غرب، مجدداٌ توجه جهانی را بر جنگ ایران و عراق متمرکز کرد و نیروهای نظامی خود را برای باز پس گیری منطق تصرف شده آماده کرد. هدف عملیاتی عراق آزاد سازی فاو بود؛ زیرا آثار بسیار جدی و اساسی بر موازنه نظامی داشت. عراق منطقه فاو را در فاصله 36 ساعت و با استفاده از اطلاعات آمریکا و غافلگیری ایران به دلیل تمرکز نیروها در منطقه شمال غرب و با استفاده از گاز وی . ایکس باز پس گرفت ( درودیان، 1384: 260). در واقع غافلگیری ایران در فاو و به کارگیری سلاح های شیمیایی به نحوی گسترده نقش مؤثری در سقوط فاو داشت(درودیان، 1383 الف: 203).

عراق پس از فاو، مناطق شلمچه و جزایر مجنون را باز پس گرفت. لطیف جاسم وزیر فرهنگ و اطلاعات عراق، در جلسه با نمایندگان رسانه های خارجی گفت: « نیروهای ما توانستند فاو را در 35 ساعت آزاد کنند، نیروهای شلمچه 8 ساعت، همچنین آزادسازی جزایر مجنون و هورهویزه 8 ساعت به درازا کشید( درودیان، 1384: 263)، عراق در تمام موارد از سلاح های شیمیایی استفاده کرد. در منطقه شرهانی، زبیرات و ارتفاعات حمرین، قوای عراق ضمن حمله به خطوط دفاعی ارتش ایران تا عین خوش پیشروی کردند و در مجموع با حمله به مناطق مذکور و همچنین مناطق سومار و میمک نزدیک به 17000 نفر را به اسارت گرفتند( درودیان، 1383 الف: 205) با ادامه تهدیدات عراق برای حمله به مناطق جنوبی، دولت ایران حلبچه و اطراف آن را داوطلبانه تخلیه نمود. عراق حمله به داخل خاک ایران را آغاز نمود. و روز 25 تیر 1367 (16 ژوئیه 1987) دهلران را تصرف نمود و خطر حمله به دزفول و احتمال سقوط بخشی از خوزستان افزایش یافت. (پارسادوست، پیشین : 694) در واقع استفاده بی پروای عراق از سلاح های شیمیایی، جدی بودن این خطر که عراق در هر زمانی که لازم بداند آن سلاح ها را به کار می برد در عدم مقاومت نیروهای ایران نقش مهم داشته است. (همان: 701)

3 ـ 4 ـ مواضع عراق

افزایش مداخله قدرت های بزرگ در جنگ و تصویب قطعنامه 598 هرچند دامنه و حجم فشار بین المللی و سیاسی ـ اقتصادی را به ایران افزایش داد، در پایان دادن به جنگ تأثیری نداشت. عراق با تکیه بر قدرت نظامی و برتری بر ایران برای تغییر روند جنگ تدریجاٌ استراتژِی خود را از تدافعی به تهاجمی تغییر داد. عراق تدریجاٌ تغییراتی به وجود آورد و آمادگی لازم را برای جلوگیری از غافلگیری در منطقه جنوب و کنترل تحرکات نظامی ایران در خطوط درگیری کسب کرد. شروع حملات موشکی عراق به تهران در اسفند 1366 و سپس واکنش به عملیات والفجر با بمباران شیمیایی منطقه حلبچه آغاز استراتژی تهاجمی عراق بود که با تهاجم فاو و بازپس گیری آن ادامه یافت و گسترش پیدا کرد. عراق با حملات موشکی به تهران، به دنبال تضعیف روحیه مردم ایران، کاهش حمایت عمومی از جنگ و فشار سیاسی بر ایران بود. حملات شیمیایی عراق به حلبچه نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. استفاده عراق از سلاح های شیمیایی اساساٌ با هدف ایجاد رعب و وحشت در نیروهای ایران طراحی شده بود(درودیان، 1384: 260). با گسترش حملات عراق در مدت کمتر از دو ماه عراق بیش از 160 موشک ساخت شوروی به مناطق مسکونی تهران و سایر شهرهای ایران، اصفهان، دزفول، تبریز، رشت، قم پرتاب نمود و تعداد کثیری از مردم غیر نظامی را به قتل رساند و یا مجروح نمود و ویرانی های بسیار به بار آورد. عراق از اواسط سال 1987( 1366) متوجه ضعف نظامی ایران و برتری آشکار قوای خود گردیده بود و مقامات بالای ارتش عراق در مصاحبه ای که با خبرنگار واشنگتن پست به عمل آورد اظهار داشتند، برای اولین بار در تاریخ، ما می خواهیم که ایرانیان حمله کنند، زیرا یقیناٌ قادر به شکستن خط دفاعی عراق نخواهند بود و یک شکست ضعف ایرانیان را آشکار خواهد ساخت. در واقع احساس عراق در برتری نظامی مبتنی بر واقعیت بود. عراق در پایان جنگ، در برابر هر تانک ایران، پنج تانک، هر واحد توپخانه سنگین ایران، نه واحد، هر هواپیمای ایران، 6 هواپیمای جنگی داشت که عموماٌ پیشرفته تر از ابزار های جنگی مشابه آن ها در ایران بودند. در پایان جنگ کل نیروهای مسلح ثابت عراق 1000000 نفر و ایران 644800 نفر بود.( پارسادوست، پیشین: 692)

بدون تردید، افزایش توان نظامی عراق و تغییر استراتژی این کشور نقش مهمی در تغییر اوضاع به سود عراق داشت. بیش از این عراق با عملیات موسوم به استراتژی دفاع متحرک، در اندیشه تصرف برخی از مناطق مرزی و شهرهای ایران بود که توفیق چندانی دست نیافت. عراق ضعف و کاستی های خود را در این زمینه برطرف نمود و با بهبود ارتش و تغییر شیوه رزم آن توانست از موفقیت های زیادی برخوردار شود(درودیان، 1383 الف: 199).

4 ـ 4 ـ شورای امنیت

از صدور قطعنامه 598 و عدم پذیرش آن از سوی ایران و با از سر گرفته شدن حملات عراق، جمهوری اسلامی ایران در ادامه جنگ با وضعیت دشواری مواجه شد. عراق پس از پیروزی در فاو به حمله های مکرر زمینی خود ادامه داد، در تمام موارد از سلاح ها ی شیمیایی استفاده نمود، حمله به داخل ایران را آغاز نمود و بسیاری از مناطق ایران در معرض تصرف عراق قرار گرفت. در مجموع با توجه به برتری نظامی عراق، در آن شرایط امکان پیروزی برای ایران وجود نداشت، بدین ترتیب ایران در تاریخ 18 ژوئیه 1988(27 تیر 1367) قطعنامه 598 را پذیرفت(پارسادوست، پیشین: 694).

با اعلام ایران جهت پذیرش قطعنامه 598، طارق عزیز وزیر خارجه عراق اعلام نمود که پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران ممکن است تاکتیکی برای به دست آوردن وقت باشد، او اعلام داشت تا زمانی که آتش بس از طرف سازمان ملل رسماٌ برقرار شود باید ادامه یابد. عراق همزمان با پیش شرط هایی که برای اجرای قطعنامه 598 اعلام داشت، با شدت بیشتر در جبهه های زمینی حمله نمود و به طور گسترده از سلاح های شیمیایی استفاده نمود. لذا شورای امنیت در 9 مه 1988 (9 اردیبهشت 1367) قطعنامه مستقل 612 درباره سلاح های شیمیایی را تصویب و در آن استفاده از سلاح های شیمیایی را محکوم نمود. دبیر کل که برای برقراری آتش بس صداقت و پافشاری داشت، تلاش هایی را انجام داد. بدین ترتیب با کوشش دبیر کل سازمان ملل و جلب موافقت دو بازیکن، جنگ ایران و عراق عملاٌ از اوت 1988(17 مرداد1367) و رسماٌ از20 اوت 1988( 29 مرداد 1367) خاتمه یافت. پس از آن دبیر کل برای نظارت بر آتش بس اقدامات فوری انجام داد و جلسه شورای امنیت در 9 اوت 1988 تشکیل و قطعنامه 619 که در مورد اعزام گروه ناظربه منطقه به مدت شش ماه به منظور نظارت بر آتش بس تصویب شد.

سوم: تعیین نقطه زینی در جنگ ایران و عراق

از آن جایی که نقطه زینی در نظریه بازی ها، نقطه ای است که استراتژی بازیکنان در آن همگرا می شود و انتخاب استراتژی های مطلوب، کمترین هزینه را برای بازیگران به همراه خواهد داشت، در صورت عدم اتخاذ استراتژی صحیح، بازیکنان هزینه های بیشتری پرداخت می کنند. به این معنی که اگر دو بازیکن در نقطه ای که کمترین میزان ضرر را برای آنان دارد به توافق نرسند، پیامدهای احتمالی که در صورت عدم پذیرش برایشان ایجاد می شود بیشتر است. در مورد جنگ ایران و عراق و تعیین نقطه زینی( تعادل) آن، می توان گفت که از میان مراحل ذکر شده در مقاله، بهترین نقطه، مرحله سوم، یعنی زمان صدور قطعنامه 598 بود. یکی از عللی که ایران در قبول قطعنامه 598 تأخیر می نمود، لزوم عقب نشینی به مرزهای بین المللی بود. در این مقطع ایران بخش های زیادتری از اراضی عراق را در تصرف داشت و مایل نبود بدون آن که امتیازی به دست آورد، آن اراضی را تخلیه کند. حمله های بعدی عراق و پس گرفتن اراضی اشغالی در فاو، اطرف بصره و جزایر مجنون، نه تنها این امتیاز را از دست ایران گرفت، بلکه باعث شد تا ایران در هنگام موافقت با قطعنامه 598، اراضی بیشتری را از دست داده باشد. ولایتی وزیر خارجه وقت ایران چندی بعد اظهار داشت که:

« عراق 2400 کیلومترمربع از اراضی ایران را دراشغال دارد و یکصد کیلومتر مربع از آن را بعد از موافقت ایران با قطعنامه 598 تصرف کرده است.»

در واقع طولانی شدن جنگ و عدم تناسب اهمیت پیش شرط متجاوز شناختن عراق برای قبول قطعنامه 598 سبب شد تلفات، خسارات و صدماتی که به مردم و کشور ایران وارد شد افزون شده و مردم نیز با توجه با انزوای سیاسی ایران در سطح بین المللی، امیدی به قبول شدن آن پیش شرط نداشتند. از سوی دیگر طولانی شدن جنگ، دشواری ها و تنگناهای اقتصادی ـ اجتماعی ایران را افزایش داد(پارسادوست، پیشین: 3 ـ 702).

همان طور که گفته شد، اگر دو بازیکن در نقطه ای که کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان سود را برایشان به همراه دارد به توافق نرسند، پیامد های احتمالی که برایشان ایجاد می شود، بیشتر است، این نکته نیز در مورد جنگ ایران و عراق صادق است، پس از صدور قطعنامه 598، عدم همگرایی و همکاری میان دو بازیگر ایران و عراق موجب گردید که پرداخت هزینه ها افزون تر گردد. زیرا ایران همواره به دنبال تحقق خواسته ها و اهداف حداکثری خود(ذکر شده در بالا) بود و از شرایط مناسبی که برای صلح ایجاد شده بود خودداری کرد. پس از این مرحله بود که عراق در اکثر حملات خود به شهرهای ایران از سلاح های شیمیایی استفاده نمود و خسارات مالی و جانی بسیاری به شهرهای ایران و مردم غیر نظامی وارد نمود. آمریکا نیز پس از ماجرای مک فارلین، به منظور کسب اعتماد مجدد متحدین خود، به تشدید فشار به جمهوری اسلامی ایران پرداخت.  لذا اگر ایران در آن مقطع زمانی، قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل را می پذیرفت، ایران با خسارات و تلفات مالی و جانی کمتری جنگ را به پایان می رساند.

نتیجه گیری

در مجموع می توان گفت که نظریه بازی ها دارای مبنای هستی شناسی خاص خود و همچنین دارای اصول و مبنایی بوده که از طریق آن به تحلیل شرایط منازعه می پردازد، شرایطی که در آن بازیکنانی حضور داشته و با به کارگیری عقلانیت سعی در کسب پیروزی دارند. نقطه زینی در نظریه بازی ها نقطه ای است که کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان سود را برای دو بازیکن داشته و بازیکنان درگیر در یک بازی با پذیرش آن از پیامدها و خسارات احتمالی بیشتر جلوگیری می کنند. از دیدگاه این مقاله و بر اساس نظریه بازی ها و تعیین نقطه زینی در جنگ ایران و عراق، می توان گفت که بهترین نقطه پایان جنگ برای ایران، بلافاصله پس از صدور قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل بود. زیرا تنها در این مقطع از جنگ بود که ایران علاوه بر اینکه بخش های زیادی از اراضی عراق را در تصرف خود داشت، سازمان ملل و شورای امنیت را مجاب ساخته بود تا برای پایان یافتن جنگ، امتیازاتی را( ولو حداقلی) برای ایران در نظر بگیرند. عدم توجه به شرایط یاد شده، باعث شد تا پس از آن و مخصوصاٌ به دنبال حملات عراق در ماهها و روزهای پایانی جنگ که منجر به از عقب راندن نیروهای ایرانی از مناطق فاو، اطرف بصره و جزایر مجنون شد، ایران نه تنها این امتیازات را از دست داد، بلکه در هنگام موافقت نهایی با قطعنامه 598، نفرات و اراضی بیشتری از خود را از دست داده بود. در مجموع عدم پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران در آن موقعیت زمانی، سبب شد تا هزینه ها و پرداخت های ایران به عنوان یکی از بازیکنان درگیر در صحنه جنگ افزایش یابد، در حالی که ایران می توانست با پذیرش قطعنامه در زمان صدور آن، از گسترش تلفات و خسارات وارده شده بعدی به خود، در مقطعی که از لحاظ نظامی و تجهیزات وضعیت مناسبی نداشت، جلوگیری کرده و با برگهای برنده بیشتری در مقطع آتش بس و شروع مذاکرات با طرف عراقی حضور پیدا کند.

منابع:

الف: کتب

 

ـ اردستانی، حسین( 1379). تنبیه متجاوز: بررسی تحولات سیاسی نظامی از تابستان 1361 تا فروردین 1367، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ پارسادوست، منوچهر(1371). نقش سازمان ملل متحد در جنگ ایران و عراق،  تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ اول.

ـ تیمرمن، کنت. آر(1373). سوداگری مرگ، ترجمه احمد تدین، تهران : مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.

ـ خرمی، محمد علی(1387). جنگ ایران و عراق در اسناد سازمان ملل، جلد سوم، تهران: مطالعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد دفاع مقدس.

ـ درودیان، محمد(1375). از خرمشهر تا فاو، تهران: مرکز اطلاعات و تحقیقات جنگ.

ـ ـــــــــــــــ(1384). روند پایان جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ  ــــــــــــــــ(1383)الف. سیری در جنگ ایران و عراق، آغاز تا پایان، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ ــــــــــــــــ(1383)ب. علل تداوم جنگ، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ درویشی، فرهاد و گروه نویسندگان(1387). تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، ریشه های تهاجم، جلد اول، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ــــــــــــــــــــــــــــــ(1380). بررسی استراتژی نظامی عراق در جنگ با ایران ( 67 ـ 1359)، مجموعه مقالات، چند مسأله راهبردی، به اهتمام مجید مختاری، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ ــــــــــــــــــــــــــــــ(1385). جنگ ایران و عراق، پرسش ها و پاسخ ها، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

ـ دوئرتی، جمیز، رابرت فالتز(1384). نظریه های متعارض در روابط بین الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران : قومس.

ـ سیف زاده، حسین (1384). نظریه ها و تئوری های مختلف در روابط بین الملل فردی ـ جهانی شده، تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

ـ فتحی، حسن(1369)، تلاش های صلح آمیز در 8 سال دفاع مقدس، حماسه مقاومت، جلد2، معاونت فرهنگی و تبلیغاتی جنگ، ستاد فرماندهی کل قوا.

ـ فوزی، یحیی(1384). تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، جلد دوم، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مؤسسه چاپ و نشر عروج.

ـ  مصباحی، محی الدین(1368). چارچوب مواضع شوروی، تهران : نشرسپهر.

 

ب: مقالات

ـ روشندل، جلیل(1372). "عناصر تئوری بازی ها"، مجله حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره 29.

 

لاتین

1.Antal, John(1991). The Iraqi Army forged in the other Gulf War, Military Review, February.

2.Karsh, Efraim (ed)(1989). The Iran – Iraq War, London: The MacMillan Press- Ltd.

3.Shubic, Martin,(1964). Games for Society, Business and War: Towards a Theory of Gaming( New York: Wiley).

4. ------------------,(1967). The User of Game Theory, in James C. Charles worth , ed, Contemporary Political Analysis(New York: The Free Press).

5. Staudenmaier, William. O.(1983). A Strategic Analysis, in the Iran – Iraq War: New Weapons, Old Conflicts, Edited by Shirin Tahir – Kheli  and Shaheen Ayubi, New York: Praeger  Publishers.

6. u. n. rear book of the united nation, 1980.

 

 


* Saddle point

* Conflict  Situation

* Rules

** information conditions

*** total environment

**** payoffs

***** Minimax

[1] . عملیات استانچ ( Operation Staunch) عملیاتی بود که امریکا یی ها طراحی گردند تا از دسترسی ایران به تجهیزات نظامی و سلاح جلوگیری کنند.

نظرات کاربران


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت می باشد.

info@pishkesvat.ir